نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » گفتگو » سیاسی

مسأله عدالت و پیشرفت فراموش شده است

۲۴ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۵

«ضعف اصول‎گرایان» بحثی است که برای واکاوی آن به‎سراغ دکتر زهره الهیان، عضو شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی رفتیم. در این گفت‎وگو او تبعیت محض از ولی فقیه را مهم‎ترین مسأله‎‎ای دانست که باید در رفتار اصول‎گرایان مورد بررسی قرار بگیرد و مشکلات و کمبود‎های اصول‎گرایی همچون عدم توجه به شایسته‎سالاری و داشتن دیدی قبیله‎گرایانه را ناشی از آن دانست.

وی سعه‎صدر و ایجاد روحیه پذیرش آرای منتقدین را برای غلبه بر این اشکالات ضروری می‎داند. آن‎چه در ادامه می‎خوانید حاصل گفت‎وگوی ما با رییس کمیته حقوق بشر مجلس شورای اسلامی است:

این روز‎ها که به انتخابات مجلس نهم نزدیک می‎شویم، بحث فکری و تبیینی جریانات مختلف برای بازتعریف اصول‎گرایی ناب را شاهد هستیم. به‎نظر شما معیار ما برای شناخت اصول‎گرایی اصیل چه باید باشد؟
اصول‎گرایی چهارچوب‎‎هایی دارد که آن را می‎توان در کلام امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) و رهبر معظم انقلاب و سایر بزرگان انقلاب جست‎وجو کرد. شاخصه‎‎هایی همچون ولایت‎مداری، دفاع از ارزش‎‎های انقلاب، اعتقاد به آزادی و مردم‎سالاری دینی، عدالت محوری، مبارزه با دشمن، وحدت‎گرایی و... که مکررا از سوی بزرگان جبهه انقلاب تبیین و تفسیر شده است. به‎نظر من منشور اصول‎گرایی که از سوی جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز منتشر شده، به‎خوبی شاخصه‎‎های یک اصول‎گرای اصیل را تبیین کرده و هر فردی را که خود را در چهارچوب اصول‎گرایی می‎داند باید با سنگ محک منشور اصول‎گرایی سنجید. علاوه‎براین در طول سال‎‎های گذشته آزمون‎‎های مهمی اتفاق افتاده که می‎تواند ماهیت و جوهره افراد را محک بزند؛ آزمون‎‎هایی همچون مبارزه با جریان فتنه و نیز مقابله با جریان انحرافی‎ای که در مسیر خدمت‎رسانی دولت خلل ایجاد کرده.

از میان تمامی شاخصه‎‎های مطرح شده، مهم‎ترین اصلی که باید هر اصول‎گرا رعایت کند چیست؟
مهم‎ترین اصلی که جریان اصول‎گرا مدعی است که باید به آن پایبند بود، بحث ولایت فقیه و توجه به فرامین و نظرات مقام معظم رهبری است. قطعا به‎منظور ارزیابی افراد در جریان اصول‎گرا و در شرایط حساس حاضر که کمیته ۷ + ۸ در حال برنامه‎ریزی برای انتخابات مجلس نهم است، باید ولایت‎مداری افراد مورد توجه جدی قرار بگیرد و به‎صورت جدی پیگیری شود تا افرادی که برخلاف نظرات و سیاست‎‎های کلی رهبری رفتار‎هایی انجام داده‎اند، نمرات منفی پررنگ‎تری بگیرند.
طبیعتا از آن‎جا که هر فردی بدون خطا نیست اصول‎گرایان در دستیابی به این شاخصه‎‎ها ضعف و قوت دارند. اگر بتوانیم اصول‎گرایان را به‎عنوان یک دسته بزرگ فرض کنیم، در چه مواردی، نمره اصول‎گرایان نسبت به شاخصه‎‎های دیگر ضعیف‎تر است؟

البته نباید همه اصول‎گرایان را در یک دسته دید. به‎نظر من بعضی افراد را که خود را در میان اصول‎گرایان جا زده‎اند و یا افرادی را که این‎طور تلقی دارند که اصول‎گرای ناب هستند، ولی در عمل به‎نظرات و سیاست‎‎های رهبری همچون مبارزه با فتنه یا جذب حداکثری، دفع حداقلی و وحدت‎گرایی تعلل دارند نباید اصول‎گرای اصیل دانست.

نکته دیگری که در جواب سؤال شما می‎شود مطرح کرد بحث عدم توجه به اصل هفتم و هشتم منشور اصول‎گرایی از سوی برخی اصول‎گرایان است که «عدالت محوری و مبارزه با فساد» و «تأکید و باور به پیشرفت همه‎جانبه کشور» را شامل می‎شود. رهبر معظم انقلاب توأمان بر دو نکته پیشرفت و عدالت تأکید دارند و دهه حاضر را نیز دهه پیشرفت و عدالت نام‎گذاری کرده‎اند. اما باز هم شاهدیم که برخی افراد به‎جای پرداختن به این دو موضع حیاتی و تاریخ‎ساز؛ به‎دنبال بازی‎‎های سیاسی و حذف رقیب، به دور از عقلانیت سیاسی هستند. البته این مشکل نیز ناشی از همان مشکل اساسی عدم ولایت‎مداری و عدم تبعیت از ولایت فقیه است. در تحلیل رفتاری این افراد باید گفت که این اشخاص، منیت و قبیله‎گرایی را مبنای رفتار سیاسی خود قرار داده‎اند در حالی‎که دیدگاه امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) درباره سیاست، مبتنی بر اسلامیت و عقلانیت بود. سیاست از منظر اسلام، مبتنی بر دین و اخلاق است و ما در سیاست بازان این رفتار دینی را کمتر شاهدیم.

خانم دکتر الهیان؛ رهبر معظم انقلاب در یکی از هشدار‎های خود به بحث قبیله‎گرایی اشاره کردند. از طرفی شاهدیم که بعضی اصول‎گرایان، مصلحت خود را بر مصالح ملی ترجیح می‎دهند و در رفتار خود نگاه شایسته‎سالارانه را فدای منافع فردی و گروهی می‎کنند. ارتباط میان مفهوم قبیله‎گرایی و بحث شایسته‎سالاری را در جریان اصول‎گرایی فعلی چه طور می‎دانید؟

عدم توجه به شایسته‎سالاری و پیوندی که با قبیله‎گرایی دارد، مستقیما با عدم دوراندیشی سیاسی و عدم حاکمیت عقلانیت بر سیاست مرتبط است که به‎نظر من از ضعف‎‎های بزرگی است که باید در ساختار اصول‎گرایی اصلاح شود. به‎طور مثال برای مسئولیت‎‎های کلان و حساس، تنها تعهد کافی نیست و می‎بایست از افراد توانمند و خبره متعهد و دارای سابقه درخشان استفاده کرد؛ هرچند این فرد در جریان و گروه ما قرار نداشته باشد. قبیله‎گرایان برای ماندگاری خود در قدرت تلاش می‎کنند تا با استفاده ابزاری از جایگاه فعلی خود، هدف ماندن در قدرت را اجرایی کنند. علاوه‎بر آن‎که استفاده از ابزاری از قدرت، منجر به رفتار قبیله‎گرایانه می‎شود باید در نظر گرفت که اصلاح این روند، در گرو ایجاد روحیه سعه صدر برای پذیرش روش‎‎ها و دیدگاه‎‎های متفاوت در میان اصول‎گرایان است.

آیا نمونه‎ای خاص از این رابطه‎ای را که میان قبیله‎گرایی و استفاده ابزاری از قدرت گفتید امروز در میان اصول‎گرایان یا هر گروه سیاسی دیگر شاهد هستیم؟

اینکه در شرایطی که به انتخابات مجلس نهم نزدیک می‎شویم جریان انحرافی تلاش می‎کند افراد نزدیک به خود را در پست‎‎‎های کلیدی قرار دهد و یا در بعضی استانداری‎‎ها و فرمانداری‎‎ها اشخاصی از نزدیکان خود بگذارد که امکان اعمال نفوذ در انتخابات را فراهم می‎کند، مثال بارزی از همین استفاده ابزاری از قدرت است که به قبیله‎گرایی منجر شده. البته این توضیح ضروری است که اگر به روند کلی انتخابات‎‎های برگزار شده در ۳۲ سال گذشته نگاه کنیم، شاهد خواهیم بود که به دفعات اتفاق افتاده که مجری انتخابات و پیروز صندوق‎‎‎ها با هم تفاوت داشته‎اند.

این مسأله نشان می‎دهد که به علت ساختار کم نقص قدرت در جمهوری اسلامی ایران، نظارت دقیق شورای نگهبان و نظارت مردمی‎ای که بر انتخابات وجود دارد؛ هیچ جریانی نمی‎تواند در روند انتخابات به‎صورت خلاف قانون، دخالت کند.

منبع: پنجره
گفتگو: عبدالکریم دلدار