امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
مسیر پیش‎رو
مهدی یمینی
يکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۳۵
۱ نظر ۱ نظر
تأکید رهبری نظام بر ضرورت تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پشرفت و دستیابی «به نقشه جامع» اداره کشورگویای این حقیقت است که کشور در شرایط کنونی از فقدان یک مدیریت کلان هماهنگ و همسو توسط قوای سه گانه و مجموعه دستگاه‎‎ها و نهاد‎های حاکمیتی با اهداف و استراتژی مشخص رنج می‎‎برد.

پس از اولین نشست اندیشه‎‎های راهبردی که برگزاری آن در حضور رهبر معظم انقلاب و سخنان ایشان درباره نقش و اهداف این حرکت بدیع، از اهمیت و جایگاه ویژه آن خبر می‎‎داد، بسیاری از صاحب‎نظران به اظهارنظر و تفسیر و تأویل محتوای این نشست و افق و چشم‎انداز تازه‎ای که رهبری مقابل نگاه کارگزاران حکومتی، برای رسیدن به الگوی پیشرفت اسلامی – ایرانی گشودند؛ پرداختند.

در این بین، این سئوال نیز مطرح شده است که نظامی سیاسی که پس از انقلاب بهمن 1357 و رفراندوم تاریخی اردیبهشت 1358، رسما به شکلی قانونی و با تأیید قاطع ملت، مقدرات کشور را در دست گرفت و 31 سال از عمر حاکمیتی خود را سپری می‎‎کند، چرا تاکنون فاقد استراتژی کلان مورد توافق همه جریان‎ها و سلیقه‎‎ها برای اعمال حاکمیت بوده است و چرا و به چه علت، رهبری هشیار و آگاه نظام، این مقطع خاص را برای تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت که همانا روش صحیح اداره کشور در شئون مختلف است، زمان مناسب تشخیص داده‎اند؟ رسیدن به پاسخ صحیح این پرسش نیز دو پیش‎نیاز دارد: 1- مرور دقیق و منصفانه تاریخ سیاسی 30 سال گذشته انقلاب و 2- ترسیم تصویری دقیق و روشن از وضعیت سیاسی اکنون کشور.

نظام جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته، به‎دلیل ماهیت آرمان‎خواهانه و استکبار‎ستیزش همواره در وضعیت قرمز و در مواجهه با تهدید‎ها و توطئه‎‎ها بوده است. انحرافات دولت موقت، خیانت رییس‎جمهوری اول، جنگ مسلحانه گروهک‎‎های سیاسی و تحریکات و اقدامات تجزیه‎طلبانه، اقدام به کودتا، حذف فیزیکی و ترور شخصیت برجسته‎ترین چهره‎‎های انقلاب، نفوذ عناصر التقاطی به بیت قائم مقام رهبری و انحراف وی از خط امام، اختلاف افکنی و ایجاد تقابل بین مسئولین، شکل‎گیری خط‎بازی‎‎ها و جناج‎بندی‎‎هایی
در دوره‎ای جریان سومی ظهور کرد که ملغمه‎ای بود از چپ‎‎های متحول شده و راست‎‎هایی که دیگر سنتی نیستند و اتفاقا این دو جریان فقط در همین یک چیز یعنی تغییر و تحول و پشیمانی از مشی انقلابی گذشته خود، اشتراک نظر داشتند و زیر چتر اصلاحات سیاسی گرد آمدند
که ناشی از عدم پختگی سیاسی و حب و بغض‎‎های نفسانی بود، باعث شد در دوره‎ای چپ‎‎های رادیکال بر مقدرات دولت و مجلس و نهاد‎های اداره‎کننده کشور حاکم شوند و سرنوشت مردم را با سلیقه و ذائقه و طبع تند خود، تحت لوای مفهوم موهومی (در آن زمان) به نام انقلابی‎گری، رقم بزنند و در دوره‎ای راست‎‎های تکنوکرات در دستگاه‎‎های اجرایی کشور مستقر شوند و دنیا و آخرت مردم را با قطب‎نمای غرب ذیل شعار «توسعه» و سازندگی تنظیم کنند.

در دوره‎ای نیز جریان سومی ظهور کرد که ملغمه‎ای بود از چپ‎‎های متحول شده و راست‎‎هایی که دیگر سنتی نیستند و مدرن شده‎اند و اتفاقا این دو جریان فقط در همین یک چیز یعنی تغییر و تحول و پشیمانی از مشی انقلابی گذشته خود، اشتراک نظر داشتند و زیر چتر اصلاحات سیاسی گرد آمدند و در این دوره هرکس هر جا بود، ساز خود را نواخت تا اینکه نظر مردم خسته و در عذاب از این سمفونی دلخراش، بی‎مقدمه به‎سمت زمزمه‎‎هایی جلب شد که یاد امام و دولتمردان با اخلاص سال‎‎های اول انقلاب همچون رجایی و آرمان‎‎های آن سال‎‎ها را زنده می‎‎کرد و اداره امور کشور به کسی سپرده شد که پرچم «عدالت و خدمت بی‎منت» بلند کرده بود، ولی این فکر جدید نیز در حین تبدیل شدن به یک جریان سیاسی و اجتماعی، هم در انتخاب ایده‎‎ها و روش‎‎ها و هم در مقام اجرا، دچار اعوجاجاتی شد که ابهاماتی را در تحلیل و تفسیر‎های طیف‎‎هایی از خواص و نخبگان ایجاد کرده است.

دلیل عمده عدم نهادینه شدن سند چشم انداز 20 ساله کشور در بدنه اجرایی نظام نیز، چه در دوره اصلاحات و چه در دوره پس از آن، همین عدم اشتراک نظر و انطباق دیدگاه‎‎های کلان و بنیادی نهاد تدوین کننده سند و نهاد‎های مجری آن، درباره نحوه اداره جامعه و افق آینده کشور بود.

حال و در شرایط کنونی، که هم جامعه جهانی در حال دگردیسی و قدرت‎‎های بین‎المللی در حال جابه‎جایی‎اند و هم کشور ایران و نظام جمهوری اسلامی در موقعیتی خاص و استراتژیک و در حال‎گذار و ورود به دوره‎ای جدید از حیات سیاسی خود قرار دارد که به آن مزیت‎‎های ویژه و فرصت‎‎های تاریخی برای اخذ تصمیمات بزرگ بخشیده است؛ هر عقل سلیم، با تمام وجود مفهوم این سخن رهبر فرزانه را درک خواهد کرد که مقطع فعلی زمان مناسبی برای
آن‎چه مهم است ضرورت پرهیز سیاستمداران از سطحی‎نگری و تصمیمات و اقدامات عجولانه برای طراحی سیستم و ساختار تولید فکر و اندیشه‎‎های راهبردی و تدوین الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت مطابق نظر بلند رهبر عزیز و نیاز قطعی حال و آینده ملت شریف ایران است.
تدوین الگوی اسلامی – ایرانی است.

تأکید رهبری نظام بر ضرورت تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پشرفت و دستیابی «به نقشه جامع» اداره کشور که لازمه آن درگیر شدن متفکران و اندیشه‎ورزان با مسایل اساسی و کلان جامعه و گفتمان‎سازی در خصوص مسایل کلان در میان نخبگان و سپس در سطح عمومی جامعه که به تعیین مسیر و نوعی ریل‎گذاری برای آینده کشور منجر شود؛ گویای این حقیقت است که کشور در شرایط کنونی از فقدان یک مدیریت کلان هماهنگ و همسو توسط قوای سه گانه و مجموعه دستگاه‎‎ها و نهاد‎های حاکمیتی با اهداف و استراتژی مشخص رنج می‎‎برد.

تذکر رهبری مبنی بر اینکه در الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت، هدف‎‎ها مشخص می‎‎شود، ولی راهبرد‎ها ممکن است به تناسب شرایط، دچار تغییر و اصلاح شوند و تأکید ایشان بر «انعطاف‎پذیری» الگو، این پیام مهم را با خود دارد که ایجاد گفتمان‎‎های جدید و اصلاح روش‎‎های غلطی که در 30 سال گذشته دچار حرکت‎های گاه متناقض شده است، ضرورت امروز کشور و صلاح مردم ایران است.

تأکید رهبر دوراندیش به اینکه نظام باید در چهار عرصه «فکر»، «علم»، «زندگی» و «معنویت» گفتمان‎سازی کرده و به تبین الگو بپردازد در حقیقت مؤید ضرورت «اندیشه‎ورزی» در این چهار عرصه نه‎تنها در بین خواص، بلکه در متن جامعه و مردم است.

«انسان در نگاه اسلام» و «حکومت از دیدگاه اسلام» و همچنین تبيین «نگاه اسلام و حکومت اسلامی به اقتصاد و مقوله ثروت» نیز سه نکته مهم و سه چالش اصلی پیش روی نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با افکار، آرا و اندیشه‎‎های متفاوت و مخالف نظام جمهوری اسلامی است که در توصیه‎‎های رهبری به ضرورت تبیین آن‎‎ها قبل از تدوین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، بدان اشاره شده است.

آن‎چه مهم است ضرورت پرهیز سیاستمداران از سطحی‎نگری و تصمیمات و اقدامات عجولانه برای طراحی سیستم و ساختار تولید فکر و اندیشه‎‎های راهبردی و تدوین الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت مطابق نظر بلند رهبر عزیز و نیاز قطعی حال و آینده ملت شریف ایران است.

سطح اتفاقی تحت عنوان ایجاد کانون‎‎ها و مراکز تولید فکر و اندیشه‎‎های راهبردی برای تدوین الگوی حکومتی اسلامی – ایرانی بالاتر از دنیای «سیاست» است. با نگاه سیاسی آن را پایین نکشیم.

منبع: هفته نامه پنجره/ شماره 72


Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 148348  
۱۳۸۹-۰۹-۲۱ ۱۹:۴۴:۰۵
     
اينكه انديشه هاي راهبردي در ميان سياستمداران و گروه ها و احزاب سياسي يافت مي نشود سخن سنجيده اي است. بايد سراغ دانشمندان و انديشمنداني رفت كه نگاهشان وراي دايره تنگ سياست و كارشان غير از سياست بازي است.