نقدي بر طرح استاد محوري در حوزه
ابراهيم زرگر
۳۰ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۴۱
اخیرا در برخی از سایت های خبری درباره ی عزل معاونت آموزش حوزه ی علمیه، خبری منتشر شد. این خبر و تحلیل دارای اشکالات متعددی است که در زیر به بخشی از آن ها اشاره می شود.
نکته ی مهم دربررسی عزل آقای عباسی، طرح استاد محوری است. در این جا امکان بررسی این طرح و معایب عمیق آن و خطرات بزرگ آن برای سطح علمی حوزه و استقلال آن وجود ندارد فلذا تنها به چند نکته ی کوتاه در این باره اشاره می شود؛
مبنای این طرح بر تغییر سیستم آموزشی سنتی حوزه استوار است. طراحان این طرح با دیدی بسیار مثبت به روش آموزشی در دانشگاه ها می نگرند و به این علت سعی کرده اند مسایلی مثل حضور و غیاب را مشکل اصلی حوزه قلمداد کرده و سعی کنند که دروس آزاد حوزه را تعطیل نمایند. در روش حوزوی که در آن، دروس به صورت آزاد ارایه می شوند، هر شاگردی می تواند در هر مقطعی از سال، استاد خود را عوض کند و از سوی دیگر هر کسی می تواند به صورت آزاد و بدون دریافت حق التدریس، به ارایه ی درس بپردازد. اگر این مدرس، سطح علمی بالایی داشته باشد، مورد اقبال طلاب قرار گرفته و درسش ادامه می یابد وگرنه به سرنوشت درس کفایه ی کدیور دچار شده و آن استاد ضعیف خودبه خود حذف خواهد شد. در استاد محوری اولا یک طلبه نمی تواند در هر مقطعی از سال، استادش را عوض کند و از سوی دیگر کسی هم نمی تواند بدون اجازه ی مسئولین، تدریسی داشته باشد.
در سیستم حوزوی، هر مکانی در قم می تواند محل تدریس و تحصیل باشد. بسیاری از دروس آزاد حوزه هم اکنون در فیضیه یا دارالشفا یا مدرسه ی آقای گلپایگانی برگزار می شود. به عنوان مثال در مدرسه ی آقای گلپایگانی روزانه بیش از ۱۷۰ جلسه درس آزاد با کمترین هزینه و با حداقل کارمند و با بالاترین کیفیت برگزار می شود و اساتید قوی در آن محیط علمی به طور مداوم در حال رقابتند. اما در سیستم دانشگاهی که متاسفانه به حوزه هم راه یافته، برای برگزاری روزانه ۱۵ جلسه ی درسی، باید چندین کارمند داشت و ... .
سال هاست که روشی مشابه طرح استاد محوری در مدارس علمیه و در ۶سال تحصیلی اول آن اجرا می شود که نه تنها باعث افت شدید کیفیت آموزشی شده حتی باعث شده نسل اساتید قوی در برخی علوم حوزوی مثل نحو و بلاغت، تقریبا منقرض شود!
طرح استاد محوری علاوه بر دارا بودن اشکالات فوق، کاملا غیر عادلانه بود و برای طلابی که در این طرح شرکت می کنند نسبت به دیگر طلاب، امتیازات خاص و مهمی در نظر گرفته شده بود تا بلکه با دادن این امتیازات، طلاب از آزادی علمی خود دست بردارند و به این طرح بپیوندند.
اگر از همه ی این حرف ها بگذریم و فرض کنیم این ادعاها غلط است و نظر کارشناسی افرادی مثل آقای عباسی صحیح می باشد، تازه به اول مشکل می رسیم. با مطرح شدن این طرح در حوزه، مراجع تقلید و اساتید قوی، با آن مخالفت کردند. تا جایی که حضرات آیات صافی و شبیری زنجانی و وحید خراسانی با دادن اطلاعیه ای از این کار نهی کردند. آیت الله مکارم در اظهار نظری فرمودند که هر تغییری در حوزه باید با هماهنگی مراجع باشد. آیت الله مظاهری مخالفت شدید خود را با این طرح اعلام کردند. آیت الله سبحانی خواستار جلوگیری از اجرای این طرح شدند. در پی این مخالفت ها، شورای عالی حوزه، در مصوبه ای این طرح را لغو کرد. علی رغم تمام این مواضع، این طرح با قدرت کامل در حوزه اجرایی شد. ارکان این طرح تا آخر سال در حوزه اجرا می شد ولی اسمش را برداشته بودند و ادعا می کردند که طرح اجرا نمی شود. ارکانی مثل تمرکز کلیه ی دروس طلاب در یک مکان و یا محدودیت انتخاب استاد توسط طلاب و یا برگزاری امتحانات نیمسال توسط خود اساتید و بدون نظارت حوزه و ... .
این وضعیت و تنش در حوزه باقی بود تا در سفر رهبری به قم و در دیدار با طلاب، ایشان شدیدا به ارکان این طرح حمله کردند. در سخنان ایشان به وضوح ناراحتی از این طرح و فضای منفی حول آن دیده می شد. مواضع رهبری در آن نشست، آبی بر فضای ملتهب حوزه بود. در این جا لازم است بخشی از آن فرمایشات، به عینه نقل شوند؛
* ممكن است يك معناى غلطى از تحول اراده بشود و فهم بشود، كه حتماً بايد از آن پرهيز كرد. تحول به معناى رها كردن شيوههاى سنتىِ بسيار كارآمد حوزه در تعليم و تعلم و تبديل اين شيوهها به شيوههاى رائج دانشگاهىِ امروز نيست؛ اينچنين تحول و تغيير و دگرگونىاى غلط اندر غلط است؛ اين عقبگرد است.
* ما شيوههاى دانشگاهى خودمان را كه برگرفته و نسخهنويسىشدهى از شيوههاى قديمى غربى است، بياوريم در حوزه حاكم كنيم؛ نه، ما اين را تحول نمي دانيم. اگر چنين دگرگونىاى رخ بدهد، قطعاً ارتجاع و عقبگرد است؛ اين را قبول نداريم.
* ما در حوزهى علميه شيوههاى بسيار خوبى رائج داريم، از قديم معمول بوده؛ شيوهى انتخاب آزادانهى استاد به وسيلهى طلبه. طلبه وارد حوزه كه مي شد و مي شود، مي گردد استاد مورد قبول و مورد علاقهى خودش را پيدا مي كند، به درس او مي رود . . . . اين سنت ها را نبايد از دست داد؛ اين ها حيف است.
* اينها سنت هاى خوب حوزهى ماست. ديگران مي خواهند اين ها را از ما ياد بگيرند، ما بيائيم اينها را تبديل كنيم به روشهاى ديگران كه منسوخ و كهنه است؟! پس اين سن تها بايد باقى بماند و تقويت شود. تحول به معناى تغيير اين ها نيست.
* مديريت و تدبير حوزه به وسيلهى يك گروه متمركزى كه مورد تأييد مراجع و بزرگان باشند و در مسائل حوزه صاحبنظر باشند، يك چيز لازمى است، اجتنابناپذير است؛ بدون اين نمي شود.
بعد از این فرمایشات صریح بود که به ظاهر همه چیز آرام شد. توقع بود که معاون آموزش دست از تبدیل حوزه به دانشگاه الازهر بردارد و امر تحول را زیر نظر مراجع پیگیری کند که این اتفاق نیفتاد و با روش «اسمش را نیاور و خودش را بیاور»، طرح استاد محوری ادامه یافت تا این که انکار وجود این طرح برای مراجع و اساتید گران آمد و حتی برخی از اعضای شاخص جامعه مدرسین و شورای عالی، مانند آیت الله حسینی بوشهری و آیت الله خاتمی به شدت در این باره موضع گرفتند و در نهایت با دستور قاطع و صریح آیت الله یزدی، این طرح مخرب که مخالف نظر کلیه ی مراجع و رهبری و اکثر اساتید صاحب نظر حوزه بود، متوقف شد. این طرح و عملکرد معاونت آموزش، باعث عزل وی نیز شد.
در بازتاب های خبری این عزل، به نحوی نامناسب به جمعی از اساتید حوزه هم اشاره شده است. اجتماع این اساتید در حوزه با نام «نشست دوره ای اساتید سطوح عالی و درس خارج» شناخته می شود. شناخت این اجتماع که بزرگترین و موثرترین جمع اساتید در حوزه ی علمیه است، نیازمند بحث جداگانه ای می باشد. این جمع که فقط در فضای صنفی فعال است و با نظر مثبت مراجع و شخص رهبری تشکیل شده است، تا به حال رابطه ی خوبی با جامعه ی مدرسین داشته است. به طوری که به جز مراجع تقلید، تنها کسی که در سال های اخیر در این جمع سخنرانی کرده، شخص آیت الله یزدی بوده اند و در جلسه ی آخر این جمع، آیت الله مقتدایی حضور داشتند. این اجتماع مخصوص اساتیدی است که بیش از ۵ سال به تدریس عالی ترین دروس حوزوی اشتغال داشته اند و با وجود این محدودیت، در جلسه ی آخر این جمع که با سخنرانی آیت الله العظمی مکارم شیرازی برگزار شد، بیش از ۷۰۰ تن از اساتید شرکت نمودند.
البته برخی افراد ناآگاه به علل مختلف سعی داشته اند این اجتماع را ضد جامعه مدرسین و یا ضد انقلاب! نشان دهند که هنوز موفقیتی به دست نیاورده اند. به عنوان مثال تلاش های بسیاری انجام شد تا جلسه ی قبل این جمع به تعطیلی کشانده شود و با اتهام پراکنی و ارسال پیامک های اهانت آمیز و تهدید کننده، سعی شد تا این تجمع برگزار نشود. در مرحله ی آخر هم با ارسال پیامکی جعلی، نشست ملغی اعلام شد و تعدای افراد غیر مرتبط هم تلاش کردند که در آن تجمع شرکت کنند و احیانا اخلالی به عمل آورند که موفق نشدند. این حرکات کودکانه باعث شد برخی از اساتید که افتخار جانبازی و سابقه ی بسیار روشن در دفاع از انقلاب دارند، در آن جلسه و بعد از آن اعتراضات شدیدی به این برخورد داشته باشند. سخنران آن نشست، آیت الله العظمی صافی بودند که علی رغم فضای تهدیدآمیز ایجاد شده در نشست شرکت کردند و میزان حضور اساتید در آن نشست بیش از دو برابر شرایط عادی بود. نکته ی جالب آن است که موضوع نشست مذکور «بررسی راهکارهای اجرای فرمایشات مقام معظم رهبری در سفر به قم» بوده است!
در پایان از عزیزان فعال در رسانه ها درخواست می شود به علت پیچیدگی خاص فضای حوزه و حساسیت بالای آن، در هنگام ورود به مباحث مربوط به این نهاد حیاتی، دقت بیش تری به خرج دهند.