| ادیب فرزانه ما |
| گفتگو با استاد براتی پور |
| سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۱۷ |
«عباسعلی براتیپور» از اعضای حلقه اول شاعرانی است که در سالهای نخست پیروزی انقلاب به جلسات شعر مقام معظم رهبری راه یافتند و حتی به مدت 13 سال مسئولیت اداره این جلسات بر عهده او بوده است؛ مسئولیتی که تا همین پنج سال قبل ادامه داشت و شاید همین هم علت عمده نارضایتی او از نحوه اداره این رویداد سالانه باشد.
او معتقد است جلسهای که در محضر رهبری انقلاب برگزار میشود، با سایر جلسات فرق دارد و باید شأن و حرمت خاص آن حفظ شود. او که اداره جلسات نقد و بررسی شعر حوزه هنری از سال ١٣٦٨ تاکنون، کارشناسی شعر و دبیری کانون شاعران بنیاد جانبازان به مدت شش سال (از سال 13٧٤ تا 13٨٠)، مسئولیت صفحه ادبی روزنامه رسالت از سال ١٣٧٠، عضویت شورای شعر وزارت ارشاد استان تهران و داوری مسابقات شعر در سطح کشور را در کارنامه دارد، درگفتگو با «پنجره» از خاطرات خودش از شعرخوانی در محضر مقام معظم رهبری میگوید.
گمان میکنم اگر بخواهیم بحث درباره دیدار شاعران را آغاز کنیم، ابتدا لازم باشد کمی در مورد سابقه آشنایی خودتان با مقام معظم رهبری بگویید.
آشنایی من با ایشان به سالها قبل از انقلاب برمیگردد. از سال 1346 تا 1349 که محل خدمتم در مشهد بود، در انجمن ادبی فردوسی که ریاستش بر عهده استاد مرحوم سرگرد عبدالعلی نگارنده بود و در منزل شخصی ایشان هم برگزار میشد، شرکت میکردم و حقیقتا هم فضای آنجا همانطوری بود که آقا اشاره کردند؛ یعنی یک اتاق کوچک که دور تا دورش میز و صندلی گذاشته بودند و در گوشه اتاق هم میزی بود که روی آن سماور و بساط چای خوردن فراهم بود. افرادی هم که در آن مراسم شرکت میکردند، خیلی محدود بودند و شاید به 15 نفر هم نمیرسیدند. آقا آن زمان قم بودند و هر زمان که به مشهد تشریف میآوردند، در آن جلسه شرکت میکردند و انصافا جلسه پرباری بود و خیلی از شاعران برجسته مثل مرحوم دکتر قاسم رسا ـ که ملکالشعرای آستان قدس آن زمان بود ـ استاد کمالپور، مرحوم قدسی و دکتر شفیعی کدکنی به این جلسه میآمدند و شعر میخواندند.
آقا هم در این جلسات شعرهایشان را قرائت میکردند؟
بله، ایشان از همان زمان بهطور جدی در زمینه شعر فعالیت داشتند و خیلی هم حاضرالذهن بودند و طبع نقادانهای داشتند.
با توجه به اینکه شما جزو گروه اول شاعرانی هستید که در سالهای پس از انقلاب به جلسات شعر مقام معظم رهبری راه پیدا کردهاند، خاطرتان هست که این جلسات، ابتدا به چه صورت و کجا برگزار میشد؟
بله، همانطور که اشاره کردید، بنده این توفیق را داشتهام که از سالهای 1369 ـ 1370 بهطور مرتب در این جلسات شرکت کنم. البته جلساتی که در آن سالها برگزار میشد، خیلی خصوصیتر بود و مثل امروز انعکاس رسانهای و مطبوعاتی هم نداشت.
هر سال یک تعداد از شاعران از طرف دفتر مقام معظم رهبری به این جلسات دعوت میشدند و شب بسیار خوبی را در کنار رهبری به شعرخوانی میپرداختند. پیش از این دیدارها هم جلساتی بود که تعدادی از شاعران شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در آن شرکت میکردند و گویا جلساتی هم در منزل استاد حمید سبزواری برگزار میشده که مقام معظم رهبری به تناوب در آن شرکت میکردهاند. بعدها و به مرور زمان، این جلسات، شکل منظمتر و عمومیتری به خود گرفت و قرار شد که به شب میلاد امام حسن مجتبی (علیهالسلام) در نیمه ماه مبارک رمضان موکول شود.
مقام معظم رهبری هم در آن جلسات سالهای اولیه شعرخوانی داشتند یا صرفا استماع میکردند؟
البته ایشان در مورد هر شعری که خوانده میشد، صحبت میکردند و نظر خودشان را میدادند، اما یادم نمیآید که آقا هم شخصا شعرخوانی کرده باشند. تنها یکی از شبها پیش از شروع جلسه از طرف دفتر به ما اطلاع دادند که قرار است بعد از پایان جلسه رسمی، جلسه خصوصیتری با حضور برخی شاعران برگزار شود که در آن جلسه من، استاد اوستا، آقای علی معلم دامغانی، مرحوم شاهرخی و آقای صادقی رشاد حضور داشتیم و رفتیم در اتاق دیگری نشستیم و مجدداً شعرخوانی کردیم و یادم هست که آقا هم دفتر کوچکی از جیب بغلشان درآوردند و سه غزل بسیار عالی قرائت کردند. من تنها یک مصرع از شعر ایشان در خاطرم مانده به این مضمون که «گلگون شود می در شیشه ما» و بعدها هم حجتالاسلام صادقیرشاد به استقبال آن شعر رفتند و آن را تضمین کردند.
مدیریت این جلسات در آن سالهای اولیهای که اشاره کردید به شکل محدود و در سکوت خبری برگزار میشد، برعهده چه کسی بود؟ آیا اساسا این جلسات به همین شکل و سیاق امروزی برگزار میشد؟
بله. کلیت جلسه همین چیزی بود که امروز هم هست؛ فقط در جای محدودتر و به شکل خصوصیتری برگزار میشد و خود من هم به مدت 13 سال مدیریت آن جلسات را برعهده داشتم، اما بعدها دوستان به این نتیجه رسیدند که اداره جلسات را به شخص دیگری واگذار کنند و نوبت ما هم به پایان رسید.
آقای براتیپور! مشهور است که مقام معظم رهبری به سبک هندی تعلق خاطر خاصی دارند و شعرهایی هم که در این سبک و سیاق در محضر ایشان خوانده میشود، بیشتر مورد توجه و عنایتشان قرار میگیرد. آیا شما هم این مسئله را تأیید میکنید؟
بله، همینطور است. ایشان حتی در سالهای پیش از انقلاب هم که در جلسات شعر مرحوم نگارنده در مشهد شرکت میکردند، عمده شعرهایی که قرائت میفرمودند، در همین سبک بود و بیشتر هم همین شیوه را پی میگرفتند. البته به اعتقاد من آشنایی و صمیمیت فراوان ایشان با مرحوم استاد عبدالکریم فیروزکوهی هم در این مسئله بیتأثیر نبوده است. چون قرابت ایشان با استاد فیروزکوهی بسیار زیاد بود و حتی پس از مرگ او، مقام معظم رهبری در پیامی که به مناسبت درگذشت آن مرحوم دادند، لقب سیدالشعرایی را به ایشان اعطا کردند.
البته بهطور حتم، رهبری در سبکهای دیگر هم غزل گفتهاند، اما توجه عمده ایشان بیشتر معطوف به همین سبک هندی است و حتی در صحبتهایی هم که امسال ایراد فرمودند، به صائب، کلیم کاشانی و به ویژه واعظ قزوینی اشاره کردند. خب شاید کسی واعظ قزوینی را مثل صائب تبریزی نشناسد و حتی برخی اساتید ما هم شعری از او نخواندهاند، اما واعظ از بهترین شاعران سبک هندی است و غزلهای بسیار خوبی در این سبک دارد که من آنها را مطالعه کردهام. در مورد همین مسئله تعلقخاطر آقا به سبک هندی، خاطرم هست یک سال آقای سبزواری شعری در محضر ایشان خواند که آقا فورا عکسالعمل نشان دادند و فرمودند: به سبک هندی وارد شدهاید آقای حمید! و تازه بعد از این اشاره ایشان بود که ما متوجه ظرافت شعر سبزواری شدیم.
جنابعالی که سالها مسئولیت اداره جلسات شعر در محضر مقام معظم رهبری را برعهده داشتهاید، آیا تا به حال از ایشان تقاضایی برای انتشار شعرهایشان نکردهاید؟
خیر! این مسئله به خود آقا مربوط میشود و هر زمان که خودشان صلاح بدانند، میتوانند آثارشان را منتشر کنند. البته بنده و بسیاری دیگر از اهل ادب و حتی عامه مردم منتظر روزی هستیم که بتوانیم مجموعهای از شعرهای ایشان را در اختیار داشته باشیم. خود من زمانیکه در سال 1374 کانون شعرای جانباز را در بنیاد جانبازان راهاندازی کرده بودم، دو مجموعه شعر از شاعران جانباز گردآوری کردم که وقتی جلد اول آن منتشر شد، پنج غزل از مقام معظم رهبری را در ابتدای آن آوردم و وقتی خدمتشان رسیدم و کتاب را تقدیمشان کردم، گفتم: پنج غزل از حضرتعالی تیمنا در ابتدای مجموعه آوردهام. ایشان با تعجب گفتند: از کجا اینها را گیر آوردهای؟ گفتم: به هر جهت، دوستان به ما رساندند. وقتی هم که دومین مجموعه منتشر شد باز سه غزل جدید از ایشان را در ابتدای کتاب آوردم و به خودشان هم تقدیم کردم.
حالا این شعرها را از چه طریقی به دست آوردید؟ آیا در مطبوعات ادبی پیش از انقلاب منتشر شده بودند؟
من اطلاع دقیقی در این زمینه ندارم و نمیدانم که این شعرها در مطبوعات آن زمان منتشر شده یا خیر. البته تا حالا چنین چیزی نشنیدهام، اما من این شعرها را از طریق برخی دوستان که در جلسات ادبی مشهد شرکت داشتند و در آنجا شعرخوانی میکردند، بهدست آوردم.
هر ساله بخشی از امیدواری شاعرانی که در این جلسه شرکت میکنند، این است که رهبر معظم انقلاب هم شعری از خودشان قرائت کنند. آیا تا به حال از طرف شما یا دیگران اصراری هم در این زمینه به ایشان شده است؟ اگر شده واکنش ایشان چه بوده است؟
خود من تا زمانیکه مسئولیت جلسات را برعهده داشتم، گاهی با رندی از ایشان درخواست شعرخوانی میکردم. مثلا یکبار در اواخر جلسهای که البته تعداد محدودی هم در آن شرکت داشتند، ایشان از من پرسیدند: چند نفر دیگر باقی ماندهاند که هنوز شعر نخواندهاند؟ من عرض کردم کلا سه نفر ماندهاند، پرسیدند: چه کسانی؟ گفتم: اول حضرتعالی و بعد از آن هم آقای معلم و خود بنده. ایشان لبخندی زدند و فرمودند که نه! من که نمیخوانم، ولی آقای معلم و خودتان بخوانید. واقعا رفتار ایشان با ما در این جلسات، دوستانه بود؛ یعنی ما هرگز فکر نمیکردیم که در محضر مقام معظم رهبری هستیم. این بهجای خودش محفوظ بود و حرمت و احترام جلسه هم حفظ میشد، اما رفتار، رفتار دوستانهای بود. من حتی وقتی ایشان از شعر خواندن استنکاف فرمودند، باز عرض کردم به هر جهت دوستان انتظار دارند که شعر شما را هم بشنوند، اما گفتند: نه، باشد برای بعد و با سر هم اشاره کردند که نه! دیگران بخوانند و ما استفاده کنیم.
در سالهای اخیر که این جلسات شعرخوانی در محضر رهبر انقلاب گستردهتر شده و انعکاس رسانهای هم پیدا کرده است، این واقعه به یکی از رویدادهای ادبی مهم در کشور تبدیل شده است. بهنظر شما فرمایشات رهبری در این جلسات چه تأثیری بر جریان ادبی کشور داشته است؟
من این را بدون مداهنه عرض میکنم که چون حضرت آقا اهل تحقیق و اهل نظر هستند و از سالهای جوانی به موازات دروس حوزوی با شعر و شاعران مانوس بودهاند و آثار شعری و بهطور کلی ادبی را به شكل دقیق مطالعه کردهاند، بهطور قطع، صحبتهایشان راهگشاست. این از بختیاری ماست که رهبر معظم انقلاب در کنار سایر خصایص ممتازی که دارند، یک ادیب فرزانه هم هستند و دوست و دشمن به این مسئله اذعان دارند. در دیدار امسال شاعران با رهبری، ایشان اشاره کردند که به کیفیتی شعر بگویید که قابلفهم باشد. خب این خیلی مهم است و اگر مورد توجه قرار بگیرد، میتواند راه تازهای در ادبیات ما باز کند، اما در مجموع، فرمایشات رهبری ناظر بر این است که حرمت و قداست شعر حفظ شود و دامن پاک ادبیات، آلوده به مسائل شهوانی و الفاظ مستهجن نشود. ایشان سالهای قبل هم اشاره میکردند که از کلمات کوچه بازاری در شعر استفاده نکنید. به اعتقاد من، اگر شاعران به این نصایح مشفقانه عمل کنند و آنها را نصبالعین خودشان قرار دهند، هنرشان اعتلای بیشتری پیدا خواهد کرد.
بهنظر شما هدایت و ارشاد کلی مقام معظم رهبری، تا امروز انعکاس روشنی در میان شاعران کشور داشته است؟
صددرصد! کسانی که نصیحتنیوش هستند و آقا را هم دوست دارند، به این فرمایشات عمل میکنند؛ کما اینکه تا امروز هم عمل کردهاند و اگر کسی در این زمینه پژوهشی انجام دهد، میتواند مصداقهای آن را بهروشنی مشخص کند.
اجازه بدهید سئوالم را بهصورت دیگری مطرح کنم. سخنان و نقدهایی که رهبری در این سالها درباره شعرهای شخص شما و یا شاعران دیگر مطرح کردهاند، تأثیری در جهتگیری فعالیتهای شاعرانه شما بهطور اخص و جریان شعری کشور بهطور عموم داشته یا خیر؟
بله، دقیقا! حالا من بیشتر راجع به شخص خودم حرف میزنم و عرض میکنم که من هر زمان که صحبتهای ایشان را میشنوم و یادداشت برمیدارم، سعی میکنم خط مشی شعری خودم را به کیفیتی انتخاب کنم که در آن میسر باشد. در واقع، انتظاری هم که خود آقا دارند، همین است. یعنی میفرمایند در مسیر دستاوردها و آرمانهای انقلاب کار کنید و شعر بگویید و در این معنا گمان میکنم مجموع رهنمودهای رهبری، انعکاس خوبی در جامعه ادبی کشور داشته و دارد.
شما از این جلسات خاطره مشخصی دارید که در ذهنتان نسبت به سایر اتفاقات و وقایع پررنگتر باشد؟
بله! هیچوقت فراموش نمیکنم که یک سال حضرت آقا سرمای سختی خورده بودند و تب داشتند. در آن سال، نیمه ماه مبارک رمضان هم مصادف بود با فصل زمستان و هوا سرد بود. ما نماز جماعت را به امامت حجتالاسلام محمدی گلپایگانی خواندیم و بعد از صرف افطار، ایشان گفتند که آقا کسالت دارند. شما جلسه را شروع کنید، شاید ایشان هم بعدا تشریف بیاورند. جاییکه من نشسته بودم درست روبهروی در بود. نم نم بارانی هم میآمد که یکباره متوجه شدم یک عده در اطراف آقا دارند از پلهها پایین میآیند. من توجهم جلب شد و دقت کردم دیدم آقا یک عبای مستعمل انداختهاند روی عمامهشان و عبا را هم دور خودشان پیچیدهاند و دارند بهسمت ما میآیند. وقتی وارد اتاق شدند و عبا را از روی سرشان برداشتند، من به چهره ایشان نگاه کردم و دیدم که خیلی بیحالند و وضعیت جسمی خوبی ندارند. ایشان آمدند روی صندلی نشستند و به من اشاره کردند که شروع کن! من هم بعد از عرض سلام و تشکر گفتم میخواهم جلسه را با یک دعا آغاز کنم و آن اینکه انشاءا... زمانی که ما خواستیم جلسه را ترک کنیم، آقا هم با سلامتی کامل از جلسه خارج شوند و این مختصر کسالتی که دارند برطرف بشود و از شاعران هم خواستم که برای سلامتی ایشان صلواتی ختم کنند. یکباره جمع ،صلوات بلندی از ته دل فرستادند و جلسه شروع شد. همینطور که شاعران رفته رفته شعرهایشان را میخواندند، دیدم که آقا هم به صحبت آمدند و کمکم انگار اصلا فراموش شد که ایشان کسالت دارند و اصلا تب هم دارند و بحمدا... جلسه با خوبی تمام شد. من حتی یادم هست که در پایان جلسه از ایشان خواهش کردم که اگر اجازه بدهید ما یک عکس دستهجمعی هم با شما بگیریم و ایشان قبول کردند و گفتند: عیبی ندارد. البته عکس این جلسه هم هست و گویا از طرف حوزه هنری تکثیر هم شده است.