نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » سیاسی

خاتمی می‌تواند در انتخابات شرکت کند!

دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۱

آیا فکر می‌کنند اگر ادعایی کنند، بدون امتحان رها خواهند شد! خیر! خاتمی و یارانش در امتحانی بزرگ نمره رد آوردند و نشان دادند نه تنها به اسلامیت نظام پای‌بند نیستند، بلکه جمهوریت را نیز بر نمی‌تابند.

سرویس یادداشت جهان
در ایام انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ که رقابتی سخت بین نامزدها در گرفته بود، عیسی سحرخیز مسؤول کمیته تبلیغاتی دکتر معین در گفتگویی با اینجانب -که به مناظره و مجادله تبدیل و در رسانه‌ها به صورتی گسترده منعکس گردید- به پیروی از تاج‌زاده که شرط آزادی انتخابات ریاست جمهوری را امکان نامزدی هر ایرانی دانسته بود، تأکید کرد که حتی بهایی‌ها، ساواکی‌ها و همجنس‌بازان و همچنین خفاش شب (مردی که به ۹ زن تجاوز کرده و سپس آنها را سوزانده بود) نیز باید بتوانند نامزد ریاست جمهوری اسلامی ایران شوند، و اگر رأی آوردند باید آنها را پذیرفت و باید بتوانند رییس جمهور شوند.

هم او و هم همقطارانش اما در انتخابات اخیر که فردی متدین و با سوابق جبهه (دکتر احمدی‌نژاد) با ۱۱ میلیون رأی رییس جمهور شد، او را نپذیرفتند و تلاش کردند انتخابات را ملغی و بر علیه رأی مردم کودتا کنند. گویی که نه تنها باید بهایی‌ها، ساواکی‌ها، همجنس‌بازان و خفاش شب‌ها بتوانند نامزد شوند، بلکه انتخابات در صورتی مورد تأیید آنها است که فقط افرادی با این ویژگی‌ها رأی بیاورند و یا امثال میرحسین موسوی که مورد حمایت این‌گونه افراد است، قابل قبول است؛ هر چند ۱۱ میلیون رأی کمتر بیاورد!

دیگر نباید از این نوع مواضع ابراز تعجب کرد
میرحسین موسوی در تبلیغات انتخاباتی خود مرتباً بر طبل خط امام می‌کوبید و اخیراً زهرا رهنورد یار غار و همسر میرحسین موسوی -که قبلاً لر بودن خود و در نتیجه داماد لرستان بودن میرحسین موسوی را دلیل تقلب در انتخابات اعلام کرده بود- گفته که بعد از حدود هفت هشت سال از پیروزی انقلاب اسلامی همه چیز رو به انحطاط گرایید.

با توجه به اینکه امام تا ۱۱ سال بعد از پیروزی انقلاب در رأس مملکت بود، ظاهراً تنها موقعی مملکت در انحطاط نبوده که موسوی نخست وزیر بوده است! بنابراین انحطاط بستگی به مدیر بودن و نبودن میرحسین موسوی داشته است، و چون موسوی رأی نیاورد و رییس جمهور نشد و تلاش برای کودتا علیه جمهوریت نظام در فتنه ۸۸ شکست خورد، فرصت خروج از انحطاط هم از دست رفت.

خاتمی که در دوران ریاست جمهوری خویش کارهای اجرایی و امور مملکتی را رها کرده و به کناری نهاده و مرتباً به سخنرانی در تبیین جمهوریت، مدنیت و مردم‌سالاری می‌پرداخت و تأکید می‌کرد که در انتخابات حتی اگر نامزدی فقط یک رأی بیشتر آورد باید رشته امور را در دست بگیرد، با همسویی با موسوی و حمایت از کودتا، نشان داد که از نظر وی جمهوریت زمانی قابل پذیرش است که او خود و یا یارانش بر مسند باشند و اگر مردم به کسی رأی دادند که همفکر او نباشد حتی اگر ۱۱ میلیون رأی بیشتر بیاورد قابل قبول نیست. این نوع نگرش را باید در رکورد تعریف از جمهوریت در کتاب رکوردهای گینس درج کرد و جزو نوع جدیدی از جمهوریت مورد شناسایی قرار داد.

آیا فکر می‌کنند اگر ادعایی کنند، بدون امتحان رها خواهند شد! خیر! خاتمی و یارانش در امتحانی بزرگ نمره رد آوردند و نشان دادند نه تنها به اسلامیت نظام پای‌بند نیستند، بلکه جمهوریت را نیز بر نمی‌تابند.

اینک خاتمی شرط و شروط برای ورود به عرصه سیاست قایل شده است. وی اول باید پای‌بندی خود را به جمهوریت ثابت کند که نمی‌تواند! ثانیاً بعد از توبه از توطئه علیه جمهوریت و اسلامیت و تمامیت نظام، باید گفت که این سوء سابقه بزرگی است که راهی برای بازگشت به عرصه سیاست باقی نگذاشته است.

وی قطعاً دیگر صلاحیت نامزدی برای ریاست جمهوری و حتی نمایندگی مجلس را نیز ندارد! حتی اگر توبه کند و عذر تقصیر بخواهد. خاتمی البته می‌تواند در انتخابات شرکت کرده و رأی خود را به صندوق آرا بیاندازد و نه بیشتر.