امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
رشته ی نجات «طیب»!
گفتگو با سيدعباس فاطمي
سه شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۳۶
 
در ايران اسلامي همواره رشته‌اي محكم بين همه مردم از مسلمان و غيرمسلمان، از متدين و متشرع تا افراد ضعيف‎الايمان و حتي افراد فاسد و آلوده به گناهان بعضا كبيره وجود داشت كه اگرچه در زمان‎هايي به مويي بند مي‌شد، ولي دوباره به بازسازي و تقويت اين رشته مي‌انجاميد. اين رشته چيزي نبود جز محبت به اهل بيت(عليه‌السلام) و به‎ويژه عشق و اردات همه مردم به امام حسين(عليه‌السلام).

ليلا صدري
شهيد طيب حاج رضايي هرچه بود هنگام شهادت پاك و پاكيزه از دنيا رفت. كسي كه شب‎ها را در اين كافه و آن كافه به صبح مي‌رساند هنگام مرگ با وصيت از دنيا رفت. وصيت كرد هركس ادعا كرد از او طلب دارد بپردازد و از هر كس كه طلب داشت، اگر داد كه داد و اگر نداد او را مي‌بخشد. هنگام شهادت او هزاران نفر از مؤمنين و طلاب براي او نماز خواندند و نقل است كه برخي از بزرگان حوزه نجف براي او نماز و روزه نيابتي سفارش دادند. اين سرانجام كسي است كه عاشق اباعبدا... الحسين(عليه‌السلام) بود و در عشق به حسين ياري فرزند او را كمتر از ياري حسين ندانست و در دفاع از ولايت و مرجعيت همه چيزش را داد. 

اين جملات و ادامه مطلب حاصل گفتگوی «پنجره» با سيدعباس فاطمي نويسنده و پژوهشگر تاريخ معاصر است. كتاب‎هاي «شعبان جعفري در آئينه اسناد» و «زندگي و مرگ جهان پهلوان تختي»از ايشان چاپ شده و «كالبدشكافي يك رويداد، درباره دلايل عزل آيت‌ا... منتظري» و پژوهش‎هايي ديگري در موضوعات نهضت‌هاي آزادي‎بخش، گروه‎ها و جريانات سياسي معاصر ا جمله كتاب «انجمن حجتيه،گذشته، حال و آينده »و ... كارهاي در نوبت چاپ ايشان است. 

این گفتگو را بخوانیم:

دو نوع ديدگاه درباره طيب حاج‎رضايي و حاج اسماعيل رضايي وجود دارد. عامه مردم مي‎گويند ما شري از او نديديم، اما در اسناد ساواك طيب آدم ناراحتي معرفي شده، كدام يك درست است؟
اينكه مردم از طيب خاطرات خوبي دارند و از او به نيكي ياد مي‎كنند، ناشي از حسن عاقبتي است كه او داشت. اين حسن عاقبت نبايد ما را از بيان واقعيت‎هاي زندگي او غافل كند. هيچ‎كس نبايد براي قداست بخشي به شهيد آزاده طيب حاج رضايي از بيان آن‌چه او بوده و اكسيري كه حضرت امام داشت و به آهن مي‌زد طلا مي‌شد، صرف‌نظر كند. تغيير و بازگشت طيب به شخصيت والاي انساني و ايماني از معجزه‎هاي امام خميني بود. امام خميني از ميان مردم كوچه و بازار و از ميان خلايق متنوع و متكثر يارگيري كرد و از ميان همان‌ها سرداران بزرگ جنگ را به وجود آورد و به همين دليل نبايد اين قطعه از زندگي طيب را ناديده گرفت. 

اگر گذشته طيب و مكنت و ثروت او را در نظر بگيريم، ارزش‌هاي واقعي‎اش آشكار مي‌شود. بعد به اين بپردازيم كه با وجود همه امكانات در اختيار و قول و قرارهايي كه رژيم به بريده‌هاي از انقلاب امام خميني (ره) مي‌داد، اما او هرگز حاضر به خواب و خور دنيا به قيمت خيانت به امام نشد. مرحوم طيب حاج رضايي از جواني داراي شخصيتي دوگانه بود. در اين كه از اول به دليل تربيت خانوادگي و به‎ويژه تربيت مادر گرامي‎اش رگه‎هايي از ارادت و عشق به اهل بيت (عليهم السلام) داشت شكي نيست، او عاشق دلباخته امام حسين بود و تمام محرم و صفر و رمضان را جور ديگري مي‌شد. در تاسوعا و عاشورا با پاي برهنه ميان عزاداران حاضر مي‌رفت و عرض ارادت مي‌كرد. اما از محرم و صفر و ماه رمضان كه عبور مي‌كرد، همين طيب عاشق اباعبدا... الحسين و نوكر خاندان رسول(صلي‌ا... عليه و آله و سلم) گرفتار نفس اماره مي‌شد و شخصيتي كاملا متضاد با ايام محرم و رمضان پيدا مي‌كرد. شرور و زورگير مي‌شد.
 
            

در اين دوره طيب غالبا دست به كارهاي ناشايست و زد و خوردها و چاقوكشي‌هاي خياباني مي‌زد. به همين دليل بارها و بارها بازداشت و روانه زندان شده بود. او براي همين جرم‌ها به تبعيد بندرعباس هم محكوم شده بود. 

نكته‌اي كه در سئوال اشاره شده بود، نگاه ساواك به طيب بود. اگر قرار باشد اسناد ساواك ملاك ارزيابي‌هاي ما درباره اشخاص و به‎ويژه شخصيت‌هاي مبارز و انقلابي قرار گيرد، هيچ يك از بزرگان از علما مورد تقدير ساواك قرار نگرفته‌اند و كمتر ما ديديم ساواك از يك فرد مخالف رژيم پهلوي تجليل به عمل آورده باشد. اگرچه در خاطرات برخي از عناصر وابسته به رژيم فاسد پهلوي مواردي داريم كه اشخاص از طيب به نيكي ياد كرده‎اند. در اين رابطه از قول سرهنگ جواد صارمي، وكيل مدافع طيب حاج رضايي و ساير متهمان همراه او در دادگاه نظامي نقل شده كه در يك جلسه خصوصي گفته: «طيب حاج رضايي واقعا مرد بود. هيچ يك از رجال ما شهامت و مردانگي او را ندارند. اين مرد تا پاي جانش ايستاد و نخواست غيرواقعيت سخن بگويد...» 

البته در مواردي هم مأموران ساواك در مكاتبات و گزارش‎هاي‎شان از آنان انتقاد و بدگويي كرده‎اند. اين مسئله به‎ويژه درباره يكي از نزديكان شهيد طيب حاج رضايي – شعبان جعفري (بي‎مخ) – به شدت صدق مي‎كند. در كتاب شعبان جعفري در آئينه اسناد در اين‎باره اسناد متعددي را ارائه كردم كه مراجعه به آن پاسخ خيلي از سئوال‎هاست. 

چه وجوه اشتراكي بين طيب حاج رضايي و شعبان جعفري(بي‎مخ) وجود دارد؟ اين‎ها چرا با هم دمخور بودند؟
شايد نتوان در برهه‌اي از رويدادهاي تاريخي كشور بين شعبان بي‎مخ و مرحوم طيب حاج رضايي تفاوتي محسوسي قائل شد. چون شعبان و طيب تا قبل از قيام امام خميني در سال 1341 در برخي امور به يكديگر شباهت داشته‎اند. هر دو در بازگشت شاه به قدرت، نقش داشته‎اند. اگرچه طيب بعد از ظهر 28 مرداد وارد معركه شد، ولي بالاخره هر دو مستحق دريافت مدال درجه 2 رستاخيز شدند. اما از نظر سن و سال؛ مرحوم طيب حدود 20 سال از شعبان جعفري بزرگتر و از نظر مال و منال و مكنت بسيار بالاتر بود. از طرفي در منظر عام شعبان جعفري در حد يك نوچه طيب محسوب مي‌شد. او تا پس از كودتاي ننگين 28 مرداد 1332 جايگاه مستقلي در بين مردم و ورزشكاران و به‎ويژه لوطي مسلكان و قلدرهاي كوچه و خيابان نداشت. البته اين به معني نفي رفتارهاي شرورانه شعبان جعفري در سال‎هاي 1325 تا 1332 نيست. مي‌خواهم مقايسه‌اي بين شعبان جعفري و شهيد طيب حاج رضايي كنم. حتي پس از 28 مرداد تا چند سال شعبان جعفري در هيئت و تكيه عزاداري امام حسين (عليه‌السلام) كه طيب برپا مي‌كرد چاي مي‌داد و خدمت مي‌كرد. اما به مرور شعبان با گدايي از دستگاه‌هاي دولتي هيئت و تكيه خودش را راه‎انداخت و با التماس از مقامات دولتي و نظامي سعي كرد خود را مطرح كند، در اين كار موفق هم مي‌شد. اما طيب اساسا چنين مشي و مرامي نداشت. طيب با زحمت و تلاش خود به جايي رسيده بود و مال و ثروت فراواني به هم زده بود كه نه تنها به كمك‎هاي دولتي نياز نداشت، بلكه در مقاطعي از جيب خود صرف جشن‎هاي دولتي مي‎كرد (مثلا چراغاني ميدان مولوي و خيابانهاي اطراف زايشگاهي كه قرار بود وليعهد در آن به دنيا بيايد) و در اين راه چشم داشتي هم نداشت. كسب امتيازاتي از دولت پس از كودتاي 28 مرداد نافي اين ادعا نيست كه طيب دستش در جيب خود بود و براي بالا رفتن از نردبان ثروت و مكنت دريوزگي كسي را نمي‌كرد.
طيب برخلاف آن‌چه سال‎ها در كشور ما به‎ويژه قبل از انقلاب شايع شده بود انساني با مرام، مردمي و حامي مظلومان بود. از همه مهمتر به دليل آن‌كه با وجود همه خبط و خطاهايي كه در مقاطع مختلف زندگي از او ديديم، اما هرگز دستش از در خانه اهل بيت(عليه‌السلام) و به‎ويژه تكيه عزاداري براي امام حسين(عليه‌السلام) كوتاه نشد و همين اتصال باعث نجات او در انتهاي عمر كوتاهش شد. 

شهيد طيب حاج رضايي و شهيد اسماعيل حاج رضايي در بزرگداشت امام حسين(عليه‌السلام) هيئت‎هايي برپا مي‌كردند كه جمعيت بالاي 6-5 هزار نفري را در خود جا مي‌داد. وقتي دسته عزاداري بزرگ با علامت و نشاني عظيم در خيابان‎هاي مركزي تهران ديده مي‌شد، مردم مي‌گفتند دسته طيب است. طيب مردمي زيست و باوجود نقشي كه در كودتاي 28 مرداد ايفا كرد، سرانجام و فرجامي نيك داشت.... 

نهضت انقلاب اسلامي چه ظرفيتي دارد كه افرادي با مرام و مسلك لوطي‎گري هم ذيل آن تعريف مي‎شوند؟
انقلاب اسلامي و اسلام عزيز براي جذب يك گروه خاص از اجتماع وارد نشد. اگر قرار بر اين بود كه اسلام براي يك بخش از جامعه باشد، چرا پيامبر(صلي‌ا... و عليه و آله و سلم) آن‎قدر سختي و مرارت كشيدند. اگر اسلام براي گروهي مؤمن و مخلص بود كه اساسا نبايد مسلمانان در صدر اسلام طلقا را به دستور پيامبر مي‌پذيرفتند. طلقا دار و دسته ابوسفيان و معاويه بودند كه تا آخر جنگيدند و تا فتح مكه دست از ايستادگي در برابر اسلام نكشيدند. 

اگر اسلام دين جهاني و همگاني است كه هست، مي‌بايست باب ورود همه به آن باز باشد. البته براي ورود افراد قوانين و مقرراتي وضع شده بود كه هنگام ورود مي‌بايست مورد توجه تازه مسلمانان قرار مي‌گرفت. اين نكته مهمي است كه وقتي انقلاب اسلامي آغاز شد در جامعه ما جمعيت بزرگي از نظر فرهنگي و سياسي وابستگي شديدي به قدرت طاغوت داشتند و با پيروزي انقلاب كه نمي‎شد همه اين وابستگي‌ها را با تيغ و درفش از بين برد. به همين دليل امام خميني(ره) باوجود قاطعيتي كه داشتند و هرگز از اصول مسلم خود عدول نمي‌كردند، اما با به كارگيري مهندس بازرگان در دولت موقت راه را براي بازگشت تدريجي افراد به اسلام و كشور اسلامي باز گذاردند و در يك دوره زماني كم كم طبقات اجتماعي معاند با انقلاب به مخالف و سپس بسياري در سيل خروشان ملت مستهيل شدند و عده‎اي هم چاره‌اي نداشتند جز ترك كشور و پناه بردن به آغوش آمريكا و انگليس.
نكته ظريفي كه در اين‌جا بايد مورد توجه قرار گيرد، مديريت امام بر جريانات مختلف اجتماعي بود. امام راحل معتقد بودند لوطي‎گري و قلدرمآبي نمونه‌اي از استعمار فرهنگي و استضعاف فرهنگي صاحبان آن است. پس براي اصلاح آن‎ها حذف فيزيكي آنها را در يك حركت انقلابي امكان‎پذير نمي‌دانستند. از طرفي واقف بودند كه لوطي‌ها و جاهل‌ها ابزار دست شاه و دربارند و همواره دربار از طريق ترويج مشروبات الكلي و قمار و فساد براي جدايي بيش از پيش آنان از مساجد و تكايا تلاش مي‌كرد. اما حضرت امام با به‎كارگيري افراد متدين و مناسب از جنس خود آنها، ابتدا فاصله‌اي تدريجي بين آنها و رژيم‎ انداختند و سپس آن‎هايي كه زمينه‌اي مختصر داشتند را به اردوي خود فرا خواندند و ديديم در ماجراي 15 خرداد 1342 به‎جز شعبان جعفري همه لوطي‌ها و مشدي‎هاي ميدان و خيابان در دفاع از امام و اسلام به ميدان آمدند و نه تنها در برابر شاه ايستادند، بلكه به قيمت جان‎شان حاضر نشدند غباري از اعترافات آنها دامن مرجع و رهبرشان را آلوده سازد. 

   

نقش بي‎بديل شهيد حاج مهدي عراقي از آوردن شهيد طيب حاج رضايي به اردوگاه ياران امام خميني فراموش نشدني است. مطالعه خاطرات مرحوم عراقي اين نقش را كاملا روشن مي‌كند. در ايران اسلامي همواره رشته‌اي محكم بين همه مردم از مسلمان و غيرمسلمان، از متدين و متشرع تا افراد ضعيف‎الايمان و حتي افراد فاسد و آلوده به گناهان بعضا كبيره وجود داشت كه اگرچه در زمان‎هايي به مويي بند مي‌شد، ولي دوباره به بازسازي و تقويت اين رشته مي‌انجاميد. اين رشته چيزي نبود جز محبت به اهل بيت(عليه‌السلام) و به‎ويژه عشق و اردات همه مردم به امام حسين(عليه‌السلام). اين امر به حدي بود كه در دهه اول ماه محرم و به‎ويژه تاسوعا و عاشورا كاباره‌ها و مراكز فساد و فحشا نيز تعطيل مي‌شد و نقل شده كه آنان كه گرفتار در منجلاب فساد و تباهي بودن در آن روزها به اميد دستگيري اهل بيت به عزاداري مي‌پرداختند. 

از نكات مهمي كه بيان نشد وابستگي مرام لوطي‌ها به زورخانه و ارتباط نزديك اين اماكن با حضرت علي و مرام جوانمردي بود كه اين خود زمينه‌اي بس قوي براي بازگشت افراد به آغوش اسلام و روحانيت بود. 

طيب حاج‎رضايي چطور از جايگاه سلطان موز ايران، به جايي رسيد كه در راه دفاع از امام خميني و حركت انقلاب اسلامي به شهادت رسيد؟
اگر اتفاقاتي را مطالعه كنيم كه براي شهيد طيب حاج رضايي از 28 مرداد 1332 تا 11 آبان 1342 رخ داد، حتما به برخي از خصلت‌هاي ويژه او بر مي‌خوريم كه در امثال شعبان جعفري نبود. طيب در عصر 28 مرداد وارد ميدان شد و گمان مي‌كرد كشور در آستانه افتادن به دست كمونيست‎ها و نابودي بر اثر جنگ فرسايشي بين شاه و مليون است.
در سال‎هاي بعد هم به‎تدريج ارتباطش را با روحانيت تقويت كرد. در اسناد ساواك مواردي وجود دارد كه نشان مي‌دهد او به منزل آيت‌ا... كاشاني و برخي علماي ديگر رفت و آمد داشت. از طرفي با اتفاقاتي كه در كشور مي‌افتد و افشاگري‎هايي كه امام در مورد اسراييلي بودن شاه و نقش آمريكا در عقب‎ماندگي كشور مي‌كند؛ موضع ترديد او نسبت به حاكميت تقويت مي‌شود و تا روز موعود اين فاصله‎گيري به حدي مي‌رسد كه تمثال امام را روي علم و كتل نصب كردند و علنا از نهضت امام طرفداري مي‌كند. 

طيب سال 42 بسيار پخته‎تر از طيب سال 1332 است. او در اين دوره بنا به رواياتي كه برخي از روحانيون و علما نقل مي‌كنند بر اثر تلاش و دعا و استغاثه مادر طيب و حاج طاهر برادر بزرگ طيب و عنايتي كه حضرت زهرا(سلام‌ا... عليها) به ايشان داشته، متحول مي‌شود و با وجود وسوسه‌هاي فراوان كه با گفتن يك جمله كه امام خميني به او پول داده تا افرادش را به خيابان‎ها بريزد خود را نجات دهد، اما هرگز چنين نكرد و با آغوش باز شهادت را پذيرفت و نامش را در دفتر ايام جاودانه ساخت. 

             

چرا طيب حاج‎رضايي با رژيم پهلوي كنار نيامد؟
بي‎شك دربار و رژيم پهلوي همواره به افرادي ميدان مي‌دادند كه همواره خود را خاكسار شاه بدانند و از خود چيزي نداشته باشند. افرادي كه سرشان به تن‎شان مي‌ارزيد هرگز نمي‌توانستند براي يك دوره بلند مدت با دستگاه كنار بيايند. حضور آدم‎هاي فاسد در همه بخش‎ها مثل سرطاني بود كه همه‎اندام رژيم را مي‌سوزاند و افرادي چون طيب نمي‌توانستند تا آخر راه با آنها همراهي كنند. آن‎ها كه عزت نفس براي خود قائل بودند و گدا صفتي در خون‎شان نبود هرگز امكان ادامه همراهي با شاه و دستگاه فاسدش را نداشتند.
در احوالات شهيد طيب هم ديديم كه او از رشوه و فساد دربار و دستگاه خسته شده بود. او متوجه بسياري از امور شده بود كه آزارش مي‌داد و نمي‌توانست به همكاري با آن ادامه دهد.

___________________________________
مطالب مرتبط:
طیب در گذر خاطرات/ گفتگو با حجت الاسلام جعفر شجونی
من به اولاد پیغمبر خیانت نمي کنم/ محمد پورغلامی 
 
 
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 142352