نبرد ۶۰ ساله
مهدی پورصفا
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۵۹
نگاهی گذرا به نبردهای صورت گرفته میان لبنان و اسراییل
لبنان فضایی برای تنفس رژیم صهیونیستی
لبنان همواره در نگاه دولتمردان رژیم صهیونیستی بهعنوان فضایی حیاتی برای تنفس این رژیم اشغالگر تلقی میشد. غلبه جمعیت مسیحیان در لبنان همواره این توهم را برای مسئولان این رژیم ایجاد کرده که امکان استفاده از این گزاره بهعنوان بازویی برای فشار بر مسلمانان وجود دارد و منابع آبی لبنان نیز گنج گرانبهایی است که میتواند بیابان فلسطین را به گلستان تبدیل کند. از همینرو بهتدریج شهرهای بزرگ اسراییلی از جمله نتانیا، حیفا و الجلیل در شمال این کشور شکل گرفت، اما سرنوشت، مسیر متفاوتی را برای لبنان و همچنین رژیم صهیونیستی رقم زد.
خون به پا میشود
پس از حمله خائنانه رژیم اردن به اردوگاههای فلسطینی و اخراج آنان از این کشور و مهاجرت گروههای مبارز فلسطینی به لبنان، این کشور به عرصه کشاکش رژیم صهیونیستی و سازمان فتح تبدیل شد. از سوی دیگر شیعیان لبنان که مدتها در سایه اقوام دیگر در لبنان زندگی میکردند، با رهبری امام موسی صدر بهتدریج خود را به قدرتی مطرح در عرصه سیاسی لبنان تبدیل کردند. از همینرو با دخالت آشکار رژیم صهیونیستی و سایر قدرتهای خارجی، لبنان به عرصه جنگهای داخلی گروههای مختلف تبدیل شد. در سال ۱۹۷۸ برای اولینبار اسراییل تا عمق ۳۰ کیلومتری جنوب لبنان را به اشغال خود در آورد، اما زمانی که گروههای مسلمان با کمک ارتش سوریه تا حدودی بر اوضاع مسلط شدند، اسراییل طی یک عملیات نظامی به نام صلح برای جلیلیه، تا بیروت پایتخت لبنان پیشروی کرد.
مجاهدین شیعه اولین ضربه را به اسراییل میزنند
حمله نظامی اسراییل به لبنان نقطه عطفی برای گروههای مبارز شیعه در این کشور محسوب میشد. در غیاب عملکرد مؤثر نیروهای فلسطینی و ارتش سوریه در دفع حمله اسراییل، گروههای شیعه به تنها گروه مقاوم در برابر اسراییل تبدیل شدند. اولین گروههای مبارز شیعه در منطقه ضاحیه جلوی پیشروی نیروهای اسراییلی را سد کردند و تلفات سنگینی را بر نیروها و ستونهای زرهی پیشرو وارد کردند. با وجود محاصره کامل بیروت، نیروهای اسراییلی هیچگاه نتوانستند این منطقه را تحت تسلط خود دربیاورند.
رژیم صهیویستی مجبور به ترک لبنان میشود
گرچه اسراییل با عقبنشینی از لبنان در سال ۱۹۸۵ و متمرکز شدن در باریکه جنوبی لبنان تلاش کرد تا از شدت تلفات خود در منطقه کم کند، اما مجاهدان شیعه که این بار در قالب تشکلی به نام حزبالله لبنان متمرکز شده بودند، با گسترش عملیات چریکی خود فشار خود را بر اسراییل صد چندان کردند. گرچه سازمانهای امنیتی رژیم صهیونیستی تلاش کردند تا با ترور مقامات ارشد حزبالله از جمله سید عباس موسوی دبیرکل این سازمان، شاکله آن را از هم بپاشانند، اما انتصاب فردی به نام سیدحسن نصرالله به این سمت به اسراییل نشان داد که از بین بردن سازمان حزبالله فراتر از توان رژیم صهیونیسیتی است.
همه راهها به جنگ ختم میشود
جنگ ۳۳ روزه، به نوعی نتیجه چند ده سال تقابل مداوم حزبالله لبنان و رژیم صهیونیستی بود. در حقیقت اسراییل پس از شکست مفتضحانه خود از حزبالله لبنان تلاش کرد تا با استفاده ابزاری از شورای امنیت سازمان ملل متحد و همچنین سوء استفاده از ترور مشکوک رفیق حریری و با استفاده از عناصر داخلی مزدور، لبنان را از دشمنان خود پاکسازی کند. گرچه این رویکرد رژیم صهیونیستی در خروج نیروهای ارتش سوریه از لبنان تا حدودی مؤثر بود، اما حزبالله لبنان با اتکا به توان بالای مردمی خود عملا کودتای مخملی جریان ۱۴ مارس را که قصد داشت زمینه خلع سلاح حزبالله لبنان را فراهم کند، به شکست کشاند. از این رو اسراییل عملا راهی جز یک جنگ همهجانبه برای خلع سلاح حزبالله لبنان و شوراندن سایر اقلیتهای لبنانی علیه شیعیان نداشت.
ضعف نظامی و اطلاعاتی اسرائیل
مسأله دیگری که سبب شد تا رژیم صهیونیستی خود را وارد یک نبرد همهجانبه با حزبالله لبنان کند، عدم برآورد جامع اطلاعاتی در خصوص توانایی این گروه از سوی دستگاههای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی بود. گزارش وینوگراد که پس از شکست رژیم صهیونیستی در این جنگ، از سوی کمیته تحقیق در این خصوص تهیه شد، بر شکست اطلاعاتی جامعه اطلاعاتی این رژیم از حزبالله لبنان تاکید کرد. در حقیقت نیروهای نظامی اسراییل هیچگاه حدس نمیزدند که شبکه تونلهای زیرزمینی حزبالله لبنان چنین وسیع و گسترده و سکوهای پرتاپ موشک به این تعداد باشد. از سوی دیگر شنود اطلاعاتی خطوط ارتباطی رژیم صهیونیستی، بخش دیگری از توانایی اطلاعاتی حزبالله لبنان را اثبات کرد. شنود این خطوط ارتباطی سبب شد تا تمام عملیاتهای تکاوران اسراییلی در مقابل نیروهای تیپ ویژه نصر حزبالله ناکام باقی بماند. یگان ویژه «ایغوز» که آوازه آنها گوش فلک را کرده بود، بارها گرفتار کمین نیروهای حزبالله شد، بهگونهای که مقامات اسراییلی عملا مجبور به توقف عملیاتهای این گروه شدند و اسراییل نیروهای زرهی خود از جمله لشگر زرهی مرکاوا را وارد عمل کرد. موشکهای پاتروت و ختس که ستون فقرات دفاعی این رژیم را تشکیل میدادند، عملا در مقابل موشکهای حزبالله کمترین کارایی را نشان دادند و شهرهای رژیم صهیونیستی عملا تا پایان نبرد زیر موشک باران مداوم نیروهای حزبالله قرار داشتند. از سوی دیگر تانکهای مرکاوای این رژیم که همواره بهعنوان ایمنترین تانک جهان تبلیغ میشد، در مقابل موشکهای حزبالله لبنان از پای درآمدند. این اتفاق شوک بزرگی برای مسئولان رژیم صهیونیستی محسوب میشد، چرا که عملا سبب بیاعتباری صنایع نظامی رژیم صهیونیستی شد. سرمایهگذاری گسترده اسراییل برای بهبود پروژههای نظامی، تنها جزیی از انعکاس شکست رژیم صهیونیستی محسوب میشد.
دریا؛ عرصه دیگر نبرد اسراییل و حزبالله لبنان
تقابل منافع حزبالله و حامیان منطقهای آن از جمله ایران و سوریه، زیادهخواهی رژیم صهیونیستی برای تصرف منابع لبنان و شکست جریان ۱۴ مارس در فضای سیاسی لبنان از جمله مسائلی است که تب جنگ را در مرز میان اسراییل و لبنان گرم نگه داشته است. انقلابهای منطقهای نیز سبب محاصره این رژیم در بین قیامهای منطقهای شده و عملا فضای تنفسی این رژیم را بسته است. به طور حتم بحث منابع گازی زیرآبی در دریای مدیترانه در منطقه آبی میان لبنان و فلسطین اشغالی موضوعی حساس برای دو کشور محسوب میشود. آیا جنگ بعدی حزبالله لبنان و رژیم صهیونیستی، یک جنگ دریایی محسوب میشود، این مسألهای است که پاسخ آن در آینده روشن خواهد شد.
منبع: پنجره