| صد سال اول اجرای هدفمند کردن یارانه ها |
| اميد مهدي نژاد |
| سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۰۲ |
صد سال اول
اسماعيل كوثري، نماينده مجلس، كه طبق تحقيقات بهعمل آمده نفسش از جاهاي گرمي بلند مي شود، گفت: «در ابتداي اجراي اين طرح هدفمند كردن يارانه ها، مشكلات و فشارهايي در جامعه پيش مي آيد و برخي دچار مشكل مي شوند، اما تبعات و مشكلات ناشي از آن، به مرور زمان و با اصلاح طرح برطرف مي شود.»
آگاهان، به رمزگشايي جمله فوق پرداخته اند:
ابتداي طرح:
منظور از «ابتداي طرح»، صد سال اول اجراي آن است. همان طور كه كارشناسان قديمي گفته اند، فقط صد سال اولش پدر در مي آورد.
مشكلات و فشارها:
مشكلات هميشه بوده. فشارها هم هميشه بوده. همراه شدن «مشكلات و فشارها»، از خصوصيات صد سال اول اجراي طرح هدفمند كردن است كه پس از صد سال مرتفع خواهد شد به فضل خدا.
برخي:
«برخي» كه در صد سال اول اجرا دچار مشكلات و فشارها مي شوند، عبارتند از:
دهك هاي پايين (اقشار آسيب پذير سابق، مستضعفين اسبوق)، كارگران، كاسبان جزء، كشاورزان، معلمان، بيكاران و در حالت كلي همه كساني كه كمتر از خدا تومان درآمد ماهانه دارند.
بقيه مردم شامل تجار بزرگ، مسئولين مملكت، نورچشمي ها، پولشويان، واردكنندگان عمده مواد مخدر، سارقين مسلح و... خال هم برنخواهند داشت و اي به قربان همه شان.
اصلاح طرح:
«اصلاح طرح» اقدامي است كه پيش از اجراي طرح امكان پذير نيست و تنها پس از اجرا و پيش آمدن مشكلات و فشارها بر برخي، قابل انجام است. حرف زيادي هم نباشد.
گمانه زني اضافه:
مثل روز روشن است كه طرح هدفمند كردن مشكلي براي مردم به وجود نخواهد آورد. چراكه رييس جمهور به اسماعيل كوثري قول داده «طرح هدفمند كردن يارانه ها مشكلي براي مردم به وجود نياورد.» در نتيجه كليه رمزگشايي هاي فوق ملغي اعلام شده، مردم هميشه در صحنه با خيال راحت مي توانند صبر كنند تا بهار بيايد و كمبوزه و خيارشان را بخورند. نوش جان.
الفرار...
نكته مهم
سيدمحمد خاتمي، رييس فعلي بنياد باران و رييس جمهور اسبوق مملكت، «نكته مهم» را مورد اشاره قرار داد. وي گفت: «جامعه ما با بحران مواجه شده است. نكته مهم اين است كه بايد پذيرفت در جامعه بحران به وجود آمده است و از آن پس است كه مي توان راه چارهاي انديشيد.»
صاحب نظران كه دوست ندارند خال بر خاطر مبارك بيفتد، با قيد سه فوريت دور هم جمع شدند كه نگراني ايشان را مورد بررسي قرار دهند. آنها پس از شور و مشورت، احتمالات زير را بهعنوان بحران احتمالي مورد نظر ايشان مطرح كردند:
بحران دستگيري دوستان، آشنايان و ساير وابستگان؛
بحران آينده اصلاحات، كه خاكستري مايل به قهوهاي بهنظر مي رسد؛
بحران فضاي امنيتي حاكم بر محله مسئول نشين جماران؛
بحران خودكشي كشاورز مازندراني به دليل بدهكاري؛
بحران بيرون رويِ تقاضاهاي مدني از درون كشور؛
بحران به تعويق افتادن گفتوگوي بين الفرهنگي و بين التمدني؛
بحران درگذشت زائوي اهري به خاطر ديركرد در پرداخت پول بيمارستان؛
بحران رنجيدگي موسوي خوييني ها از چهارچوب نظام.
از كليه خوانندگان عزيز خواهش مي شود نظرات خود را در راستاي اين كه حاجي را چي ناراحت كرده، به آدرس تحريريه صفحه آخر فرستاده و به قيد قرعه خود را برنده شصت سانت عباي شكلاتي كنند.
خاص، خيلي خاص
يكي از كارگردانان مخاطب خاص كه بر حسب اتفاق و نه بيشتر، از بازيگران مخاطب فوق العاده عام سينماي ايران هم هست، كلا انتقاد كرد. اين بازيگر، كارگردان، فيلمنامه نويس، مترجم، شاعر، نويسنده، عكاس و غيره سينماي ايران، ضمن نادرست خواندن طرح اكران فرهنگي، گفت: «در جاهاي ديگر دنيا، فيلم هايي را كه مخاطب شان عام نيستند، در سينماهاي مخصوص نمايش مي دهند و اين سينماها دايما در حال نمايش اين فيلم ها هستند. ما چطور مي خواهيم تنها سئانس هايي را به نمايش فيلم خاص اختصاص دهيم؟»
يكي از مسئولين اكران در پاسخ به سئوال اخير اين هنرمند گفت: «اين طور.»
شايان ذكر است، اين هنرمند برجسته سال گذشته با بازي در فيلم هاي هنري، فاخر و مخاطب خاصي نظير «حالا بشكن و بالا بنداز»، «عشق به اضافه هفت، در چهار دقيقه»، «بكش و خوشگلم كن»، «خواستگار سمج» و «جيگرطلا»، يكي از مخاطب خاص ترين كارنامه هاي بازيگري در تاريخ سينماي ايران را از خود برجاي گذاشته است.
نوش جان
يكي از خبرنگاران اروميهاي كه مشغول عكس برداري با موبايل از پارچه نوشته هاي تبريك به استاندار جديد آذربايجان غربي بود، توسط مأموران مستقر در استانداري مورد ضرب و شتم رشادت بار قرار گرفت.
اين خبرنگار پس از تناول كتك ها، از مأموران به دادگاه شكايت كرد و خودش به ايجاد بلوا، آشوب و اغتشاش متهم شد، اما ناجوانمردانه تبرئه گرديد.
يكي از كارشناسان قضايي كه سابقه محكوم كردن هاي زيادي دارد، ضمن تأييد عمل غيورانه مأموران، حكم تبرئه خبرنگار مصدوم را محكوم كرد. اين كارشناس گفت:
اولا خبرنگار بايد يادداشت كند و عكاس بايد عكس بگيرد و خبرنگاري كه عكس مي گيرد بايد ضرب و شتم شود.
ثانيا خبرنگار به چه حقي از پارچه نوشته هاي تبريك كه يك چيز ناموسي است عكس گرفته است؟ آيا خبرنگاران خودشان راضي مي شوند يك استاندار از پارچه نوشته هاي تبريك شان عكس بگيرد؟
ثالثا به طنزنويسان مزدور چه ربطي دارد كه دخالت مي كنند. هوي... وايسا ببينم...
[در اين لحظه ضمن فرار، شما را تا اطلاع ثانوي به خداوند بزرگ سپردم.]