امروز  جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰
این فقط یک مهمانی شاعرانه نیست
دیدار شاعران با رهبر انقلاب
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۹
 
دوازدهمین دیدار شاعران با رهبر معظم انقلاب، براساس یک سنت نه چندان دیرپا، عصر چهاردهم ماه مبارک رمضان و شب میلاد امام حسن مجتبی (علیه‎السلام) برگزار شد.
 به گزارش سرویس فرهنگ و هنر جهان،این دیدارها، بیش از آنکه یک نشست رسمی با حضور عالی‌ترین مقام رسمی کشور باشد، جلسه شعرخوانی شاعران پیشکسوت و جوان است که معمولاً تازه‌ترین، بهترین و بی‌نقص‌ترین سروده‎‎های خود را در این میدان عرضه می‌کنند، هرچند رهبری به مدد سال‌‎ها حضور مداوم در انجمن‌‎ها و جلسات شعر مشهد و تهران، تسلط فراوانی بر این حوزه دارند و اين دیدار‎ها را بدون نقد شعر شاعران برگزار نمی‌کنند.
 
دیدار‎های شاعران اما تنها یک جلسه ادبی و شب شعر معمولی نیست. چنانکه شاعران بسیاری از سراسر کشور خود را به این دیدار‎ها می‌رسانند تا مباحث و موضوعات مطرح شده در آن را از نزدیک پیگیری کنند. شاید به همین دلیل است که چیدمان مهمانان، نوع جلسه‌گردانی و مجری‌گری، سخنان و مواضع شاعران در سه مرحله قبل، حین و پس از دیدار، واکنش رهبر معظم انقلاب نسبت به پدیده‎ها، حضور نسل جوان، همراهی پیشکسوتان و ... همه و همه در این دیدار‎ها مهم و قابل‎بررسی هستند. 

                           

تشبیه غایبان به اویس قرنی!

دیدار شاعران، امسال هم مانند دوره‎‎های پیشین آن برگزار می‌شود. شاعران، گروه گروه و یک به یک از راه می‌رسند و در فاصله نیم‎ساعت مانده به اذان مغرب، یک گپ و گفت خودمانی بین آنان ـ که البته با دست پر آمده‌اند ـ با آقا انجام می‌شود. می‌آیند شعرها، کتاب‌‎ها و محصولات تازه خود را به رهبری عرضه می‌کنند، ایشان هم این تحفه‎‎ها را تورق می‌کنند و با جملات کوتاه به تشویق شاعران می‌پردازند. بعد هم نماز، افطار و اصل جلسه ـ که با شعرخوانی و نهایتاً سخنان کوتاه و چند دقیقه‎ای آقا همراه است.
این روال معمول دیدار‎های شاعران با رهبری است، اما همه دیدار این نیست که 30 ـ 20 نفری بیایند شعر بخوانند و بروند؛ فردایش هم روزنامه‎‎ها و خبرگزاری‌ها، نسبت به درج شعر‎های خوانده شده در حضور رهبر انقلاب یا انتشار حاشیه‎‎های آن رقابت كنند و بعضی‌‎ها هم این وسط، گزارش‌ و حواشی دیدار را «اختصاصی» خود قلمداد کنند! آن‎چه مهم است و در این دو دوره گذشته مهم‌تر و دامنه‌دارتر شده، درد دل‌‎ها و حرف‌‎هایی‌ست که برخی شاعران در این دیدار‎ها مطرح می‌کنند؛ وگرنه امسال علی معلم دامغانی، یک شعر می‌خواند، سال بعد یک شعر دیگر. استاد فرید هم که پای ثابت برنامه است، یک مثنوی نیمه‎بلند از مجموعه کارهایش بیرون می‌آورد و می‌خواند. شاعران جوان هم که اشتیاق بیشتری برای شرکت در این برنامه دارند، معمولاً فقط یک‎بار فرصت پیدا می‌کنند در برابر شاعران بلندآوازه عرض اندام کنند و شعری در حضور رهبری بخوانند. پس آن‎چه می‌ماند، بیان نکات ظریفی است که در این دیدار‎ها مطرح می‌شود و پاسخ می‌گیرد؛ نکاتی که معمولا در لفاف کلمات، مستور می‌شود و وضع و حال جامعه ادبی کشور به ویژه در دو سال اخیر را واگو می‌کند. 

گوینده این نکات، امسال همان کسی است که خیلی دیر از راه می‌رسد. از شاعرانی که سال‌‎های گذشته حتی جلسه‌گردانی دیدار را به عهده داشتند، خبری نیست. اما سرانجام، افشین علاء لیدر شاعران جوانی که 15 مرداد امسال، تنی چند از شاعران را به دیدار سیدحسن خمینی برد، از راه می‌رسد و در ردیف پشت جا می‌گیرد. علی‎رضا قزوه که او را می‌بیند، روی یک برگه کوچک، کلمه‎ای یادداشت می‌کند و بعد از شعرخوانی حجت‌الاسلام زکریایی، می‌گوید که قرار است امشب علاء هم شعر بخواند. بعد، یک نفر می‌آید و جای تازه‎ای به او پیشنهاد می‌دهد که میکروفون سیار را بگذارند جلویش و او شعرش را بخواند. یاد حرف‌‎های سیدمحمد خاتمی می‌افتم که پیش‌تر علاء را «چهره ارجمند و امیدآفرین هنر فاخر این مرز و بوم» دانسته بود که «خداباوری و انسان‌دوستی و دادستایی او ستودنی است.»
      
وقتی یک دور خانم‌‎ها شعر می‌خوانند و دوباره میکروفون به قسمت مردان شاعر برمی‌گردد، نگاه‎‎ها به‎سوی افشین علاء است که شعرش را بخواند، اما همان‎طور که انتظار می‌رود، او با یک توضیح و مقدمه به شعرخوانی می‌پردازد: «امشب، مصادف است با سالگرد درگذشت مادرم. بنابراین رسیدن به این دیدار برایم دشوار بود. برای همین قدری دیر آمدم. با وجودی که برخی علاقه دارند دوری از شما و نیامدن به این جلسه را به نوعی دوری از نظام عنوان کنند، اما این‎طور نیست و بسیاری از شاعران بزرگ کشور، هرجا که باشند رابطه و علاقه خود را با شما حفظ کرده و می‌کنند و خوب می‌دانند، منش شما به‎گونه‎ای است که شاعران و هنرمندان را از دامان خود دور نمی‌کنید.»
 
                        

آقا با تأیید سخنان این شاعر و خواندن این مصرع دوم یک بیت از یک شعر که می‌گوید: «از این طرف که منم راه کاروان باز است»، گفتند: «دقیقا همین‎طور است.» بعد هم در پاسخ به ادامه سخنان این شاعر مبنی بر این‎که دوری برخی شاعران از این مجالس، نباید بی‌مهری قلمداد شود، به مزاح گفتند: «این همان دوری و دوستی است!» که علاء بلافاصله گفت: «البته از نوع دوستی اویس قرنی.» 

اما نکته مهم این‎جاست که این فعال دفتر تنظیم و نشر آثار امام خمینی (رحمت‎ا... علیه) و سردبیر مجلات دوست آمده بود تا به وجود جریانی اشاره کند که درصدد مرزبندی میان شاعران انقلاب و حذف برخی شاعران از فضای ادبی کشور، به علت ابراز مواضع شخصی در برخی مسائل سیاسی است. 

هرچند افشین علاء شعرش را مثل بقیه شاعران خواند و به‎دلیل سالگرد درگذشت مادرش، جلسه را ترک کرد، اما حرف‌‎های او در میان 29 نفری که شعر خواندند، نکته شنیدند و سروده‌شان مورد نقد و بررسی قرار گرفت، بیشترین بازتاب را در رسانه‎‎ها داشت و از آن به‎عنوان یک «گلایه» یاد شد.

حیرت در شعر شاعران جوان
حضور جوانان، مشتاقانه‌تر از پیران قوم است. این را هم در لحن و بیان آن‎‎ها می‌شود پیدا کرد و هم وقتی جو مجلس می‌گیردشان و نفس‌های‎شان هنگام شعرخوانی به شماره می‌افتد. رهبری، اما فارغ از این اشتیاق، همواره مضامین و دست‎مایه‎‎های شعری آنان را رصد می‌کنند و بلافاصله به تحلیل این مضامین می‌پردازند. 

وقتی شعر‎هایی از فاطمه نانی‌زاده، حسین جنتی، هادی حسنی و... می‌شنوند، فوراً در سخنان‎شان به حرکت جدیدی اشاره می‌کنند که رو به رشد و کمال است و نگاه روشنی به مرز‎های دوردست دارد. می‌گویند که پیشرفت‌‎هایی در شعر امروز، چه از لحاظ کمیت و چه از نظر کیفیت به‎وجود آمده و زبان، مضمون و محتوا را تحت تأثیر خود قرار داده است. بنابراین، نتیجه می‌گیرند که سبک جدیدی در شعر روزگار ما در حال شکل‌گیری است که سال‌‎ها بعد، ممیزات و مشخصاتش آشکار می‌شود. 

اما موضوع مهم دیگری که آقا در سخنان خود به آن می‌پردازند، سوای آن‎که توصیه به رعایت حجاب و عفاف و پرهیز از سرودن اشعار عریان و بیان واقعیت‌‎های زشت و مستهجن است، اشاره به نگرانی، اضطراب و حیرت در شعر‎ها به‎خصوص شعر شاعران جوان است. بعد هم می‌گویند: «دل من از این همه اضطراب می‌لرزد، اما راه برطرف شدن این حیرت، تقویت معرفت است.»
 
                          

رهبر معظم انقلاب، پس از این‎‎ها می‌گویند که شاعرانی مثل علی معلم باید مبانی فکری و معرفتی را دقیق و روشن انتقال دهند و طوری حرف بزنند که هرکس با شعر مأنوس است، بفهمد.
 
منبع: هفته نامه پنجره/ شماره 58
____________________________
در همین زمینه می خوانیم:
گفتمان شعر امروز/ حسین اسرافیلی
دیده شدن نیاز هنرمندان است/ ناصر فیض
آنکه دلبسته یاران خراسانی خویش است/ مصطفی محدثی خراسانی
این ادیب فرزانه/ گفتگو با عباسعلی براتی پور 
انجمن ادبی با قند و چای کوپنی/ جواد محقق
مملکت گل و بلبل/ علی داوودی
زینت المجالس/ سعید بیابانکی
غارنشینم اما دیده بانم/ گفتگو با قادر طهماسبی
کاش من تنها دختر هجده ساله جمع نبودم/ سپیده فلاح فر
دست پنجره افق/ امید مهدی نژاد
اخلاق اسلامی منظوم/ عباس کریمی


Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 133306