امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
فاز دوم هدفمندی انتخاباتی نشود!
دکتر محمد خوش‎چهره
يکشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۳۳
 
اقتصاد عرصه مبادلات مبتنی بر واقعیت‎‎های روز و کنش‎‎های فردی عاملان اقتصادی است. نتیجه این تعامل، چیزی است که امروز شاهد آن هستیم. نابه‎سامانی حاکم بر بازار سکه و ارز، عاملان اقتصادی را وادار کرده است تا در دیگر حوزه‎‎ها نیز به فکر تغییر رفتار باشند؛ به‎گونه‎ای که اینک، متأسفانه، دلار خارجی جایگزین ریال و بسیاری از مبادلات می‎شود. در این آشفته‎بازار اقتصاد که ذهن سیاسیون را پریشان کرده است هر تصمیم نسنجیده‎ای در حوزه اقتصاد، ممکن است به بروز تنش و مشکل در عرصه‎‎های دیگر نظام اجتماعی منجر شود.

تجربه چند هفته اخیر هشداری جدی است برای تصمیم‎گیران، تا معادلات خود را از مدار خودمحوری خارج و بر ریل منطق سوار کنند. همچنین است اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‎ها: گام دومی که اگر نااندیشیده و بدون برنامه‎ریزی برداشته شود، دست‎آورد‎های کنونی را تباه و آینده را پیش‎بینی‎ناپذیر می‎کند. اما دولت، در مرحله دوم اجرای قانون هدفمندی یارانه‎‎ها، قصد دارد با حذف پرداخت یارانه‎های نقدی تعدادی خانوار‎های پردرآمد، دوباره رقم یارانه‎‎ها را متناسب با افزایش قیمت حامل‎‎های انرژی بالا ببرد. به عقیده کارشناسان مسائل اقتصادی، چنین تصمیمی که ایجاد رفاه مادی را به شکل مقطعی برای مردم در بر دارد، چون با توزیع یارانه‎‎های نقدی همراه است، علاوه‎بر ناپایداری، به بدنه اقتصاد کشور نیز ضربه می‎زند؛ چراکه رفاهی که به ایجاد اشتغال و تولید منجر نشود، فقط دست‎آوردی مقطعی است.

افزون بر این، اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه‎‎ها در وضع کنونی که اقتصاد بیمارگونه کشور از جوانب مختلف مانند بحث تحریم‎‎ها و... دستخوش حمله قرار گرفته است، هرگونه تصمیم ناسنجیده و غیراصولی ممکن است رکود تورمی و توقف فعالیت واحد‎های تولیدی را به‎دنبال داشته باشد. محمد خوش‎چهره، مانند بسیاری از کارشناسان، اعتقاد دارد که زمان اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‎‎ها نرسیده است و باید برای اجرای فاز دوم بیشتر تأمل کرد. مشروح گفت‎وگوی پنجره با خوش‎چهره، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، در ادامه می‎آید.
دیدگاه شما درباره اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‎‎ها، با افزایش میزان یارانه نقدی خانوار‎ها چیست؟ آیا وضع کنونی اقتصاد کشور را برای عملیاتی شدن مرحله دوم هدفمندی مهیا و مناسب می‎بینید یا خیر؟
بحث اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‎‎ها که با اظهارنظر‎هایی مبنی بر دو یا چند برابر شدن میزان یارانه نقدی به مردم، آن‎هم از سوی بالاترین مقام اجرایی کشور مطرح می‎شود، بی‎تردید صاحب‎نظران اقتصادی را متعجب کرده است؛ چراکه در اجرای فاز اول هدفمندی یارانه‎‎ها، چالش‎‎های بسیاری به‎وجود آمد و دولت با کسری‎‎های معنی‎داری مواجه شد. حال چگونه این امکان وجود دارد که دولت در فاز دوم هدفمندی یارانه‎‎ها، میزان یارانه نقدی خانوار‎ها را دو برابر کند یا حتی به مقدار ناچیزی افزایش دهد؟ وانگهی، اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‎‎ها، بدون بررسی نتایج مرحله اول، ممکن است یکی از معضلات بزرگ کشور در آینده باشد؛ زیرا دولت باید قبل از اجرای فاز دوم، فاز نخست را آسیب‎شناسی کند، نه این‎که استمرار پرداخت یارانه نقدی در کوتاه‎مدت داشته باشد، این میتواند مُسکنی برای درد‎های پنهان اقتصادی باشد، اما در میان‎مدت و بلندمدت باعث افزایش فقر و تضعیف فرصت‎‎های شغلی مولد و اقشار کم‎درآمد جامعه شود.

به هر حال، تأمین بخشی از منابع مالی مردم توسط دولت در قالب هدفمندی یارانه‎‎ها و در جریان جبران افزایش قیمت حامل‎‎های انرژی، آن‎هم به‎صورت نقدی، آثار زیانباری را به‎دنبال دارد و شاید، این روند بازی خطرناکی شود که به تولید و اشتغال کشور ضربه مهلکی وارد کند. اما درباره این‎که وضع کنونی کشور برای اجرای فاز دوم هدفمندی مهیاست یا خیر، باید گفت چنین موضوعی به‎نحوه برنامه‎ریزی و مدیریت مسئولان در چگونگی اجرای این قانون برمی‎گردد؛ اگرچه با توجه به برخی مشکلات موجود و درگیر بودن اقتصاد داخلی و بین‎المللی کشور، معتقدم که برای ادامه اجرای این قانون نباید شتاب‎زده و سیاسی عمل کرد و بدون آینده‎نگری، دست به اقداماتی زد.

پرداخت نقدی یارانه‎‎ها بیشتر بر چه بخش‎‎های اقتصادی تأثیر منفی می‎گذارد و چه باید کرد تا در فاز دوم هدفمندی یارانه‎‎ها، مشکلی اقتصاد کشور را تهدید نکند؟
تجربه نشان می‎دهد پرداخت نقدی یارانه‎‎ها، هیچ‎گاه، به‎نحو شایسته در اقتصاد کشور‎ها کارساز و مؤثر واقع نشده، بلکه همیشه تبعات منفی را به‎دنبال داشته است. اما از آن‎جا که بخش تولید در جریان اجرای قانون هدفمندی یارانه‎‎ها مغفول و مظلوم واقع شد و دولت نتوانست حمایت خود را از این بخش مهم اقتصادی، آن‎گونه که مقرر شده بود به‎عمل آورد، بیشتر کارگاه‎‎های تولیدی و صنایع، طی یک‎سال گذشته، خود را در سخت ترین وضع سر پا نگه داشتند و با افزایش قیمت حامل‎‎های انرژی، همچنان به تولید ادامه دادند. البته پرداخت یارانه ‎نقدی، به‎خصوص در بخش کشاورزی، اثر منفی خود را بیش از همه بر قشر کشاورز جامعه به‎جای می‎گذارد؛ چراکه آن‎‎ها با دریافت یارانه نقدی و دسترسی به منافعی چند، انگیزه را در تولید کم کرده و کمتر به نگهداری زمین‎‎های زراعی و... توجه می‎کنند. چنین روندی که کاهش و خسران تولید را منجر می‎شود، باید با برنامه‎ریزی دقیق و بهتری که آینده اقتصاد کشور را در مسیر ترقی و پیشرفت تضمین کند، هدف‎گذاری و اجرا شود. البته دولت تنها به توزیع درآمد فکر می‎کند و این در حالی است که اجرای قانون هدفمندی یارانه‎‎ها فرصتی بود تا دولت با نگاهی بلندمدت، به توسعه فعالیت‎‎های تولیدی و اقتصادی کمک کند.

به هر حال، پافشاری دولت بر اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‎‎ها و تصمیم آن بر افزایش میزان یارانه‎ نقدی در وضعیتی که تولید با مشکلات فزاینده مواجه است و بازار پولی نیز ثبات خاصی ندارد، به صلاح نیست. باید رویه بهتر و منطقی و عملی‎تری را در نظر گیرد تا کل اقتصاد کشور، در درازمدت، از مزایای قانون هدفمندی یارانه‎‎ها بهره‎مند شوند.
فکر می‎کنید مجلس شورای اسلامی برای اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‎‎ها، چه‎کاری باید انجام دهد؟ به‎عبارت بهتر، برای هرچه دقیق‎تر اجرا شدن این مرحله، از چه ابزار و تدبیرهایی باید استفاده کند؟

مجلس شورای اسلامی باید در مرحله دوم اجرای قانون هدفمندی یارانه‎‎ها با حساسیت بیشتر و جدی‎تری نسبت به مرحله اول وارد عمل شود؛ همان‎گونه که در تصویب و اجرای فاز نخست این قانون، حساسیت بسیاری نشان داد و دولت را متقاعد کرد تا در اجرای قانون مشکلی برای اقتصاد کشور به‎وجود نیاید. اما باید در این مرحله، فراتر از مرحله نخست که شاهد نواقص و مشکلاتی، به‎خصوص در بخش تولید و تأمین منابع شدیم، از هوشیاری بالاتری برخوردار شود و اوضاع اقتصادی کشور را به‎خوبی بسنجد؛ چراکه با توجه به وضعیت نابسامان بازار سکه و ارز کشور، که بخش تولید و صنعت و... را دچار مشکل جدی کرده است، باید در این‎باره فکری اساسی کرد. به‎علاوه، با توجه به فشار‎های سیاسی و اقتصادی کشور‎های غربی و به‎خصوص آمریکا، بر کشورمان، که سعی دارند با اختلال در اقتصاد ایران و کاهش ارزش پول ملی به اهداف خود برسند، مجلس شورای اسلامی و نیز دولت باید جوانب فاز دوم را به‎خوبی ارزیابی و بررسی کنند تا نقشه دشمنان که همانا تضعیف اقتصاد ایران است، خنثی شود. این نکته حائز اهمیت است؛ چنان‎که مقام معظم رهبری اقتصاد را حوزه استراتژیک و بالنده‎ای برای کشور دانستند. آمریکا هم زمانی‎که در حوزه‎‎های نظامی به ناکامی رسید، بعد از تهدید‎های سلطه‎گرایانه‎اش، به‎شدت به حوزه اقتصاد امید بسته و پازل‎‎هایی را طراحی کرده که بر اساس آن جلو می‎آید. تحریم یکی از پازل‎‎ها است؛ منتها، بسترسازی این پازل‎ها سیاست‎‎ها و اقدامات ناصحیح و نابخردانه‎ای است که این فرصت را ایجاد کرده و بخشی از آن‎‎ها غفلت از جهان است. در چنین وضعی، باید آگاهانه به برنامه‎یزی اقتصادی نگریست و بدون تأمل و کار کارشناسی دقیق علمی، اقدامی نکرد که تصحیح آن به سختی امکان‎پذیر شود.

به‎نظر شما راهکار مناسب پرداخت یارانه، با توجه به افزایش قیمت حامل‎‎های انرژی در فاز دوم هدفمندی یارانه‎‎ها، چگونه باید باشد؟ آن‎گونه که اقتصاد کشور و خانوار‎ها بر مدار پیشرفت و ترقی قرار گیرد؟
همان‎گونه که گفته شد، یارانه نقدی فقط در کوتاه‎مدت و مقطعی، می‎تواند تا حدودی، به‎عنوان ضربه‎گیر فشار‎های اقتصادی حاصل از افزایش سطح قیمت‎‎ها کارساز واقع شود؛ در صورتی‎که از حیث اقتصادی بدنه اقتصاد کشور را در درازمدت متزلزل می‎کند. البته استفاده از منابع ریالی قبلا نیز در اظهارنظر برخی سیاسیون و نامزدهای ریاست جمهوری مطرح شده است. (نظیر پرداخت رقم ۵۰ هزار تومان ماهانه به هر نفر) این سیاست نادرست و غلط ناشی از عدم تدبیر بود و با هجمه صاحب‎نظران اقتصادی مواجه شد؛ زیرا نقدینگی که به تولید منجر نشود، بی‎شک به زیان اقتصاد خواهد بود. هر نوع پرداخت غیرنقدی از سوی دولت، رفاه عمومی را به‎همراه دارد. تأمین سلامت و بهداشت عمومی مردم، تغذیه سالم، تأمین زیرساخت‎‎ها و فراهم کردن زمینه‎‎های خدمات ویژه به مردم با پرداخت یارانه غیرنقدی در درازمدت، علاوه‎بر این‎که اقتصاد کشور را سامان می‎دهد، بر وضعیت مناسب معیشت خانوار‎ها نیز تأثیر به‎سزایی می‎گذارد؛ اما تمایل مدیریت کلان اقتصادی به وابسته کردن معیشتی یا به تعبیری جیره‎خوار کردن گروه‎‎های درآمدی فقیر و کم‎درآمد به دولت، به دور از جهت‎گیری ارزشی نظام است، که مبتنی بر کرامت انسانی است. در واقع، عدم ارتزاق و کسب درآمد از طریق دسترنج و بی‎توجهی به رونق تولید، موجب حذف شغل‎‎های مولد، از جمله کشاورزی و افزایش واردات بی‎رویه می‎شود. به علاوه، رفتار افراد در استفاده از یارانه نقدی متفاوت است و این خود، نمی‎تواند فضای تحول و تغییر را در اقتصاد کشور به‎وجود آورد.

از سوی دیگر، چون دولت خود بزرگترین معرفی‎کننده محسوب می‎شود و دارای بخش‎‎های مختلفی است، با توجه به هزینه‎‎های فراوان در بالابردن سطح قیمت حامل‎‎های انرژی، ضربه تورمی را بیش از همه دولت متحمل می‎شود و بر این اساس افزایش قیمت‎ حامل‎‎های انرژی و پرداخت یارانه نقدی به مردم قطعا دفاع‎کردنی نیست. این موضوع شاید اقدامی باشد که در کوتاه‎مدت مفید باشد، اما تداوم آن زیان جبران‎ناپذیری را به اقتصاد کشور تحمیل می‎کند.
ارزیابی شما به‎عنوان یک اقتصاددان از اقتصاد کشور در سالی که سال جهاد اقتصادی نام دارد چیست؟ و چه باید کرد تا اقتصاد کشور از ثبات و ساماندهی چشمگیری برخوردار شود؟
با توجه به این‎که آهنگ حرکت در حوزه اقتصاد، در سال جاری با واژه «جهاد» مشخص شده است، باید رویکردی ارزشی و توأم با سخت‎کوشی و جدیت به حوزه اقتصاد داشته باشیم؛ اما از ابتدای سال ۹۰، مجلس و دولت مسابقه نامیمونی را آغاز کرده‎اند. مجلس به‎خاطر کم‎کاری و کم‎توجهی و فرمایشی برخورد کردن و دولت هم با محدودنگری و خوش‎باوری و حتی شائبه برخی رگه‎‎های تعهدی، به‎گونه‎ای کار را پیش برده که الان بدون تردید، می‎توان ادعا کرد در ۲۰ سال بعد از انقلاب، هیچ فرصتی این‎گونه برای سوداگران و فرصت‎طلبان و دلالان و امثال آن‎‎ها با شرایطی که الان وجود دارد، فراهم نبوده است. امسال، با وجود سال جهاد اقتصادی، شکاف طبقاتی زیاد، فقیر فقیرتر، غنی غنی‎تر شده و فرصت‎طلبان منابع بادآورده افسانه‎ای را به‎دست آورده‎اند.

در چنین وضعی، باید بحث شود که مسئولان اقتصادی و مدیریت کلان چگونه باور و اعتماد مردم را به بازی گرفته‎اند و مردم را به‎سوی جریانات سوداگرانه سوق داده‎اند و به مقابله تولید رفتند. چون بخش عمده‎‎ای از منابعی که به بازار‎های سوداگری داخل شده، تحت عنوان حجم نقدینگی سرگردان، بخشی از پول‎هاست که از بخش مولد به بخش سوداگری وارد شده است؛ در حالی‎که امسال باید در مسیر جهاد اقتصادی حرکت می‎کردیم. البته، درست نیست که صرفا نقدینگی سرگردان را عامل بدانیم، بلکه خودمان فضای سرگردانی را با ایجاد فضای سوداگرانه در اقتصادمان ایجاد کرده‎ایم.
به هر حال، دشمن سعی کرده است، اقتصاد را شکننده کند؛ اما همه این شکنندگی توسط دشمن صورت نگرفته است، بلکه به‎واسطه جهالت و غفلت و بسترسازی شبه‎تعمدی برخی مسئولان دارد انجام می‎شود. شناسایی این دیدگاه‎‎ها مهم است و هدف نیز اکثریت مردم هستند که به معاش آن‎ها ضربه بزنند؛ چراکه تورم‎‎های سنگین ممکن است تنش‎‎های اجتماعی داشته باشد و اعتماد و باور عمومی را به نظام و کارآمدی حکومت تضعیف کند. حال، در چنین سالی که سال جهاد اقتصادی نام‎گذاری شده است چرا باید به‎جای پیشرفت اقتصادی و ثبات و ساماندهی این حوزه، بازار‎های موازی مانند سکه و ارز از جذابیت بالایی برخوردار شوند تا با ایجاد رانت سود‎های کلانی نصیب عده‎ای دلال شود و اقتصاد کشور در وضعیتی سخت قرار گیرد و به‎جای توجه به بخش تولید، بخش‎‎های غیرمولد نمایان شوند. این موضوعات باعث می‎شود تا شکاف طبقاتی ایجاد شده و فقر، از طریق تورم تحمیلی بر مردم تحمیل شود.

به‎عنوان آخرین سؤال، تحلیل شما از اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‎‎ها با توجه به همزمان بودن اجرای این طرح با شروع انتخابات مجلس شورای اسلامی چیست؟ و این‎که دولت با وعده پرداخت یارانه بیشتر به مردم در آستانه انتخابات، درصدد عملیاتی کردن طرح است، چه پیامدی را به‎دنبال دارد؟
البته همزمان بودن انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی با اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‎‎ها برداشت‎‎هایی را به‎دنبال دارد و این موضوع بحث هدفمندی یارانه‎‎ها را تا حدودی زیر سؤال می‎برد؛ چراکه در بستری انتخاباتی نباید از الگو‎هایی بهره برد که کشورهای سوسیالیستی (آمریکایی لاتینی) با تزریق پول بین فقرا و افراد کم‎درآمد، برای جلب مشارکت و جمع‎آوری آرا پیاده می‎کنند. این رویه در شأن کشوری چون ایران اسلامی نیست. حتی با شیوه موجه آن نیز اکنون، پرداخت یارانه نقدی به مردم دستخوش هجمه اقتصاددانان است.

بنده به ادامه اجرای این قانون با پرداخت یارانه نقدی و افزایش رقم آن، خوشبین نیستم؛ چراکه استمرار چنین رویکردی بی‎شک، با چالش همراه است و فاز دوم ممکن است منطق اقتصادی خود را از دست بدهد و کارکرد انتخاباتی و تبلیغاتی پیدا کند. البته خود قانون هدفمندی یارانه‎‎ها از نظر محتوا یک‎سری تناقض‎‎های داخلی دارد؛ اما چون تبدیل به قانون شده است، باید در اجرای آن به‎گونه‎ای اصولی، با کار کارشناسی دقیق، تلاش کرد تا عوارض و تأثیرات جانبی آن کاهش یابد.

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 206134