| یونسکو خود را محروم کرده است! |
| مهدی سعیدی |
| يکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۳۷ |
اين افراد که در حوزه فلسفه نام و نشان برجستهاي نداشته و بيشتر به عنوان فعال سياسي در جبهه اپوزيسيون نظام اسلامي شهرتي کسب کردهاند، در بيانيه خود متفکرين و فيلسوفان بزرگي چون آيت الله جوادي آملي و مصباح را "وهم زدگان دشمن آزاد انديشي" خواندند و از صاحبنظران خواستند که از ارائه مقاله به اين همايش خودداري ورزند!
سرویس یادداشت و گزارش جهان
انصراف يونسکو از همکاري با جمهوري اسلامي در برگزاري "همايش روز جهاني فلسفه سال ۲۰۱۰" به ميزباني تهران در کمتر از دو هفته مانده به زمان برگزاري آن در 30 آبان ماه، حکايت از سناريوي ديگر کشورهاي غربي براي تحت فشار قرار دادن جمهوري اسلامي دارد.
در اين همايش که قرار است در آن قريب به 100 ميهمان از ديگر کشورهاي جهان و در کنار اساتيد بزرگ داخلي حاضر باشند، تا به حال بيش از 200 مقاله علمي ارسال گرديده که نشان از استقبال کم نظير علاقمندان به فلسفه و رونق اين همايش دارد. اين اقدام يونسکو هرچند ميتواند حاشيهاي براي اين همايش بينالمللي باشد، اما با توجه به استقبال خوب صورت گرفته نميتواند مانع برگزاري باشکوه آن گردد. در اين باره توجه به چند نکته ضروري است:
1- اين اقدام يونسکو بعد از حاشيه سازيهايي صورت گرفت که اپوزيسيون جمهوري اسلامي آغازگر آن بود. صحنهگردانان اين عرصه، فيلسوفنمايان ليبرال و حاميان خارج نشين جريان فتنه بودند که بعد از شکست سناريوي کودتاي مخملين به شدت عصباني و زخم خورده شده، و تلاش داشتند تا از خشم خود با انتقامگيري از نظام اسلامي و دولت دهم به نحوي بکاهند.
در همين راستا بود که از حدود يک سال پيش «رامين جهانبگلو» ليبرال فراري مورد علاقه جريان دوم خرداد، دست به کار شده و جمعي از هم پالگيهاي خود همچون محمدرضا نيکفر، فرزين وحدت، داريوش آشوري و باقر پرهام را به خط کرد تا با جوسازي عليه نظام اسلامي مانع برگزاري اين همايش فرهنگي گردند.
اين افراد که در حوزه فلسفه نام و نشان برجستهاي نداشته و بيشتر به عنوان فعال سياسي در جبهه اپوزيسيون نظام اسلامي شهرتي کسب کردهاند، در اين ايام با نامهنگاريها و جمعکردن طومارهاي مختلف براي افزايش فشار به يونسکو، تلاش کردند تا از رونق اين همايش بکاهند. آنها در بيانيه خود متفکرين و فيلسوفان بزرگي چون آيت الله جوادي آملي و مصباح را "وهم زدگان دشمن آزاد انديشي" خواندند و از صاحبنظران خواستند که از ارائه مقاله به اين همايش خودداري ورزند!
اين اقدام اوج خودفروختگي و خيانت پيشگي اين افراد به ملت ايران و فرهنگ و انديشه و فلسفه ايراني و اسلامي را نشان ميدهد و اين ننگ براي هميشه بر پيشاني اين خائنين به وطن ثبت خواهد شد.
2- نکته مهمي که نبايد فراموش نمود آن است که غرب سالهاست دشمني خود با انقلاب اسلامي را آشکار ساخته و به اسلام و تفکر و ايدئولوژي اسلامي به عنوان رقيب مينگرد. رقيبي که بنيانهاي فلسفي غرب در سه حوزه حوزه معرفت شناسي، هستي شناسي و انسان شناسي را نشانه رفته است. تفکري که در نفي تابوهاي فلسفه غرب همچون اصالت ماده، اصالت انسان، اصالت عقل ابزاري، شکاکيت و نسبيت معرفت، و اباحيگري و نسبيت اخلاق شکل گرفته است.
لذاست که چنين رفتاري به دور از عرف بينالمللي از مجموعهاي که تحت نفوذ جريانهاي صهيونيستي است، دور از انتظار نيست و در حقيقت بايد در اصل توافق اوليه برگزاري همايش روز جهاني فلسفه که ميتواند زمينه آشنايي بيشتر جهانيان با فلسفه ايراني و اسلامي باشد، شک نمود نه در عدم توافق با آن!
3- مساله ديگر برخورد ايدئولوژيک و سياسي فيلسوفاني است که مدعياند نبايد با فلسفه برخورد سياسي و ايدئولوژيک کرد! و ساحت فلسفه را به مباحث سياسي آلوده نمود. در اين ميان ميتوان به «يورگن هابرماس» و «اوتفريد هوفه» فيلسوفان نظريه پرداز نظام سرمايهداري اشاره کرد که متاثر از جوسازي ژورناليستهايي چون جهانبگلو به مخالفت با برگزاري اين همايش پرداختهاند.
هوفه در مقالهاي اعلام ميدارد کنگره فلسفه را اين خطر تهديد ميکند که به يک اجتماع تبليغاتي حکومت تبديل شده است. وي براي اثبات واقعي بودن اين خطر به اين موضوع اشاره ميکند که رياست کنگره با حداد عادل است و کس ديگري که کنار دست اوست، جواد لاريجاني است! و اينان دو چهرهي شناختهشده حاکميت هستند!؟ اما اين فيلسوف پر مدعا گويا فراموش کرده که اين اظهارات و ادعاهاي کاملا ايدئولوژيک و سياسي، فاقد پشتوانه علمي بوده و با هدف ضربه زدن به جمهوري اسلامي مطرح شده است. در واقع اين مدعيان فلسفه، بازيچه جريانهاي سياسي شدهاند که در نقاب فلسفه خود را دوستدار علم و دانش معرفي ميکنند.
4- مساله آخر توجه به جايگاه ايران اسلامي در حوزه فرهنگ و فلسفه جهاني است. به راستي چه کسي ميتواند پيشينه چند هزار ساله تمدن ايران را در حوزه علم و فلسفه ناديده بگيرد. بزرگاني چون ابنسينا، سهروردي، ملاصدرا و در زمانه معاصر علامه شعراني، علامه طباطبايي و علامه جعفري از بنيانگذاران فلسفه اسلامي و حتي احياگران فلسفه يونان باستان به حساب ميآيند. لذا سازمانهاي غيرمستقلي چون يونسکو که وابستگي آنها به رژيمهاي قدرت طلب غربي آشکار است، نميتوانند نام ايران را ناديده گرفته و از کنار آن بگذرند.
کاملترين تعبير و سخن آخر در اين باب ميتواند اظهارات حضرت آيتالله جوادي آملي در ديدار با كشيشان آلماني باشد که اعلام نمودند: «يونسكو خود را محروم كرده است و نميگذارد اين معارف والاي انسانساز به جهان منتقل شود. ما از اينجا اين نصيحت را به عنوان يك گوشزد فرهنگي فلسفي به مسئولان يونسكو اعلام ميكنيم كه خود را از اين فيض و فوض محروم نكنند.»
۱۳۸۹-۰۸-۳۰ ۲۳:۵۳:۴۳ |
| |
| کاملترين تعبير و سخن در اين باب ميتواند اظهارات حضرت آيتالله جوادي آملي در ديدار با كشيشان آلماني باشد که اعلام نمودند: «يونسكو خود را محروم كرده است» |