| یک فرار تاریخی |
| روزشمار انقلاب |
| يکشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۰۲ |
در روز ۲۶ دي ۱۳۵۷، شاه پس از سالها ظلم و جنايت در حق مردم مسلمان ايران، به همراه همسرش، ايران را به سمت مصر ترک کرد، در حالي که حتي نزديک ترين حاميان و اربابانش هم از پذيرفتن او امتناع کردند.
با روشن شدن جرقههاي اوليه انقلاب و فشار نيروهاي مخالف رژيم و هماهنگي قيامهاي مردمي به رهبري امام خميني «قدس سره» و كشتار ۱۷ شهريور و برگزاري مراسم چهلمهاي مختلف شهدا در شهرهای مختلف از جمله تهران مشهد و اصفهان و اعتصاب كارگران شركت ملي نفت و چاپ مقاله توهينآميز احمد رشيدي مطلق عليه امام «قدس سره»، كنترل امنيت كشور از دست نيروهاي رژيم و حتي حكومت نظامي خارج شد و پايههاي اقتدار رژيم ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهي سست و منجر به فرار شاه شد. در آن تاريخ همه ناظران سياسي متفقالقول بودند كه حل بحران، با حضور شاه در ايران امكانپذير نيست و رهبر انقلاب اسلامي، به هيچ عنوان حضور شاه و رژيم سلطنتي را تحمل نخواهد كرد.
شاه نيز پس از عدم موفقيت دولت نظامي ازهاري در برقراري نظم و آرامش و رفع اعتصابها كه اقتصاد كشور را فلج كرده بود، راه ديگري جز خروج از كشور نداشت. هر چند شاه اوضاع را بحراني تر از آن مي يافت که سوداي بازگشت زود هنگام را در سر بپروراند، اما تجربه اي شيرين براي وي و البته تلخ براي مردم در گذشته اي نه چندان دور او را دلگرم مي کرد. زمانی که در مرداد ماه ۱۳۳۲ کودتا در مرحله اول شکست خورد، شاه از کشور فرار کرد اما ديري نپاييد که اربابان خارجي اش به داد او رسيده حکومت ملي ايران را طي کودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ساقط کردند و شاه به کشور بازگشت. اما دیگر فرصتی برای خیال بازگشت باقی نمانده بود.
تشريفات مربوط به خروج شاه خصوصي و غيررسمي بود. مشايعت کنندگان، نخست وزير، رؤساي مجلسين، وزير دربار، رئيس ستاد ارتش و گروهي از مقامات وابسته به دربار بودند که مقارن ساعت يازده و نيم صبح ، شاه و همسرش، با يک هليکوپتر وارد فرودگاه شدند. شاه در مصاحبه كوتاهي به خبرنگاران گفت: «مدتي است احساس خستگي ميكنم و احتياج به استراحت دارم. ضمنا گفته بودم پس از اينكه خيالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. اين سفر اكنون آغاز ميشود و تهران را به سوي آسوان در مصر ترك ميكنم.امروز با راي مجلس شوراي ملي كه پس از راي سنا داده شد، اميدوارم كه دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پايهگذاري آينده موفق شود»
وي در مورد مدت سفر خود نيز گفت: «اين سفر بستگي به حال من دارد و در حال حاضر دقيقا نميتوانم آن را تعيين كنم» بعدازظهر روز ۲۶ دي ۱۳۵۷، شاه پس از سالها ظلم و جنايت در حق مردم مسلمان ايران، به همراه همسرش، ايران را به سمت مصر ترک کرد، در حالي که حتي نزديک ترين حاميان و اربابانش هم از پذيرفتن او امتناع کردند.
ساعت دو بعد از ظهر خبر فرار شاه از راديو پخش شد، پخش اين خبر چهره تهران بلکه سيماي کشور را تغيير داد، در خيابان ها چراغ اتومبيل ها روشن شد، بوق ها به صدا در آمد و شادمانی و شعف در چهره مردم موج مي زد. جمعيت به شور آمده، و هر کدام به طريقي نفرت خود را از شاه نشان دادند؛ برخي اشک شوق مي ريختند، بعضي عکس شاه را در روي اسکناس ها سوراخ کرده و بر دست گرفته بودند. گروهي هم نقل و نبات پخش مي کردند. جمعي نيز عکس هاي حضرت امام خميني (ره) را بين سرنشينان اتومبيل ها پخش مي کردند.
ساعت حدود چهار بعد از ظهر روزنامه هاي اطلاعات و کيهان با تيتر "شاه رفت" منتشر شدند. تيتر روزنامه ها از هميشه درشت تر بود. مردم روزنامه ها را بر سر دست گرفته بودند و به يکديگر نشان مي دادند. برخی به مجسمه شاه حمله کردند و آن را پايين کشيدند و پرچم هاى الله اكبر را به جاى مجسمه هاى خرد شده شاه، نصب کردند و به آرزوي خود که از ۲۸ مرداد ۳۲ در دل داشتند، رسيدند.
حضرت امام خميني (ره)، پس از فرار شاه در پيامي به ملت ايران مواردي را به اطلاع رسانند: در قسمتي از پيام امام آمده بود: «خدمت عموم ملت شريف و شجاع ايران اعلي الله كلمتهم و فقهم الله تعالي: فرار محمد رضا پهلوي را كه طليعه پيروزي ملت و سرلوحه سعادت و دست يافتن به آزادي و استقلال است به شما ملت فداكار تبريك عرض مي كنم. شما ملت شجاع و ثابت قدم به ملتهاي جهان ثابت كرديد كه با فداكاري و استقامت، مي توان بر مشكلات هرچه باشد غلبه كرد و به مقصد هرچه دشوار باشد رسيد. گرچه اين ستمگر با دست آغشته به خون جوانان ما و جيب انباشته از ذخاير ملت، از دست ما گريخت ولي به خواست خداوند متعال بزودي به محاكمه كشيده خواهد شد و انتقام مستضعفين از او گرفته خواهد شد و لكن قطع دست ستمكار از ادامه ظلم به دست ستمديدگان فوري است. او رفت و به همپيمان خود اسرائيل دشمن سرسخت اسلام و مسلمين پيوست و جرايم و آشفتگيهايي را برجا گذاشت كه ترميم آن جز به تائيد خداوند متعال و همت همه طبقات ملت و فداكاري اقشار كاردان و روشنفكر ميسر نخواهد شد.»