نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » گفتگو » سیاسی

متکی پنبه نمایندگان ویژه را زد

ناشنیده هایی از یک منتقد

۲۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۳۰

وزارت خارجه در پنج سال اخیر همواره به‎عنوان جزیره‎ای در کنار دولت اداره شد و به همین‎خاطر است که فقط هزینه به دولت تحمیل کرد در حالی‎که وزارت خارجه در دولتی مثل دولت نهم و دهم که حضور فعالدر عرصه بین‎المللی دارد، باید در متن و بطن دولت و امور باشد.


اختلافات منوچهر متكي وزير امور خارجه دولت نهم و حدود ١٦ ماه ابتدايي دولت دهم، با رييس این دولت‎ها را شايد بتوان به همان روزهاي اول انتخاب و معرفي وي از سوي محمود احمدي نژاد به مجلس شوراي اسلامي مربوط دانست، اختلافاتی که مثلا در ماجرای بركناري سفير كشورمان در ايتاليا از سوي متكي، باعث تذكر رييس‎جمهوری و حكم كتبي و اصرار وي مبني بر ابقاي سفیر ایتالیا در سمت خود شد و اين مسائل منجر به تهديد متكي برای استعفا و حتي بنابر اخباری، باعث نوشتن نامه استعفاي او گردید.

اختلافات در جاي خود برقرار بود و تصور می‎شد كه متكي پس از پيروزي مجدد احمدي‎نژاد در انتخابات دور دهم رياست‎جمهوري، ديگر به‎عنوان وزير امور خارجه به مجلس معرفي نشود، اما او دوباره در قامت وزير خارجه در دولت دهم حضور يافت و اين بود تا يك‎سال بعد. انتخاب شش نماينده ويژه رييس‎جمهوری در حوزه‌هاي جغرافيايي مختلف باعث اعتراض آشكار متكي به اين موضوع شد و يك‎بار ديگر شعله اختلافات رييس دولت و وزير خارجه را بالا كشيد. هرچند عنوان اين موضوع لغو شد، اما مأموريت اسفنديار رحيم مشايي از سوي احمدي‎نژاد به مقصد اردن و ابلاغ پيام رييس‎جمهوری به پادشاه آن كشور از سوي وي، گويا باعث اعتراض دوباره وزير امور خارجه شده و اين‎بار ديگر اين اعتراض‌ها و عملكردهايي كه ناخرسندي رييس دولت را در پي داشت منجر بدان شد که احمدي‎نژاد درباره تصميم چندين ساله خود به يقين رسيده و آن را عملي كند.

«پنجره» در این رابطه با يكي از مسئولان سابق دستگاه سياست خارجي كشور كه هنوز نیز در موضوع سياست خارجي، در دولت فعال و جزو منتقدان عملکرد وزیر امور خارجه سابق است گفتگویی انجام داده است. وي اصرار به عدم انتشار نام خود داشت و رعايت اخلاق حرفه‌اي باعث شد تا اولا براي آن‎كه يك مصاحبه خواندنی را از دست ندهيم و بعد هم برای اینکه خواسته وی را اجابت كنيم، مصاحبه را بدون نام منتشر كنيم.
این مصاحبه بیانگر دلایل مخالفان متکی و استدلال‎های نه‎چندان محکم آنان برای برکناری اوست.

گفته‎و شنیده می‎شود که عزل آقای متکی از منصب وزارت امور خارجه، به‎دلیل اعتراض وی به سفر و ابلاغ پیام رییس‎جمهوری به پادشاه اردن بوده است؟
ببینید اصلامناسب نیست چنین حرفی زده شود. یک وزیر خارجه طبیعتا این حق را دارد که نسبت به یک سفر یا مأموریت اعتراض کند و شخصیت آقای احمدی‎نژاد هم به‎گونه‎ای است که این دست انتقادات را خیلی راحت می‎پذیرد، به انتقادکننده هم حق می‎دهد. البته باید بدانیم که رییس‎جمهوری به‎عنوان رییس شورای‎عالی امنیتی ملی، این حق اولی و بالاتر را نیز دارد که خودش مأموریتی را به مورد اجرا بگذارد.

نکته مهمی که فکر می‎کنم بین آقای متکی و دکتر احمدی‎نژاد وجود دارد این است که ایشان در خلال این پنج سال و اندی که از انتصابش به وزارت خارجه می‎گذرد، نتوانسته انتظارات آقای احمدی‎نژاد و دولت را در واقع در حوزه سیاست خارجی تأمین کند، چراکه وزارت خارجه در واقع واحداجرایی و عملیاتی کننده راهبردها و مصوبات شورای‎عالی امنیت ملی است و بیلان کاری که ایشان تا امروز ارائه کرده، یک بیلان کاری ای بسیار ضعیفی بوده است که این را چه در وجه کمی و چه در وجه کیفی‎اش می‎توانید ببینید و ارزیابی کنید و صرفا هزینه‎ها و حرکت‎هایی بوده که وجه شکلی داشته است، یعنی وزیر خارجه سفر کرده است بدون این‎که این سفر محتویات دستاورد خارجی را به‎همراه داشته باشد.
در نقاط مختلف جهان اتفاقاتی افتاده و به بیان دقیق‎تر اشکالاتی بروز کرده است در عملکرد دستگاه دیپلماسی تحت مدیریت آقای متکی که فقط اخبار بخشی از آن‎ها، به بیرون درز کرده و باقی را فقط رییس‎جمهوری مطلع شده است که این‎ها کارنامه ایشان را به کارنامه ناموفقی تبدیل کرده است.

نکته دیگر این است که آقای متکی مدیری نبوده است که کاملا با شخص رییس‎جمهوری هماهنگ باشد، در انتصابات، در شیوه مدیریت و اداره وزارت امور خارجه و امور مربوطه دیگر کاملا متفاوت از مشی و مرام آقای احمدی‎نژاد بوده است. در انتصاب سفیر، معیارهای انتخابات سفرا و معاونان و مدیران و کارکنان وزارت خارجه و همچنین نحوه هدایت و مدیریت وزارت خارجه، ادارات و دستگاه‎های تابعه و سفارتخانه‎ها.

نکته ظریف دیگری که وجود دارد این است که آقای متکی در برخی امور شاید از سر ناچاری مجبور بود که با آقای احمدی‎نژاد کار کند ولی در بخش عمده‎ای از امور با جریاناتی که همسو با دولت نهم نبوده و در مواردی حتی مقابل دولت آقای احمدی‎نژاد می‎ایستادند، همفکری و همراهی می‎کرد.

یک نکته بدیع و خیلی عجیب هم این است که دکتر احمدی‎نژاد به‎عنوان رییس دولت، یک نفر را به‎عنوان سفیر انتخاب می‎کند و آقای متکی به‎عنوان وزیر خارجه این دولت، می‎آید و بدون هماهنگی آن شخص را از سفارت برمی دارد.

شما دارید به ماجرای تغییر سفیر ایران در ایتالیا اشاره می‎کنید؟
بله؛ همچنین رییس‎جمهوری در جایگاه رییس شورای‎عالی امنیت ملی به تشخیص خودش افرادی را به‎عنوان نماینده ویژه خود تعیین می‎کند بعد ایشان می‎رود در بین جریان‎های مختلف، در مجلس و جاهای دیگر لابی می‎کند و تلاش می‎کند که به تعبیر عامیانه پنبه این کار را بزند و بعد هم بگوید که من را جایی دیگر و شخص دیگری منصوب کرده است و نه رییس دولت.

مسئله مهم دیگر مدیریت داخلی وزارتخانه است که گزارش‎های متعددی رسیده، مبنی بر این‎که فضای داخلی وزارت خارجه یک فضای به‎هم ریخته و متکی به روابط فامیلی و ارتباطات این‎گونه است که این روابط کاملا سایه انداخته است بر روی وظایف و مسئولیت‎های دستگاهی که بسیار حساس است و این می‎تواند تهدیدات زیادی را متوجه دیپلماسی کشور کند. مسائلی در وزارت خارجه جریان داشت که منجر به این شد که چند تن از کارشناسان وزارت خارجه در کشورهای محل مأموریت خود پناهنده شوند که این‎ها به نحوه مدیریت و چید‎مان نیروهای وزارت خارجه برمی‎گردد.
مجموعه این مسائل را وقتی نگاه می‎کنیم دورنمای روشنی از تصدی آقای متکی بر وزارت خارجه نمی‎توان تصویر کرد و شاید این تصمیمی را که آقای احمدی‎نژاد باید خیلی زودتر از این‎ها می‎گرفت، امروز (دوشنبه) گرفته و باید بگوییم که این تصمیم صحیح بوده است.
البته شاید این ایراد مطرح باشد که چرا وقتی آقای متکی در سفر بوده‎اند، این تصمیم اتخاذ شده است.

انتخاب تیم کاری یک وزارتخانه اساسا حق وزیر است و اگر تیمی ناهماهنگ و ناهمگون شروع به‎کار کند سبب ایجاد اختلال در کارها می‎شود، با این وجود شما انتخاب سفرا را بر عهده وزیر نمی‎دانید؟
انتخاب سفیر دو وجه دارد؛ یکی موضوع انتخاب سفیر است که به‎صورت سنتی وزیر امور خارجه سفیر را به رییس‎جمهوری پیشنهاد می‎داده است و رییس‎جمهوری پس از یک‎سری تحقیقات در صورت مثبت بودن نظرش، حکم سفارت او را به‎عنوان نماینده دولت صادر می‎کرده است. در مدتی که آقای متکی وزیر امور خارجه بودند، ایشان بدون اعتنا به معیارها و ملاحظات آقای احمدی‎نژاد بعضا کسانی را به‎عنوان سفیر پیشنهاد داده است که این‎ها به مخالفت با نظرات دولت نهم، حداقل در عرصه بین‎الملل معروف بودند و حتی بعضا با شخص آقای احمدی‎نژاد مخالف بودند که این نکته بسیار مهمی است و شاید خویشتن‎داری رییس‎جمهوری برای پرهیز از بروز تنش در دولت، باعث از سر گذراندن این موارد بوده است.

با وجود این آیا به‎نظر شما برکناری یک وزیر هنگام مأموریت خارج از کشور به‎نوعی در نظر نگرفتن منافع ملی نیست؟
این مسأله تازه‎ای نیست و در خیلی از نقاط دنیا اتفاق افتاده است. علت این‎که آقای احمدی‎نژاد در این شرایط که آقای متکی در سفر خارجی هستند این کار را انجام دادند به این خاطر است که در این شرایط این تصمیم با کمترین مقاومت و جنجال همراه است. آقای متکی را می‎توان از مصادیق کسانی معرفی کرد که به‎خاطر یک دستمال قیصریه را به آتش می‎زنند.

در همین موضوع نمایندگان ویژه رییس‎جمهوری، این برای سیاست خارجی ما خوب نبود که وزیر خارجه بیاید به این موضوع اعتراض کند و در دنیا نیز کاملا مرسوم است که رؤسای‎جمهوری نمایندگان ویژه‎ای را در امور مختلف انتخاب می‎کنند و باید دست رییس‎جمهوری در این عرصه باز باشد. آقای متکی متأسفانه نه‎تنها در بحث انتخاب اصحاب دیپلماسی کشور، بلکه حتی در موضوع انتقال دیدگاه‎ها، اراده و خواست رییس‎جمهوری به نمایندگان ایران در خارج از کشور خوب عمل نکرده است. این‎ها نشانه نقص در عملکرد وزارت خارجه است و نشان می‎دهد که فاصله معنی‎داری بین توانایی‎ها و کارکردهای دستگاه سیاست خارجی با منویات، رویکردها و مواضع دولت آقای احمدی‎نژاد وجود دارد.

آقای متکی متأسفانه بسیار سنتی و بدون اتکا به یک تفکر سیاسی خاص، می‎خواست وزارت خارجه و امور دیپلماسی کشور را اداره کند و به همین خاطر مدعی هستم که ایشان به‎دنبال آن بود که فقط وزارت امور خارجه را اداره کند، آن‎هم به‎صورت کاملا سنتی تا اتفاقی خارج از اراده و خواست وی در آن‎جا رخ ندهد. در ضمن این‎ها آقای متکی به برخی دستگاه‎های موازی با دستگاه اجرایی، سرویس‎هایی را می‎داد که به پشتیبانی آن‎ها موضع خود را در مقابل رییس‎جمهوری تقویت کند. مواردی پیش آمده که ایشان هیأت‎هایی را سامان می‎داد که این هیأت‎ها ارزش و کارآیی لازم و مناسب برای انجام امور حوزه سیاست خارجی را نداشتند و فقط یک کار نمایشی و سرویس‎دهی به پشتیبانان خودش بود و از نمایندگی‎های خارج از کشورمان می‎خواست که به این هیأت‎ها سرویس بدهند تا وی بتواند موقعیت خود را با حساسیت آن‎ها تثبیت و تقویت کند.

اما رییس‎جمهوری تغییرات زیادی در کادر وزارت خارجه به‎وجود آورده است.
وزارت خارجه در پنج سال اخیر همواره به‎عنوان جزیره‎ای در کنار دولت اداره شد و به همین‎خاطر است که فقط هزینه به دولت تحمیل کرد در حالی‎که باید وزارت خارجه در دولتی مثل دولت نهم و دهم که حضور فعال و موضع تهاجمی در عرصه بین‎المللی دارد، باید در متن و بطن دولت و امور باشد. حتی آقای متکی در برخی محاوره‎ها عنوان می‎کند که رییس من فلان کس است که الان در حاشیه است و او را مرشد خود خطاب می‎کند. کسی که با این رویکرد و منویات طرف فردی را می‎گیرد که رقیب انتخاباتی رییس‎جمهوری بوده، نمی‎تواند وزیر خارجه مناسبی برای دولت آقای احمدی‎نژاد باشد.

اگر واقعا چنین اختلافات کاری ای آقای متکی با رییس‎جمهوری داشتند اولا چرا در چهار ساله دولت نهم برکنار نشدند و ثانیا چرا اصلا در لیست کابینه دولت دهم جای گرفتند تا از مجلس رأی اعتماد بگیرند؟
به‎نظر ما ایشان درباره جایگزین آقای متکی به جمع‎بندی نرسیدند و...

مسأله اختلاف آقای احمدی‎نژاد و آقای متکی خوب از مدت‎ها قبل از پایان دولت نهم مطرح بود؛ چرا زودتر فکری برای جایگزین ایشان نشده بود؟
بالأخره توصیه‎هایی شد و دولت هم ملاحظاتی را دارد که باید آن‎ها را تحمل کند. این ملاحظات را ایشان تا به‎حال تحمل کرد ولی دیگر دستگاه سیاست خارجی کلا از کار افتاده است و نمی‎تواند حداقل خواسته‎ها را هم تأمین کند. این را باید جزو محدودیت‎ها و محذوریت‎های آقای دکتر احمدی‎نژاد برشمرد که سعی کرد با سعه‎صدر آن را با استفاده از ظرفیت‎های دیگر از جمله نقش‎َآفرینی شخص خودش مرتفع کند که نقائص و کمبودها را جبران نکرد. البته باید توجه داشته باشیم حالا که در عرصه سیاست خارجی ما تحول ایجاد شده است، بخش عمده‎ای از آن مرهون مواضع و رویکردها و نقش‎آفرینی شخص آقای دکتر احمدی‎نژاد بوده است، اما بعد این رویکردها باید یک وجه عملیاتی پیدا کند و استمرار یابد و ثمره و بازخوردهایش را نشان دهد که متأسفانه این اتفاق‎ها نیفتاده است و فقط ایشان مواضع خود و دولتش را اعلام کرده و هرجا هم این مواضع خواسته عملیاتی شود دشواری‎هایی هم از جانب خود وزارت خارجه موجود بوده که دیگر قابل‎ذکر نیست.

این مسأله را که برکناری ایشان ربطی به مخالفت با مأموریت آقای مشایی نداشته را همچنان مصر هستید که درست است؟
بله. یک وزیر خارجه حق دارد با یک سفر و مأموریت دیپلماتیک مخالفت کند اما این‎که به‎خاطر این مخالفت برکنار شود پذیرفتنی نیست. البته اگر قرار باشد مخالفت‎های این وزیر مستمر شود و بیانگر اختلافات دیدگاهی و بینشی باشد آن وقت دیگر خب باید یک اقدامی انجام داد. موضوع ربطی به آقای مشایی ندارد. چراکه ایشان با موضوع انتخاب نمایندگان ویژه مخالفت کرده است.