2 روز پس از پایان دور سوم مذاکرات ایران با 1+5 در ژنو، منابع خبری از ارائه پیشنهادی از سوی اتحادیه اروپا و اشتون خبر میدهند که طی آن از سوی 1+5، حق ایران در انجام غنیسازی «مطابق روند موجود» به رسمیت شناخته ميشود.
هر چند کارشناسان این پیشنهاد را «یک عقبنشینی گسترده و استراتژیک از مواضع سابق اتحادیه اروپا» میدانند اما آنچه باید مورد توجه باشد این است که در شرایط فعلی آیا کشورهای 1+5 راهی غیر از پذیرش ایران هستهای دارند یا خیر؟
نکته اول آنکه، طبیعتا غرب هیچگاه نمیپسندد جمهوری اسلامی که منافع آن در تضاد کامل با منافع کشورهای استعمارگر قرار دارد، در منطقه ژئوپلتیک خاورمیانه به ایران هستهای تبدیل شود. به همین دلیل است که پرونده ده ساله هستهای ایران شاهد انواع فشارها، تحریمها و تهدیدها برای دست کشیدن از حق مسلم استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای بوده است.
4 قطعنامه شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی، ترور دانشمندان هستهای، تعلیق دوساله غنیسازی اورانیوم و حمایت از گروهکهای تروریستی و اپوزیسیون داخلی تنها بخشی از اقدامات دشمنان جمهوری اسلامی برای منصرف کردن کشورمان از حق هستهای به شمار میآید.
اکنون و با پیشنهاد اخیر اتحادیه اروپا برای مذاکرات استانبول، کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیدهاند که بیاثر بودن فشارها علیه ایران یک واقعیت انکارناپذیر است و نمیتوان بر اساس این رویکرد اشتباه، برای استراتژیهای پیشرو برنامهریزی کرد.
از سوی دیگر نهتنها رفتار ایران تابعی از فشارهای غرب نیست، بلکه در سایه این فشارها برای جمهوری اسلامی موفقیتهایی
” در سایه فشارهی غربا برای جمهوری اسلامی موفقیتهایی حاصل شد که به گفته کارشناسان با «تصورات» غربیها همخوانی نداشت. “
حاصل شد که به گفته کارشناسان با «تصورات» غربیها همخوانی نداشت. آخرین نمونه این دستاوردها چرخش سانتریفیوژهای ایرانی برای تولید سوخت 20 درصد بود که در ازای «دستدست کردن غرب» در قبال تامین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران به دست آمد.
غرب دیگر مطمئن شده است «فشار و تاثیرپذیری» درقبال ایران رابطه مستقیم ندارد بلکه بالعکس هرچه فشار غرب بر ایران بیشتر میشود، مسؤولان ایرانی برای عدم وابستگی به غرب مصممتر میشوند. به همین دلیل است که برخی کارشناسان غربی ادامه فشار قدرتهای بزرگ به جمهوری اسلامی را انگیزه قوی برای ساخت بمب هستهای توسط ایران عنوان میکنند.
دومین نکتهای که باید در پس پیشنهاد جدید غرب بدان توجه کرد، آن است که مذاکرات آتی ایران و 1+ 5 در استانبول موضوعی فراتر از موضوع هستهای ایران دارد. هر چند پس از پایان مذاکرات، کاترین اشتون در اقدامی خارج از اصول دیپلماتیک، «محتوا» و «نتیجه» مذاکره با تیم ایرانی را به گونه دیگری بیان کرد اما آنچه در صورتجلسه این مذاکرات به ثبت رسید چیزی فراتر از این جمله نبود که «گفتوگو برای همکاری حول نقاط مشترک در ژانویه در استانبول».
سعید جلیلی پس از پایان مذاکرات ژنو 3 درباره دستور جلسه مذاکرات استانبول به یورو نیوز گفت: هدف از این گفتوگوها همکاری است، قرار نیست گفتوگوها درباره موضوع خاصی باشد. من قبلا هم گفتهام که اسم این گفتوگوها گفتوگوی هستهای نیست. این گفتوگوها برای همکاری حول نگرانیهای مشترک است. یکی از نگرانیهای مشترک جامعه جهانی، امروز بحث خلع سلاح است. چرا قدرتهای هستهای هنوز خلع سلاح نشدهاند؟ چرا آمریکا در اروپا هنوز خلاف معاهده انپیتی 240 کلاهک هستهای خود را مستقر کرده است؟ این مساله موجب نگرانی شهروندان اروپایی هم میشود. اینها بحثهای اساسی است که
” بازی دقیق مسؤولان ایرانی، راهی جز پذیرش ایران هستهای مقابل غرب قرار نداده است، هر چند نباید این اقدام را پایان بازی به حساب آورد و به این خواسته حداقلی راضی شد. “
امروز مطرح میشود. یکی از بحثهای اساسی همین است که در همین موضوع هستهای چه کسی سلاحهای هستهای را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده است؟ این بحث نگرانی مشترک جامعه جهانی را بیان میکند.
وی افزود: باید به این دغدغهها و نگرانی جامعه جهانی توجه کرد و اگر خلع سلاح هستهای و جلوگیری از اشاعه سلاحهای هستهای و همکاری صلحآمیز هستهای میان ملتها تشویق شود در این صورت این همکاریها مفید واقع خواهد شد.
بر اساس معادله «حقوق ملت ایران مفروض گفتوگوهاست نه موضوع آن» بود که در ژنو 3 نیز پیشنهاد آمریکاییها درباره سوخت نیروگاه بوشهر که به عقیده کارشناسان غربی «بسیار جذاب» بود، مورد توجه تیم مذاکرهکننده ایرانی قرار نگرفت.
اما نکته سومی که باید در مذاکرات آتی به آن توجه کرد این است که بازی دقیق مسؤولان ایرانی، راهی جز پذیرش ایران هستهای مقابل غرب قرار نداده است، هر چند نباید این اقدام را پایان بازی به حساب آورد و به این خواسته حداقلی راضی شد. به بیان دیگر امتیازگیری حداکثری همانند گذشته باید مورد توجه تیم مذاکرهکننده قرار بگیرد.
در همین راستاست که پس از توفیق جمهوری اسلامی در مذاکرات ژنو 3، محمود احمدینژاد اعلام کرد: برای گفتوگو با ایران باید همه تصمیمهای غلط گذشته که اثری نیز بر ملت ایران نداشته است از جمله قطعنامهها و تحریمها لغو شود. آنچه مسلم است، ایران نیازی به ادامه گفتوگو با 1+5 ندارد. بدون انجام گفتوگوها نیز سانتریفیوژهای ایرانی در نطنز، فردو و... سوخت 5/3 درصد و 20 درصد تولید میکنند و ایران تحت نظارت آژانس، تاسیسات هستهای خود را گسترش میدهد.
خودکفایی در تولید مواد اولیه هستهای، آخرین اقدام جمهوری اسلامی در زمینه هستهای به شمار میآید که سیر صعودی ایران در فناوری هستهای را بار دیگر به غرب نشان داد. غرب اگر بخواهد علاوه بر پذیرش حق مسلم هستهای ایران، 20 کارخانه هستهای را به صورت رایگان برای جمهوری اسلامی احداث کند باید در ابتدا تمام تصمیمات غلط گذشته را اصلاح کند.