امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
اخلاق سیاسی یا سیاست اخلاقی؟!
سیدجلال فیاضی
يکشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۰۱
 
آیا در سیاست هدف وسیله را توجیه می‎کند؟!
«اخلاق سیاسی» متضمن آموزه‎‎های خاصی است:

۱- در انگاره «اخلاق سیاسی» هدف کسب قدرت و دستیابی به آن، از هر مسیری است. لذا در این گرداب، بر اساس نگرش‎‎های ماکیاولی، هدف وسیله را توجیه می‎کند و سیاست‎ورزان برای تحقق اهداف خود از هیچ ابزاری روی‎گردان نیستند.
۲- تخریب، تهمت و افترا اولین ابزار‎های سیاسیون است که با آموزه اخلاق سیاسی برآن هستند تا رقیب را از صحنه برانند. آن‎ها با «نفی رقیب» به اثبات خود می‎پردازند و از ویرانی شخصیت رقبای خود لذت می‎برند. و اکنون فضای مجازی بهترین ابزار آن‎هاست. با ایجاد یک وب سایت یا وبلاگ بدون شناسنامه آب را گل آلود کرده و سپس ماهی «سیاسی» خود را «صید» می‎کنند.

۳- معتقدان به «اخلاق سیاسی» شخصیت دوگانه دارند. آن‎ها از اصول، معیارها، ارزش‎‎ها و آرمان‎‎ها سخن می‎گویند. «شایسته سالاری» را لغلغه زبان خود ساخته‎اند، اما هر گاه قدرت را فراچنگ می‎آورند، ابتدا ارزش‎‎ها را به قربانگاه می‎فرستند و سپس شایسته‎‎ها را قلع و قمع می‎کنند و اقوام، بستگان، دوستان و هم باندی‎‎های خود را «شایسته»‎ترین معرفی کرده و آن‎ها را برمی‎کشند.

۴- در آموزه‎‎های «اخلاق سیاسی» سیاست‎ورزان بر این باورند که «هر کس با ما نیست لزوما بر ماست» لذا دایره یاران این سیاسیون محدود به آن‎‎هایی است که به جز «بله قربان‎گویی» هنر دیگری ندارند.
۵- دست‎اندازی به «بیت‎المال» و «ثروت اندوزی» از طریق «قانون‎گریزی» یا «دور زدن قانون» از مشخصه‎‎های دیگر کسانی است که به «اخلاق سیاسی» اعتقاد دارند. چراکه رقابت سیاسی فعالیتی پرهزینه است و برای پیروزی در این رقابت هر ابزاری مباح است.

۶- سیاست‎ورزانی که «سیاست» اخلاق آن‎ها را رقم می‎زند، هیچ انتقادی را بر نمی‎تابند آن‎ها منتقدان خود را –هرچند دلسوز- تحمل نمی‎کنند و آن‎ها را با هر ترفندی از صحنه خارج می‎کنند. اصولا نگرش «سیاه» یا «سفید» از ویژگی‎‎های این‎گونه افراد یا جریان هاست. آن‎ها هرگز به مسائل «خاکستری» نگاه نمی‎کنند.

اما قرار انقلاب یا فعالان سیاسی بر مدار دیگری می‎چرخید. امام راحل و عظیم‎الشأن با تأکید بر این‎که «سیاست ما عین دیانت ماست»، پایه یک سیاست معنوی و اخلاقی را بنا نهادند و شالوده «سیاست اخلاقی» را پی‎ریزی کردند. در این آموزه البته اخلاق و آموزه‎‎های دینی است که معیار فعالیت سیاسی است و سیاسیون نمی‎توانند و نباید خارج از مدار اخلاق فعالیت کنند. «سیاست اخلاقی» نقطه مقابل «اخلاق سیاسی» است؛ هدف وسیله را توجیه نمی‎کند. تهمت، تخریب و افترا همچنان‎که در ارتباطات اجتماعی گناه محسوب می‎شود در سیاست‎ورزی نیز گناه به‎شمار می‎آید و شاید گناه آن مستحق عقوبتی شدیدتر باشد. نگرش‎ها سیاه و سفید نیست و سیاست‎ورزان اخلاق‎گرا بر اساس آموزه‎‎های دینی «انتقاد» را رحمت تلقی می‎کنند و برادر دینی خود را کسی می‎دانند که عیوب آن‎ها را به آن‎ها «اهدا» می‎کنند، از دست‎اندازی به بیت‎المال به جد پرهیز می‎کنند و حتی در استفاده‎‎های معمول از امکانات عمومی و دولتی نیز احتیاط را رعایت می‎کنند.

ساده‎زیستی و پرهیز از تجمل‎گرایی شعار ظاهری آن‎ها نیست در عمل بدان پایبندند و می‎توان آن را از زندگی آن‎ها به روشنی فهمید. با همه وجود به شایسته‎سالاری اعتقاد دارند و به‎کارگیری انسان‎های ناتوان اما وابسته به خویش را توجیه نمی‎کنند. به واقع اگر بخواهیم وجه تمایز انقلاب اسلامی و سایر انقلاب‎ها و نیز خط افتراق جمهوری اسلامی از سایر نظام‎‎های سیاسی را ترسیم کنیم، بایستی در همین نقطه متوقف شویم یعنی مرز بین «سیاست اخلاقی» و «اخلاق سیاسی»!

در این میان اما باید ریشه بسیاری از مشکلات امروز جامعه را در سقوط برخی سیاسیون و جریان‎‎های سیاسی به گرداب «اخلاق سیاسی» جست‎وجو کرد. طوفانی که امروز، حتی بین جریان‎‎های سیاسی هم‎فکر نیز برپاست و هر یک دیگری را متهم می‎کند. قلم‎ها و زبان‎‎هایی که هیچ پایبندی به آموزه «جذب حداکثری و دفع حداقلی» رهبر فرزانه انقلاب ندارند و متأسفانه همواره به توجیه رفتار خود می‎پردازند. سیاسیون و مدیرانی که همه منتقدان خود را به حاشیه می‎رانند و تنها به معدود افراد اطراف خود بسنده می‎کنند، در واقع دانسته یا ندانسته به دامان «سکولاریسم» غلتیده‎اند، حتی اگر مدعی دین باشند؛ چرا که پیامبر اکرم اسلام (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) آشکارا فریاد زد: «من برای اتمام مکارم اخلاق مبعوث شدم» و پرواضح است که اگر کسانی داعیه پیروی از دین در سیاست‎ورزی دارند باید پایبندی خود را در عمل به اصول اخلاقی و آموزه‎‎های دینی بروز دهند و از هر نوع بداخلاقی سیاسی پرهیز کنند.

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 206119