اصلاحطلبان و انتخابات مجلس نهم
فریدالدین حداد عادل
۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۹:۱۳
وضعیت حساس و سخت اصلاح طلبان در تصمیم گیری
آیا اصلاحطلبان در انتخابات آتی مجلس شرکت میکنند؟! پاسخ به این سؤال ما را در شناختن اضلاع حاضر در انتخابات یاری میکند. پاسخ روشن به این پرسش، تحلیل پیشبینی و پسینی انتخابات را مقدور میسازد.
اولین و اصلیترین معنی مشارکت یک گروه سیاسی در انتخابات، پذیرش آن نظام و تن دادن به قواعد بازی سیاسی آن است. نمیتوان کلیت یک مجموعه را قبول نداشت، ولی هرجا که فرصت کسب قدرت و تأمین توان سیاسی بود، از امکان بازی در زمین آن سود جست.
اصولا، چرا باید فکر کنیم که اصلاحطلبان فرصت انتخابات را از دست میدهند؟! یک گروه سیاسی، اگر در انتخابات شرکت نکند، چه میخواهد بکند؟! یک مجموعه سیاسی اگر نخواهد در انتخابات فعال شود، به کدام عرصه عمل سیاسی ورود پیدا خواهد کرد؟ با این اوصاف، اگر جریان سیاسی اصلاحطلب را بهعنوان یک مجموعه اهل سیاست در جمهوری اسلامی پذیرفتهایم، چرا این سؤال مطرح شده است؟
پاسخ سؤالات جدی درباره حضور اصلاحطلبان در انتخابات، با بررسی طیفبندی جریان دوم خرداد در سالهای اخیر، از منظر مواجهه با فتنه سال ۸۸ کمی آسان میشود. اصلاحطلبان به سه گروه اصلی تقسیم میشوند.
۱- بخشی از جریان دوم خرداد امروز کاملا در کنار ضدانقلاب خارج از کشور قرار دارند.
از هیچ توهین و فتنهانگیزی فروگذار نکردهاند. با دشمنان کشور همسو و همکار هستند و به تشویق تندروی نیروهای داخلی میپردازند. این عده در تحریک فضای بینالمللی بر ضد جمهوری اسلامی، مؤثر هستند و بخشی از آنها ارتباطات و پیوندهای جدی با نیروهای فعال داخلی دارند. آنها خود را نیروهای وفادار مجموعه میدانند و انتظار دارند دیگر دوستانشان مانند ایشان و در مسیر آنها فعال باشند.
۲- جمعی از نیروها و فعالان حاضر در عرصه فتنه ۸۸، کسانی هستند که در داخل ماندهاند و احیانا بهدلیل رفتار خود، سختی محرومیت از امکانات دولتی یا طعم زندان را چشیدهاند. آنها امیدی به در دست گرفتن هیچ مسئولیتی در دایره نظام جمهوری اسلامی ندارند و آنقدر در قبال جمهوری اسلامی مواضع تلخ و گزنده داشتهاند که خود نیز حاضر به پذیرش نقش سیاسی در درون حاکمیت نیستند. این عده که برای خود مانند گروه نخست و بلکه بیشتر از آنها جایگاه پیشتازی قائلاند، با ورود اصلاحطلبان به عرصه انتخابات مخالفاند. آنها مایلاند همه جبهه اصلاحات یک صدا به مقابله با جمهوری اسلامی بپردازند و بهطور طبیعی، ناخوش دارند که زندان و سختیهایش به آنها تعلق پیدا کند و دیگران از فتنه سبز به مبلمان سبز بهارستان راه پیدا کنند. این جماعت مُصرند که همه پیکره اصلاحطلبان، همراه با آنها به صنف اپوزیسیون و ضدانقلاب بپیوندد و دوستان سیاسی ایشان، جبهه معارضه با نظام را رها نکنند.
۳- گروه سوم اصلاحطلبان اگرچه در قبال فتنه و فعالیتهای ضدانقلابی جریان فتنه ساکت ماندند، ولی تندرویها و هتاکیهای سران فتنه را تأیید نکردند. آنان پایبندی خود به اصل ولایت فقیه را اعلام و از مواجهه با ارکان انقلاب پرهیز کردند. برخی چهرههای این گروه در قبال رفتار سران فتنه انتقاد دارند و خود را از عملکرد ضدانقلاب خارجی و داخلی جدا کردهاند. این دسته علاقهمند به حضور در عرصه مشارکت سیاسیاند و اگرچه انتقادهای جدی اصولگرایان را نمیپذیرند، ولی خود را در صف انقلاب و نظام تعریف میکنند. این جماعت با فشار جدی دو گروه نخست مواجهند که خواهان اتخاذ مواضع رادیکال از سوی اصلاحطلبان نوع سوم هستند.
بررسی گروههای مختلف اصلاحطلب، نشان میدهد که دو گروه اول در تقابل نظری جدی با طیف سوم هستند و گروه سوم در حالیکه به وضعیت سیاسی آینده خود امیدوار نیست، نگران تقویت شکافها در داخل کلیت اصلاحطلبان است. این عده نگران از دست دادن برخی حمایتهای خارجی و از بین رفتن پشتیبانیهای ضدانقلاب داخلی هستند. اینجاست که تصمیم گرفتن درباره حضور در انتخابات دشوار میشود.
برای نزدیک شدن به پاسخ و تأمل بیشتر در مقوله موردنظر، لازم است معانی و تبعات شرکت در انتخابات را برای اصلاحطلبان، مرور کنیم.
حضور در رقابت مجلس نهم، دربرگیرنده پیام تبعیت از نظام و پذیرش قواعد حاکم بر کشور است. مخالفت علنی با ضدانقلاب، که همواره خواستار جدایی اصلاحطلبان از جمهوری اسلامی بوده است، از دیگر پیامهای این اقدام است. رد ادعای تقلب در انتخابات هم جزو پیامهای حضور اصلاحطلبان در رقابت انتخاباتی است؛ اگر نظام اهل صداقت و امانتداری نباشد، اصلاحطلبان نمیپذیرند که مجددا در زیر پرچم آن، کار سیاسی و انتخاباتی بکنند.
ماحصل این نوشتار بیان وضعیت سخت اصلاحطلبان در تصمیمگیری است. چگونه باید عمل کنند که هم دچار انشقاق بیشتر نشده و هم از گردونه نظام جمهوری اسلامی حذف نشوند؟! این سؤال سختی است که باید منتظر جواب آن بمانیم!
منبع: پنجره