امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
امام صادق (ع) و مدرنیته
مهدی نصیری
شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۴۷
۲ نظر ۲ نظر
ارزیابی انتقادی مسأله «پیشرفت غرب» و «عقب‎ماندگی شرق و جهان اسلام»

آیا بین امام صادق (علیه‎السلام) و مدرنیته نسبتی وجود دارد؟ آیا امام صادق (علیه‎السلام) و تعالیم و شاگردان آن امام همام در شکل‎گیری علوم مدرن نقشی داشته‎اند؟ آیا جابر بن حیان را که مشهور است از شاگردان آن حضرت بوده است باید یکی از ریشه‎‎های تاریخی مدرنیته و علم مدرن دانست؟ آیا اگر امام صادق (علیه‎السلام) و یا دیگر امامان شیعه (علیهم‎السلام) مبسوط الید می‎شدند و حکومت را به دست می‎گرفتند، بنیان‎گذار علوم و تمدنی از نوع مدرن آن می‎شدند؟ آیا تمدن مهدوی (عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) تداوم تمدن مدرن در علم و تکنولوژی با حذف جنبه‎‎های فرهنگی و اخلاقی منفی مدرنیته است؟

حقیقت این است که بیش از یک قرن است که صورت مسأله‎ای غلط با عنوان پیشرفت غرب و عقب‎ماندگی شرق و جهان اسلام، چنان ما را در چنبره خود گرفتار کرده است که حتی این روز‎ها که سپیده دم افول و فروپاشی دنیای مدرن آشکار شده است و صدای خرد شدن استخوان‎‎های غرب پیشرفته در همه عرصه‎ها قابل شنیده شدن است، باز همچنان حول و حوش آن به قلم‎فرسایی و سخنرانی و... مشغولیم و خوف آن می‎رود روزی که خبر فروپاشی بلوک غرب مانند آن‎چه درباره بلوک شرق رخ داد، توسط رسانه‎‎های داخلی و خارجی اعلام می‎شود، فی‎المثل مهمترین رویداد داخلی ما خبر برگزاری کنفرانسی داخلی یا بین‎المللی در دانشگاه و یا حوزه و یا ترکیبی از نخبگان این دو در تهران و یا قم! با موضوع بررسی علل پیشرفت غرب و عقب‎ماندگی شرق و کشور‎های مسلمان و راه‎های جبران این عقب‎ماندگی باشد!

راستی این‎همه عقب‎ماندگی از واقعیات مشهود عالم برای نظام و کشوری که خود سهمی به سزا در کلافه کردن نظام سلطه مدرن و تسریع در فروپاشی سیاسی و تمدنی آن داشته است، زیبنده است؟
حقیقت این است که از افتخارات آیین اسلام و تشیع و حتی برخی دیگر از تمدن‎‎های شرقی این است که هیچ سهمی در ظهور مدرنیته و علوم و تکنولوژی‎‎های مدرن نداشته‎اند و این تمدن بحران زده و بحران‎زا محصول الحاد و خود بنیادی معرفتی و اعتقادی غربی‎‎های بریده از تعالیم وحیانی و آسمانی، و مستغرق در اندیشه‎‎های اومانیستی و ساخته و پرداخته بشر بریده از وحی و دین است.

نه تنها در آثار امام صادق (علیه‎السلام) و بلکه اساسا در آموزه‎‎های قران و اهل‎بیت (علیهم‎السلام) نشانی از تأیید و یا توصیه به مبادی و مبانی مدرنیته و علوم و ساختار‎ها و ابزار‎های مدرن نیست، بلکه بر عکس مملو از ادله و شواهدی صریح و غیر صریح در رد و تخطئه آن است و آن‎چه ما را ظرف یک قرن اخیر از این آموزه‎ها غافل کرده است و بدتر آن‎که به متمسک شدن به استناداتی سست و ضعیف و تحریف شده به نام دین در تأیید مدرنیته واداشته است، هیمنه و چشم‎پرکنی مدرنیته و تأثیر‎پذیری همگان از انگاره سازی‎‎های مدرن در نظام و تعلیم و تربیت جدید و رسانه‎‎های مدرن بوده است.

برخی از تلاش‎‎های مستشرقان و مشخصا کتابی با عنوان «مغز متفکر جهان شیعه» با ترجمه ذبیح‎الله منصوری که در کتابخانه بسیاری از شیعیان اهل مطالعه و نظر یافت می‎شود، در القای این نظر که امام صادق (علیه‎السلام) از طریق یکی از شاگردان‎شان به نام جابر بن حیان در بروز علوم مدرن نقش داشته‎اند، بسیار مؤثر بوده است. عنوان یکی از فصول کتاب مذکور ـ که بنا به گفته مترجم تألیف گروهی از مستشرقان اروپایی است ـ این است که «آیا عصر تجدد در علم را امام صادق به‎وجود آورد؟»

نویسندگان در سراسر کتاب تلاش دارند ضمن تکریم و تجلیل از امام صادق (علیه‎السلام)، او را نهایتا نابغه‎ای دانشمند ـ و نه امامی معصوم و متصل به کانون غیب و علم الهی ـ تصویر کنند که البته تعالیم او در به‎وجود آمدن رنسانس علمی غرب هم مؤثر بوده است! بدین‎ترتیب می‎بینیم این مستشرقین حاضرند با دادن امتیازی خُرد و البته مضحک به شیعه (که همان نبوغ علمی و عالم بودن امام به برخی علوم چون کیمیا و طب است) یک حقیقت بزرگ را که عبارت است از مقام عصمت و اتصال امام به خزانه علم لدنی و الهی انکار کرده و ریشه یک اصل مهم اعتقادی شیعه را زده و نیز یک باطل بزرگ را نیز به کرسی اثبات بنشانند و آن مشروعیت بخشی به رنسانس علمی و تکنیکی غرب با ربط دادن آن با علوم و تعالیم امام صادق (علیه‎السلام) و شاگردان او به‎ویژه جابر بن حیان است که ما پیش از این در همین نشریه پنجره و فصلنامه سمات طی مقاله‎ای با عنوان «جابر بن حیان، واقعیت یا افسانه؟»

اثبات کردیم که شخصیتی به نام جابر بن حیان با این عرض و طول، ساخته و پرداخته مستشرقان است و هیچ کتاب رجالی شیعه ـ به‎جز کتاب رجالی آیت‎الله خویی و ایشان هم به نقل از جرجی زیدان مستشرق مسیحی ـ نامی از شاگردی از امام صادق (علیه‎السلام) به نام جابر بن حیان نبرده است. ضمن آن‎که گفتیم حتی اگر ثابت شود فردی به نام جابر بوده است و او علم کیمیا و یا طب را از امام صادق (علیه‎السلام) آموخته است و غربی‎ها از کتب و رساله‎‎های جابر در رنسانس استفاده کرده‎اند، این دلیلی بر مشروعیت علوم مدرن و مدرنیته نیست؛ چراکه مدرنیته با دست‎مایه قرار دادن علوم طبیعی سنتی، آن‎ها را از مسیر اصلی‎شان خارج کرد. و با تغییر غلط در جهت علم آموزی، علوم مدرن را ابداع کرده و در نتیجه منشأ بسیاری از بحران‎‎های موجود شد.
در هر صورت، بحث تجدد و مدرنیته از منظر اسلام و اهل بیت (علیهم‎السلام) بحث مفصلی است که از عهده این مقاله خارج است اما در این‎جا ما به دو حدیث از احادیث امام صادق (علیه‎السلام) اشاره می‎کنیم که مشیر و مشعر به نفی مدرنیته است:

۱- در روایت توحید مفضل، امام (علیه‎السلام) به مفضل می‎فرماید:
«فَکرْ یا مُفَضل‎ فیما اُعْطی‎ الْانْسان‎ علْمَه‎ وَ ما مُنع‎ فَانه‎ اُعْطی‎ جَمیع‎ ما فیه‎ صَلاح‎ دینه‎ وَ دُنْیاه‎ فَما فیه‎ صَلاح‎ دینه‎ مَعْرفَه الْخالق‎ و... کذلک‎ اُعْطی‎ ما فیه‎ صَلاح‎ دُنیاه‎ کالزراعَه وَ الْفراس‎ وَ اسْتخراج‎ اَلْاَرْض‎ وَ اقْتناء الْاَغْنام‎ وَ الْاَنْعام‎ وَ اسْتنْباط‎ الْمیاه‎ وَ مَعْرفَه الْعَقاقیر التی‎ یسْتَشْفی‎ بها من‎ ضُرُوب‎ الْاَسْقام‎... وَالَتصُرف‎ فی‎ الصناعات‎ وَ وُجُوه‎ الْمَتاجر وَ الْمَکاسب‎ وَ غَیر ذلک‎ مما یطُول‎ شَرْحُه‎ وَ یکثُرُ تعْدادُه‎ وَ مُنع‎ ما سوی‎ ذلک‎ مما لَیس‎ من‎ شَأنه‎ وَ لا طاقَته‎ اَن‎ یعْلَم‎ کعلْم‎ الْغَیب‎... فَانْظُرْ کیف‎ اُعْطی‎ الْانْسان‎ علْم‎ جَمیع‎ ما یحْتاج‎ الَیه‎ لدینه‎ وَ دُنْیاه‎ وَ حَجَب‎ عَنْه‎ ما سوی‎ ذلک‎ لیعْرف‎ قَدْرَه‎ وَ نَقْصَه‎ وَ کلَا الْاَمْرین‎ فیه‎ صَلاحُه‎»

«ای‎ مفضل‎، درباره‎ دانش‎هایی‎ که‎ [از جانب‎ خداوند] به‎ انسان‎ اعطاء شده‎ و نیز درباره‎ دانش‎هایی‎ که‎ در اختیار او گذاشته‎ نشده‎ است‎، اندیشه‎ کن‎. به‎ انسان‎، همه‎ دانش‎هایی‎ که‎ مصلحت‎ دین‎ و دنیایش‎ را تأمین‎ می‎کند، اعطاء شده‎ است‎. دانش‎هایی‎ که‎ به‎ صلاح‎ دین‎ انسان‎ است‎، عبارت‎ است‎ از: شناخت‎ آفریدگار و... و دانش‎هایی‎ که‎ دارای‎ مصلحت‎ دنیایی‎ انسان‎ است‎، عبارت‎ است‎ از: کشاورزی‎، سوارکاری‎، استخراج‎ معادن‎ زمین‎، دامپروری‎، حفر قنات‎ و چاه‎، شناخت‎ داروها، صنایع‎، و انواع‎ تجارت‎ و خرید و فروش‎ و دیگر فنونی‎ که‎ ذکر آن‎ها به‎ درازا می‎انجامد. و همچنین‎ انسان‎ از علوم‎ و فنون‎ دیگر [غیر از علوم‎ و فنون‎ یاد شده‎] که‎ در شأن‎ او نبوده‎ و یا ظرفیت‎ آن‎ را نداشته‎ است‎، ممنوع‎ شده‎ است‎، مثل‎ دانش‎ به‎ غیب‎ و... پس‎ بنگر که‎ چگونه‎ همه‎ دانش‎های‎ مورد نیاز دینی‎ و دنیوی‎ بشر [از سوی‎ خداوند و انبیای‎ او] به‎ او اعطاء شده‎ و دسته‎ای‎ از دانش‎‎ها نیز به‎ او داده‎ نشده‎ است‎ تا آدمی‎ اندازه‎ و ناتوانی‎ خود را بشناسد که‎ هر دو امر به‎ مصلحت‎ اوست‎.»

در روایت فوق اولا برخلاف اصول معرفت‎شناسی مدرن که منشأ علوم را تجربه می‎داند، علوم دینی و دنیوی را اعطایی از جانب خداوند (و البته از طریق انبیاء) به انسان‎ها می‎داند و نه محصول تجربه شخصی و تدریجی آن‎ها و ثانیا امام (علیه‎السلام) تصریح می‎کنند تمام دانش‎‎های مورد نیاز دین و دنیای بشر، از جانب خداوند به آنان اعطاء شده است و بعضی از دانش‎ها هم که از مدار مصلحت بشری خارج بوده است، به او داده نشده است؛ مانند علم غیب. این سخن امام (علیه‎السلام) بدان معناست که همه علومی که لازمه تأسیس تمدنی مطلوب و متناسب با مصالح آدمی بوده است، به انسان داده شده و آن‎چه از علوم توسط انبیاء به انسان اعطاء نشده است، (از جمله علوم مدرن) خارج از مدار مصلحت و نیاز‎های حقیقی انسان‎ها بوده است. و تلاش‎‎هایی که در دوران مدرن برای رسیدن به علومی جدید افزون بر علوم اعطایی از جانب خداوند به انسان، صورت گرفته است امری خود سرانه و انحرافی از مسیر علمی وحی و انبیاء بوده است و امروز نیز ما نتایج بحرانی علوم مدرن و تکنولوژی‎‎های محصول آن را با همه گوشت و پوستمان حس می‎کنیم.

۲- «اَوَحَی‎ اللهُ الی‎ نَبی‎ من‎ الْاَنْبیاء: قُل‎ للْمُؤمنین‎ لا یلْبسوا لباس‎ اَعْدائی‎ وَلا یطْعَمُوا مَطاعم‎ اَعْدائی‎ و لا یسْلُکوا مَسالک‎ اَعْدائی‎ فَیکونُوا اَعْدائی‎ کما هُم‎ اَعْدائی‎»
«امام‎ صادق‎ (علیه‎السلام): خداوند به‎ یکی‎ از پیامبران‎ وحی کرد که‎ به‎ مؤمنان‎ بگو: جامه‎های‎ دشمنان‎ من‎ را نپوشند، غذاهای‎ آن‎ها را نخورند و شیوه‎های‎ آن‎ها را [در امور مختلف‎] به‎ کار نگیرند که‎ در این‎ صورت‎ مانند آنان‎، دشمن‎ من‎ می‎شوند.»

در بعضی‎ از کتب‎ روایی‎ که‎ به‎ نقل‎ حدیث‎ فوق‎ پرداخته‎اند، تعابیر دیگری‎ چون‎ «لاتَرْکبُوا مَراکب‎ اَعدایی‎» (بر مرکب‎های‎ دشمنان‎ من‎ سوار نشوید)، «لا تَشْرَبُوا مَشارب‎ اعدائی‎» (نوشیدنی‎های‎ دشمنان‎ من‎ را ننوشید)، «لاتَسْکنُوا مَساکن‎ اَعْدائی‎» (در خانه‎های‎ دشمنان‎ من‎ سکونت‎ نکنید)، «لا تَشاکلُوا بماشاکل‎ اَعْدائی‎» (به‎ شکل‎ و شمایل‎ دشمنان‎ من‎ در نیایید) و «لا تَدْخُلُواَ مَداخل‎ اَعْدائی‎» (از ورودگاه‎های‎ دشمنان‎ من‎ داخل‎ نشوید)، نیز آمده‎ است‎.

یکی از ادله مهم بر نفی مدرنیته این است که موطن و خاستگاه مدرنیته، غرب ملحد و کافر (و البته شدیدترین نوع کفر که اومانیسم است) بوده است. و لذا اخذ علوم و ابزار و ساختار‎های مدرن به معنای تشبه به کفار است که بنا بر مبانی فقه شیعه و سنی حرام است. امام صادق (علیه‎السلام) در روایت فوق به این اصل مهم فقهی اشاره کرده‎اند و همان‎گونه که از الفاظ حدیث پیداست تشبه به کفار دامنه‎ای بس وسیع دارد و شامل هر امری اعم از دانش و روش و و منش و ابزار و‎ساز و کاری می‎شود که مبدع آن کفار بوده‎اند.

آیت‎الله‎ شیخ‎ ابوالحسن‎ شعرانی درباره مفاد این‎ روایت،‎ توضیحاتی خواندنی دارند. ایشان می‎نویسد:
عبارت «ولا تَسْلُکوُا مَسالک‎ اَعْدائی» شامل‎ هرگونه‎ مشابهت‎ و همسانی‎ با کفار می‎شود. دیدگاه‎ متفکران‎ اجتماعی‎ مثل‎ ابن‎ خلدون‎ و نیز دریافت‎ غریزی‎ اهل‎ ورع‎ و تقوی‎ که‎ خطا در آن‎ راه‎ ندارد و از هر شعار و کرداری‎ که‎ متخذ از کفار است‎ تنفر دارد، مؤید مضمون‎ این‎ حدیث‎ است‎. ابن‎ خلدون‎ می‎گوید: «تشبه‎ به‎ کفار دلیل‎ ضعف‎ و ذلت‎ و زمینه‎ قبول‎ حاکمیت‎ آنان‎ است.» ابن‎ خلدون‎ وقتی‎ دید مردم‎ مسلمان‎ اندلس‎ رفتارشان‎ مانند مسیحیان‎ شده‎ است‎، پیش‎بینی‎ کرد که‎ به‎زودی‎ در زیر سلطه‎ کفار قرار خواهند گرفت‎ و پیش‎بینی‎ او به‎ تحقق‎ پیوست‎. و اما اهل‎ تقوی‎ از هر کس‎ که‎ به‎ زی‎ کفار درآید، اجتناب‎ می‎کنند و به‎ او با دیده‎ نفرت‎ مانند نفرت‎ از مرتکبان‎ گناهان‎ کبیره‎، می‎نگرند و این‎ بدان‎ جهت‎ است‎ که‎ با الهام‎ فطری‎ دریافته‎اند که‎ آن‎ها اسباب‎ خواری‎ مسلمین‎ و نشانه‎ سستی‎ حاکمیت‎ دین‎ هستند، و از همین‎ رو اهل‎ ورع‎ و پرهیز در مقابل‎ هر چیز نو و جدیدی‎ که‎ از سوی‎ کفار می‎آید مقاومت‎ و مخالفت‎ می‎کنند اگرچه‎ آن‎‎چیز از جهتی‎ نیکو و مفید هم‎ باشد؛ چراکه‎ از جهت‎ دیگر [از جهت‎ انتساب‎ آن‎ به‎ کفار] علامت‎ شر و بدی‎ است‎.»

اکنون‎ با عنایت‎ به‎ روایت‎ و توضیحات‎ فوق درمی‎یابیم‎ که‎ اخذ هر وجهی‎ از وجوه‎ تجدد اَعم‎ از تکنولوژی‎ و علوم‎، نظامات‎ آموزشی‎، قضایی‎، سیاسی‎، آداب‎ اجتماعی‎، معماری‎، شهرسازی‎، لباس‎ و... به‎‎معنای‎ تشبه‎ به‎ کفار و سلوک‎ بر طبق‎ آداب‎ برخاسته‎ از تمدن‎ الحادی‎ و شرک‎آلود جدید است‎ که البته امروز ممکن است به‎دلیل اضطرار بر ما مباح باشد.

علاوه‎بر دو روایت فوق به روایتی دیگر از امام صادق (علیه‎السلام) اشاره می‎کنیم که در اذهان مدرنیته‎زده بسیاری از ما، یکی از ادله اثبات مدرنیته به شمار می‎رود در حالی‎که این‎روایت نیز دلیلی دیگر بر نفی مدرنیته است. آن روایت این است:
«اَلْعلْم‎ سَبْعَه وَ عشْرُون‎ حَرْفا فَجَمیع‎ ما جاءَت‎ به‎ الرسُل‎ حَرْفان‎ فَلَم‎ یعْرف‎ الناس‎ حَتی‎ الْیوم‎ غَیرَالْحَرْفَین‎، فَاذا قام‎ قائمُنا اَخْرَج‎ الْخَمْسَه وَ الْعشْرین‎ حَرْفا فَبَث‎ها فی‎الناس‎ وَضَم‎ الَی‎ها الْحَرْفَین»

«دانش‎ بیست‎ و هفت‎ حرف‎ است‎ و تمام‎ آنچه‎ فرستادگان‎ الهی‎ آورنده‎ آن‎ بوده‎اند، تنها دو حرف‎ از آن‎ بوده‎ و تا به‎ امروز بیش‎ از دو حرف‎ آن‎ را نشناخته‎اند، اما آن‎گاه‎ که‎ قائم (عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) ما قیام‎ کند، بیست‎ و پنج‎ حرف‎ دیگر را در میان‎ مردم‎ منتشر خواهد کرد و دو حرف‎ موجود را نیز به‎ آن‎ ضمیمه‎ خواهد نمود.»
تلقی مشهور و رایج و البته مدرنیته زده از این روایت این است که‎: «آن‎چه‎ تاکنون‎ بشر از علوم‎، بدان‎ دست‎ یافته‎ است‎ ـ با همه‎ وسعت‎ روزافزون‎ و رو به‎ پیشرفتی‎ که‎ داشته‎ است‎ ـ تنها دو حرف‎ از ۲۷ حرف‎ دانش‎ است‎ که‎ حضرت‎ مهدی ‎(عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) آورنده آن‎ خواهد بود. پس‎ هرگاه‎ حضرت‎ ظهور فرماید، به‎ دانش‎های‎ موجود ـ اعم‎ از دانش‎های‎ دینی‎ و تجربی‎ و فنی‎ جدید ـ چندین‎ برابر خواهد افزود و آن‎ها را به‎ نهایت‎ پیشرفت‎ و تکامل‎ خواهد رساند.»

واقعیت‎ این‎ است‎ که‎ چنین‎ برداشتی‎ تنها ناشی‎ از آن‎ است‎ که‎ می‎خواهیم‎ به‎ هر صورت‎ ممکن‎ برای‎ علوم‎ و فنون‎ جدید، تأییدی‎ دینی‎ دست‎ و پا کنیم‎. با اندکی‎ دقت‎ در مفاد حدیث‎، درخواهیم‎ یافت‎ که‎ نه‎‎تنها کمترین‎ شاهدی‎ بر این‎ برداشت‎ در حدیث‎ وجود ندارد بلکه‎ مفاد آن‎ نافی‎ برداشت‎ مزبور است‎:
اولا، در حدیث‎، سخن‎ از علومی‎ است‎ که‎ انبیا معلم‎ و آورنده‎ آن‎ بوده‎اند و نه‎ علوم‎ و فنونی‎ که‎ محصول‎ تجربیات‎ بشری‎ بعد از رنسانس‎ است‎.

ثانیا، برخلاف مبانی معرفت‎شناسی مدرن، منشأ ظهور و بروز علوم، انبیای الهی بوده‎اند و نه تجربه شخصی بشری در یک سیر تدریجی رو به پیشرفت و...

ثالثا، از روایت‎ فهمیده‎ می‎شود همان‎گونه‎ که‎ این‎ دو حرف‎ تا زمان‎ امام‎ صادق‎ (علیه‎السلام) افزایش‎ پیدا نکرده‎ است‎ تا زمان‎ ظهور حضرت‎ مهدی ‎(عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) نیز افزایش‎ پیدا نخواهد کرد و این‎ نظر دلیلی‎ روشن‎ بر این‎ مطلب‎ است‎ که‎ اصلا علوم‎ جدید از دایره‎ علوم مورد تأیید حضرت (علیه‎السلام) خارج‎ هستند و اگر نه‎، امام‎ صادق‎ (علیه‎السلام) باید به‎ پیشرفت‎ علوم‎ در آینده‎ و قبل‎ از ظهور امام‎ زمان‎(عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) اشاره‎ می‎فرمودند و فی‎المثل‎ می‎گفتند که‎ چند حرف‎ به‎ این‎ دو حرف‎، قبل‎ از ظهور با تلاش‎ و کوشش‎ بشری‎، افزوده‎ خواهد شد و یا آن‎که‎ این‎ دو حرف‎، پیشرفت‎ و تکامل‎ پیدا خواهند کرد.

بر این‎ اساس‎، مقصود از دو حرف‎ علم‎، همه علومی‎ است‎ که‎ انبیای‎ الهی‎ حامل‎ و معلم‎ آن‎ به‎ بشریت‎ بوده‎اند و ۲۵‎ حرف‎ دیگر، علوم‎ مفید دیگری‎ است‎ که‎ حضرت‎ مهدی ‎(عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) آورنده‎ و نشر دهنده‎ آن،‎ بین‎ بشریت‎ در دوران‎ ظهور خواهد بود و این‎ علوم‎ می‎تواند شامل‎ علوم‎ معنوی‎ ـ مثل‎ علم‎ تفسیر قرآن‎ و اطلاع‎ از بطون‎ و اعماق‎ آیات‎ الهی‎ و علم‎ به‎ حقایق‎ ملکی‎ و ملکوتی‎ که‎ بشر تا پیش‎ از ظهور نسبت‎ به‎ آن‎ها آگاهی‎ نداشته‎ است‎ ـ باشد و نیز علوم‎ مادی‎ و دانش‎هایی‎ خارق‎العاده‎ مثل طی‎الارض‎، حرکت‎ بر روی‎ ابرها، برداشتن‎ حجاب‎های‎ مادی‎ و قدرت‎ دیدن‎ انسان‎‎ها از فاصله‎های‎ بسیار دور بدون‎ هرگونه‎ ابزاری‎ و دیگر دانش‎هایی‎ که‎ ما اکنون‎ از کم‎ و کیف‎ آن‎ اطلاعی‎ نداریم‎، باشد.

ضمنا برای‎ این‎ که‎ روشن‎ شود اساسا علوم‎ و فنون‎ جدید از دایره علوم‎ ستوده‎ موردنظر ائمه (علیهم‎السلام) خارج‎ است‎، در همین‎‎جا به‎ روایاتی‎ اشاره‎ می‎کنیم‎ که‎ از نقصان‎ و فقدان‎ «علم‎» در آخرالزمان‎ سخن‎ می‎گویند. این‎ روایات‎ بیانگر آن‎ هستند که‎ ائمه‎ معصومین (علیهم‎السلام) علوم‎ جدید را از دایره علوم‎ مثبت‎ خارج‎ می‎دانند و اگر جز این‎ بود، نباید از فقدان‎ علم‎ و گسترش‎ جهل‎ در آخرالزمان‎ سخن‎ می‎گفتند؛ بلکه‎ جا داشت‎ سخن‎ از پیشرفت‎ و تکامل‎ علم‎ بگویند. به‎ این‎ روایات‎ بنگرید:

«قال‎ رسول‎الله (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم):
لا تَقُوم‎ الساعَه حَتی‎ یقْبَض‎ الْعلْم»‎
پیامبر گرامی‎ اسلام (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم): تا دانش‎ از میان‎ نرود، ساعت‎ [حادثه‎ ظهور] به‎وقوع‎ نخواهد پیوست‎.
«من‎ اَشْراط‎ الساعَه اَن‎ یقل‎ الْعلْم‎ و یظْهَرُ الْجَهْل»‎
افول‎ دانش‎ و گسترش‎ نادانی‎، از نشانه‎های‎ نزدیکی‎ ظهور است‎
«فی‎ ذکر الائمه (علیهم‎السلام): تاسعُهُم‎ الْقائم‎ الذی‎ یمْلَأُ اللهُ الْاَرض‎ نورا بَعْدَ ظُلْمَت‎ها وَعَدْلا بَعدَ جَور‎ها وَ علْما بَعْدَ جَهْل‎ها»

رسول‎ گرامی‎ اسلام‎ (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) در روایتی‎ پیرامون‎ ائمه‎ معصومین (علیهم‎السلام) فرمود: نهمین‎ (فرزند از فرزندان‎ امام‎ حسین‎ (علیه‎السلام) قائم (عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) است‎ که‎ خداوند توسط‎ او دنیا را بعد از تاریکی‎، پر از روشنایی‎؛ و بعد از ستم‎، پر از عدالت‎؛ و بعد از نادانی‎، پر از دانایی‎ می‎کند.
قال‎ علی‎ (علیه‎السلام): یکوُن‎ اذا رُفع‎ الْعلْم‎ وَ ظَهَرَ الْجَهل‎
امام‎ علی‎ (علیه‎السلام): ظهور امام‎ زمان‎ (عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) هنگامی‎ است‎ که‎ دانش‎ رخت‎ بربندد و نادانی‎ آشکار شود.

«قال‎ الرضا (علیه‎السلام): اذا رُفع‎ الْعلْم‎ من‎ بَین‎ اَظْهُرکم‎، فَتَوَقعُوا الْفَرَج‎ من‎ تَحْت‎ اَقْدامکم»
امام‎ رضا (علیه‎السلام): هنگامی‎‎که‎ دانش‎ از بین‎ شما رخت‎ بربندد، انتظار فرج‎ را از زیر پاهای‎تان‎ داشته‎ باشید! [یعنی‎ هر لحظه‎ ممکن‎ است‎ حادثه‎ ظهور به‎ وقوع‎ بپیوندد.]

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 188749  
۱۳۹۰-۰۷-۱۰ ۱۱:۳۴:۱۸
     
دوست عزیزی که این نظر مفصل رو یاد داشت کرده اند بهتر است بیشتر با مباحث غرب شناسی اساتید آشنا شوند.
که یکی از افرادی که در این حوزه کار کرده اند آقای نصیری است. بهتر است کتب ایشان و دیگر اساتید را به صورت جامع مطالعه کنند تا موضوعی مثل غرب شناسی را بهتر متوجه شوند

۱۳۹۰-۰۷-۱۰ ۰۸:۳۲:۲۸
     
امثال اقای نصیری پس از ان همه جار و جنجال در کیهان و صبح هنوز در قید افکار پریشان (نادانسته مارکسیستی ) خود هستند. از ایشان سئوال می کنیم این دنیای مدرن مشخصه اش چیست که شما فقط از آن خوشتان نمی آید ولی مجبور به استفاده از نتایج آن هستید (در حد خوردن مرده برای زنده ماندن) بهتر است بدانید دنیای ما چه خوب چه بد محصول تلاش انسان ها است و بعد یک عده مثلا فیلسوف آمده اند مدرن و غیر مدرن و فرا مدرن خواندنش.
من نمی دانم دلیل این نفرت شما از مثلا مدرنیته (که شک ندارم اصلا نمی دانید چیست و مثل چماق توی سر ما می کوبید ) از چه بابت است. شما امروز با ابزارهای همان مدرنیته می نویسید و افکار نادرست خود را می پراکنید؟ بعد سئوال می کنید دنیای مهدویت فناوری بدون جنبه های منفی فرهنگی است؟ این دقیقا همان مشکلی است که شما و نهایتا مخاطبان شما را به انحراف کشیده است. کدام فناوری و کدام جنبه منفی فرهنگی؟
از شما می پرسم آیا کشور ما که به قول شما در قالب انقلاب پشت مدرنیته را لرزانده امروز بری از انحراف یا ابعاد منفی فرهنگی است؟
چرا امروز این همه نابسامانی اخلاقی (طلاق و فرزندان طلاق، مواد مخدر داریم؟ آن وقت جنابعالی برای تیتر زدن فروپاشی تمدن غرب لحظه شماری می کنید.
گمان می کنم ان قدر انصاف دارید که اکثر انتقادات شما و امثال شما از تمدن غرب برگرفته از همین ترجمه های سر دستی از منتقدین غرب در همان ولایات باشد نه حاصل فکر و اندیشه خودتان. چون نه شما در آن جا زندگی کرده اید نه زبان می دانید که مستقیم از افکار و اندیشه آنها آگاه شوید.
گیرم که غرب سقوط کرد. شما چرا خوشحالید. نفت شما که موتور همان تمدن را می گرداند. بعد چه می کنید لابد به همان تئوری فرسوده اکل میته پناه می برید و استفاده از امکانات رفاهی را بوق شیطان می خوانید. می گوییم الگوی ایرانی اسلامی اما اولا منکر ایرانی بودن خود هستیم و اسلام ما هم که چه عرض کنم!!!!
ثانیا تمام این اتفاقات بیرون از تصور شما بروز کرد. شما می گویید مصر از ما الهام گرفته من می گویم چه طور مردم مصر چند دهه یک دیکتاتور را تحمل کردند؟ پس این انقلاب ریشه های اجتماعی و سیاسی داردو همین الان هم شما نمی دانید بالاخره در مصر چه خواهد شد. جمهوری اسلامی می شود یا لائیسیته پیشنهادی اقای اردوغان؟ اما هر چه بشود توطئه آمریکا نیست. خواست و اراده ملت است. چرا از تونس نمی گوئید که الان در چه وضعیتی است؟ یا یمن که فردا جنگ قبیله ها در آن آغاز خواهد شد.
به هر حال هزار بار گفته ام و باز هم می گویم با این حرف های شما نه برنجی در می آید نه اشتغالی ایجاد می شود نه اختلاسی کم می شود نه بیمار رو به موتی شفا می یابد نه بداخلاقی و خشونت از جامعه ما رخت بر می بندد که بیشتر هم می شود و..... رسول اکرم (ص) هر که بود اگر منکر نبوت باشیم نمی توانیم منکر بازرگان بودن و امین مردم بودنش باشیم. همین دو صفت اگر در ما بود جهان ما رنگش عوض می شد.