امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
نفت به‎جای سر سفره رفتن باید به کارگاه‎‎های تولیدی برود!
جمشید پژویان
يکشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۰۰
 
بیشتر کارشناسان معتقدند اتکای دولت به درآمد‎های نفتی، پس از سال‎ها عقب‎ماندگی کشور را دامن‎زده و تداوم این رویه کم‎کم منجر به نابودی اقتصاد می‎شود؛ زیرا با چنین شیوه‎ای هیچ‎گاه نمی‎توان به اقتصادی پویا دست یافت. دکتر جمشید پژویان، استاد برجسته اقتصاد کشور، برخلاف اقتصاددانانی که وجود درآمد‎های نفتی را در اقتصاد کشور، ناکارآمد می‎بینند، بر این باور است که چنان‎چه ازدرآمد‎های نفتی به‎صورت بهینه استفاده شود و آن را در چرخه تولید برای ایجاد ارزش افزوده کالا و محصولات به‎کار گیریم، اقتصاد کشورمسیر پیشرفت را در پیش خواهد گرفت.

این تئوریسین اقتصادی، شدیدا مخالف صرف درآمد‎‎های نفتی در بودجه جاری سالانه است و می‎گوید، درآمد‎های نفتی باید با تولید کیفی انبوه و به ثروت تبدیل شود تا منفعت آن به کل جامعه برگردد و توسعه اقتصادی را منجر شود. البته پژویان که طراح قانون هدفمندی یارانه‎هاست و آن را نقشه راه توسعه کشور می‎داند، اعتقاد دارد با طرح‎‎هایی مانند طرح تحول اقتصادی می‎توان وابستگی اقتصاد کشور را به نفت کم کرد.

با توجه به وابستگی شدید بودجه سنواتی کشور به نفت، ‎ فکر می‎کنید راهکار اصلی برون‎رفت از این وضعیت چیست و چه اندازه می‎توان بین اقتصاد نفت‎محور و اقتصاد پویای پیشرفته فاصله انداخت تا منابع درآمدی حاصل از فروش نفت، کمتر صرف هزینه‎‎های جاری شود؟

بی‎تردید، آن‎چه در اقتصاد‎های بدون نفت موجب تداوم فعالیت‎‎های اقتصادی می‎شود تمرکز بر تولید است؛ یعنی هر کشور بر مبنای مزیت‎‎ها و قابلیت‎‎هایی که دارد، کسب ثروت می‎کند. از سوی دیگر، کشور‎های نفت‎خیزی که اقتصاد خود را فقط بر پایه نفت و تولید و فروش خام این محصول تجدیدناپذیر گذاشته‎اند و درآمد‎های حاصل از آن را صرفا به هزینه‎‎های جاری اختصاص می‎دهند، از قافله پیشرفت و جریان تولید همراه با ارزش افزوده سرشار، عقب می‎مانند. در حالی‎که بیشتر کشور‎های پیشرفته دنیا با وجودی که از منابع نفتی و ذخایر خدادادی بی‎بهره‎اند، با ورود به عرصه تولید و تمرکز بر آن، اقتصاد خود را استوار و مترقی کرده‎اند.

در واقع، خروج از اقتصاد نفتی در کشوری مانند ایران که حدود ۱۴درصد ذخایر نفتی دنیا را به خود اختصاص داده است، اشتباه بوده است؛ چراکه باید از این منبع عظیم خدادادی، بهینه و به‎نحو شایسته استفاده شود، استفاده‎ای که به تولید ثروت برای کشور منجر شود، نه این‎که با خام‎فروشی، دلار‎های نفتی فقط صرف هزینه بودجه جاری درسال شود. چراکه دیگر منابع درآمدی، همچون حوزه مالیات و گمرگ و... در کشور موجود است که بتوان با تحرک‎بخشی این بخش‎‎ها، بودجه جاری سنواتی را تأمین کرد؛ زیرا نفت به نسل‎‎های آینده نیز تعلق دارد.

تفکر برخی این است که نباید اقتصاد را چندان به نفت متکی کرد؛ اما شما معتقدید چنین نیست و با حفظ چهارچوب خاص می‎توان انقلابی را در تولید ثروت در حوزه نفت به راه انداخت؛ به‎نحوی‎ که محاسن و تبعات مثبت آن به نسل‎‎های آینده نیز برسد. اکنون بفرمایید جریان تولید ثروت حاصل از نفت ممکن است چگونه باشد؟

بنده فقط مخالف آن هستم که درآمد‎های نفتی در هزینه‎‎های جاری هر ساله سوخت شود. این درآمد باید در چرخه تولید به ارزش افزوده بالاتر تبدیل شود و دولت بودجه سالانه را طوری ببندد تا از درآمد‎های نفتی در بودجه جاری، کمترین استفاده را بکند و هرساله به این مهم تکیه نکند؛ زیرا همان درآمد‎های نفتی که سالانه صرف هزینه‎‎های بودجه جاری می‎شود، می‎تواند جریان ثروت انبوهی را با تولید کیفی همراه با ارزش افزوده بالا به راه اندازد تا رشد اقتصادی کشور سیر ترقی را بپیماید.

با این روند، ارز کلانی نصیب کشور می‎شود که می‎توان آن را در هزینه‎‎های جاری دولت به‎کار گرفت.
از سوی دیگر بنده سال‎هاست به این موضوع می‎اندیشم که چرا اقتصاد ما که از منابع بالاتر از متوسط دنیا بهره‎مند است و به‎دلیل وجود نفت، امکان دسترسی و بهره‎مندی از تکنولوژی‎ برتر دنیا را دارد آن‎طور که باید و شاید از رشد قابل‎قبولی در اقتصاد بهره‎مند نیست. در چنین وضعیتی، باید گفت از نفت و درآمد‎های آن باید طوری بهره گرفت که پیشرفت کلی آینده را دربر داشته باشد و نباید فقط به فکر خام‎فروشی نفت برای تأمین هزینه‎‎های جاری سالانه کشور بود.

این‎که نفت را به ثروت تبدیل کنیم، نیاز به تکنولوژی مدرن دارد. آیا صنایع تبدیلی و فرآوری کشور به‎گونه‎ای هست که نفت خام را به فرآورده‎‎های آن تبدیل کنند تا از این منظر به تولید نفت و درآمدزایی آن نگاه شود؟

اولا باید برای خرید ماشین‎آلات صنعتی مدرن با تکنولوژی نوین، سال‎‎های پیش اقدام می‎شد تا با تعویض و تجهیز مراکز تولید و کارخانجات کشور، از هدررفت فوق‎العاده بالای انرژی جلوگیری می‎شد. اکنون نیز نباید از این موضوع غفلت کرد؛ چراکه باید با مدرنیزه کردن سطح تولید در پالایشگاه‎‎ها (صنایع پتروشیمی)، نفت و مشتقات آن به فرآورده‎‎های خاص با ارزش افزوده بالا تبدیل شوند تا نه‎تنها ثروت جامعه به همان اندازه بالا رود، بلکه منابع انرژی نیز با قیمت بسیار پایین و به‎صورت خام فروخته نشود یا در کارگاه‎‎های تولیدی بی‎جهت هدر نرود.

چنین رویه و راهکاری نه‎تنها به ایجاد اشتغال در کشور منجر می‎شود، بلکه درآمدزایی مطلوب و چشمگیری را نیز با فروش کالا و محصولات (مشتقات نفتی فرآوری شده) به‎دنبال دارد. در واقع آن‎گونه که گفته شد، دولت باید قبل از اجرای فاز دوم یارانه‎‎ها تکلیف چگونگی حمایت از تولید را مشخص کند تا در این بخش اصلاح ساختاری صورت گیرد. دولت باید در ابتدا حمایت خود را به هر نحو ممکن (ارائه تسهیلات و وام ارزان‎قیمت و...) از تولیدکنندگان از سرگیرد؛ اما خود تولیدکنندگان نیز با نقدینگی موجودی که بعضا دارند و با توجه به بازدهی مطلوب و بالاتر تولید، در تجهیز کارخانجات خود استقبال لازم را به عمل ‎آورند و این موضوع موجب شود تاهمواره از منابع نفتی به‎نحو شایسته و بهینه استفاده كنيم.

اجرای قانون هدفمندی یارانه‎‎ها تا چه اندازه می‎تواند بر اقتصاد کشور تأثیرگذار شود؟
اگر از ابعاد مختلف به این قانون توجه شود، باید گفت که به‎طور کلی ما در یک دوران نسبتا طولانی، ساختار اقتصادی کشور را از نظر علایم اقتصادی دچار تخریب کردیم؛ یعنی با برخی سیاست‎‎های غلط مانند تعیین قیمت‎‎های نسبی، آن‎چه را یک اقتصاد سالم و پویا نیاز داشت، سالیان متمادی بر مدار ناکارآمدی و عقب‎ماندگی قرار دادیم، این موضوع نه‎تنها موجب شد تا انرژی ارزان قیمت بدون محدودیت صرف شود، بلکه انگیزه‎ای نیز برای تغییر تکنولوژی و نوسازی مراکز تولیدی ایجاد نشود.

چنین عواملی بی‎تردید، تخریبی بسیار جدی در ساختار اقتصاد ایران محسوب می‎شد که اصلاح قیمت حامل‎های انرژی را با اجرای هدفمندی یارانه‎ها می‎طلبید؛ زیرا طی سالیان گذشته این قیمت‎ها همواره ثابت مانده و سبب دور شدن از قیمت‎‎های واقعی شده بود، بدین معنا که تداوم رویه ثابت نگه داشتن قیمت‎ها تأثیری جز پدید آوردن یارانه‎ای پنهان در جامعه و بازار نداشت، چراکه عمدتا افرادی از این یارانه پنهان نفع می‎بردند که جزو اقشار پردرآمد و ثروتمند جامعه محسوب می‎شدند و به واسطه حجم بالای این کالا در سبد خانوار، بخشی از آن‎ها از یارانه‎‎های بیشتری بهره‎مند می‎شوند که این مسأله از نظر رعایت عدالت در مصرف منابع ملی، همواره جای سؤال داشت.

در واقع، آن‎چه به‎عنوان هدف و نکته اساسی و کلیدی در این قانون وجود دارد، اصلاح قیمت‎‎های نسبی است. درست است که طرح با نام هدفمند کردن یارانه‎‎ها مطرح می‎شود و این کار را می‎کند، ولی اصلاح قیمت‎‎های نسبی یعنی این‎که یارانه‎ای که تا حالا به ثروتمندترین گروه‎‎ها پرداخت می‎شد، حذف شده و با هر روشی، به گروه‎‎های دیگر جامعه منتقل می‎شود؛ اما مسأله اساسی این است که وقتی شما چنین یارانه‎ای را از قیمت و بازار حذف می‎کنید، قیمت‎‎های نسبی که تاکنون به‎نفع مصرف‎کنندگان حامل‎‎های انرژی بود یا به‎عنوان نهاده استفاده می‎کردند، تغییر خواهد کرد و دیگر انرژی مفت و رایگان در اختیار تولیدکننده و مصرف‎کننده قرار نخواهد گرفت.

در نتیجه این‎ها مجبور به صرفه‎جویی می‎شوند و برای کم‎ کردن هزینه‎های‎شان، روش زندگی خود را تغییر می‎دهند. اگر به ساختار اقتصادی کشور پس از گذشت یک سال از اجرای هدفمندی یارانه‎ها نگریسته شود، خواهیم دید که مصرف کنند کان با دریافت یارانه نقدی حاصل از جبران افزایش قیمت حامل‎های انرژی، نه‎تنها صرفه جویی درمصرف را به‎طور جدی مورد توجه قرار داده، بلکه با تبعات این طرح کنار آمده‎اند. اما متأسفانه دولت دراجرای سیاست حمایت از تولید و ملزم کردن تولیدکنندگان به تغییر تکنولوژی و به روز کردن ماشین آلات این بخش، به نوعی، کوتاهی کرده است که این موضوع آثارمخرب اقتصادی را برای کشور به‎دنبال دارد.

راهکار اصلی نوسازی صنایع و مراکز تولید با ماشین‎آلات فرسوده و قدیمی کشور را که به کاهش میزان مصرف انرژی منجر شود، در چه می‎بینید و دولت باید در این راستا چه سیاستی را در پیش گیرد؟
با توجه به استقبال مردم از اجرای قانون هدفمندی یارانه به منظور رعایت عدالت درمصرف منابع و توجه به توسعه کشور، تنها بخشی که اکنون منابع ملی را به شکل سرسام‎آوری می‎بلعد بنگاه‎های تولیدی فرسوده و قدیمی است که باید سیستم و ماشین آلات آن‎ها نوسازی شود. راهکار دولت برای به روز شدن چنین مراکزی، تشویق تولید‎کنندگان به تغییر ماشین‎آلات آن‎هاست که برای این کار باید از ابزار‎های حمایتی و تشویقی، مانند کاهش یا حذف مالیات‎های گمرکی و... استفاده کرد.

علاوه‎بر این، بانک‎ها نیز باید با ارایه اعتبار و تسهیلات ارزان قیمت لازم، این بخش مهم را همراهی کنند. با وجود این، چنان‎چه یک بنگاه تولیدی، خود را با آخرین استاندارد‎های روز در تولید کالا‎های کم مصرف یا تجهیز ماشین‎آلات خود مجهز کند، مشمول مزایای خاص و امتیازات دولت شود. به‎دیگر سخن، در بخش تولید که باید شاهد کلیدی‎ترین تأثیر آن بر اجرای هدفمندی باشیم، حذف یارانه‎‎ها به این منتهی می‎شود که تولیدکننده ماشین‎آلاتش را که پنج برابر فن‎آوری موجود انرژی مصرف می‎کند، عوض کند تا مصرف انرژی آن‎ها به یک پنجم برسد. با وجود این، وقتی یک بنگاه می‎بیند قیمت حامل‎‎های انرژی برایش چند برابر بیشتر تمام می‎شود، چاره‎ای جز تغییر دادن فن‎آوری نمی‎بیند؛ به‎خصوص، تولیدکننده اگر بداند که با تغییر فن‎آوری، می‎تواند مقدار مصرفش را به یک پنجم برساند و علی‎رغم افزایش چند برابری هزینه تعویض فن‎آوری، هزینه کلی‎اش کم می‎شود، قطعا به چنین موضوعی می‎اندیشد که خود را به فن‎آوری‎های روز دنیا مجهز کند.

آن‎گونه که گفته شد، باید به بنگاه‎‎های تولیدی اعلام شود مجموعه‎‎هایی که به‎سمت کاهش مصرف انرژی بروند و بتوانند حداقل ۵۰‎درصد از میزان مصرف انرژی خود را بکاهند و ماشین‎آلات خود را تغییر داده و به روز کنند، معافیت مالیاتی می‎گیرند. چراکه استهلاک نزولی، بیش از هر چیزی می‎تواند در این زمینه اثرگذار شود. در این صورت، واحد‎های صنعتی برای حضور در بازار و عقب‎نماندن از رقبای خود انگیزه‎‎های زیادی دارند که با سیاست‎‎های تشویقی می‎توان به‎سمت تکنولوژی‎‎های برتر و کم‎مصرف در بخش انرژی حرکت کرد. البته دولت در این راستا هنوز فعال نشده و این ناشی از اشتباه بزرگ تاریخی اقتصاد ایران است که متأسفانه در زمینه سیاست‎گذاری‎های اقتصادی همواره بخش‎‎های اجرایی یعنی خود وزارتخانه‎ها که وظایف اجرایی را دارند متأسفانه با تفکر غلط، سیاست‎‎هایی اقتصادی را انجام می‎دهند که علم، تخصص و تجربه کافی آن را ندارند.

بیشترتأکید شما بر این است که باید ابتدا به تولید توجه می‎شد. چرا؟
به هر جهت ما می‎توانستیم قبل از این‎که قیمت‎‎ها را اصلاح کنیم، علامت‎‎های خاصی را به تولید بدهیم. البته تا زمانی که قیمت‎‎ها اصلاح نشود، انگیزه قوی برای تولید‎کننده ایجاد نمی‎شود و چنان‎چه یارانه را به تولیدکننده ندهیم، در آینده تولید ما به‎سمت کارآیی خواهد رفت. برای این‎که در زمان اصلاح قیمت‎ها بتوانیم از گروه‎‎های فقیر محافظت کنیم، برای همه یارانه نقدی یکسان در نظر گرفته‎ایم. به‎نظر من، این روش قطعا بهتر از روشی است که در گذشته بوده است؛ اما می‎دانیم که برای ایجاد یک نظام رفاهی، نیازمند نظام تأمین اجتماعی، نظام پرداخت‎‎ها و مالیات مجموع درآمد نیز هستیم. مسأله اساسی، مصرف‎کننده نیست، بلکه تولیدکننده و بخش خصوصی است که به‎دلیل علایم غلطی که به آن‎ها داده‎ایم، تولیداتی با هزینه بالا و کیفیت پایین وارد بازار می‎کنند
بی‎تردید، آن‎چه در اقتصاد‎های بدون نفت موجب تداوم فعالیت‎‎های اقتصادی می‎شود تمرکز بر تولید است؛ یعنی هر کشور بر مبنای مزیت‎‎ها و قابلیت‎‎هایی که دارد، کسب ثروت می‎کند.

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 201763