امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
مسیح دوران
علیرضا زاکانی
جمعه ۱۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۰
 
امام خمینی بارقه‎ای از لطف خدا به مردم جهان

«ارنست کارديناله»، کشيش مسيحي و وزير آموزش و پرورش دولت انقلابي ساندنيست‏هاي نيکاراگوئه، شرح دیدار خود با بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و پاپ، رهبر کاتولیک‎های جهان را این‎گونه بیان می‎دارد: «بعد از انقلاب نيکاراگوئه، به شدت تحت محاصره اقتصادي بوديم و نيشکر - که مهم‏ترين منبع درآمد ارزي کشور ما بود - از ما خريداري نمي‎شد. وضعيت بسيار بغرنج و مبهمي داشتيم. در سفري به ايران، خدمت رهبر انقلاب اسلامي رسيدم. از کوچه‏هاي پرپيچ و خم جماران گذشتم.

خانه رهبر انقلاب را در نهايت سادگي يافتم. مردي که شرق و غرب را به لرزه انداخته بود، پيرمردي است با لباس ساده در اتاقي كوچك. تنها حرفي که ايشان گفتند، اين بود: «ما در کنار مبارزان عليه ستمکاران هستيم». اين سخن قوت قلبي بود که با هيچ‎چيز قابل‎قياس نيست. در ادامه سفر به مقر پاپ، رهبر کاتوليک‏هاي جهان رفتم. آن کاخ تو در تو و آن مقر باشکوه، آن لباس‏هاي گران‎قيمت و فاخر و رفتار تند و برخورد تلخ پاپ که گفت: «اگر مي‎خواهي کمکي از جانب کليسا به شما بشود، نبايد به سياست، کاري داشته باشيد و همچنين با آمريکا درنيفتيد.» من گفتم: « رهبر من قاعدتا بايد شما باشيد، اما نيستيد. رهبر من امام خميني است که به آن سادگي زندگي مي‎کند و واقعا راه حضرت مسيح (علیه‎السلام) را مي‎رود و با آمريکا دشمن است. اگر حضرت مسيح (علیه‎السلام) حالا بود، رفتار امام خميني [قدس‎سره‏] را داشت.» این تصویری نقش‎بسته در دل و جان یک غیرمسلمان است که حقیقت دین خویش را در حضرت امام متجلی می‎بیند.

به‎راستی امام عزیز ما، که بود و چه کرد؟ ما به‎عنوان پیروان و میراث‎داران او چه اندازه آن یگانه دوران را می‎شناسیم و چقدر عظمت میراث گران‎بهای او را -که پیرامون آن در وصيت‎نامه سياسي و الهي خود فرمود: «نبايد شك كرد كه انقلاب اسلامي از همه انقلاب‌ها جداست، هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام‌، ترديدي نيست كه اين تحفه‎ای الهي و غيبي بود كه از جانب خداوند منان براي ملت مظلوم و غارت‎زده عنايت شده است»-درک کرده‎ایم؟ بی‎شک او بارقه‎ای از لطف خدا به مردم جهان به‎ویژه مسلمانان بود و امروز با گذشت ۲۳ سال از رحلت جانسوز آن خورشید تابان، با رجوع به بیانات خلف صالح او که در ایام حزن و عزای رحلت جانسوزش بیان شده، به حقیقت خمینی کبیر بیشتر آشنا می‎شویم و تجلی حقانیت این سخنان پس از دو دهه هنوز چشم‎گیر می‎نماید، تا ما دوباره به عظمت انقلاب اسلامی بیندیشیم و اراده‎ای درخور این بزرگی را برای صیانت و پاسداری و فراتر از آن برای رشد و پویایی آن، وجه همت خویش قرار دهیم. پس باید که در سخنان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی تأمل کنیم:

«آرمان‎هاى بزرگى که امام (رحمت‎الله‎علیه) بيان مى‏کردند، عبارت بود از: مبارزه با استکبار جهانى، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقيقى و همه‏جانبه ملت - خودکفايى به‎معناى کامل - پافشارى فراوان و تمام‏نشدنى بر حفظ اصول دينى و شرع و فقه اسلامى، ايجاد وحدت و همبستگى، توجه به ملت‎هاى مسلمان و مظلوم دنيا، عزت بخشيدن به اسلام و ملت‎هاى اسلامى و مرعوب نشدن در مقابل قدرت‎هاى جهانى، ايجاد قسط و عدل در جامعه اسلامى، حمايت بى‏دريغ و هميشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پايين جامعه و لزوم پرداختن به آن‎ها.» (۱۷/۳/۱۳۶۸)

ایشان درخصوص کارهای ماندگار و بزرگ امام نیز فرموده‎اند: «اولين کار بزرگ او، احياى اسلام بود. ۲۰۰ سال است که دستگاه‎هاى استعمارى سعى کردند تا اسلام به‎دست فراموشى سپرده شود... چون مى‏دانستند اين دين، بزرگ‎ترين مانع در راه چپاول قدرت‎هاى بزرگ و استکبارى است. امام ما اسلام را دوباره زنده کرد و به ذهن و عمل انسان‎ها و صحنه سياسى جهان برگرداند.

دومين کار بزرگ او، اعاده روح عزت به مسلمين بود... با کار بزرگى که امام (رحمت‎الله‎علیه) انجام داد، مسلمان‎ها در همه‎جاى دنيا احساس عزت مى‏کنند و به مسلمانى و اسلام خود مى‏بالند.

سومين کار بزرگ او اين بود که به مسلمان‎ها احساس درک امت اسلامى داد. امروز همه مسلمان‎ها، در اقصاى آسيا تا قلب آفريقا و تمام خاورميانه و در اروپا و آمريکا، احساس مى‏کنند که جزو يک جامعه جهانىِ بزرگ، به‎نام امت اسلامى هستند. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامى را ايجاد کرد، که بزرگ‎ترين حربه براى دفاع از جوامع اسلامى در مقابل استکبار است. چهارمين کار بزرگ او، ازاله يکى از مرتجع‎ترين و پليدترين و وابسته‏ترين رژيم‎هاى منطقه و جهان بود... ايران مهمترين دژ استعمار در منطقه خليج‏فارس و خاورميانه بود. اين دژ، به‎دست امام ما در هم فرو ريخته شد.

کار پنجم او، ايجاد حکومتى بر مبناى اسلام بود؛ چيزى که به ذهن مسلمان‎ها و غيرمسلمان‎ها خطور نمى‏کرد. امام (رحمت‎الله‎علیه) در حد يک معجزه، به اين خيال افسانه‏آميز لباس واقعيت پوشاند.
کار ششم او، ايجاد نهضت اسلامى در عالم بود... امروز در هر نقطه‏اى از دنياى وسيع اسلام که جمعيت يا گروهى به انگيزه آزادي‎خواهى و ضديت با استکبار حرکت مى‏کنند، مبنا و قاعده کار و اميد و رکن‎شان، تفکر اسلامى است.

هفتمين کار بزرگ او، نگرشى جديد در فقه شيعه بود. فقاهت ما پايه‏هاى بسيار مستحکمى داشته و دارد... امام عزيزمان اين فقه مستحکم را در گستره‏اى وسيع و با نگرشى جهانى و حکومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را براى ما روشن کرد که قبل از آن روشن نبود.

کار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام بود.. امام ما اين باور غلط را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق يک ملت و ديگر مسلمانان عالم، مى‏تواند زندگى زاهدانه‏اى داشته باشد و به‎جاى کاخ‎هاى مجلل، در يک حسينيه از ديدارکنندگان پذيرايى کند و با لباس و زبان و اخلاق انبيا با مردم برخورد کند... از معجزات بزرگ آن بزرگوار اين بود که هم در زندگى خود و هم در آن دستگاهى که به‎وجود آورده بود، نور معرفت و حقيقت تجلى يافته بود.

کار نهم او، احياى روحيه غرور و خودباورى در ملت ايران بود. برادران عزيز! حکومت‎هاى استبدادى و فردى، سال‎هاى متمادى ملت ما را به‎صورت ملتى ضعيف و مستضعف و توسرى‏خور در آورده بودند؛ ملتى که از استعداد جوشان و خصلت‎هاى جمعى فوق‏العاده ممتاز برخوردار است و در طول تاريخ بعد از اسلام، اين‏همه افتخارات علمى و سياسى دارد... بنابراين، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ما کشته بودند؛ ولى امام عزيز ما، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ايران بيدار و زنده کردند.

در همان حال که ملت ما از احساسات و نخوت‎هاى بي‎جاى ناسيوناليستى - که استکبار عامل آن، و رژيم منحوس پهلوى مروجش بود - مبرا هستند، اما احساس عزت و قدرت مى‏کنند... اين روح عزت و خودباورى و غرور ملى و افتخارات حقيقى و اصيل را امام (رحمت‎الله‎علیه) در ملت ما زنده کرد.

و بالأخره دهمين کار بزرگ او، اثبات اين نکته بود که «نه شرقى و نه غربى»، يک اصل عملى و ممکن است. ديگران خيال مى‏کردند که يا بايد به شرق متکى بود و يا به غرب، يا بايد نان اين قدرت را خورد و ستايشش کرد و يا آن قدرت را ! فکر نمى‏کردند که يک ملت بتواند هم به شرق و هم به غرب «نه» بگويد و بايستد و بماند و خود را روزبه‏روز ريشه‏دارتر کند؛ اما امام (رحمت‎الله‎علیه) اين نکته را ثابت کرد.» (۲۳/۴/۱۳۶۸)

و عامل موفقیت امام را این‎گونه ذکر کردند: «آن‎چه امام بزرگوار و ملت شجاع ما را در راه اين مبارزه بزرگ موفق کرد، بصيرت و صبر بود - مقاومتى همراه با بصيرت - همان‏طور که اميرالمؤمنين (عليه‏الصلاه‎والسلام) فرمود: «و لا يحمل هذا العلم الا اهل البصر والصبر». علت آن‎هم اين است که امروز مبارزه با کفر خالص و شرک خالص نيست، تا مطلب روشن، و صف‏بندي‎ها مجزا و جداى از هم باشد؛ بلکه امروز مبارزه با نفاق و دورويى و تزوير و شعارهاى توخالى و دروغ‌زني‎ها و لاف‌زني‎هايى است که بلندگوهاى استکبار را در همه انحاى عالم پُر کرده است. بسيارى دم از طرفدارى از حقوق بشر مى‏زنند و دروغ مى‏گويند. بسيارى دم از اسلام مى‏زنند و دروغ مى‏گويند.

اسلام آن‎ها، اسلام باب طبع و ميل سردمداران استکبار است. بسيارى دم از مساوات و برابرى انسان‎ها مى‏زدند و مى‏زنند و دروغ مى‏گفتند و مى‏گويند. بنابراين، مبارزه در دوران کنونى، مبارزه‏اى دشوار است؛ هم به‎خاطر قدرت زر و زور استکبار، و هم به‎خاطر قدرت تبليغاتى و توجيه‏گر دروغگويي‎ها و نفاق‎هاى استکبار و اياديش. انسان‎هاى بى‏ بصيرت، زود فريب مى ‏خورند. همين امروز هم در دنيا آدم‎هاى دلسوزى هستند که فريب خورده‏اند؛ دشمن را نشناخته‏اند و صف را تشخيص نداده‏اند. در ايران، امام عظيم‏الشأن ما، به برکت بصيرت مردم - که با صبر و مقاومت آن‎ها همراه بود - اين راه را طى کرد و به موفقيت رسيد. خود او، در ايجاد اين بصيرت و صبر در مردم، بزرگ‎ترين مؤثر بود. هرجا در انحاى عالم مبارزه‏اى صورت مى‏گيرد، حرکتى مى‏شود، انسان دلسوزى در پى نجات توده‏هاى مردم حرکت مى‏کند، بايد بداند که اين راه، با هوشمندى و بصيرت و نيز با صبر و مقاومت طى‏شدنى است، و لاغير.» (۱۴/۳/۱۳۷۰)

امروز ما از نعمت وجود پیر جماران محرومیم و به لطف الهی از دریای وجود رهبر فرزانه انقلاب بهره‎مند و چه زیبا بزرگ عارف زمانه حضرت آیت‎الله حسن‎زاده آملی در وصفش به قرآن توسل جست، آن‎جا که خداوند بزرگ فرمود: «مَا نَنسَخْ مِنْ آيَه أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ الله عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و باز باید از خود بپرسیم آیا امروز قدر این نعمت را دانسته و به وظایف خود در قبال معظم‎له آشناییم و یا در صورت شناخت وظایف خویش، عامل به آن‎ها هستیم؟

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 169435