| روایت کیهان از مذاکره خاتمی و کروبی با رهبر انقلاب |
| پنجشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۴۵ |
کیهان در مهم ترین بخش سرمقاله اش می آورد:«ملت ایران آیا از خاطر می برد گردن کلفتی لات مآبانه همین جماعت را که کوشیدند با وادار کردن شماری از وزرا و معاونان و استانداران به امضای نامه استعفا، نظام را تهدید به عدم برگزاری انتخابات کنند تا آنجا که رئیس مجلس و دولت وقت خدمت رهبری فرزانه انقلاب رفتند و گفتند با این وضع برگزاری انتخابات مقدور و مصلحت نیست. آنجا فقط تدبیر و شجاعت همان مرد الهی بود که گردن کشان را سر جای خود نشاند؛ «که حتی یک روز تاخیر هم جایز نیست.
روزنامه کیهان ضمن تاکید بر معصوم نبودن کیهان و «آنها که کینه کیهان را در سینه دارند»، دلیل آنچه که « غیض و غضب» مخالفان کیهان می خواند را نه خطای کیهان، بلکه دیده بانی درست و و « به دقت در قلب دشمن زدن» دانسته است.
رروزنامه کیهان می نویسد:«انتخابات، مجال زودگذر آمد و شد نامزدها است. نامزدها می آیند، می گویند، گفته می شوند و با همه هیجان، بسیاری از آنها تمام می شوند ومی روند. نیازی به نام بردن از نامزدها نیست. برگردید و به گذشته نگاه بکنید.»
محمد ایمانی، نویسنده سرمقاله روز 5 شنبه کیهان با یادآوری گذشته می آورد: « فهرست بلندی از چهره ها که گاه حتی نام آنها هم- با وجود نام آوری و سر زبان ها بودن در روزگار نامزدی شان- با زحمت به خاطر می آید. بنابراین فراتر و مهم تر از نامزدها، صحنه ای است که از گذشت روزگار و رقم خوردن حوادث خوب و بد پدید آمده است مانند سیمای امروز همین کره خاکی ما که از تابش آفتاب و ذوب شدن یخ ها و رانده شدن خشکی ها و فشرده شدن آنها در هم یا ارتعاشات و لرزش های درونی زمین و ایجاد شکاف ها و گسل های تازه پدید آمده است. کوه ها در کنار دره ها سر بر آورده و رودها و دریاها، خشکی ها را از هم جدا ساخته اند تا زمین، آن گونه که امروز می بینیم نقش بسته است».
سرمقاله نویس کیهان با اشاره به پیش رو بودن صحنه سیاست ایران و یادآوری اینکه «صحنه سیاست ایران می تواند با آمد و شد رجال سیاسی در آینده، نقش های تازه به خود بگیرد اما واقعیت مهم تر آن است که نامزدهای موجود فرع بر واقعیت های این صحنه هستند» می نویسد:« به عبارت دیگر، حداکثر، جریان هایی را نمایندگی می کنند که پیش از این، در صورت بندی صحنه موجود، خوب یا بد، ایفای نقش کرده اند.»
کیهان با بیان اینکه «هیچ نامزدی از خلأ نمی آید و نمی تواند نسبت به این صحنه بیطرف باشد»، تصریح می کند که ملت ایران نمی تواند بیطرف باشد و می افزاید:« اساساً طرفداری یا بیطرفی مصادیق متفاوت و گاه متضادی می تواند داشته باشد. بیطرفی یکجا عین اعتدال و انصاف و عدالت است و در جایی دیگر عین افراط و تفریط و بی عدالتی و مصلحت سوزی و ستم. تا آنجا که انتخابات به رقابت سالم، قانونمند و منصفانه نامزدها وحامیان آنها مربوط می شود، قاعده بیطرفی حاکم است»
این روزنامه در تبیین استثنای موجود در قاعده مذکور می آورد:« اما اگر انتخابات برای فرصت طلبان، پوشش حفاظ گونه ای شد جهت پنجه کشیدن بر مسلمات قانون اساسی، ارزش های اسلامی، و حقوق و منافع ملی، آنجا دیگر موضوع فرق خواهد کرد و حکمش نیز متفاوت خواهد شد.»
سرمقاله نویس کیهان در اشاره تلویحی به وقایع اخیر و جنگ رسانه ای میان کیهان و برخی سیاسیون کشور، دلیل آن را «رها نکردن رسالت دیده بانی در این سال های پرحادثه» از سوی کیهان می داند.
وی می افزاید:« کیهان چون عرصه را رصد کرده و بارها بهنگام هشدار داده است. چون مانع خواب زدگی خیلی ها شده یا در دام افتادگان بسیاری را هوشیار ساخته است. کیهان زد و بندهای بزرگ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و دیپلماتیک را رو کرده و از دماغ طرف های این معاملات آلوده درآورده است. چه پروژه های سیاسی- اقتصادی کلانی که از سوی بانیان تمام یافته تلقی می شدند و می شد با آنها خون یک ملت را در شیشه کرد اما ناگهان با روشنگری و فریاد اعتراض کیهان به هم خورده و بی سرانجام مانده است.»
روزنامه کیهان ضمن تاکید بر معصوم نبودن کیهان و «آنها که کینه کیهان را در سینه دارند»، دلیل آنچه که « غیض و غضب» مخالفان کیهان می خواند را نه خطای کیهان، بلکه دیده بانی درست و و « به دقت در قلب دشمن زدن» دانسته است.
کیهان در سرمقاله خود می افزاید: « آنها از این خشمناکند که کیهان نه در شناخت دشمن اشتباه کرده، نه مرعوب شده، نه طمع ورزیده و بده بستان کرده، نه غافل شده و نه منفعلانه عمل کرده است. کیهان در این جنگ همه جانبه البته نماینده و دیدبان جبهه ای است به وسعت همه خدمتگزاران اسلام، انقلاب و ملت ایران».
ایمالی با انتقاد از افراد « همیشه اطو کشیده و ادکلن زده، خوش مشرب، پرجاذبه و بی دافعه، لطیفه و لبخند بر لب» می نویسد: «مگر تهدیدهای علنی آمریکا و اسرائیل و انگلیس به هجوم نظامی در آغاز چالش هسته ای و شمارش معکوس برای آن، دل های برخی مدعیان سیاست را در مجلس و دولت وقت از جای نکند؟
مگر در همان مجلس، از رهبری نظام نخواستند جام زهر تسلیم در برابر فشار دشمنان ملت ایران را سر بکشد؟ آیا جز به پشتوانه آنها بود که طرف مذاکره کننده اروپایی، دیپلمات های ایرانی را به گوشه رینگ می برد و می گفت «نگویید ملت ایران زیر بار پروتکل الحاقی نمی رود، که می دانیم طرح 3 فوریتی امضای پروتکل در مجلس آماده است»؟
کیهان در مهم ترین بخش سرمقاله اش می آورد:«ملت ایران آیا از خاطر می برد گردن کلفتی لات مآبانه همین جماعت را که کوشیدند با وادار کردن شماری از وزرا و معاونان و استانداران به امضای نامه استعفا، نظام را تهدید به عدم برگزاری انتخابات کنند تا آنجا که رئیس مجلس و دولت وقت خدمت رهبری فرزانه انقلاب رفتند و گفتند با این وضع برگزاری انتخابات مقدور و مصلحت نیست. آنجا فقط تدبیر و شجاعت همان مرد الهی بود که گردن کشان را سر جای خود نشاند؛ «که حتی یک روز تاخیر هم جایز نیست. ما در زمان جنگ هم انتخابات را تعطیل نکرده ایم. سر وقت برگزار کنید و اگر توانش نیست، دیگران این حق ملت را احقاق خواهند کرد» و... چشم فتنه کور شد.»
این سرمقاله می افزاید: «آیا می توانیم از یاد ببریم در بحبوحه فتنه تیرماه 78 که بدخواهان، شماری از دانشجویان و نیروی انتظامی را مقابل هم قرار داده و سپس نیروهای عملیاتی آمریکا در عرصه آفتابی شده بودند تا به بهانه تشنج پیش آمده، با آشوب در پایتخت، کار جمهوری اسلامی را تمام کنند، شماری از همین عناصر منفعت طلب، آدم های میانه را نزد مسئولان ارشد می فرستادند که ما می توانیم بحران را فرو بنشانیم اما شرط آن این است که چند تا خواسته ما از جمله جابجایی برخی مقامات عملی شود!؟ آیا آنها- یا بعضی از آنها- نشان شده دستگاه های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل نبودند و نیستند؟ آقای معاونی که آن روز به نام مهار تشنج به سازماندهی و تحریک آشوبگران می پرداخت، حق دارد به خاطر رو شدن اسناد همدستی برخی مدعیان اصلاح طلبی با محافل اطلاعاتی آمریکا و غرب از سوی کیهان، دکان سفسطه بگشاید و این روزنامه را با طالبان قیاس کند با این صغرا و کبرا که «در باز است، باز پرنده است، پس در پرنده است و... ما هم اصلاح طلب».
سرمقاله نویس کیهان با اشاره به اینکه «خون کیهانیان مباح است به هزار و یک دلیل!» و یادآوری افشاگری های متعدد کیهان در مورد عضو ارشد سازمان منافقین و حضورش در شرکتهای نفتی انگلیسی، قرارداد کرسنت و ... می نویسد:«کیهانی ها، حکم مرگ خود را امضا کرده اند که در لانه افعی ها دست کرده و قرارداد ننگینی مانند کرسنت و فروش تقریباً مجانی گاز ایران به امارات برای 25 سال را رسوای عام و خاص کرده اند؟! خون کیهانیان را باید ریخت، آبرو که جای خود! چرا جرئت کردند پای پرونده مفسد اقتصادی مانند شهرام جزایری که گله ای از سیاستمداران را آلوده و رام خود ساخته بود، بایستند و بی هیچ ترسی نام همه آنها را که از وی پول گرفته بودند، در صفحه اول خود درج کنند؟ نمی دانستند هزینه دارد ولو سال ها بعد در چنین روزهایی؟»
این روزنامه با اشاره به «سوختن پروژه آژاکس در تیرماه 78»، « لو دادن برخی زد و بندهای کشورهای مرتجع منطقه با رژیم صهیونیستی و آمریکا»، «حمایت موثر از جبهه بزرگ جهاد اسلامی در لبنان و فلسطین و عراق» بوسیله کیهان، از سهم خواهی و امتیاز خواهی عافیت طلبان مدعی حضور در انقلاب انتقاد می کند و در تبیین آ«ان می نویسد:« آنها نمونه واقعی احزاب جنگ خندقند. بارها در این 6 انتخابات گذشته و از جمله انتخابات ریاست جمهوری گذشته گردنشان شکست و بارها کوشیدند این گردن شکستی خود را به پای نامزدهای محترم بنویسند. اما آثار سرشکستگی از سیمای آنها گم نخواهد شد ولو کینه های بدر و خیبر را با خود داشته باشند و به بهانه، نام نامزدهایی را سرنیزه کرده باشند.»
کیهان در پایان می افزاید:« ما سر نیزه را هم می نگریم اما نیزه داران و فرماندهان آنها را از افق چشم و تیررس گم نمی کنیم. عمرو عاص ها و فرزندان امیه تا همیشه تاریخ خار چشم ما هستند. و مگر خار در چشم خلیده، فراموش کردنی است؟آنها هم ما را از یاد نخواهند برد. آنها نشاندارند و در شلوغی گم نمی شوند.»