نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » اندیشه

فلسفه عطش انسان برای دانستن

غلامعلی حداد عادل

۲۰ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۴۴

فلسفه را نباید صرفا یك ورزش ذهنی و تفنن عقلی به حساب آورد و فلسفه را نباید یكسره مشتمل بر سخنان تعجب‌انگیز دانست. فیلسوفان بزرگ، متفكرانی هستند كه انسان در كانون توجه آنان قرار دارد و به سرگذشت و سرنوشت انسان می‌اندیشند.


شما به كشوری سفر كرده‌اید كه با تاریخ كهن چندهزارساله خود، وارث یكی از چند تمدن بزرگ تاریخ بشر است، ملتی كه تاریخ خود را با جوهر عقلانیت و معنویت و خداپرستی و دین‌داری و عدالت‌خواهی و صلح‌طلبی نگاشته است. شما میهمان ملتی هستید كه در دامن خود دانشمندان و حكیمان و عارفان و فیلسوفان و شاعران بزرگی پرورش داده است.

ایران كشوری است كه چراغ فلسفه هرگز در آن خاموش نشده است، چراغی كه امروزه نیز روشنی‌بخش فضای فكری و علمی و معنوی كشور ماست. شما به كشور «ابن سینا» سفر كرده‌اید و او همان كسی است كه بزرگ‌ترین فیلسوف قرون وسطای اروپا، یعنی «سن توماس آكویناس» در كتاب معروف «الهیات» خود موسوم به «سوما تئولوژیكا» (Somma Teologica) بیش از ۴۰۰ بار با ارجاع به آثار او، از وی یاد می‌كند. شما به كشوری سفر كرده‌اید كه فلاسفه اسلامی امروز آن می‌توانند با افتخار، سلسله استادان خود را با ذكر نام، نسل به نسل و عصر به عصر، بدون هیچ حلقه مفقوده‌ای، تا هزار سال پیش، به گذشته برگردانند. جمهوری اسلامی ایران امسال نیز مانند سال‌های گذشته، روز جهانی فلسفه را جشن می‌گیرد و گرامی می‌دارد و خوش‌وقت است كه امسال جشن روز جهانی فلسفه را با موضوع «فلسفه، نظر و عمل» در سطحی بالاتر و مقیاسی بزرگ‌تر و با حضور ده‌ها شخصیت ارجمند فلسفی از كشورهای مختلف جهان و صدها استاد و دانشجوی فلسفه از دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه ایران برگزار می‌كند.

همه ما می‌دانیم كه بسیاری از مردم كه معنی و فایده رشته‌های مختلف علوم و مهندسی را می‌دانند، وقتی سخنی از «فلسفه» به میان می‌آید، می‌پرسند فلسفه چیست و چه فایده‌ای دارد و فیلسوفان چه می‌كنند و چه می‌گویند؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان گفت فلسفه كوششی است برای فرونشاندن عطش انسان برای دانستن، عطشی كه هیچ‌گاه قطع نمی‌شود. اما آن «دانستن» كه فیلسوف در پی آن است، دانستن رابطه یك امر جزیی با یك امر جزیی دیگر نیست كه این روش علم تجربی است. فیلسوف به امور عالم نگاه كلی و عمیق دارد. معنی «دانستن» برای فیلسوف، آگاهی از ریشه و بنیاد و شالوده امور است. فیلسوف، ذهنی ژرف‌كاو و چشمی ژرف‌نگر دارد و می‌كوشد تا از ظاهر امور و اشیاء بگذرد و به باطن آن‌ها برسد.

فیلسوف در مطالعه هر امری از امور این عالم و هر شأنی از شئون بشر می‌كوشد تا از شاخه به‎سوی ریشه سیر كند و از نتیجه به مقدمه پی برد و از فرع به اصل برسد. كسی كه به انسان و جهان با چشم فلسفی نگاه می‌كند، چه‎بسا كه در بسیاری از اموری كه عموم مردم، حتی دانشمندان علوم تجربی و ریاضی، آن‌ها را مسلم می‌پندارند، شك كند و بسیاری از آن‌چه را كه دیگران در آن‌ها شك می‌كنند، مسلم بداند.

با این همه، فلسفه را نباید صرفا یك ورزش ذهنی و تفنن عقلی به حساب آورد و فلسفه را نباید یكسره مشتمل بر سخنان تعجب‌انگیز دانست. فیلسوفان بزرگ، متفكرانی هستند كه انسان در كانون توجه آنان قرار دارد و به سرگذشت و سرنوشت انسان می‌اندیشند. ابن سینا فلسفه را «كمال بخشیدن به نفس آدمی» می‌داند، از طریق «تصور امور و تصدیق حقایق نظری و عملی به اندازه توانایی آدمی» و كانت، غرض اصلی از فلسفه خود را یافتن پاسخ این پرسش‌های اساسی می‎داند كه؛ «چه می‌توانم بدانم»، «چه باید بكنم؟»، «به چه‎چیز می‌توانم امیدوار باشم؟» و بالاخره ‌«انسان چیست؟».

اگر در دنیای ما، به فرض كسانی باشند كه معتقد باشند جهان امروز، جهانی به‎سامان است و انسان معاصر می‌تواند با خاطری آسوده در این جهان زندگی كند، پیداست كه چنین كسانی نیازی به فلسفه ندارند. اما همه كسانی كه از جنگ و تجاوز و بی‌عدالتی و ناامنی و خشونت در جهان امروز رنج می‌برند و همه كسانی كه شاهد گرسنگی صدها میلیون نفر و بیماری درمان‌ناپذیر ده‌ها میلیون نفر هستند و از ویرانی بنیادهای اخلاقی و متلاشی شدن بنیان خانواده و بر هم خوردن تعادل محیط زیست احساس خطر می‌كنند، با اضطراب و دلواپسی در پی یافتن علت و علل این همه نابه‎سامانی‌اند. آن‌ها از خود و از متفكران جامعه خود، به صورتی جدی می‌پرسند: كجای كار ما در «نظر» و «عمل» و «رابطه میان نظر و عمل» عیب دارد كه با همه تعریف‌ها و تعارف‌ها، صلح از جهان ما رخت بربسته است؟ آن‌ها می‌پرسند: چرا در دنیای ما فاصله میان «نظر» و «عمل» این همه زیاد شده است و چرا رهبران كشورهای قدرتمند جهان، قول و فعل یا نظر و عمل‌شان با هم نمی‌خواند و حتی عمل‌شان با نظرشان متضاد است؟ چه اشكالی وجود دارد كه در دنیای ما «نظر» حتی آن‌جا كه پذیرفته می‌شود، به عمل منتهی نمی‌شود؟ برای این‌گونه كسان عنوان «فلسفه، نظر و عمل» كه موضوع این همایش است، معنایی عمیق و اهمیتی به‎سزا دارد.

اگر فلسفه كه میدان گسترده تعقل و تفكر و استدلال است، نتواند به انسان برای خروج از این‎همه نابه‎سامانی و آشفتگی كمكی كند، از این همه فكر كردن و سخن گفتن و خواندن و شنیدن و گرد هم آمدن و نشستن و برخاستن چه سودی می‌توان حاصل کرد؟ فیلسوفان ممكن است با هم اختلاف‎نظر داشته باشند و البته كه دارند؛ اما با یكدیگر دشمن نیستند. آن‌ها تلاش می‌كنند با ایجاد فضای مناسبی برای گفت‌وگو، مانع خشونت و دشمنی شوند. اگر مسائل بشر امروز با بحث و منطق و استدلال و تفكر و تعقل حل نشود، مسلما در میدان‌های جنگ و در مجامع رسمی سیاسی بین‌المللی حل نخواهد شد؛ چنان‌كه شصت و چند سال از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز تأسیس سازمان‌های بین‌المللی می‌گذرد و از این سازمان‌ها بهره‌ای نصیب دنیا نشده است.

در همایش بین‌المللی ‌«فلسفه، نظر و عمل» این سخن عارف و حكیم بزرگ فارسی‌زبان مولانا را به خاطر بسپاریم كه می‌گوید: «بر اندیشه، گرفت نیست و درون، عالم آزادی است». پس بیایید اندیشه كنیم. بیایید با هم اندیشه كنیم. بیایید برای همه اندیشه كنیم
بخشی از سخنرانی دکتر حداد عادل در مراسم گشایش «روز جهانی فلسفه»

منبع: نشریه پنجره، شماره 76