| حمايت رهبری توأم با انتقاد از دولت بوده است |
| محمدحسین صفارهرندی |
| دوشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۸ |
محمدحسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ ارشاد و اسلامی در دولت نهم و از اعضای شاخص دولت اول محمود احمدینژاد است که در میانه راه از دولت او جدا شد. وی در این گفتوگو دلیل حمایت ویژه رهبری از دولت را زنده کردن ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی قلمداد میکند. او معتقد است که روند امیدوارکننده دولت نهم تضعیف شده تا جایی که رهبری در دیدار اخیر خود با هیأت دولت که در ششم شهریور ماه انجام شد، انتقادها و تذکرات صریحی را متوجه دولت و اعضای هیأت دولت کردند. صفارهرندي کمرنگ شدن حمایتهای اولیه رهبری از دولت را خسارت بزرگی برای آن دانسته و جبران کردن این خسارتها را لازم و ضروری میداند.
با توجه به موضعگیریها و بیانات مقام معظم رهبری از ابتدای سال ۸۴، شاهد بودیم که ایشان نگاه ویژهای به دولت نهم داشتند. حمایتهای رهبری از دولت؛ این سؤال را ایجاد میکند که چرا دولت محمود احمدینژاد بیش از دولتهای قبل مورد تشویق رهبری قرار گرفت؟
برای بررسی این موضوع لازم است شرایطی را که منجر به روی کار آمدن دولت نهم شد، مروری اجمالی کنیم. وقتی نگاهی اجمالی به سالهای نه چندان دور داشته باشیم، میبینیم که در اوج حمایتهای مردمی، رییسجمهوری منتخب توانست گوی سبقت را از سایر رقبای خود در انتخابات سال ۸۴ برباید و مسئولیت اجرایی کشور را بر عهده بگیرد. دکتر احمدینژاد مجموعهای از تفکرات و ساختارها را نمایندگی میکرد که در آن شرایط (در حقیقت) نوعی بازگشت به ازرشهای معنوی انقلاب بهحساب میآمد. از سوی دیگر قضیه، دولت اصلاحات برآمده از ماجرای دوم خرداد بود که نوعی عدول از ازرشهای انقلاب و بازگشت از سیره و راه بنیانگذار انقلاب اسلامی در رفتار آنها مشاهده میشد. البته این مشکل در همهجای دولت یکسان نبود، بلکه جایگاه به جایگاه تفاوت داشت؛ اما برآیند عمومی از آنچه که تصویر میشد، گویای یک نوع عقبنشینی از راه طی شده توسط انقلاب بود. در آن زمان اهانت به ارزشهای انقلاب امر رایجی بود بهطوریکه حتی گاهی جریانات معارض انقلاب در رسانههای رسمی کشور، مطبوعات، خبرگزاریها یا در رسانه ملی با سخنان خود، به ارزشهای انقلاب جسارت میکردند و این اتفاقات ناگوار به راحتی رخ میداد. اتفاقاتی که در جریان تیر ۷۸ افتاد و یا اتفاقاتی که در سال ۸۲ روی داد، به خوبی نشاندهنده عمق کینههای انباشته شده عدهای از افراد به ظاهر اصلاحطلب، علیه اصل نظام و شعارهای انقلاب و نهادها و ساختارهای برآمده از انقلاب بود.
اینطور میشود گفت که تا پیش از دولت نهم، شاهد نوعی افسارگسیختگی، هنجارشکنی و به چالش کشیدن تکتک مسئولین جمهوری اسلامی از سوی کسانی بودیم که علیالقاعده باید در جایگاه محافظت و تقویت انقلاب میبودند.
دولت نهم و شخص رییسجمهوری منتخب انتخابات سال ۸۴، افرادی بودند که به صحنه آمدند و از آرمانها و اصول و شعارهای انقلابی مورد غفلت واقع شده، پردهبرداری کردند. این شعارها و موارد تکرار شده در طول سالهای متمادی، جزئی از شعارها و آرمانهای انقلاب بود که بهنظر میرسید از سوی دولتهای قبلی، تعمدا رو به فراموشی رفتهاند. این شعارها شامل ارزشهایی همچون عدالت، مبارزه با فساد، سادهزیستی و مبارزه با اشرافیگری و... بود که عصاره و روح شعارهای انقلاب را شامل میشد. خواستهها و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب عمدتا توسط دولتمردان قبلی نادیده گرفته میشد و یا اعتنای لازم به آن صورت نمیگرفت و برای انجام شدن از بستر دولتها، تدارک درستی صورت نمیگرفت.
دولت نهم و شخص رییسجمهوری با دادن این شعارهای فراموش شده، توانستند اعتماد مردم را جلب کنند و مردم به امید اینکه دولت جدید بتواند جمهوری اسلامی واقعی را که در آن شعارهای اولیه انقلاب دیده میشد احیا کند، مورد اقبال قرار داد. مردم بر این امید بودند که این شعارها در مقام عمل هم مورد توجه دولتمردان قرار خواهد گرفت. رهبر انقلاب در یکی از دیدارهای خود به روشنی پاسخ این سؤال شما را دادهاند. ایشان در سال ۸۵ بهصورت ضمنی فرمودند که بعضیها ایراد میگیرند که چرا رهبری از دولت تا این حد حمایت میکند. من از دولتهای پیشین هم همواره حمایت و دفاع میکردم. روش امام هم چنین بوده اما انکار نمیکنم که از این دولت بیشتر حمایت میکنم، بهدلیل اینکه دولتمردان این دولت، تکلیف خودشان را نسبت به انقلاب و مردم بدانند.
بهنظرم این سخن باید بهعنوان شاخصی خوب، برای بازگویی دلایل حمایت بیشتر رهبری از دولت نهم، مرود توجه قرار بگیرد.
بهنظر میرسد تفاوت در عملکرد دولت نهم با دولتهای پیشین را باید در تفاوت در عقیده جستوجو کرد. مهمترین نکته افتراق دولت نهم با دولتهای قبلی را چه میدانید؟
این دولت و شخص رییسجمهوری در واقع خودشان را بهعنوان کسانی مطرح کردند که تبعیت از رهبری را بهمثابه تبعیت از نائب امام زمان میدانند. این نگاه فارغ از جنبه قانونی آن که در قانون اساسی آمده است، به شکل اعتقادی هم مطرح میشد. قاعدتا رهبری هم توقعی خارج از این نداشتند که مسئولی یا رییسجمهوری، علاوهبر رعایتساز و کارهای پیشبینی شده در قانون اساسی، بحث رابطه با رهبری را بر اساس یک اصل اعتقادی پیگیری کند. اما این دولت فراتر از قانون اساسی به تبعیت از رهبری اقدام کرد. در ذهن بسیاری از متدینین این مسأله وجود داشت که یک مقام مسئول در کشور جدای از پایبندی به قانون، برای تنظیم روابط با رهبری باید بهلحاظ اعتقادی هم (بهواسطه اینکه رهبری را در جایگاهی که ولایت او بر آحاد مؤمنان و مسئولان دولتی و حکومتی جنبه شرعی و دینی دارد)، تابع منویات رهبری باشد؛ چراکه حکم ولی فقیه جانشین امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) و نایب عام امام زمان است. رییسجمهوری منتخب سال ۸۴ خودش را با این مرام و آیین به مردم معرفی کرد که رهبری و ولی فقیه را در جایگاه امام زمان میداند. حتی در سخنرانیهای اولیه و شعارهای انتخاباتی دکتر احمدینژاد این موضوع و اعتقاد انعکاس داشت. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که فاصله اعتقادی میان رییسجمهوری مقطع سال ۸۴ با دولت سابق، در آن بود که رییسجمهوری دوران اصلاحات اظهار میکرد که در چهارچوب قانون اساسی تابع رهبری هستم؛ که البته حرف درستی است و خدشهای هم به آن وارد نیست. اما نمونه کاملتر تبعیت آن بود که رییسجمهوری منتخب سال ۸۴ مطرح کرد، یعنی گفت علاوهبر چهارچوب قانون اساسی، بهلحاظ اعتقادی هم از ولی فقیه اطاعت و تبعیت میکند.
در دیدار اخیر رهبری با هیأت دولت شاهد بودیم که مقام معظم رهبری انتقادهای صریحتری را مطرح کردند. بهطور مثال از دولت خواستند وعدههایی را که نتوانسته عملی کند، برای مردم بگوید و بابت انجام نشدن آنها از مردم عذرخواهی کند. آیا این صریحتر شدن و علنیتر شدن انتقاد رهبری از دولت پیام خاصی دارد؟
بهنظر من، در سخنان اخیر رهبری صحبتهای مبناییتر از اینکه شما عنوان کردید هم وجود داشت. رهبری در این دیدار بر این نکته تأکید کردند که محبوبیتی که دولت دارد و مقبولیتی که کسب کرده بهواسطه شعارهای ارزشیای بوده که در ایام انتخابات مطرح کرده است. همچنین شاهد بودیم که پس از روی کار آمدن دولت، بخشی از همین شعارهای ارزشی دولت بهصورت وعده به مردم داده شد. بهطور مثال مبارزه با خوی اشرافیگری در مدیران؛ تلاش برای ساده زیستی اعضای دولت و سایر کارگزاران نظام، اجرای عدالت اجتماعی، مبارزه با فساد و ویژهخواری (بهخصوص اگر منسوبین به دولت و حکومت باشند)، همچنین شعارهای ارزشی دیگری در راستای احیای فرهنگ دینی و اسلامی، تقویت بنیان مذهبی از مهمترین وعدههای دولت بود.
اگر در این وعدههایی که داده شده خدشهای وارد شود و یا تعللی در اجرای آنها انجام بگیرد یا از همه اینها بالاتر، حرکتی برخلاف اصول اعتقادی که قبلا مطرح شده انجام بگیرد، طبیعی است که مردم از دولت، تکدر خاطر پیدا خواهند کرد. همچنین، مقام معظم رهبری بهعنوان نماینده خواستههای عامه مردم، طبیعی است که وقتی متوجه چنین رفتارهای خلاف اصولی میشود، جلوتر از همه احساس وظیفه میکنند که هشدار بدهند و مسئولان را از انجام این قبیل کارها برحذر بدارند. طبیعتا در طول این سالها و در مقاطع مختلف، رهبری اینگونه ارشادها و هشدارها را نسبت به دولت و دولتمردان دادهاند. بهنظر من حتی ممکن است که اگر روزی دولت با مجموعه بیشتری از این مشکلات و کاستیها مواجه شود، صراحت رهبر انقلاب بیشتر از گذشته نیز بشود و طبیعتا این بدان معنا نیست که اولینبار است که دارد تذکر داده میشود. اگر ما نگاهی به سیر تذکرات رهبری در این سالها خصوصا در دیدارهای هفته دولت داشته باشیم، شاهدیم که مقام معظم رهبری همیشه در بیانات خود، همراه با حمایتهایی که از دولت داشتهاند، نصایح، تذکرات و بعضا انتقاداتی هم مطرح میکردند که بخشی از این تذکرات متوجه دولت بوده است.
با این مقدمه باید گفت که معتقدم در حال حاضر مشابه آن حمایتهای پرشوری که مقام معظم رهبری در گذشته نه چندان دور از دولت داشتند، امروز در کارنامه دولت کمرنگ شده و متأسفانه باید گفت که این مهم خسارت بسیار بزرگی برای دولت بوده است. دولت دهم باید این مسأله را ضرری بزرگ برای خود فرض کرده و بهدنبال جبران آن باشد.
یکی از مصادیقی که منجر به چنین چیزی شده است در کلام رهبر انقلاب در همین دیدار اخیر روشن بود. فیالمثل در باب تأکید بر ایرانیگری، رهبری فرمودند که اگر میخواهید بر ایران تأکید کنید، کارنامه ایران پس از اسلام را که به مراتب درخشانتر، مستندتر و قابل دفاعتر است برجسته کنید. این نکته بهمعنای تعریض به کسانی است که بر این تفکرات کور و بدون منشأ تاریخی صحیح تکیه کردهاند؛ پافشاریای که هیچ عایدی هم برای کشور ندارد. متأسفانه در حاشیه دولت این چنین اظهارات و تفکراتی وجود دارد که واقعا آرزو میکنیم که ايكاش از ابتدا شکل نمیگرفت و دولت اعتبار و محبوبیت خودش را بهوسیله این حرفهای سست و بیپایه مخدوش نمیکرد. اما حالا که متأسفانه کار از کار گذشته، رهبر معظم انقلاب که نگاه بیدار و روح هوشیار و ندای هشدار دهنده انقلاب هستند، طبیعی است که این تذکرات و توجهات را به دولت و مردم بدهند. اینکه رهبری این انتقادات را بیش از پیش علنی کردند، بهنظر من برای توجه دادن به مردم است و این مسأله خود ضامن حفظ سلامت دولت و دولتمردان میشود.
منبع: پنجره
گفتگو از علی رجبی
۱۳۹۰-۰۶-۲۴ ۰۹:۴۴:۴۴ |
| |
چه ربطی به پسر عمه اش داره ؟!
هرکی مسئول همل خودشه
تازه شما فکر کردید تاج زاده بیکار نشسته تا صفار بره نصیحتش کنه اونم یهو متحول بشه!!!
شما هم جلو منطق ایشون کم میاری میزنی جاده خاکی ها |
۱۳۹۰-۰۶-۲۴ ۰۸:۰۶:۴۴ |
| |
| ایا بهتر نیست این عضو شاخص دولت نهم از پسر عمه محترم شان اقای تاجزاده بگویندو این که چه طور با این جناح و اون جناح بازی ظاهری سمت های کلیدی کشور را به خود اختصاص دادند و هر چه گفتند و نوشتند باید چاپ شود و وحی منزل انگاشته شود. |