| معراج ملائک لاک زده ! |
| يکشنبه ۲۸ تير ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۵۲ |
نام اين روزها را بايد گذاشت عجائب الايام! و از عجايب آن هم نبايد تعجب كرد. نبايد تعجب كرد كه عده اي به نماز جمعه بيايند و نماز نخوانند! نبايد تعجب كرد كه در طول خطبه ها عليرغم تذكرهاي مكرر خطيب جمعه عده اي كه خود را با شعار حمايتت مي كنيم، حامي او جا مي زنند، مدام كف مرتب بزنند و سوت بكشند و بيش از دهها بار خطبه هاي او را قطع كنند. نبايد هم تعجب كرد كه در وقت فراغت از شعارها هم كيك بخورند و تخمه بشكنند! نوعش! تخمه كدو!
آن وقت از چند هزارنفري كه به دانشگاه آمده اند، اگر چند صدنفر روي نيمكتهاي دانشگاه و زيرسايه درختان نشسته و از ميان چندصدنفري كه در صف نماز نشسته اند، اگر عده زيادي نماز نخوانده و در وقت تكبيره الاحرام صفوف در هم نفشرده را ترك كنند، بايد درباره اين نماز دشمن شكن! چه فكر كرد؟! نماز عصر هم كه بماند كه از سوي بسياري اصلا خوانده نشد!
اين از اصل نماز. اما برسيم به حاشيه ها و محتواي خطبه ها و شعارها. اين اولين باري بود كه در نماز جمعه عده اي تعمداً شعار مرگ بر آمريكا نمي دادند كه خطيب جمعه هم به آنان تذكري نداد. خطيب محترم چند كار ديگر نكرد و چند كار ديگر هم كرد. يكي اينكه رسم پاسداري از وحدت را نگه نداشت و تا توانست به اين و آن انتقاد كرد. ديگر اين كه همه را به قانون حوالت داد و بعد هم به اين نتيجه رسيد كه قانون اشكال دارد و بايد اشكال قانون را برطرف كرد! در مورد عمل جناحي هم گفت من هيچ وقت از تريبون نماز براي اهداف سياسي استفاده نمي كنم و در طول خطبه ها تا جايي كه به قول خودش با توجه به جوسازي اطراف دانشگاه امكان داشت اين كار را هم كرد! اما خطيب محترم دو كار ديگر هم نكرد، يكي اينكه جو را آرام كند و ديگر اينكه از حقيقت و تقدس نمازجمعه دفاع نمايد. البته همه تقصيرها به گردن ايشان نيست. چرا كه اولا بسياري از نمازگزاران جمعه به اين نماز نيامده بودند و ثانياً آنان كه به جاي نمازگزار آمده بودند حرف او را نمي خواندند، بماند كه در گيرودار برخي شعارها و شلوغ بازيهاي نمايشي ايشان كه ديگر سني را گذرانده اند، دستپاچه شده و به اين طرف و آن طرف نگاه مي كردند. آري، فقط نگاه مي كردند. مثل كاري كه در تمام اين مدت كرده و در آن به مهارت رسيده اند. البته اين بار نقطه كانوني اغتشاش ديگر متوجه اخلال در نماز شخص ايشان بود كه بوسيله نيروهاي طرفدار انقلاب حاضر در صحنه خنثي گرديد. در نهايت هم امام جمعه موقت تهران صفوف ملائك لاك زده را با خود به معراج برد! و باقي هم به خيابان رفته و بعد از پشت كردن به اوامر ايشان در سر نهادن به قانون، مختصري تظاهرات خياباني راه انداختند و در جواب به اين سؤال كه چرا در نماز جمعه اخلال مي كنيد؟ پاسخ دادند كه براي ما نمازجمعه و آقاي هاشمي مهم نبود، مهم اين بود كه به اين بهانه در جايي بتوانيم اعتراض كنيم كه انجام شد!