| افزايش طلاق عاطفي |
| چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۴۸ |
«طلاق عاطفى» یا جدایى عاطفى، نوعى جدید از زندگى میان همسران است که در آن، زن و شوهر صرفاً بر اساس قراردادهاى رایج و متعارف به زندگى خود ادامه مىدهند بدون اینکه هیچگونه تناسب عاطفى و اجتماعى میان آنها وجود داشته باشد.
یک روانپزشک، با اشاره به اینکه مسائل رفتارى همسران باید از سه جنبه زیستشناختى، روانشناختى و جامعهشناختى مورد بررسى قرار گیرد، مىگوید: «در گذشته، ازدواجهاى صورتگرفته در کشور از شکلى سنتى برخودار بود و طلاق مذموم و زشت محسوب مىشد.
زندگی بر اساس قراردادی متعارف
دکتر فربد فدایى مىافزاید: «اکنون شاهدیم که ازدواجهاى سنتى جاى خود را با ازدواجهاى «همدلانه» عوض کرده و متأسفانه باید گفت ازدواجهاى همدلانه، بیشتر در معرض خطر قرار دارد، به دلیل آنکه در این نوع ازدواجها، نیازهاى روانشناختى کمتر مورد توجه قرار مىگیرد.
وى در ادامه از سکوت سرد و سنگین حاکم در خانوادههاى «آشفته» به «طلاقهاى عاطفى» یاد مىکند و اظهار مىدارد: «در طلاق عاطفى یا جدایى عاطفى، زن و شوهر، صرفاً براساس قراردادهاى متعارف به زندگى خود ادامه مىدهند بدون آنکه متناسب با نیازهاى زیستشناختى، عاطفى و اجتماعى به رفتار با یکدیگر بپردازند.»
وى تصریح مىکند: «در این نوع از زندگىها، بچهها یکى از عوامل بازدارنده جدایىهاى رسمى و ثبتشده محسوب مىشوند. دکتر فدایى، بخش عمده طلاقهاى عاطفى را ناشى از متناسب نبودن افراد براى ازدواج با یکدیگر مىداند و مىگوید: «دو نفر با توجه به پیش زمینههاى نادرست مانند عشق شدید، به جاى دیدن واقعیتهاى شریک زندگى آیندهشان، تنها خوبىهاى طرف مقابل را مىبینند!»
به عقیده این روانپزشک، طلاقهاى عاطفى در همه سنین دیده مىشود. اما یک استاد دانشگاه و آسیبشناس مسائل اجتماعى، نظرى متفاوت دارد و مىگوید: «طلاقهاى عاطفى در گروههاى سنى بالاى ۴۰ سال دیده مىشود.»
دکتر محمدحسین فرجاد، با اظهار تأسف از وجود طلاقهاى عاطفى در میان اقشار تحصیلکرده، میگوید: «من از طلاقهاى عاطفى به عنوان «بلیه» یاد مىکنم. شوربختانه باید بگویم به دلیل نبود برنامهریزیهاى اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى در سطح خانوادهها، با افزایش این نوع جدایىهاى عاطفى در کشور مواجه هستیم. درحالیکه در صورت بىتوجهى مسئولان و برنامهریزان جامعه با فشارهاى روانى بالایى مواجه خواهد شد که متأسفانه بازخوردهاى آن در سطوح دیگرى نیز تأثیرگذار مىشود.»
از جمله فرآیندهاى طلاقهاى عاطفى، افت شدید تحصیلى در بچهها و رفتارهاى نابهنجار از سوى آنان، کاهش بازدهى اقتصادى زنان و مردان شاغل، فرار از کار یا فرار به کار و مشکلاتی از این دست است.
وی تفاوتهاى فکرى، فرهنگى، اقتصادى و شغلى را از مهمترین دلایل طلاقها یا جدایىهاى عاطفى برشمرده و مىگوید: «آمارها نیز چشمانداز روشنى از وضعیت موجود را ارائه نمىدهند به گونهاى که امروز شاهد آن هستیم که میزان طلاق در سال اول ازدواج در تهران ۳۱درصد و در کل کشور به ۱۸درصد رسیده است!»
منبع: سلامت نيوز