امروز  جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰
مدیریت پرایدی در برابر مدیریت سمندی!
ناگفته های منوچهر منطقی
دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۰۶
 

منطقی از اختلاف شیوه‎های مدیریتی خود با دیگران می‎گوید.

به گزارش سرویس اقتصادی جهان، ویژه نامه نوروزی "پنجره" گفتگوی جالبی را با منوچهر منطقی - مدیر عامل سابق ایران خودرو - انجام داده است که در ادامه می خوانید:

گفت‎و‎گوی دو ساعته ما با منوچهر منطقی هنگامی انجام شد که چند روزی بود آخرین حلقه ارتباطی او با ایران خودرو هم قطع شده بود. بعد از 80 ماه مدیرعاملی ایران خودرو، 11 ماه ریاست او بر هیئت‎مدیره ایران خودرو هم پایان یافت. بچه محله ميدان راه آهن تهران و بزرگ شده نازی آباد، بعد از سال‎ها ساخت بیسیم، رادار، ماهواره، موتور ملی، خودروی ملی، این روزها شدیدا به دنبال تقویت ایران در عرصه هوافضا به‎خصوص ساخت هواپیمای پهن‎پیکر است. می‎گوید یک برنامه 15 ساله برای این طرح دارد که اگر انگیزه آن وجود داشته باشد در 10 سال هم قابل دستیابی است. او خاطرات زیادی از دوران مدیریتش بر ایران خودرو و شیوه تعاملش با مدیران دوم خردادی گرفته تا اصول‎گرا دارد که بخشی‎هایی از آن‎ها را در این گفت و گو بیان کرده است.


مصاحبه را از زمان ورود شما به ایران خودرو شروع می‎کنیم. شما تا قبل از ورود به ایران خودرو عملکرد موفقی در صنایع هوایی سپاه داشتید؛ چه نیازی احساس کردید که وارد صنعت شدید؟

من در جایی بودم که عمدتا روی فناوری‎های پیشرفته و سطح بالا کار می‎کردیم. با توجه به این‎که همزمان در دانشگاه هم تدریس می‎کردم، وقتی کشورهای توسعه‎یافته را مطالعه کردم، دیدم که این کشورها عمدتا برای آن‎که به توسعه اقتصادی برسند، در کنار روند توسعه‎ای خود، توسعه فناوری‎ها را هم دیده‎اند. بنابراین این سئوال برایم پیش آمد که با توجه به این‎که تمام پیشرفت‎ها و فناوری‎های ما در محیطی کوچک صورت گرفته، آیا می‎توانیم گستره این پیشرفت‎ها را به محیطی مؤثرتر در اقتصاد انتقال دهیم که خودش تبدیل به منشا توسعه اقتصادی شود. منتها برنامه ما این بود که توسعه اقتصاد ماندگاری را رقم بزنیم و بنابراین نگاه مقطعی نداشتیم. اولا تصمیم گرفتیم فناوری پیشرفته را در صنعت آزمایش کنیم؛ ثانیا برای توسعه این صنعت، روند پایداری را به‎وجود آوریم.

این دستاوردهای شما در هوافضا که این‎قدر به شما اعتماد به نفس می‎داد چه بود؟

ببینید، نمی‎شود زیاد موضوع را باز کرد. ما در تمامی بخش‎های هوافضا که احتیاج بود نه‎تنها دستاوردهای خوبی را به دست آورده بودیم بلکه با توجه به این‎که از ابتدا متوجه مسیر پایدار توسعه بودیم، احساس می‎کردیم که تکلیف پروژه‎های تعریف شده و ریل‎گذاری انجام شده تا 10 سال دیگر معلوم است. عموما پروژه‎ها دانش‎پایه بودند. الان هم هر از چندگاهی شاهد به ثمر رسیدن یکی از آن پروژه‎ها هستیم. به‎عنوان مثال، به این نتیجه رسیدیم که برای آن‎که توانمندی خودمان در فناوری پیشرفته دفاعی را به سطح جامعه ببریم، بهتر است روی چیزهایی نظیر پرتاب کننده‎های ماهواره کار کنیم. بنابراین حتی طرح‎های اولیه پرتاب کننده‎های ماهواره را هم انجام دادیم که منتهی به این دستاورد بزرگ ملی شد. ببینید هر کشور برای آن‎که چیزی شبیه پرتاب‎کننده ماهواره یا ماهواره بر در دست داشته باشد، نیازمند بیست تا بیست و پنج سال کار مداوم است. پس کار، کار بزرگی بود. آقای دانشجو وزیر علوم و برادرش نیز در مجموعه ما بخشی داشتند با عنوان «کد کم» که روی ساخت قطعات فناوری پیشرفته کار می‎کردند و به دستاوردهای خوبی هم رسیده بودند. مجموعه هوافضا از همان ابتدا در کنار تامین نیازهای روز کشور نگاه به آینده را هم داشت. تا محصولاتی را طراحی کند. ضمن آن‎که کشور را از لحاظ دفاعی غنی می‎کند، پرستیژ نظام را هم ارتقا دهد. کنار همه این‎ها دیدیم که در مجموعه هوافضا مدیران متعددی آمده و رشد کرده‎اند که می‎توانند مسیر را ادامه دهند. هم ریل‎گذاری و هم هسته‎های کوچکی سازماندهی را تشکیل داده بود که مجموعه نخبه‎ای شده بودند و می‎توانستند مجموعه‎های بزرگتری را بر عهده گیرند. دیگر احساس می‎شد که می‎شود به این مجموعه اتکا کرد و این فعالیت‎ها را برد در حوزه دیگر. البته علت دیگری که من وارد صنعت خودرو‎سازی شدم، این بود که من هم تدریس می‎کردم و هم کار عملی. در واقع به یک فرمولاسیون رسیده بودیم. چون در مملکت ما ایده سطح بالا خیلی زیاد ارایه می‎شود اما کسی آن‎ها را اجرایی نمی‎کند. ما این تئوری را دریافته بودیم. بنابراین داوطلب شدیم به بخش دیگری برویم و این تجربیات را منتقل کنیم. با توجه به این‎که آن زمان هم صنعت خودروسازی یک صنعت نمره یک بود، ما در آن‎جا مشغول شدیم.

از چه طریقی وارد ایران خودرو شدید؟

ما در مجموعه‎ای که قبلا بودیم، یک‎سری زیرمجموعه را برای ساپکوی ایران خودرو تهیه می‎کردیم. با توجه به این‎که شناختی نسبت به مجموعه وجود داشت، یک پیشنهادی دادند. گفتند ایران خودرو می‎خواهد برای خط تولید پیشرفته خود یک مجموعه جدید ایجاد کند. ما این نکته را با مسئول وقت مجموعه قبلی خودمان در میان گذاشتیم.

پس پیشنهاد آن‎ها بود اما شما نیازش را قبلا احساس کرده بودید.

بله، ما اصلا دنبالش هم بودیم. ببینید در همه دنیا بعد از آن‎که صنایع دفاعی کشورها پیشرفت می‎کند، سعی می‎کنند سرریز کنند در صنایع دیگر. بخش ظروف مرتبط را مطرح می‎کنند و سعی می‎کنند این دانش را به سایر بخش‎های صنعت هم منتقل کنند. ابتدا وارد شرکت تام شدم. سال 1387 و دوره آقای غروی بود که کار را شروع کردم.

آقای غروی شما را دعوت کرد یا از سمت خود شرکت تام وارد شدید.

نه آقای غروی دعوت کرد. او از دو طریق مرا می‎شناخت. یکی از کسانی که از مجموعه قبلی من آشنایی داشت، به ایشان معرفی کرده بود. یک راه دیگر شناخت او هم از طریق ساپکو بود که آن موقع آقای ویسه مدیر عامل آن بود. این دو تا مجموعه موجب شد که ما جلسه‎ای با هم داشته باشیم که در آن آقای غروی ایده‎اش را مطرح کرد. بر مبنای ایده او ما طرح اولیه‎ای دادیم. دیدیم تطابق زیادی بین خواسته‎های او با آن‎چه ما روی کاغذ آورده‎ایم وجود دارد. ایده همان تشکیل شرکت دانش محور تام بود. آقای غروی یک استراتژی هفت‎ساله برای ایران خودرو طراحی کرده بودند. در آن‎جا یک مرکز تحقیقات پیش‎بینی کرده بود که به طراحی خودرو بپردازند و مرکز دیگری برای ساخت تجهیزات و خطوط تولیدی که این خودرو‎ها را تولید کند چون ما آن زمان وابستگی شدیدی به خارج از مرزها خصوصا کره‎ای‎ها و فرانسوی‎ها داشتیم. بنابراین رفتیم و به این خواسته جامه عمل پوشاندیم.

در تام موفق بودید؟

بله. تام در حال حاضر یکی از موفق‎ترین شرکت‎های دانش‎بنیان کشور است. اول با یک تیم 100 نفره کار را شروع کردیم که واقعا یک‎پارچه کار می‎کردند. و برنامه‎ریزی دقیقی داشتند. دستاوردهای زیادی هم داشتیم. از سال 81 بعد از سه سال در این شرکت به آن پایه‎ای که بتواند بر مبنای تکنولوژی روز بیاید خطوط مختلف را طراحی کند، دست یافتیم. در مدت کوتاهی ما توانستیم تمام خط‎هایی که ایران خودرو به آن نیاز داشت را پایه‎گذاری کنیم. این خطوط رباتیکی که الان می‎بینید ظرفیت تولید یک میلیون را در مجموع ایجاد کرده، ثمره همان پایه‎گذاری و همکاری تجربه و دانش روز است. الان مجموعه شرکت تام حول و حوش ششصد نفر نیرو دارد. که 200 نفر فوق لیسانس به بالا، 250 نفر لیسانس و 50 نفر فوق دیپلم هستند. حالا شرکت تام دارد می‎آید این دانش را در حوزه‎های دیگر توسعه می‎دهد. مثلا در حوزه‎های معادن، حوزه فعالیت‎های ریلی و تجهیزات زیربنایی. بنابراین معلوم است که این دانشی که پایه‎گذاری شده، زاینده بوده و می‎تواند خودش را در مدت کوتاهی به حوزه‎های دیگر تسری دهد. ضمنا در برخی قسمت‎ها که ما از نظر فناوری کسری داشتیم، همکاران خوب خارجی را آوردیم. تلفیق همکاران خوب خارجی با تیم باتجربه و نخبگان دانشگاهی شرکتی را بنیان نهاد که اکنون قادر است هر کارخانه خودرو سازی با هر بودجه را در هر کجای جهان راه‎اندازی کند. تام امروز شرکتی است که شناخته شده در سطح منطقه است و اگر شرایط تحریم نبود، بسیاری از شرکت‎های اروپایی کارهای خود را به این شرکت می‎سپردند.

تا این‎که غروی رفت و شما مدیرعامل ایران خودرو شدید.

من هنوز شرکت تام بودم. آقای ویسه سال 80 رفت سازمان گسترش و مسئول معاون توسعه و تحقیقات شد. وقتی رفت آن‎جا با سایر معاونت‎ها شور کرد که منطقی را بگذاریم مدیرعامل ایران خودرو. بنابراین من از سال 80 وارد خود ایران خودرو و قائم مقام آقای غروی شدم. در مجمعی که برگزار شد، تصمیم گرفتند دیگر آقای غروی نباشد. در همان‎جا آمدند و گفتند فلانی می‎تواند این کار را انجام دهد. من از شنیدن این خبر شوکه شدم. آقای غروی در زمینه تشکیل و گسترش شرکت تام حمایت‎ها و پشتیبانی بسیاری از ما کرده بود و برای ما فرد بسیار محترمی محسوب می‎شد. منتها فردا از همان مجموعه آقای ویسه آمد و گفت شما برای این کار و این مسئولیت شایسته‎اید.

آقای غروی کجا رفت؟

مدت زمان کوتاهی کار خاصی را شروع نکرد. بعد هم گروه خودرو‎سازی در بخش خصوصی به نام «بنرو» یا «بنیان صنعت پارس» را در جاده ساوه راه انداخت که مدل‎های فیات آن به بازار عرضه شده است. فیات با ایران خودرو کار می‎کرد اما چون جنرال موتورز سهامش را خرید، اعلام کرد که دیگر نمی‎تواند با ایران خودرو همکاری کند. آقای غروی بعد همان پرونده را پی‎گیری کرد که فیات هم حاضر شد با آن‎ها به‎عنوان یک بخش خصوصی همکاری کند.

شما در چه وضعیتی ایران خودرو را تحویل گرفتید؟

12 آذرماه 81 ایران خودرو را تحویل گرفتم. سال قبلش 222 هزار و 222 خودرو تولید شده بود. برای سال 1381 که ما کار را تحویل گرفتیم، 270 هزار خودرو را پیش‎بینی کرده بودند. ما در همان آذرماه که کار را تحویل گرفتیم با کمک همکارانی که آن‎جا بودند تولید را به 300 هزار و 300 خودرو رساندیم. گام خوبی بود. بعدها هم فروش ایران خودرو را از 1900 میلیارد سال 1380 به 10 هزار میلیارد رساندم که تقریبا 5 برابر بود. تیراژ را هم به 600 هزار و 6 دستگاه. ظرفیت نصب شده هم در نیمه دوم سال 1387، یک‎میلیون خودرو بود که برای دستیابی به آن باید روزی 3 هزار خودرو تولید می‎کردیم. ما این کار را سه بار آزمایش کردیم. هر سه بار هم جواب داد. پس ظرفیت نصب شده ما آماده بود. البته این یک بخش کار بود. بخش دیگر تنوع محصول بود. ما سعی کردیم از مدل‎های قدیمی به مدل‎های جدید برسیم. در اواخر این اتفاق افتاد و ما به تولیدات روز دنیا نزدیک شدیم. برای مثال ما زمانی که سوزوکی را آوردیم، خودرویی بود که یک سال قبل از آن، خط تولیدش راه افتاده بود. زمانی که کار را تحویل گرفتم، 7 خودرو با 11 تنوع مدل بود و زمانی که خارج شدم، رقم تنوع محصول به 56 مدل رسیده بود. یعنی بیش از 5 برابر. بخش دیگر داخلی سازی تولید بود. ما زمانی که وارد شدیم برای یک 206، یک 406، یک سمند و یک پارس رقم ارزی که می‎پرداختیم حدود 27 هزار دلار بود. این رقم وقتی خارج شدیم به 5 هزار دلار رسیده بود. خودروی سمند، خودروی 405 و پژو پارس به صد در صد خودکفایی رسیده بودند. فروش ساپکو هم از 200 میلیارد تومان به 4 هزار و 400 میلیارد تومان رسید. بنابراین زنجیره خیلی وسیعی در این بخش انجام شد که از لحاظ اشتغال‎زایی بسیار مهم بود. دو کار مهم دیگر هم انجام دادیم. در زمان آقای غروی روی برند ملی کار کرده بودند. ما سعی کردیم برند ایجاد شده را توسعه دهیم. اولین تجربه سمند بود که وقتی به مشتریان دادیم، مشکلات زیادی را مطرح کردند. گام اول را برطرف کردن مشکلات و تنوع بخشی به برند ملی قرار دادیم. پلت فرم را از 405 گرفتیم یعنی اجزای اصلی از 405 و اتاق و تزئینات داخلی را خودمان طراحی کردیم. برای خودروساز بزرگ شدن باید دو کار دیگر هم می‎کردیم. یکی طراحی موتور که مرکز طراحی موتور ایران خودرو آمد و موتور پایه گازسوز را طراحی کرد. و گام دوم این بود که این‎ها را ببریم روی پلت فرم که نهایتا این اتفاق در مورد «رانا» افتاد.

در مورد صادرات چه؟

اگر همین راه را ادامه می‎دادیم از سال 1389 به بعد می‎توانستیم در بازارهای جهانی با خودروهای ایرانی حضور پیدا کنیم. تا قبل از سال 1384 همه ایران خودرو را یک خودروساز محلی می‎شناختند. از سال 1384 با 150 میلیون دلار صادرات وارد بازارهای جهانی شدیم. 85 و 86 رسید به 300 و 500 میلیون دلار. در سال 1387 هدف‎گذاری ما 700 میلیون دلار بود که به 670 میلیون دلار دست یافتیم. از خودروساز محلی تبدیل شدیم به خودروسازی که در جهان شناخته شده بود. کار دیگری که کردیم، ورود به طراحی خودرو اسلامی بود که الان در نشست‎های «دی 8» مطرح است. پایه‎اش را دو سال پیش گذاشتیم و مسئول آن سازمان کنفرانس اسلامی بود. یک کارگروهی مأمور ارزیابی و شناخت توان خودروسازی کشورهای اسلامی شده بود که توان تحقیقاتی، توان زنجیره تامین، توان اقتصادی، توان کیفیت، توان خدمات پس از فروش و توان صادرات را با هم دیده بودند؛ چنان‎که ایران خودرو در صدر قرار گرفت. بعد ترکیه و پس از آن هم کشورهایی مثل مالزی، اندونزی و مصر قرار داشتند. ما سعی کردیم به‎سمت «های تک» برویم و ضمنا نگاه‎مان به آینده باشد و اگر 10 سال آینده را نمی‎توانیم ببینیم، لااقل نگاهمان به 5 سال آینده باشد که از همین مسیر الان دوستانمان دارند استفاده کامل می‎کنند.

اما جنجال‎های زیادی روی بحث‎های مالی ایران خودرو می‎شد؟

بله، من هم می‎شنیدم. در مورد من می‎گفتند در توسعه موفق بوده اما در مالی ناموفق. ببینید زمانی که من آمدم ایران خودرو از نظر مالی وضعیت خیلی بدتر از آن چیزی بود که تحویل تیم جدید دادم. ایران خودرو از روزگار قدیم از لحاظ ساختار مالی دچار مشکل بود. شما برای توسعه دادن مجبورید که سهامداران‎تان افزایش سرمایه دهند. اما در ایران خودرو افزایش سرمایه خیلی کمی انجام شد. بنابراین ما برای آن‎که بتوانیم منابع‎مان را تامین کنیم، سراغ بانک‎ها رفتیم. منابع بانکی هم از یک حدی که بالاتر می‎روند، هزینه خیلی افزایش می‎یابد. بنابراین ساختار مالی ایران خودرو یک ساختار مالی شکننده بود. نسبت افزایش سرمایه و نسبت بدهی ما به بانک‎ها به نسبت رقیبمان یک نسبت عقلایی نبود. اما در مورد بحث‎های مالی ایران خودرو، خصوصا در دو سال آخری که در آن‎جا بودم، بزرگنمایی صورت گرفت. این‎ها بیشتر دستاویزی و بهانه‎ای بود که مسیر برای کنارگذاشتن من هموار شود.

برگردیم به زمان ورود شما به ایران خودرو. مسئولین وقت آن زمان صنعت، گرایش‎های تند سیاسی دوم خردادی داشتند. آیا هیچ‎وقت این گرایش‎ها در مقابل شما قرار نگرفت؛ مثل این‎که بیان کنند منطقی سپاهی است و احیانا همکاری‎های لازم را نکنند؟

این شائبه ابتدا وجود داشت. هنگامی که من وارد ایران خودرو شدم یک نفر در همشهری مقاله‎ای نوشت با عنوان «مدیران دوره گذار» که در آن من را مدیر موقت خواند. چون آقای ویسه همان ابتدا آقای پورمجیب را مدیر عامل ساپکو کرد بدون آن‎که نظر من را بپرسد، این شائبه قوت گرفت. همه می‎گفتند مدیر عامل اصلی پورمجیب خواهد بود و این مدیر موقت است. در همان ایام سرمایه‎گذاری شدیدی روی سایپا شد. آقای قلعه‎بانی یک سال جلوتر از من به سایپا رفته بود. در همان ایام سرمایه سایپا چیزی حدود 10 برابر شد در حالی که در همین مدت سرمایه ایران خودرو فقط دو برابر شد. یعنی سایپا وقتی به یک خودروساز بزرگ تبدیل شد، از لحاظ تیراژ – و نه فروش- به دلیل پشتیبانی‎های فوق‎العاده‎ای بود که از آن به عمل می‎آمد. البته آقای قلعه‎بانی از مدیران فوق‎العاده نزدیک آقای ویسه بودند و حمایت‎های همه‎جانبه‎ای از او در بخش سرمایه و بازار بورس شد. آن‎ها مدیریت پرایدی را پیش گرفتند. ما هم روی پای خودمان ایستادیم و با پشتیبانی کمتر مسیر مدیریت سمندی را ادامه دادیم.

مدیریت سمندی و مدیریت پرایدی؟ منظورتان چیست؟

ببینید، آقای قلعه‎بانی به‎عنوان مدیر شرکت رقیب ایران خودرو، کاری که کرد این بود که بدون آن‎که روی نوآوری و تنوع محصولات فعالیت بکند، صرفا تیراژ را بالا برد. صادرات را هم کنار گذاشت، فقط تیراژ و فروش را بالا برد. بنابراین آن‎ها را از نظر مالی از ما موفق‎تر ارزیابی می‎کردند. این برخاسته از دو مدل مدیریتی در خودروسازی است. مدل سمندی و مدل پرایدی. مدیریت پرایدی تیراژ محصولی را که ساخت داخل شده و حاشیه سود بالایی دارد، بالا می‎برد. در سرمایه‎گذاری‎های جدید هم دیدگاهش واردات و «سی کی دی» است و اساسا اعتقادی به برند ملی ندارد. مطلب سوم این است که مدیریت پرایدی روی برخی شاخص‎ها مثل سود و فروش حساسیت خاص دارد. یعنی از شرایط موجود استفاده می‎کند و یک مدیریت مقتدری را نشان می‎دهد. در مقابل، مدیریت دیگری هم وجود دارد که از آن با عنوان مدیریت سمندی نام می‎برم. واقعا سمند برخاسته از توان طراحی مجموعه متخصصین ایرانی است. این مدیریت طوری برنامه‎ریزی می‎کند که علاوه‎بر شاخص‎های اقتصادی ما اقتدار ملی را در برنامه‎ریزی‎ها و پیاده سازی آن داشته باشیم. مدیریت سمندی صرفا به روزگار حال بسنده نمی‎کند و دنبال این است که آینده را ترسیم کند. در بحث‎های آکادمیک مدل پرایدی را مدیریت سنتی و مدل سمند را مدیریت پیشرو می‎نامند.

برگردیم به موضوع، شما با سه وزیر صنایع کار کردید. هرکدام چه نگاهی به شما به‎عنوان مدیرعامل ایران خودرو داشتند؟

وقتی برای ایران خودرو مطرح شدم، آقای جهانگیری نگاهی داشت که بالاخره این یک آدم سپاهی است و ابتدا اصلا ما را تحویل نگرفت. احتمالا در ذهن او این بود که این آدم ممکن است موفق بشود، ممکن هم هست که موفق نشود. اما زمانی که در کار تلاش ما برای حرکت رو به جلو را دید، الحق و الانصاف از نظر فنی واقعا پشتیبان ما بود. تنها اختلاف ما بحث از رده خارج کردن پیکان بود که دولت آقای خاتمی تصمیم گرفته بود در سال آخر دولت هشتم هر طور که شده پیکان را از رده خارج کند. ما هم به دو دلیل سعی می‎کردیم با مقاومت این اتفاق را عقب بیندازیم. به این دلیل که اولا محصول جایگزین نداشتیم ثانیا سهم آن در سبد محصولات ایران خودرو 43 درصد بود. کار به جایی رسید که آقای جهانگیری تاریخ گذاشت که 24 یا 29 اردیبهشت ماه خودم می‎آیم و خط تولید را متوقف می‎کنم. که در نهایت خط را متوقف کردیم. این تنها بحث بین من و جهانگیری بود.

تا این‎که دولت نهم روی کار آمد. وزیر طهماسبی بود نه؟

بله. زمانی که دکتر احمدی‎نژاد شهردار تهران بود، ما همکاری خیلی نزدیکی با او داشتیم. در بحث نوسازی ناوگان اتوبوسرانی شهری ما حدود هزار و سیصد اتوبوس وارد ناوگان شهری کردیم. وقتی رییس‎جمهور شد، گروهی را برای انتخاب وزیر صنایع تشکیل داد که من هم عضو بودم. طهماسبی که بعدا وزیر شد، سجادی سفیر فعلی ایران در مسکو، نصری که مدتی استاندار قزوین بود و مددی که مدیر عامل تأمین اجتماعی شد، هم در این جلسات بودند. بحث من برای وزارت صنایع مطرح شد حتی برنامه‎ام را به رییس‎جمهور هم دادم اما در آخرین لحظات خط خوردم و آقای طهماسبی وزیر شد. طهماسبی از قبل روی من شناخت داشت مدتی در جهاد خودکفایی فارس بود و روی طرح ساخت زیردریایی کار می‎کرد. از این طریق با هم آشنا بودیم. در اولین دیداری که بعد از وزیر شدن طهماسبی با او داشتم، سعی کردم گزارش خوبی از چشم‎انداز آینده و این‎که می‎خواهیم در آینده چه بکنیم بدهم که نهایتا این گزارش 10 دقیقه طول کشید. آقای طهماسبی از این گزارش 10 دقیقه‎ای 20 ایراد گرفت. ایرادات مختلف و گسترده.

این اتفاق و این انتقادات فقط همان یک‎بار اتفاق افتاد؟

بعدها هم همین‎طور. کافی بود یک روزنامه مقاله‎ای در انتقاد از ایران خودرو بنویسد. مستقیم تماس می‎گرفت که موضوع چیست و هر بار یک ربع تا بیست دقیقه من را مورد شماتت قرار می‎داد که روی کار تسلط ندارید و کارها دارد خراب می‎شود. اما از سال دوم به بعد که عملکرد ما را دید، یک اعتماد نسبی پیدا کرد و تقریبا حامی ایران خودرو شد. از ابتدای دولت نهم تیم‎های مختلف بازرسی به ایران خودرو می‎آمدند و گزارش‎های جورواجور می‎دادند. جنبه‎های منفی گزارش‎ها هم همیشه بیشتر است. نهایتا او در این اواخر به این گزارش‎های منفی گوش نمی‎داد. حتی به من سازمان گسترش را هم پیشنهاد داد. قرار بود قائم مقام من که آن زمان آقای نوروزی بود، مدیرعامل ایران خودرو شود. بررسی کردم دیدم در سازمان گسترش و نوسازی صنایع کار زیادی نمی‎شود انجام داد، از آقای طهماسبی درخواست کردم که در ایران خودرو بمانم که همزمان شد با جابه‎جایی طهماسبی و موضوع منتفی شد.

و وزارت آقای محرابیان

با آقای محرابیان در مباحث مرتبط با تبصره 13 مثل طرح جایگزینی خودروهای فرسوده و گازسوز کردن خودرو‎ها همکاری داشتیم. غالبا در حیطه‎های مختلف صنعت، به او مشورت می‎دادم. وقتی رأی اعتماد آوردند و رسما وزیر شدند، علاوه بر مدیر عاملی ایران خودرو من را به‎عنوان رییس هیئت مدیره ایران خودرو هم منصوب کردند. ابتدا برخورد او خیلی گرم بود اما به‎مرور از حمایت‎های او کم می‎شد. تا آخر که من را از ایران خودرو کنارگذاشتند.

علت آن‎چه بود؟ فنی بود یا غیرفنی؟

اجازه بدهید وارد نشویم.

البته جالب است. دو وزیر قبلی ابتدا مخالف شما بودند و بعد حمایت‎تان کردند اما آقای محرابیان برعکس اول طرفدار بود بعد مخالف شد.

ببینید، معمولا مدیرانی که پست بالایی دارند، دنبال کسانی می‎گردند که نعل به نعل نظریات آن‎ها را پیاده کند. کاری که ما می‎کردیم کار تخصصی بود و نمی‎توانستیم نظرات آقای وزیر را همیشه پیاده کنیم. ضمن این‎که هر نیرویی می‎خواستیم به کار بگیریم، باید مجوزش را می‎گرفتیم. حتی برخی نیروهای خاص را برای جاهای مخصوص معرفی می‎کردند که تماما باید به‎کارگیری شود. نمونه آن هم یک نیرویی بود که آقای محرابیان در سمت مالی و اقتصادی معرفی کردند و این انتخاب لطمه بزرگی به ما زد. کسی بود که در بنگاه‎های سه رده پایینتر کار کرده بود حالا قرار بود مالی ایران خودرو را اداره کند. یک تا یک سال و نیم وقت می‎گرفت که فقط یادگیری را بیاموزد. در حالی که نیروی قبلی، فرد مسلطی بود و اگر می‎ماند شاید وضعیت مالی ایران خودرو هیچ‎وقت این‎طور نمی‎شد. این نیروی جدیدی که معرفی کرد، گزارش‎های مختلفی داد و آقای وزیر را نسبت به وضعیت ایران خودرو نگران کرد. یک نکته دیگر هم این‎که کلا آقای محربیان بیش از دو سال با کسی همکار نمی‎ماند.

چرا محرابیان از یک حامی مشورت‎گیر تبدیل به مخالف شد؟

معمولا کسانی که در رأس مجموعه‎ای قرار می‎گیرند، پس از مدت کوتاهی اطلاعات کلی مجموعه را به دست می‎آورند. این اطلاعات کلی دارای چارچوب عقلایی برای تصمیم‎گیری نیست. اگر بخواهند تصمیم‎گیری کنند، حتما باید با تیم‎های مشاوره این کار را انجام دهند. بهترین مشاورها هم آدم‎های باتجربه‎ای هستند که در آن کار حضور دارند و می‎توانند آن را انجام دهند. بعضی از وزرا بر مبنای اطلاعات کلانی که به دست می‎آورند، می‎آیند و یک‎سری تصمیماتی می‎گیرند که ضریب موفقیت این تصمیمات اغلب بین 40 تا 60 درصد و غیربهینه است. توان ما را هدر می‎دهد. علت مقاومت ما در برابر این تصمیمات همین بود. مشکل ما با برخی آقایان همان بود که به استعاره می‎گویند فرق دیدن مو و پیچش مو. آقایان در کارهای فنی و پیچیده مو را می‎دیدند ما پیچش مو را.

بحث ادغام خودروسازان هم همان زمان‎ها پیشنهاد شد؟

زمانی‎که آقای محرابیان رأی اعتماد گرفتند، آقای قلعه‎بانی را به سازمان گسترش منتقل کردند و بذرپاش را مدیرعامل سایپا کردند. البته همان زمان‎ها بحث ایجاد معاونت خودرو هم پیش آمد. این موضوع برمی‎گشت به زمانی که آقای محرابیان مشورت‎های ما را جدی می‎گرفتند. یکی از اولین سفرهای آقای محرابیان به خارج از کشور پس از وزیر شدن، سفری بود که به اتفاق هم به سوریه رفتیم تا از سایت تولید سمند شام بازدید کنیم. در هواپیما آقای محرابیان قصد خودش برای راه‎اندازی معاونت خودرو را گفتند. گفتم به دو دلیل شدنی نیست. اول این‎که سهامدار عمده خودروسازها سازمان گسترش است و همه‎چیز دست اوست. معاونت خودرو ابزاری برای تصمیم‎گیری ندارد. دوم این‎که مجموعه‎های خودروسازی واقعا عظیم هستند و کسی باید بر صندلی این معاونت تکیه بزند که بر همه بخش‎های خودروسازی مسلط باشد. واقعیت این است که کسانی که آقای محرابیان مدنظر داشتند، هیچ‎کدام در این سطح نبودند. بعد از برگشت خود آقای وزیر هم بررسی‎های بیشتری انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که این کار شدنی نیست و باید برای پست جدید مجوز بگیرند نهایتا از خیر آن گذشتند.

مدیریت بذرپاش چطور بود؟

بذرپاش یک آدم نوآوری بود که این به‎خصوص در مقایسه با نفرات قبلی به چشم می‎آمد. سعی کرد مسیر برند ملی را در سایپا پیاده کند. یعنی کاری که شروع شده بود اما از سال 1381 متوقف مانده بود را ادامه داد. نتیجه آن هم معرفی مینیاتور بود. در مباحث روابط بین‎الملل و بحث جوینت شدن با خودروسازی پروتون مالزی هم خوب عمل کرد که از نظر تنوع محصولات مهم بود. البته بیشتر روش او پیشبرد کار با تبلیغات وسیع است که در این زمینه خیلی بهتر از ایران خودرو عمل کرد و توانست خودروسازی سایپا را به‎خوبی به جامعه بشناساند. بذرپاش قبل از این‎که کار را شروع بکند، بحث ادغام خودروسازها را مطرح کرد. اول به‎نظر می‎رسید ایده مناسبی است. منتها من همان اول هم گفتم این دو خودرو‎ساز ادغام شده‎اند چون هر دو زیرنظر سازمان گسترش هستند. همان کاری که الان آقای هدایت که رییس هیئت مدیره دو شرکت است به‎عنوان همکاری در حال انجام آن است. اما ادغام فرآیند پیچیده خود را دارد. من در دوران کاری خودم حداقل یک ادغام بزرگ و وسیع بین وزارت سپاه و وزارت دفاع را دیده‎ام. با ادغام، فرآیند و تبعات آن روبه‎رو بوده‎ام. در ادغام‎های این‎چنینی دو خودروساز، جزء تکنولوژیک و پیشرفته از بین می‎رود. چون در لایه‎های مختلف نیروها پس از ادغام آن‎ها که نوآور هستند، بلافاصله جدا شده و جای دیگری مشغول می‎شوند. اگر ادغام‎های مختلف را تحلیل کنیم، به همین نتیجه می‎رسیم.

اگر ادغام اتفاق می‎افتاد، موفق می‎شد یا ناموفق؟

شک نکنید با عدم موفقیت روبه‎رو می‎شد. ادغام خودروسازها از نظر علمی مراحل گوناگون دارد. یک بخش کار ادغام بخش طراحی است. به هرحال، هر دو خودرو ساز واحد طراحی دارند که سال‎ها با هم رقیب بوده‎اند. این‎ها در حقیقت مثل دو تیم فوتبال رقیب هستند که نگه داشتن همه آن‎ها و تبدیل آن‎ها به یک تیم سخت است. حتی طرفداران آن‎ها هم با هم درگیر می‎شوند چه رسد به خود آن‎ها. بخش دیگر کار تشکیل یک سازمان خرید مشترک است که البته این یکی روی کاهش هزینه‎ها خیلی مؤثر است. با توجه به این‎که سازندگان قطعات خودرو برای سایپا و ایران خودرو تا اندازه زیادی مشترک هستند، فقط خریدهای خارجی مثل خرید ورق فولاد ممکن بود یک‎پارچه شود. در بخش محصول مشترک هم ما پروژه ال نود را به‎عنوان نمونه داشتیم که قرار بود توسط سایپا و ایران خودرو ساخته شود اما خیلی نتوانستیم در آن موفق عمل کنیم. بنابراین اگر بحث‎های ادغام را از نزدیک بررسی کنیم، می‎بینیم ما موارد ادغام را یا قبلا داشتیم و آن‎هایی را هم که نداشتیم یک‎بار تجربه کردیم ولی نتوانسته‎ایم خوب آن‎ها را به نتیجه برسانیم.

کی متوجه شدید که قرار است شما را کنار بگذارند؟

به‎صورت جدی از اوایل اسفند سال گذشته بود که من متوجه شدم قرار است تغییراتی در ایران خودرو ایجاد کنند وگرنه من به شنیدن خبر برکناریم از ایران خودرو در هر 15 روز یک‎بار عادت کرده بودم. اولین گام این بود که می‎خواستند یک قائم‎مقام برای من بگذارند که زیربار نرفتم. بعد چون زیربار نرفتم، اصلا تداوم مسئولیتم به‎طور کل در معرض خطر قرار گرفت. آقای دکتر طاهری را نه این‎که من قبول نداشته باشم. - چون او توانمندی‎های زیادی دارد - اما اگر به‎عهده خودم بود، جایگاه‎های دیگری هم بود که دکتر طاهری در آن‎جا اثربخشی‎های فوق‎العاده‎تری می‎توانست داشته باشد. من از اسفندماه پارسال می‎دانستم که در حال حذف شدن هستم اما تمام توانم را به‎کار می‎انداختم که تا دقیقه آخر هم کاری باقی نماند. البته این عادتم بود؛ چون مجموعه هوافضا هم که بودم دو یا سه‎بار قرار شد مرا عوض کنند و حتی نفر جایگزین را هم معرفی کردند اما تلاش من کم نمی‎شد. تصمیم آن‎ها البته عوض شد. به هر حال، در ایران خودرو هم حتی در فروردین و جشن آغاز سال، برنامه‎هایمان را طوری مطرح کردیم که انگار نه انگار قرار است تغییر مدیریتی رخ دهد. و وقتی هم گفتند در این تاریخ نیستی و مأموریت ساخت پهن‎پیکر را به من محول کردند، من از بین گزینه‎هایی که بودند نظرم را گفتم که این گزینه می‎تواند بهتر باشد.

شما گزینه خاصی داشتید؟

خیر. آقای وزیر گزینه‎ها را گفتند، من گزینه‎ای که فکر می‎کردم بهتر می‎تواند ایران خودرو را مدیریت کند و تعامل با او راحت‎تر است را از بین گزینه‎ها به آقای وزیر معرفی کردم. ولی نظر ما را نپسندیدند و قرار شد همین آقای نجم‎الدین بیایند و شروع به کار کنند.

به‎جز آقای نجم‎الدین بقیه گزینه‎ها چه کسانی بودند؟

سه گزینه مطرح بود. یکی خود آقای نجم الدین. دیگری آقای دکتر طاهری و بعدی آقای ملک که عضو هیئت مدیره سایپا است. من نسبت به آقای نجم‎الدین در زمان‎های مختلف به شناخت کاملی رسیده بودم و می‎دانستم که به گونه‎ای این اتفاقات می‎افتد و ایشان روی تولید و تیراژ و سود خیلی تاکید دارند و در عوض لایه دانشی برای او اهمیت چندانی ندارد.

ترک کردن ایران خودرو برای شما چقدر طول کشید؟

یک نیم‎روز. ظاهرا نظر آقای رییس‎جمهوری را گرفته بودند. آقای احمدی‎نژآد هم گفته بودند که با او محترمانه برخورد شود که البته در نهایت هم همین شد. صبح به من گفتند که بعداز ظهر بیا در مراسم معارفه نفر بعدی خودت شرکت کن که من اصلا نرفتم و ترجیح دادم بروم دنبال کار جدیدی که به من محول شده بود: هواپیمای پهن‎پیکر. وقتی بحث پهن پیکر را مطرح کردند، فقط یک برگ کاغذ به من دادند. اصلا طرحی وجود نداشت. ضمن این‎که من هم آن زمان اصلا تسلطی روی هواپیما نداشتم. بنابراین کار اولم را مطالعه روی موضوع تعریف کردم. کم‎کم با کسانی که در این زمینه کار کرده بودند، تیمی را تشکیل دادیم و جلو رفتیم. و نهایتا به طرح نهایی رسیدیم. البته خود آقای محرابیان هم که این را به من پیشنهاد کرد، خیلی امیدوار نبود که کار به سرانجام برسد. بیشتر گفته بودند حالا که می‎خواهیم منطقی را برداریم برای آن‎که تبعات زیادی نداشته باشد، این پروژه هواپیمای پهن‎پیکر را به او بسپاریم. منتها من جدی گرفتم. چون این کار را یکی از نیازها می‎دانستم. بعد از یکی دوماه که وقتی به ما دادند تا برویم و نتیجه کار را ارایه دهیم، آقای محرابیان خیلی علاقه‎مند شد و از این‎جا به بعد پی‎گیری بیشتری کرد.

علت ماندن شما در ایران خودرو چه بود؟ با چه انگیزه‎ای رییس هیئت مدیره ماندید؟

ایران خودرو در چند لایه کار کرده بود. تنوع محصول، افزایش کیفیت و نگاه به افق آینده. بنابراین لایه دانشی در ایران خودرو شکل گرفته بود که تضمین کننده آینده بود. انگیزه من این بود که به نوعی بتوانم لایه دانشی ایران خودرو را حفظ کنم. فایده ماندن من این بود که لایه کارشناسی احساس نمی‎کرد که تغییر مهمی رخ داده و کماکان به آینده امیدوار باقی می‎ماند. البته در این بخش خیلی موفق نبودم. یک هدف دیگر هم داشتم. با جابه‎جایی من یک هجمه سنگینی علیه تمام اهدافی که در این مدت تعریف شده بود، شروع شد. شب‎نامه‎هایی علیه من توزیع شد که سرجمع 23 ایراد اساسی به پروژه‎های زمان مدیریت من گرفته بود. من سعی کردم با ماندن و توجیه و تشریح اهداف آن‎ها را دوباره سر جای خودشان بنشانم. این اتفاق افتاد و در پایان امسال اغلب پروژه‎هایی که قبلا هدف‎گذاری شده بود، جایگاه اصلی خود را پیدا کرد. مثل سایت‎های تولیدی خارجی و مراکز تولید داخلی و خیلی پروژه‎های صنعتی دیگر. از طرف دیگر، آقای دکتر هدایت خیلی عقیده داشتند که علاوه‎بر ریاست هیئت مدیره سایپا، مسئولیت ریاست هیئت مدیره ایران خودرو را هم برعهده بگیرند و هر دو شرکت را یک قدم به ادغام نزدیک‎تر کنند. من هم که دیدم اهدافی که داشتم - البته به‎جز هدف حفظ لایه دانشی - محقق شده، خیلی استقبال کردم که از ایران خودرو کنار بکشم.

و لابد مصمم‎تر پی‎گیر تولید پهن پیکرها شوید؟

ببینید، کشور ما در مورد صنایع هوایی حدود 40 سال است که سرمایه‎گذاری کرده و توانمندی خوبی هم به دست آورده است. این توانمندی هم در نیروهای تخصصی هست و هم در نهادهای صنعتی. منتها کارهایی که تاکنون شده، اصولی و راهبردی نبوده است. آمریکایی‎ها وقتی صنایع هوایی ایران را 10 سال قبل از انقلاب راه‎اندازی می‎کنند، در سال 1354 یک موسسه مطالعات هوایی به نام «راکی» مطالعه‎ای در ایران انجام می‎دهد. در آن بررسی یک استراتژی می‎دهد که تا سال 1371 شما می‎توانید در زمینه هوایی در حد اروپای غربی قرار بگیرید و میزان صادرات شما از این بخش تا آن مدت حول و حوش 4 میلیارد دلار خواهد بود. ما که بضاعت‎های صنعتی قبل از انقلاب را خبر داریم. الان که به امکانات امروز خودمان نگاه می‎کنیم، می‎بینیم که وضعیت خیلی مطلوبتر است. بنابراین چرا نتوانیم ظرف چشم‎انداز بیست‎ساله به این فناوری برسیم. من قطع به یقین می‎گویم که با توجه به نیروهای انسانی و توان تحقیقاتی که داریم، می‎توانیم در این رشته یکی از سرآمدها باشیم. در منطقه که قطعا، در جهان هم می‎توانیم معادل اروپای غربی باشیم.

با این تفاصیل آیا این طرح به نتیجه می‎رسد؟ بعد از رفتن شما که دیگر کسی مسئول این پروژه در وزارت صنایع نشد.

اتفاقا یکی از دلایل من برای پیوستن به مجموعه هوافضای نیروهای مسلح این بود که دیدم بیشتر سرمایه‎گذاری‎ها این‎طرف انجام شده. در همه کشورها هم یک مجموعه بیشتر به کار هوافضا نمی‎پردازد. از طرف دیگر، در این بخش کار تجاری و کار دفاعی در هم تنیده شده است. بنابراین در حال حاضر برنامه‎ریزی برای سال 1404 کرده‎ایم که اگر برنامه را ببینید، حتما تأیید می‎کنید که قابلیت این کار وجود دارد؛ حداقل جلو افتادن قطعی از کشورهای منطقه. من طرح خودم را در سمینارهای علمی زیادی ارایه کردم. البته انتقاد هم بوده اما در نهایت طرح پذیرفتنی و عملی است. اگر خواست نظام باشد، اگر آن اراده در بین دولت و مجموعه اجرایی خصوصا چهار وزارتخانه درگیر یعنی وزارت‎خانه‎های راه، صنایع، علوم و اقتصاد باشد، شدنی است. ما سه برنامه پنج‎ساله داریم اما در دو برنامه هم شدنی است.

برنامه‎ای هم دارید که در خودروسازی قرار بگیرید؟

این‎که بخواهم یک گروه خودروسازی راه بیندازم که با استناد به این‎که بالاترین سرمایه من در زندگی همین خانه‎ای است که در آن مستقر هستم، منتفی است.

اگر بخش خصوصی پیشنهاد بدهد چه؟

خیر، من راهم را انتخاب کرده‎ام. گفتم این 10 سال آینده که می‎خواهم کار کنم را یک کار ماندگار کنم. اکثر خودروسازان بزرگ هم سراغ هواپیما رفته‎اند. خودروسازها و هواپیماسازها به‎خصوص در زمینه قطعه‎سازی در حال نزدیک شدن به یکدیگرند؛ پس این‎ها فصل مشترک‎هایی دارند. بنابراین کاری که در حال حاضر روی آن مصر هستم، اتحاد میان قطعه‎سازان خودرو و قطعه‎سازان هواپیماست. چون یکی از نقص‎های صنایع ما همین است که زنجیره قطعه‎سازی آن تشکیل نشده. ان‎شاءالله به‎زودی زنجیره قطعه‎سازان هوایی خواهیم داشت. که عمده‎ترین تشکیل‎دهنده‎های آن قطعه‎سازان خودرو هستند.

شما واقعا موافقید که ایران خودرو را به سپاه منتقل کنند؟

بحثی که من مطرح کردم، درست منتقل نشد. من گفتم در حال حاضر یک سری از شرط‎ها واگذار شده به سپاه و جاهای دیگر از جمله بخش خصوصی. برای این‎که بتوانیم قضاوت منصفانه‎ای داشته باشیم، بهتر است تحقیقی تطبیقی انجام بدهیم که معلوم شود پس از واگذاری چه بلایی سر آن‎ها آمده است و کدام‎یک وضعیت مناسب‎تری دارند. از این طریق می‎توانیم لااقل برای انتقال سهام شرکت‎های خودروسازی توجیه علمی و اقتصادی داشته باشیم. اما خبرنگاری که با من صحبت کرده بود، تیتری را برعکس متن انتخاب کرده بود که نظر منطقی واگذاری ایران خودرو به سپاه است. حرف من علمی و تحلیلی بود.

اما مخالف قطعه‎ساز شدن خودرو‎ها هستید.

دلیل دارد. اولا شما در هیچ‎جای دنیا چنین چیزی را نمی‎بینید؛ زیرا این دو لااقل در منافع با هم در تضاد هستند. خودروساز می‎خواهد قیمت را کاهش دهد و قطعه‎ساز می‎خواهد قیمت قطعات افزایش یابد. اگر این ‎دو با متحد شوند، این مصرف‎کننده است که ضرر می‎کند. ما نباید بگذاریم که این ابزار کنترلی تزاحم منافع آن‎ها از بین برود که در نهایت ظلم به مصرف‎کننده است.

برای این‎که گفت‎و‎گو را با بهترین خاطره شما تمام کنیم.

خاطرات خوب خیلی زیاد بود و انتخاب کردن آن سخت است. مثلا سایت خودروسازی سوریه یکی از آن‎ها بود. وقتی اولین‎بار رفتیم یک بیابان بود. سوریه‎ای‎ها کلنگ نمی‎زنند سنگ می‎گذارند. وقتی اولین‎بار رفتیم یک بیابان بود با یک سنگ. وقتی افتتاح شد واقعا افتخارآمیز بود. سایتی مدرن، شیک، در کمترین زمان‎بندی و با بودجه مشخص که زیاد هم نبود. این توانمندی جمهوری اسلامی را نشان داد که می‎تواند با تجهیز منابع خودش و تمرکز روی یک موضوع برود و در وسط بیابان‎های کشوری دیگر یک اثر بدیع بگذارد. الان در دور دوم ریاست‎جمهوری که بشار اسد انتخاب شد، ده محصول را به‎عنوان تولیدات دوره خودش معرفی کرد که یکی از آن‎ها سمند بود. حتی تصویر سمند را روی تمبر چاپ کردند. روزنامه‎های سوریه نوشته بودند ایران خودرو آمریکایی‎ها را از رده خارج کرد. ظاهرا قرار بوده در همان زمان آمریکایی‎ها یک سایت تولید بسازند که ایرانی‎ها زودتر از آن‎ها دست به کار شدند و آمریکایی‎ها آن‎جا را ترک کردند. این خیلی افتخارآمیز بود.

از تعویض من آقای قلعه‎بانی خیلی خوشحال شدند. به هر حال، ما دو رقیب بودیم و دو روش مختلف را پیش گرفته بودیم. بعضا هم به یکدیگر انتقاداتی داشتیم. حالا شما اگر عکس‎های مراسم معارفه آقای نجم‎الدین را نگاه کنید می‎بینید که لبخند از چهره او محو نمی‎شد. حتی کار به بالا بردن دست‎های یکدیگر کشید. اما این‎که آقای بذرپاش در جابه‎جایی من مؤثر بوده یا خوشحال شده، این‎طور فکر نمی‎کنم. با توجه به شناختی که در مدت همکاری با او پیدا کردم، چنین آدمی نیست.

سایپا در حال حاضر در حال گذار به‎سمت مدیریت سمندی است. من با آقای پوستین‎دوز جلسه داشتم. خواست او تحولی است اما در این زمینه تجربه کمی دارد. نیروهای شاخصی در اطراف او هستند که می‎توانند در این مسیر او راکمک کنند اما بر عکس روبه‎روی او
 
گفتگو از مهدی مذهبی
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 102636