امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
پشت پرده آمدن - نیامدن اصلاح طلبان
حمیدرضا مقدم فر
يکشنبه ۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۱۲
 
موقعیت اصلاح‎طلبان برای حضور در انتخابات مجلس

اصلاح‎طلبان در چند صباح گذشته و به‎ویژه در روز‎های نزدیک به انتخابات، در بیان رسمی خود بحث‎‎هایی را درباره حضور یا عدم حضور خود در انتخابات با محوریت شرط‎گذاری برای نظام مطرح می‎کنند. در تمامی این بحث‎ها باید به چند نکته توجه کرد:

۱- جریان اصلاحات پس از انتخابات ریاست‎جمهوری دوره دهم، در درون خود تجزیه شده و به چند طیف تبدیل شده است:
الف) یک طیف این جبهه، جریانی است که متصل به جریان فتنه شد و امروز دیگر ظلم بزرگی به نظام است که به این طیف، هنوز عنوان اصلاح‎طلبی اطلاق شود. در واقع، این افراد که نام اصلاح‎طلب را بر خود نهاده بودند، فتنه‎گرانی هستند که در ابتدا در طیف جریان اصلاحات بودند؛ ولی در ادامه به جریان فتنه ملحق شدند و هم‎سو با نظام سلطه، فتنه ۸۸ و کودتا علیه رأی مردم را رقم زدند. روشن‎ترین برخورد مردم با این طیف افراطی، حذف آنان از صحنه سیاسی کشور است؛ همان‎طور که برخی احزاب این طیف، مانند حزب جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب هم منحل شدند.
ب) طیف دیگری در جریان اصلاحات وجود دارد که در قبال فتنه موضع مخالف داشت و رفتار‎های فتنه‎گران را منفی می‎دانست. این طیف سعی کرد جریاناتی را که با فتنه هم‎سویی و همراهی می‎کردند نقد و رد کند و تلاش می‎کرد در ماجرای فتنه ۸۸، به هیچ وجه با فتنه‎گران همراهی نکند.
ج) یک طیف میانه هم در بین اصلاح‎طلبان وجود دارد. این طیف شامل افرادی می‎شود که گاه با فتنه‎گران همراهی می‎کردند و گاهی آن‎‎ها را نقد می‎کردند. این دسته میان رد و قبول خواسته فتنه‎گران معلق بود، ولی برآیند رفتارشان، در تأیید جریان فتنه بود.
۲- جریان اصلاحات در برخورد با انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز همین وضع را دارد و باید آن را تجزیه و هر بخش را به‎صورت مجزا تحلیل کرد؛ اما آن‎چه مشخص است و در لایه‎‎های زیرین هر سه جریان دیده می‎شود، این است که تلاش اصلی آن‎‎ها به شرکت فعال در انتخابات معطوف است. به‎عبارت دیگر، تلاش اصلی هر سه دسته جریان اصلاح‎طلب، مشارکت فعال در انتخابات و استفاده از همه ظرفیت‎‎های موجود، برای وارد کردن عناصر مورد تأیید و وابسته خود به نهمین دوره مجلس شورای اسلامی است.
۳- سران جبهه اصلاحات، شامل جریان فتنه و اصلاح‎طلبان، به این نتیجه رسیده‎اند که امروز دیگر مورد اقبال عمومی مردم نیستند و اگر بخواهند تابلویی را تحت عنوان لیست اصلاح‎طلبی و مشارکت جبهه اصلاحات در انتخابات، به‎طور علنی بالا ببرند، به سختی شکست خواهند خورد؛ به‎دلیل آن‎که در فتنه ۸۸ امتحان خوبی پس نداده‎اند و نیت اصلی آن‎‎ها برای مردم نمایان شده است و از این‎رو مورد نفرت مردم و واگرایی آن‎‎ها قرار گرفته‎اند؛ لذا در بررسی‎‎های خود به این نتیجه رسیده‎اند که اگر در این انتخابات به‎صورت تابلودار و علنی و آشکار، با عنوان اصلاح‎طلب حاضر شوند و شکست بخورند، آسیبی اساسی به جریان اصلاح‎طلبی وارد می‎شود.
به بیان دیگر، دو طیف از سه گروهی که در بخش اول معرفی شد، به این نتیجه رسیده‎اند که در عین این‎که حضور در مجلس مستلزم شرکت فعال در انتخابات است، صلاح نیست که تابلو‎های اصلاح‎طلبی خود را به‎صورت علنی بالا ببرند. آن‎‎ها برای توجیه این عدم حضور لیستی خود با بهانه قرار دادن این‎که «شرط‎‎هایی برای حضور در انتخابات داریم که این شرط‎‎ها باید محقق بشود»، این‎گونه وانمود می‎کنند که در انتخابات حضور ندارند.
از طرف دیگر، آن‎‎ها نمی‎خواهند پرچم تحریم انتخابات را هم بلند کنند؛ چون می‎دانند که تحریم عنوانی ضد‎انقلابی و اپوزیسیونی است که استفاده از آن در محافل عمومی، ذهنیت منفی مردم به اصلاح‎طلبان را منفی‎تر می‎کند.
آن‎‎ها عنوان تحریم را به‎کار نمی‎برند؛ ولی به ظاهر، می‎گویند تا زمانی که شرط‎‎ها محقق نشود، در انتخابات شرکت نمی‎کنیم. در واقع بحث این نیست که شرایط محقق بشود یا نه؛ بلکه بحث این است که آن‎‎ها می‎دانند که مورد اقبال عموم مردم قرار نمی‎گیرند و شکست می‎خورند.
۴- نکته بعدی که مطرح شده این است که میان چهره‎‎های مختلف اصلاحات اختلافاتی به‎وجود آمده است. اگر چه بر طبق آن‎چه در بند قبل مطرح شد، بخشی از اصلاح‎طلبان نمی‎خواهند لیست بدهند، طیف دیگری هم وجود دارد که معتقد است جبهه اصلاحات باید با تابلو در انتخابات شرکت کند. گروه‎‎هایی همچون حزب کارگزاران و حزب مردم‎سالاری ابایی ندارند که با عنوان اصلاحات، لیست ارائه بدهند.
به‎نظر می‎رسد، با این اوضاع جبهه اصلاحات در حال حاضر نه راهبرد یگانه‎ای دارد و نه در سیاست‎‎های خود یک‎پارچگی دارد. با این حال، این گروه‎‎ها در یک چیز با یکدیگر مشترکند و آن، این است که در انتخابات شرکت فعال داشته باشند؛ ولی این‎که شرکت فعال آن‎‎ها با تابلوی اصلاحات باشد یا بدون تابلوی آن، مورد افتراق و چانه‎زنی است.

تحریم، یعنی خروج از چهارچوب نظام
تجربه سی و اندی سال گذشته برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی ایران، نشان داده که کلید واژه تحریم انتخابات، تماما، به ضد‎انقلاب و اپوزیسیون متعلق است؛ یعنی، جریانی که انتخابات را تحریم می‎کند، نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارد، به قانون اساسی پایبند نیست و با مردم همراه نیست.
هر دسته از اصلاح‎طلبان که انتخابات را تحریم کنند، پذیرفته‎اند که در کنار اپوزیسیون رسمی نظام قرار گرفته‎اند و طبیعتا باید انتظار داشته باشند که مردم و نظام آنان را حذف کنند. به‎عبارت دیگر، آن‎کس که انتخابات را تحریم می‎کند باید عواقب رفتار خود را بسنجد و بداند که از مدار قانونی بیرون رفته و خود را به‎عنوان یک جریان سیاسی خارج از جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده است.

ساکت‎ها هم متهم هستند
اصلاح‎طلبان فهمیده‎اند که نه‎تنها آن بخشی که با فتنه‎گران همراه شد، در بین مردم رأی ندارد و باید پاسخگوی رفتار نابخردانه خود در فتنه ۸۸ باشد، بلکه آن دسته‎ نیز که با فتنه پیوند نخورد، ولی در قبال رفتار‎های دوستان خود ساکت ماند و با سکوت خود با آن‎‎ها همراهی کرد، نباید به اقبال مردمی خوش‎بین باشد. آن‎ها می‎دانند که رأی کافی را برای به‎دست‎آوردن اکثریت مجلس نهم ندارند؛ ولی به‎دنبال این هستند که بتوانند همین حداقلی را که در مجلس فعلی دارند، حفظ کنند.

انتحاری‎ها
درباره اهتمام دو طیف از اطلاح‎طلبان به مشارکت فعال سخن گفتیم. اما دسته سوم اصلاح‎طلبان که همان عاملان فتنه ۸۸ و بخش رادیکال پیوند خورده با نظام سلطه هستند، راهبرد فعالیت انتحاری را در ذهن خود دارند.
این دسته که در فتنه ۸۸ نشان دادند سرسپردگان نظام سلطه و در رأس آن آمریکا و انگلیس هستند، تلاش می‎کنند بر اساس رهنمود‎های برنامه‎ریزی شده توسط سرویس‎‎های اطلاعاتی این کشورها، انتخابات مجلس را به آشوب بکشند و آن را به عرصه‎ای برای ناامنی تبدیل کنند. امروز، پیام آمریکا و اسراییل و انگلیس به عوامل داخلی‎شان، این است که تلاش کنند هرگونه و با هر وسیله‎ ممکن، انتخابات را به تشنج، چالش و ناامنی بکشانند تا مشارکت و حضور مردم کم شود.

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 200627