امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
تلویزیون از کار افتاده!
گفتگو با اسماعیل میرفخرایی
سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۳۳
 
متأسفانه سازمان رادیو و تلویزیون یک بلندگوست. با این نگاه بلندگویی در جهانی که این مقدار رسانه‎های متفاوت وجود دارد، نمی‎شود به هدف‎ها رسید. این نگاه در ساختار برنامه‎سازی هم تأثیر می‎گذارد؛ چون کسانی برای برنامه‎سازی انتخاب می‎شوند که تکنیک‎های برنامه‎سازی را بلد نیستند.

سعید ایمانی
اسماعیل میرفخرایی بیشتر از 40 سال است که مجری و تهیه‎کننده برنامه‎های تلویزیون است. حرف‎های خوبی درباره برنامه‎سازی می‎زند و هنوز انرژی زیادی برای برنامه‎ ساختن دارد. بیشتر از 500 برنامه درباره مسائل علمی ساخته و در دانشگاه‎های مختلف همین برنامه‎سازی را درس داده است. می‎گوید برای کار رسانه‎ای باید از انسان‎های رسانه‎ای استفاده کرد و اصلا برنامه‎سازی هم مثل مهندسی یک علم است و کسانی‎ می‎توانند برنامه‎های خوب بسازند که با این علم آشنا باشند. 

درنگی بر گفتگوی «پنجره» با تهیه کننده پیشکسوت برنامه های تلویزیونی خالی از لطف نیست!

مسیر رسیدن به یک برنامه‎تلویزیونی قابل دفاع چیست؟
برنامه‎‎ساز پیش از هر چیز باید هدف برنامه را برای خودش مشخص کند. در بسیاری از برنامه‎ها، ما به‎عنوان سازمان رسانه‎ای، هدف را طراحی نمی‎کنیم. دنبال پدیده‎هایی که اتفاق افتاده می‎رویم. این اتفاق تا حدی درباره خبر قابل قبول است. اما وقتی از زمینه خبر دور می‎شویم، باید طراحی و هدف‎گذاری‎ها را مشخص کنیم. اشکال مهمی که در ساختار برنامه‎های ما وجود دارد، این است که رسانه‎ها به‎دنبال حوادث می‎روند. حتی خبر هم نوعی برنامه‎سازی است. یعنی پدیده‎ای که اتفاق افتاده، از نگاه برنامه‎ساز پخش می‎شود. بسیاری از برنامه‎های ما برای شنونده ترتیب داده می‎شود یا اصلا موضوع برنامه دیکته شده است و جامعه نیازی به آن ندارد. 

مثل چه برنامه‎هایی؟ جامعه به چه برنامه‎هاي ديگري نیاز دارد؟
موضوعاتی که امروز بیشتر از همه نیاز مردم محسوب می‎شود، اقتصاد و سیاست است. امروزه علم و ادبیات و هنر و ورزش در مرتبه‎های بعدی هستند و غذای اصلی جامعه ایران، بررسی‎های اقتصادی و سیاسی است؛ به‎صورتی که این بررسی‎ها بتواند پاسخگوی سئوال‎های مردم باشد. بسیاری از اتفاق‎هایی که باعث می‎شود برنامه‎های مختلف ما موفق نشوند، عدم کارایی برنامه‎ساز است. اگر برنامه‎ساز را در محدوده مشخص قرار دهند، می‎شود در آن محدوده هم برنامه خوب ساخت. بعد از انقلاب چون جامعه خواسته‎های مشخصی پیدا کرد و متقاضی شد، از رادیو و تلویزیون جلو افتاد و رسانه به‎دلیل محدودیت‎های قانونی و محدودیت‎هایی که رادیو و تلویزیون دولتی
هیچ آینده‎ای برای رادیو و تلویزیون نمی‎شود تصور کرد؛ مگر این‎که در کنار آن یک سازمان خصوصی کنترل شده به‎وجود بیاید. با این پیرمرد تلویزیون نمی‎شود کار را جلو برد. ما هنوز تجربه رسانه‎های مستقل را نداریم و باید به آن سمت حرکت کنیم.
دارد، نتوانست پاسخگوی نیاز مردم باشد. دیگر نمی‎شد با آن شیوه‎های گذشته کار را جلو برد، اما رادیو و تلویزیون به سمتی حرکت کرد که رادیو و تلویزیون‎های صرفا دولتی در آن مسیر حرکت می‎کنند. تعداد ایستگاه‎ها و فرستنده‎ها زیاد شده اما برنامه‎ها جاذبه‎های دراماتیکی مناسب و تضاد مناسب را ندارند. 
 
در یک دستگاه رسانه‎ای فرهیخته کارها باید به کسانی سپرده شود که برای همین کار تربیت شده‎اند و اگر کسانی که با این کار آشنا نیستند وارد حوزه‎های برنامه‎سازی شوند، برنامه‎ها خراب می‎شود. آدم‎های فرهنگی و آشنا به تکنیک برنامه‎سازی باید برنامه‎سازی را جلو ببرند. امروز تلویزیون خیلی سعی می‎کند که این اتفاق بیفتد اما نگاهی که متأسفانه از نظام گذشته به ما رسیده و هنوز در بخش‎هایی وجود دارد، این است که سازمان رادیو و تلویزیون یک بلندگوست. با این نگاه بلندگویی در جهانی که این مقدار رسانه‎های متفاوت وجود دارد، نمی‎شود به هدف‎ها رسید. این نگاه در ساختار برنامه‎سازی هم تأثیر می‎گذارد؛ چون کسانی برای برنامه‎سازی انتخاب می‎شوند که تکنیک‎های برنامه‎سازی را بلد نیستند. 

آیا تخصصی شدن شبکه‎ها توانسته به برنامه‎سازی حرفه‎ای کمک کند؟
نمی‎فهمم منظور از این کار چیست. تخصصی بودن یا نبودن شبکه، بررسی خیلی دقیقی می‎خواهد. زمانی‎که ما از یک سازمان رادیو و تلویزیون که صاحب همه کانال‎ها هم هست صحبت می‎کنیم، دیگر تخصصی شدن خیلی معنی نمی‎دهد. مثل مؤسسه‎ای که مجله‎های مختلف دارد. این اتفاق جواب همه مردم را نمی‎دهد. هیچ راهی نداریم جز این‎که بسیار با احتیاط و دست به عصا به سمت ایجاد کانال‎های خصوصی محدود حرکت کنیم تا همه‎چیز گردن یک سازمان رادیو و تلویزیونی نباشد. برای تخصص‎های مختلف باید بخش خصوصی را وارد کار کنیم. تخصصی‎شدن به شکلی قابل قبول است که به دست متخصصین آن انجام شود. مثلا اگر درباره تخصص پزشکی و سلامت صحبت می‎کنیم، حداقل رادیو و تلویزیون سلامت را به وزارت بهداشت یا به پزشکان بسپاریم. مشکل اساسی این است که جایگزین نداریم. باید کم‎کم به سمت آن حرکت کنیم و جایگاه رادیو و تلویزیون‎های خصوصی در حد محدود به رسمیت شناخته شود. این اتفاق می‎تواند به دست آدم‎های شناخته شده و مورد اطمینان بیفتد.
 
برنامه‎های زنده در تلویزیون ما زیاد پخش می‎شود. آیا این اتفاق در دنیا هم مرسوم است؟
این پدیده جنبه مالی دارد. برنامه‎های زنده از نظر مالی خرج کم‎تری دارند و برای همین، خیلی از برنامه‎ها که لازم هم نیست زنده پخش شوند به همین صورت پخش می‎شوند. نکته دیگر این است که ما تدارکات کافی برای برنامه‎سازی نداریم و پیش‎بینی‎های لازم انجام نمی‎شود. همان‎طور که گفتم، خیلی‎وقت‎ها هم اتفاق‎ها برنامه
مدیریت هنری با بقیه مدیریت‎ها فرق دارد. خیلی از مدیران میانی ما در تلویزیون به درد مدیریت شهرداری و اداره‎های مختلف دیگر می‎خورند. یعنی به ‎صورت قالبی مدیر هستند.
را می‎سازند. و برنامه‎های ما مثل مشق شب آخر است؛ البته برنامه‎های زنده جذابیت‎هایی دارد که می‎تواند جبران کم‎کاری در بخش‎های دیگر را بکند. 

برای آینده رادیو و تلویزیون در حوزه برنامه‎سازی چه‎کار می‎شود کرد؟
چاره‎ای نداریم جز این‎که شبکه‎های محدود خصوصی راه‎اندازی کنیم. به‎عنوان کسی که 45 سال است در سازمان فعالیت می‎کنم، می‎بینم هیچ آینده‎ای برای رادیو و تلویزیون نمی‎شود تصور کرد؛ مگر این‎که در کنار آن یک سازمان خصوصی کنترل شده به‎وجود بیاید. با این پیرمرد تلویزیون نمی‎شود کار را جلو برد. ما هنوز تجربه رسانه‎های مستقل را نداریم و باید به آن سمت حرکت کنیم. 

منظور شما از رسانه مستقل چیست؟
رسانه‎ها به‎صورت نسبی مستقل هستند. منظور این است که رسانه‎ای به درجه‎ای از اقبال مردم برسد که بتواند با دریافت هزینه پخش و هزینه آگهی‎ها روزگار بگذارند.
 
نظر شما درباره تهیه‎کنندگان رسمی تلویزیون که گاهی حتی در سال یک‎ برنامه هم نمی‎سازند، چیست؟
دستمزد برنامه‎سازی باید بر اساس میزان فعالیت باشد. برنامه‎سازی با حقوق‎بگیری جور درنمی‎آید. در گذشته حقوق پایه‎ای وجود داشت و چیزی به اسم بهره‎وری. الان با حقوق پایه می‎توانند روزگار بگذرانند و علاوه‎بر آن، بیشتر کارهای جدی به تهیه‎کنندگان بیرون داده می‎شود. چون تهیه‎کنندگان داخلی خیلی کار نکرده‎اند. این اتفاق آنها را ناامید می‎کند و آنها به کارمند تبدیل می‎شوند. و این اتفاق پایان کار است. این اشکال ساختاری سازمان رادیو و تلویزیون است. بخشی از این اشکال به‎خاطر این است که به بیرون سپرده می‎شود. از روزی که برنامه‌ها رادیو و تلویزیون ما به یک اداره تبدیل شده، برنامه‎سازی در آن در درجه چندم اهمیت قرار گرفته است. خود اداره کردن وضعیت چندين هزار کارمند یک مشکل بزرگ است که برنامه‎سازی را تحت تأثیر قرار می‎دهد. من در همین کشور یک رادیوی محلی راه انداختم و با پنج نفر توانستیم كارهاي آن را انجام دهیم. وقتی روحیه اداری بر ما تسلط پیدا کرد، دیگر نباید انتظار رسانه موفق داشته باشیم. باید روح برنامه‎سازی در سازمان تقویت شود. در سازمان رادیو و تلویزیون باید حداقل مدیران گروه‎ها و مدیران میانی از مرحله‎های برنامه‎سازی به مدیریت رسیده باشند؛ آقای ضرغامی هم به این نتیجه‎ها رسیده ولی وقتی در جلسه‎های افق رسانه صحبت می‎کند، انگار برای مدیر‎کل‎های اداره ثبت صحبت می‎کند؛ چون مخاطبان او برنامه‎ساز نیستند. خیلی از مدیران میانی ما در تلویزیون به درد مدیریت شهرداری و اداره‎های مختلف دیگر می‎خورند. یعنی به ‎صورت قالبی مدیر هستند. مدیریت هنری با بقیه مدیریت‎ها فرق دارد.
 

Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 143496