داخلی » آخرين عناوين » جامعه
چهارهزار عكس از زيباترين اتفاق قرن+عکس
۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۶
از وقتي كه پاي دوربينها به ميان آمد و عكاسي خبري شكل گرفت، عكسها سهم عمدهاي را در حفظ و ثبت وقايع جهان معاصر به خود اختصاص دادند.
به گزارش جام جم آنلاين از آن پس هر جا جنگ، انقلاب و حادثه بزرگي رخ داده، عكاسان خبري آن را با دوربينهايشان روايت كردهاند.
در جريان انقلاب اسلامي ايران هم عكاسان بسياري از داخل و خارج از كشور به عكاسي پرداختند تا آن را در صفحات تاريخ ماندگاركنند.
يكي از اين عكاسان، اكبر ناظمي است كه عكسهاي وي تاكنون در نمايشگاههاي مختلف داخلي و خارجي به نمايش گذاشته شده و در قالب كتابهايي نيز منتشر شدهاند.
ناظمي كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در آلمان مشغول تحصيل بوده، وقتي انقلاب مردمي ايران را ميبيند به عشق وطن و همراهي با مردم دوربين به دست ميگيرد و به كشورش باز ميگردد تا روايتگر حادثهاي باشد كه آن را تكرار نشدني ميداند.
او همگام با مردم بيش از چهار هزار قطعه عكس و ساعتها فيلم گرفته است.
با وي به گفتوگو نشستيم تا برايمان از خاطرات آن روزها و عكسهاي ماندگاري كه گرفته است، بگويد.
وقتي كه انقلاب اسلامي ايران آغاز شد ايرانيان زيادي خارج از كشور بودند، برخي به كشور بازگشتند و برخي هم نه. شما در اين شرايط دوربين به دست گرفتيد و به كشور بازگشتيد، دليل اين تصميمتان چه بود؟
دوستي دارم كه در خارج از كشور زندگي ميكند و گاه از تبليغ رسانههاي آنان تاثير ميگيرد. چند وقت پيش به من گفت اگر مرزهاي ايران را ببندند و ديگر نتواني هيچ سفري داشته باشي چه ميكني؟ به او پاسخ دادم بستگي دارد، اگر زماني واقعا مرزها بسته شود و خارج از ايران باشم به هر قيمتي باز ميگردم، چون دوست ندارم مردم كشورم را تنها بگذارم و به اين افتخار ميكنم كه همه لحظههاي بحراني را در ايران و كنار مردم حضور داشتهام. بنابراين هدف و انگيزه اصلي من از بازگشت به كشور چيزي جز عشق به ميهن و مردم نيست.
پس وقتي كه انقلاب اسلامي آغاز شد، علاقهتان به عكاسي و عشقتان به ايران با يكديگر همراه شد و شما آمديد تا صحنههاي انقلاب را به تصوير بكشيد.
بله، هم كارم را خيلي دوست دارم و هم كشورم را، به همين خاطر تك تك عكس هايم را با اعتقاد گرفته ام. وقتي عكسهاي مربوط به جنگ جهاني دوم را ميديدم، بيشتر به اهميت كار يك عكاس خبري پي ميبردم و آرزو داشتم كه بتوانم عكاس خبري خوبي باشم. البته عكاسي خبري موضوع بسيار مهمي است، چرا كه اين عكاسان خبري هستند كه وقايع را به همه جهان نشان ميدهند. اين عكاسان چشم مردم هستند و كارشان آگاهي بخشي است. حال اگر قرار باشد جلوي عكاسان خبري گرفته شود و آنها نتوانند آزادانه كار كنند، گويي كه چشمان مردم را بستهايم! چون دولتها همه جا حضور ندارند و اين عكاس خبري است كه ميتواند نقايص را ببيند و به دولتها نشان دهد. اگر قرار باشد به چشم دشمن به آنها نگريسته شود ديگر نميتوانيم عكسهاي خوب و ماندگاري داشته باشيم. عكاسي، هنر شكار لحظهها و ارائه آن به بهترين شكل به مردم و مسوولان است.
دورهاي كه شما در آن عكاسي ميكرديد، اغلب حكومت نظامي بوده و قطعا عكاسي هم دشوار بوده است، آيا با مشكلي مواجه نميشديد؟
بله، خيلي وقتها دنبالم كردند و فرار كردم. يادم است يك بار در خيابان سميه بودم و در يكي از ادارههاي چند طبقه باز بود و رفتم بالا تا رسيدم به درپشت بام. اما از شانس بدم در قفل بود. ديدم كنار در يك سطل آشغال است كه ابزار و لباس مستخدمها روي هم تلنبار شده و سريع فيلمها را پيچيدم لاي روزنامه و گذاشتم ته سطل زباله. لباس مستخدم را هم پوشيدم و جارو را دستم گرفتم و مشغول شدم به تميز كردن زمين تا اگر مامورها رسيدند من را با مستخدم اداره اشتباه بگيرند. اتفاقا مامورها هم ريختند تو ساختمان اما تا طبقه دوم بيشتر نيامدند. البته مشكلات به همين جا ختم نميشد و چاپ نگاتيوها هم خود مشكل بزرگي بود كه اگر لو برويم و... . اين را هم بگويم كه آن روزها كه تهران اينقدر برج و ساختمانهاي بلند نداشت، ما روي پشت بامها رفت و آمد ميكرديم و عكس ميگرفتيم، شايد به همين خاطر حكومت نظامي چندان مشكلساز نبود.
عكسهاي شما در قالب كتابهايي هم منتشر شده، اين عكسها نشان ميدهد كه شما به جزئيات توجه زيادي داشتهايد، درست است؟
وقتي انقلاب ايران شروع شد، آمدم كه عكس بگيرم و سعي ميكردم عكسهايم رنگي باشد تا بيشتر قابل استناد باشد، سعي كردم رنگ مو و حتي لباسهايي كه مردم ميپوشيدهاند را به خوبي نشان دهم. چون رنگ حاوي اطلاعات است و شكل و فضاي خيابانها را هم بهتر نشان ميدهد. علاوه بر آن طراحان صحنه هم وقتي قرار است براي فيلمي كه با موضوع انقلاب اسلامي است كار كنند، از اين كتابها كمك ميگيرند تا ببينند مردم آن زمان چگونه لباس ميپوشيدهاند، به همين دليل در عكسهايم به جزئيات توجه بسيار دارم.
حالا كه سخن از كتاب عكستان به ميان آمد، كمي هم درباره اين توضيح دهيد كه بر چه اساسي كتابتان را در چهار جلد منتشر كردهايد.
كتاب را به چهار جلد «انقلاب»، «زنان»، «كودكان و نوجوانان» و «شعارها و ديوارنوشتهها» تقسيم كردهام. درباره دليل اين تقسيم بندي هم بايد بگويم، در بررسي عكسهايم متوجه شدم كه چقدر حضور زنان در عرصه انقلاب پررنگ است. بعد در جلسهاي كه انجمن صنفي عكاسان از من قدرداني كرد، ديدم از ۲۰ عكاس حاضر ۱۸ نفر خانم هستند. اين موضوع بهانهاي شد تا عكسهايم را بازنگري كنم و عكسهايي كه حضور زنان در انقلاب را نشان ميداد در يك جلد كتاب منتشر كنم. بعد هم موضوعات ديگري چون حضور كودكان و... را هم به آن افزودم. البته بايد اين را هم بگويم كه خانمها در روزهاي آغازين پيروزي به من در گرفتن اين عكسها خيلي كمك كردند.
چه نوع كمكي از اين عرصه به شما شده است؟
وقتي در خيابانها دوشادوش مردم حركت ميكردم و به خط كنترل كه نزديك ميشدم، دوربين خود را به نزديكترين خانمي كه چادر مشكي بر سرش بود ميدادم تا از اين خط عبور كنيم و دوربين را از او بگيرم. از آنجا كه بيشتر خانمها در آن روزها چادر مشكي بر سر داشتند، از خط كنترل كه رد ميشديم نميتوانستم تشخيص دهم دوربين را به كدامشان دادهام، اما ميديدم يكي از آنها به سمتم ميآيد و دوربين را به من پس ميدهد. حضور پررنگ زنها درعرصه انقلاب دقيقا نقطه مقابل تبليغات مسمومي است كه درجهان عليه ما ميشود. بنابراين تصميم گرفتم اين نقش پررنگ را در قالب يك جلد كتاب نشان دهم.
موضوع مهم ديگر، ديوارنوشتهها هستند، درباره عكسهايي كه از آنها داريد هم توضيح دهيد.
آن زمان اينترنت نبود و مردم خبرها و پيامها را از طريق نوشتن روي ديوارها به يكديگر اطلاع ميدادند و اطلاعرساني از طريق ديوار و ديوارنوشتهها بود. اين موضوع هنوز هم جاي كار و پژوهش جدي دارد و بايد به آن پرداخته شود.
به نظر شما زمان آن نرسيده كه عكاسان، گرافيستها و هنرمندان انقلاب دور هم جمع شوند و پژوهشهاي جدي را در مورد موضوعاتي مانند همين ديوار نوشتهها آغاز كنند؟
اتفاقا بررسي ديوارنوشتهها از اساسي ترين كارهايي است كه داريم. چون نشان ميدهد كه مردم ايران با چه سلايق متفاوتي همه دور هم جمع شده بودند و در يك مسير حركت ميكردند. به باور من بهتر است تا نسل اول انقلابيها هنوز هستند، اين پژوهشها را شروع كنيم.
به نظر شما ريشه وحدت مردمي كه با سليقهها و تفكرات متفاوت در كنار هم جمع شده بودند، چه بوده است؟
سوال بسيار خوبي است. هر جا كه رهبري مقتدر وجود داشته باشد مردم ميتوانند بخوبي زندگي كنند و كشورشان را بسازند بنابراين از هر كسي كه درباره اين موضوع سوال كنيد به شما يك پاسخ خواهد داد و آن هم رهبري امام خميني(ره) است. ايشان اين توان را داشت كه به عنوان يك رهبر بزرگ همه را گرد خود جمع كند و چنين واقعه بزرگي را رقم بزند. ياد ايشان هرگز از خاطرهها پاك نميشود.
بهترين خاطرهاي كه از دوران انقلاب داريد، چيست؟
به اعتقاد من همه آنچه در جريان انقلاب رخ داد زيبايي بود، اما بهترين خاطره من مشاركت همه مردم در پيروزي انقلاب است. همه اقشار از پير و جوان با هر ايده و فكري پاي انقلاب ايستاده بودند. همه احزاب و مذاهب با هم به خيابانها ميآمدند و راهپيمايي ميكردند. فكر نميكنم در طول تاريخ ايران هيچ گاه چنين اتفاقي افتاده باشد كه اين همه افكار و سلايق متفاوت در كنار هم قدم بزنند و يك خواسته واحد داشته باشند. به نظر من نميتوان اين اتفاق را با هيچ رخدادي در دنيا مقايسه كرد، چرا كه يكي از زيباترين رويدادهاي قرن معاصر است و هميشه بر زيبايي آن تاكيد داشتهام. 

