انديشه تقريب را وارد دانشگاه ها كنيم
سیدحمید مولانا
۱۵ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۲۱
سیدحمید مولانا یکی از پیشکسوتان و چهرههای برجسته در رشتههای روابط بینالملل و ارتباطات در سطح جهان است و به مدت ۵۰ سال در آمریکا، اروپا و بسیاری از دانشگاههای مهم دنیا به تدریس و تحقیق مشغول بوده است. وی چند سال پیش بهعنوان چهره ماندگار کشور انتخاب شد.
مولانا، بنیانگذار و مؤسس اولین و قدیمیترین برنامه آموزشی و پژوهشی ارتباطات جهانی، در دانشگاههای آمریکا است. مولانا بیش از ۳۰ کتاب نوشته، که برخی از آنها به زبانهای مختلف ترجمه شده است. او همچنین به مدت چند سال استاد دانشگاه جرج واشنگتن آمریکا و رییس انجمن بینالمللی پژوهش در علوم ارتباطات بوده و سمت افتخاری این آکادمی علمی را که متشکل از استادان و محققین این رشته در سطح بینالمللی است، بر عهده دارد.
حمید مولانا در رشته ارتباطات، داراي بالاترین درجه آکادمیک است و سالهاست در رسانهها او را با پیشوند پروفسور معرفی میکنند. بهدلیل تسلط ایشان به مسائل جهان اسلام و آشناییشان با آیتالله تسخیری با ایشان به گفتوگو نشستیم و متن پیش رو حاصل این گفتوگوست.
جنابعالی تا چه حد با شخصیت آیتالله تسخیری آشنا هستید؟
حضرت آیتالله تسخیری یکی از شخصیتهای علمی، دینی و فرهنگی کشور ما و در حقیقت دنیای اسلام است. ایشان در دنیای اسلام، چهرهای بسیار شناختهشده است و این ویژگی مهمی است. ایشان سهم بزرگی در معرفی درست انقلاب اسلامی به جهان و بهویژه جهان اسلام داشته است.
ما از اینگونه شخصیتها کم داریم که توانایی ارتباط برقرار کردن با جهان را به این شکل داشته باشند. بهنظر من ایشان در سه دهه گذشته نقش بسیار بزرگی در تقویت جریان وحدت اسلامی ایفا کردهاند.
بهلحاظ نظری یا عملی؟
بدونشک هم از جنبه علمی و هم از جنبه اجرایی و عملی. اگر ما مدیریت ایشان را در حداقل چهار نهادی که من بهنظرم میرسد و در خاطر دارم، مورد مطالعه و دقت قرار بدهیم، این را بهخوبی میتوانيم ببینیم. یکی از آنها، سازمان تبلیغات اسلامی و کنفرانس اندیشه اسلامی است که از دهه ۱۳۶۰ شروع شد و ادامه پیدا کرد و بعد از جنگ یکی از کنگرهها و کنفرانسهاي بزرگی بود که از تمام نقاط جهان، علما و اندیشمندان در آن شرکت میکردند و در تهران تشکیل میشد.
خود من این افتخار را داشتم که چند بار در آن شرکت کنم. بار اول که من دعوت شدم به این کنفرانس احتمالا سال ۱۳۶۹ بود که موضوع کنفرانس اندیشه اسلامی، تبلیغ بود. مقالهای هم ارائه دادم و سخنرانی کردم. آنجا بود که برای اولینبار با جناب آقای تسخیری آشنا شدم. ایشان در آن زمان ریاست کنفرانس بینالمللی اندیشه اسلامی را بر عهده داشتند و سالها در این سمت فعالیت کردند و بزرگانی مانند آیتالله جنتی هم در این زمینه دلسوزانه فعالیت میکردند. بنابراین میتوانم بگویم آشنایی من با ایشان به بیش از دو دهه قبل برمیگردد.
از دیگر نهادهای مردمی، علمی، فرهنگی و دینی که ایشان مسئولیت آن را به عهده داشتند، مجمع جهانی اهلبیت (عليهمالسلام) بود. من هم یکی از شرکتکنندگان اولين مجمع اهلبیت (عليهمالسلام) بودم و از آغاز تا امروز در آن حضور داشتهام.
من در کنفرانسهای مجمع، که تقریبا همیشه از من دعوت میشد، چه در داخل و چه در خارج حضور داشتهام و در همه کنفرانسها، بجز دو سه کنفرانس، مقاله ارائه داده و سخنرانی کردهام. در همین جلسات و کنفرانسها بوده که از نزدیک فعالیتهای مجمع و نقش ایشان و همکارانشان در پیشبرد تفکر تقریب و وحدت جهان اسلام را مشاهده کردهام.
ارزیابی شما از این فعالیتها چیست، بهخصوص در رابطه با نقش آیتالله تسخیری؟ چه ویژگیهایی را در شخصیت ایشان از ابعاد مختلف دیدهاید؟
این چهار نهاد در طول دهههای بعد از انقلاب، فعالیتهای بسیار مهمی داشتهاند. چیزی که بیش از همه مرا در این مدت آشنایی تحت تأثیر قرار داده، بصیرت و بینش ایشان بوده است.
آیتالله تسخیری نه تنها به زمان کنونی توجه خاص دارند و نیازها و فرصتها و تهدیدات کنونی را میشناسند، بلکه از پیشینه تاریخی و سرگذشت ملل اسلامی و فراز و فرودهای آن هم آگاهی دارند و علاوهبر این، و بهعنوان برآیند این دیدگاهها و آگاهیها، به آینده هم فکر میکنند. برای همین است که ایشان در تربیت نیروی انسانی برای کشور و حتی در سطح جهان اسلام اهتمام بسیار ورزیدهاند و نقش مهمی را ایفا کردهاند. همه فعالیتهای ایشان با این محوریت انجام شده که نیروهایی تربیت شوند که به درد آینده جهان اسلام بخورند و با مشکلات و نیازها و چالشهای آن آشنا باشند و در جهت رفع آنها بکوشند.
اگر دقت كنيد، در تمام کنگرهها و کنفرانسها و مسافرتها و سخنرانیها و نوشتههای ایشان، میتوانید این موضوع را تشخیص بدهید.
از ایشان خاطراتی در ذهن دارید که بگویید؟
بنده خاطرات بسیار جذاب و آموزندهای از ایشان دارم که البته یادآوری و روایت آنها زمان زیادی میخواهد. اینجا فقط به یکی از این خاطرات اشاره میکنم که نشاندهنده نظم و دقت ایشان و اهمیت و حساسیتی است که برای مسائل اسلامی و فعالیتهای تبلیغی قائل هستند. در سال ۱۳۷۲ شمسی میخواستیم ویژهنامهای برای فصلنامه علمی «رسانه، فرهنگ و جامعه» منتشر کنیم.
این فصلنامه توسط دانشمندان بریتانیا منتشر میشود و متعلق به انجمنهای رشته ارتباطات در آن کشور است ولی در سطح جهان نشریهای معتبر و شناختهشده است. سردبیران و هیأت علمی این نشریه از دانشگاههای مختلف دنیا هستند ولی اغلب آنها در انگلستان هستند. شورای علمی این فصلنامه از من دعوت کردند یک شماره ویژه از این فصلنامه را به ارتباطات در اسلام اختصاص بدهیم با عنوان «اسلام و ارتباطات». من قبول کردم و بعد از دو سال کوشش بههمراه یکی دیگر از متفکران این حوزه توانستیم مقالات بسیار اصیل و تازهای را از نخبهها و رهبران حوزههای دینی جمعآوري کنیم. من سردبیری این ویژهنامه را قبول کردم به این شرط که مقالات توسط اندیشمندان اسلامی نوشته شود تا دیدگاه آنها باشد نه دیدگاه غربی. از تصمیماتی که ما برای تهیه مقالات این شماره ویژه گرفتیم این بود که از علمای اسلامی هم دعوت کردیم تا به دو سه سؤال ما در این زمینه پاسخ بدهند.
چون فکر کردیم که شاید فرصت نداشته باشند مقالهای را تنظیم و ارائه کنند، میخواستیم حداقل نقطه نظراتشان منعکس شود. من چند نامه نوشتم به چند نفر. از جمله نامهای به جناب آقای تسخیری در ایران. ایشان در میان تمام اندیشمندانی که ما سؤالاتمان را با آنها مطرح کرده بودیم، اولین کسی بودند که جواب دادند و تنها کسی بودند که توانستند مقالهای را برای این نشریه آماده کرده و ارائه كنند. جای افتخار بود که در این فصلنامه نظر ایشان منعکس شد. جالب است که بدانید از آن تاریخ تا امروز تنها فصلنامهای که در دنیا به اسلام اختصاص داده شده، همین شماره ویژه از فصلنامه «رسانه، فرهنگ و جامعه» بوده است.
ما درباره شعبه مجمع اهلبیت (عليهمالسلام) در آمریکا شنیدهایم، ممکن است درباره آن توضیحی بفرمایید که فعالیتش در چه جهتی است و ضرورت تأسیس آنچه بوده است؟
این در واقع یک شعبه نیست بلکه مجمع اهلبیت (عليهمالسلام) مسلمانان مقیم آمریکاست. البته این مجمع پیرو اولین کنفرانس مجمع جهانی اهلبیت (علیهمالسلام) در ایران تشکیل شد؛ یعنی انگیزه آن، تشکیل مجمع در ایران بود. این دو مجمع، با هم همکاری دارند و در مجامع و کنفرانسهای مختلف بهصورت مستقل شرکت میکنند.
این فعاليتها به ارتباطات مسلمانان جهان با یکدیگر کمک میکند؟
بله، خیلی زیاد. این مهم است که موضوع اهلبیت (عليهمالسلام) در همهجا مطرح بشود. این مربوط به یک کشور نیست بلکه مربوط به تمام مسلمانان جهان است. ما داریم از اهلبیت (عليهمالسلام) صحبت میکنیم. این فراتر از یک کشور و مرزهای سیاسی و قومی است.
موضوع دیگری که فکر میکنم بسیار مهم است، به آینده حرکت تقریب مربوط میشود. جنابعالی بهطور دقیق و علمی به این مسأله اشراف دارید که جامعه ما و بهطور کلی جهان اسلام و همان جامعه اسلامی که اشاره کردید، مورد تهاجم فرهنگ غربی است. با توجه به این وضعیت، آینده تقریب و اتحاد جوامع اسلامی چگونه قابلتحلیل است؟ و اساسا با توجه به این موضوع، روند حرکت تقریبی به کدامسو باید باشد تا به نتیجه مطلوب برسد؟
ببینید! اصلا بحث تقریب در دو دهه گذشته و مخصوصا از زمانیکه مقام معظم رهبری دستور تأسیس مجمع جهانی را دادند، با هدف مقابله با برنامههای تفرقهافکنانه دشمنان جهان اسلام بوده است. بنابراین هرچه تهاجم فرهنگی تداوم پیدا کند و تشدید بشود، این فعالیت تقریبی هم باید با شدت بیشتر دنبال شود.
بهخصوص در دو جهت این حرکت باید دنبال شود: یکی در رابطه با وحدت اسلامی و دیگری برای مقابله با بحرانها و مسائل دنیای معاصر اسلام و حتی کل جهان. در این دنیایی که ما اکنون در آن زندگی میکنیم، بحرانهای زیادی وجود دارد؛ بحرانهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، دینی و... مجمع جهانی تقریب، کنفرانسهایی که در این زمینه تشکیل میشود، علمای اسلامی و همه اندیشمندان اسلامی باید در رابطه با این بحرانها بحث و اظهارنظر کنند. یکی از کارهایی که شده و دنبال میشود، همین است.
یعنی خود مجمع جهانی تقریب مذاهب، علاوهبر اینکه در پی نزدیک کردن دیدگاههای علمای اسلام از جنبه فقهی و شرعی است، به مسائل بغرنج دنیای پیرامون هم توجه کرده است. چالشی که مجمع تقریب در پیش دارد و الآن برخورد با آن را شروع کرده و در اینباره صحبت میشود، همین است. در این راستا میشود در کنار مباحث نظری و الگوپردازی، جنبه عملی کار هم مورد توجه واقع شود، یعنی با اقشار مختلف مثل دانشگاهیان و اصناف ارتباط برقرار شود و موضوع با آنها به بحث گذاشته شود و روشن شود که این اقشار در مسیر دستیابی به وحدت اسلامی چه نقشی میتوانند ایفا کنند. من دو بار در کنفرانس وحدت اسلامی پیشنهاد تأسیس «دانشگاه امت اسلامی» را مطرح کردهام.
منظور من این بوده که کشورهای اسلامی بايد به فکر تأسیس دانشگاهی باشند که متعلق به یک کشور نباشد و از همه کشورهای اسلامی در آن بتوانند به تحصیل بپردازند. این یک حرکت نمادین است برای تنفیذ فکر وحدت اسلامی. در کشورهای اسلامی، دانشگاههای متعددی فعال هستند و همینطور حوزههای علمیه. اما یک دانشگاهی که متعلق به هیچ کشوری نباشد و مخصوص جهان اسلام و امت اسلامی باشد، وجود ندارد. در صورت وجود چنین دانشگاهی خواهید دید که بسیاری از علمای جهان اسلام و فرهیختگان به موضوع وحدت اسلامی توجه خواهند کرد.
من حدود پنجاه سال در آمریکا و اروپا تحصیل و تدریس کردهام. در بسیاری از این کشورها شما اندیشمندانی از جهان اسلام را میبینید که مشغول فعالیت علمی هستند. چرا این دانشمندان در جهان اسلام پایگاه علمی برای انتقال دانش و تجربهشان ندارند؟ آن پیشنهادی که من دادهام برای این است که نشان داده شود جهان اسلام تا چه اندازه توانایی علمی دارد. در حال حاضر این دانشمندان در کشورهای مختلف پراکندهاند و توان آنها به چشم نمیآید و کسی هم به وابستگی آنها به جهان اسلام توجه ندارد.
همچنین هزاران نفر از جوانان جهان اسلام در دانشگاههای غربی تحصیل میکنند. تصور کنید که اگر در جهان اسلام دانشگاهی باشد که بخشی از این جوانان بتوانند در آن خدمات آموزشی با کیفیت بالا بگیرند، چه امتیازی است برای کشورهای اسلامی. اینها نیروهای بزرگی هستند و هزینههای فراوانی هم متحمل میشوند.
این چنین دانشگاهی میتواند در کشورهای مختلف اسلامی شعبه داشته باشد و سطح علمی آن بهگونهای باشد که حتی از کشورهای غیراسلامی هم در آن به تحصیل بپردازند. این میتواند یک محور برای تقویت ارتباط و همبستگی میان ملل اسلامی باشد. این یک طرح کلی و پیشنهاد است که باید روی آن کار بشود تا بهصورت یک طرح اجرایی و عملی در بیاید و انشاءالله منشأ خیر بشود برای جهان اسلام.
بسیار سپاسگزاریم که در این گفتوگو شرکت کردید. اگر صحبت خاصی دارید، بفرمایید.
صحبتی ندارم. برای شما آرزوی موفقیت میکنم
منبع: پنجره