همه مشكلات چهارماهه سينماي ايران
تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۴۸
 
مدت زمان چهار ماه براي رسيدن به 10 سرفصل جدي حاشيه سازي و بحران سازي در سينما شايد... .
به گزارش جهان به نقل از آويني فيلم، اكران نوروز، ادامه درگيري ها با خانه سينما، شكل گيري نطفه اوليه درگيري با حوزه هنري، نامه شمقدري به گونترگراس، مديريت نكردن ماجراي پخش فوتبال در سينماها، تنظيم اساسنامه يي براي صنوف سينمايي و دعوت از اعضا براي بررسي اين اساسنامه، درگيري با حوزه هنري در زمينه صادر نكردن حواله اكران براي سينما آزادي، معرفي دبير جشنواره فيلم فجر هفت ماه قبل از اين رويداد سينمايي و كنار گذاشتن محمد خزاعي، دبير دوره قبل و بلاتكليفي جشنواره فيلم كودك و نوجوان، توليد فيلم «لاله» به كارگرداني اسدلله نيك نژاد و اختصاص هزينه پنج ميليارد توماني به آن و همچنين انتشار خبر استعفاي مديرعامل بنياد سينمايي فارابي مجموعه يي از اتفاقاتي است كه معاونت سينمايي يك پاي آن بوده و عملاعملكرد چهارماهه اين بخش محسوب مي شود

 
مدت زمان چهار ماه براي رسيدن به 10 سرفصل جدي حاشيه سازي و بحران سازي در سينما شايد زمان كمي باشد، اما معاونت سينمايي با مسووليت جواد شمقدري از ابتداي سال 1391 تاكنون موفق به دستيابي به اين آمار شده است و همه اينها دست به دست هم داده اند تا نگاه ها از سوژه اصلي منحرف و معطوف به همه اين حواشي شود.

 
اكران نوروز، ادامه درگيري ها با خانه سينما، شكل گيري نطفه اوليه درگيري با حوزه هنري، نامه شمقدري به گونترگراس، مديريت نكردن ماجراي پخش فوتبال در سينماها، تنظيم اساسنامه يي براي صنوف سينمايي و دعوت از اعضا براي بررسي اين اساسنامه، درگيري با حوزه هنري در زمينه صادر نكردن حواله اكران براي سينما آزادي، معرفي دبير جشنواره فيلم فجر هفت ماه قبل از اين رويداد سينمايي و كنار گذاشتن محمد خزاعي، دبير دوره قبل و بلاتكليفي جشنواره فيلم كودك و نوجوان، توليد فيلم «لاله» به كارگرداني اسدلله نيك نژاد و اختصاص هزينه پنج ميليارد توماني به آن و همچنين انتشار خبر استعفاي مديرعامل بنياد سينمايي فارابي مجموعه يي از اتفاقاتي است كه معاونت سينمايي يك پاي آن بوده و عملاعملكرد چهارماهه اين بخش محسوب مي شود.

 
اين حجم از بحران سازي و درگير كردن اذهان بيش از هر چيزي شبيه يك بازي به نظر مي رسد: يك بازي براي برگرداندن نگاه ها از اينكه عملكرد امروز معاونت سينمايي هيچ ارتباطي با دفترچه برنامه هاي آن ندارد و تقريبا هيچ كس از وضعيت موجود در سينما راضي نيست.

 
«لاله»


همزمان با برگزاري بيست و نهمين دوره جشنواره فيلم فجر، نام اسدالله نيك نژاد به عنواني يكي از داوران بخش سينماي ايران مطرح شد و كمي زمان لازم بود تا با دريافت پيشينه كاري او موجي در رسانه ها راه بيفتد و اظهارنظرهايي از سوي سينماگران درباره حضور او در جمع داوران صورت بگيرد و در نهايت او از اين كار كناره گيري كند تا سروصداهاي راه افتاده عليه او كمي فرونشيند. شايد كمتر كسي تصور مي كرد بعد از آن همه هياهويي كه حضور نيك نژاد در ميان داوران فجر به پا كرد و تبعاتي كه به همراه داشت، يك بودجه پنج ميليارد توماني از سوي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي كه مسوول توليد فيلم هاي مستند و فيلم هاي اول تجربي است، به او پرداخت شود تا فيلمي به نام «لاله» با موضوع لاله صديق، قهرمان اتومبيل راني ايران بسازد.

 
محور قراردادن خويش و گرداندن همه امور بر اساس استنباط شخصي و تحليل همه آنها از همين زاويه ديد شخصي و فاصله گرفتن از تحليل هاي دقيق و بهره گيري از نگاه هاي دغدغه مند و متفكر درباره سينما يكي از ويژگي هاي جواد شمقدري است: او از ابتداي مسووليت پذيري در حوزه سينما همه گام هاي خود را روي اين مسير برداشت و همه تصميمات خود را اينچنين پيش برد تا چنين به نظر برسد كه قدرت معاونت امور سينمايي يك قدرت پنهان بوده كه توان انجام امور بسياري داشته و پيش از اين توسط مديران پيشين كشف نشده بود و حالاشمقدري با اقداماتي كه انجام مي دهد در تلاش است نشان دهد معاون امور سينمايي مي تواند كارهاي بسياري انجام دهد، به خانه سينما بودجه ندهد و بعد آن را تعطيل كند، نمايندگان صنوف را در شوراي پروانه ساخت حذف كند و صنفي دست ساز توليد كند كه هم پروانه هاي ساخت را بررسي كنند و هم درباره اكران تصميم بگيرند، شوراي عالي سينمايي راه بيندازد كه بودجه ها براي توليدات بين المللي تصويب مي كند و در نظر دارد سينما را قانونمند كند و بسياري امور ديگر كه حالايكي از نقاط اوج اين تصميم گيري براساس معيارها و ملاك هاي شخصي، همين ماجراي توليد فيلم «لاله» است.

 
آنچه ساخت «لاله» را به اتفاقي غيرمعمول بدل مي كند سه نكته است: اول، اختصاص بودجه پنج ميلياردي به ساخت يك فيلم، دوم، كارگردان فيلم، و سوم، نقش مركز گسترش سينماي مستند و تجربي در اين زمينه.

 
بودجه هاي بالابراي ساخت فيلم كه به پروژه هايي با صفت فاخر اختصاص پيدا مي كند، چند سالي است كه در سينماي ايران مرسوم شده و معمولادو سه سال يك بار و گاه در فاصله يي كمتر، فيلم هايي با اين بودجه توليد مي شوند. هرچند از ميان فيلم هايي با اين بودجه شايد كمتر فيلمي موفق به جلب نظرها و پاسخ دهي به انتظارات شده است، اما نكته اينجاست كه پيش فرض ها از ابتدا براي رسيدن به كاري قابل قبول نسبتا مهيا بوده است.

 
اين پيش فرض ها شامل همان نكته دوم كارگردان و در عين حال فيلمنامه مي شود كه درباره «لاله» هردو اين موارد چندان روشن نيست. احمدرضا درويش با «دوئل» و «روز رستاخيز»، مجيد مجيدي با پروژه «محمد» (ص)، شهريار بحراني با «ملك سليمان»، محمد بزرگ نيا با «راه آبي ابريشم» و تعدادي ديگر از فيلمسازان تجربه ساخت پروژه هاي ميلياردي را در سينماي ايران داشته اند كه نگاهي به اين اسامي بيانگر جايگاه و اعتبار آنان در سينماي ايران است و اين همواره در توليد پروژه هاي فاخر يا ميلياردي اصل تلقي شده كه فيلمساز كارنامه يي قابل اعتنا داشته باشد و حال بايد با تجربه دستياري نيك نژاد در «برنج خونين» يا فيلم هايي كه در خارج از كشور ساخته، تناسب او را با ساخت اين پروژه سنجيد.

 
و اما نكته سوم، ورود مركز گسترش سينماي مستند و تجربي به اين موضوع است. اين مركز با مديريت شفيع آقامحمديان به گفته بسياري از فعالان حوزه سينماي مستند و تجربي از سال هاي اوج خود فاصله يي بعيد گرفته است. مركز گسترش كه در دوران مديريت محمد آفريده روزهاي درخشان خود را سپري مي كرد و عملامحل تربيت نيروي كارآمد براي سينماي ايران بود، كاركردي كاملامتفاوت با امروز داشت. توجه به تربيت سينماگر در رشته هاي مختلف از كارگرداني تا فيلمبرداري و تدوين و باقي امور همه اتفاقاتي بود كه در مركز گسترش رخ مي داد و حاصل آن را مي توان در نسل سينماگراني كه اغلب امروز بين 35 تا 45 سال دارند، مشاهده كرد.

 
مركز گسترش در همان سال ها نيز نقشي در زمينه توليد فيلم سينمايي داشت و اغلب همين سينماگراني كه كار را در آنجا آموخته بودند، مورد حمايت قرار مي گرفتد تا نخستين كار سينمايي خود را با حمايت مركز بسازند، اما از زماني كه تقريبا اين تربيت نيرو متوقف شد و كمتر استعدادهاي جوان جذب شدند، جنس فيلم اولي هاي توليدشده نيز تغيير كرد و گاه فيلم هاي تجاري نيز در ميان آنها جاي گرفتند.

 
اين تغيير شكل ها اما هيچ گاه چنين نبود كه تصور شود روزي پروژه ميلياردي در مركز گسترش سينماي مستند و تجربي راه اندازي و توليد شود و حتي مدير آن هم پاي صحبت بيايد و در اين زمينه سخن بگويد: در وضعيتي كه مسائل پشت پرده حكايت از آن دارد كه انتخاب مركز گسترش به عنوان حامي توليد فيلم «لاله» فقط به دليل همراه نشدن بنياد سينمايي فارابي با اين كار است.

 
شفيع آقامحمديان مديرعامل مركز گسترش سينماي مستند و تجربي درباره توليد اين فيلم به مهر گفت: «پذيرش ساخت اين فيلم در راستاي تغيير سياست هاي اجرايي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي بود. معتقدم توليد فيلم سينمايي «لاله» تجربه جديدي در عرصه سينماي ايران است و براي نزديك شدن به سياست هاي جديد مركز مبني بر پررنگ كردن واژه تجربي شكل گرفته است. مطمئنم ساخته شدن اين فيلم پاسخي به همه شائبه هاي پيش آمده در چند وقت اخير خواهد بود.» او ادامه داد: «بازنويسي فيلمنامه «لاله» زير نظر يك شوراي تخصصي با نظارت جليل عرفان منش در حال اتمام است و بنا داريم پس از به پايان رسيدن بازنويسي فيلمنامه، ادامه روند پروژه را با جديت بيشتري پيگيري كنيم. در همين راستا با ارائه شرط و شروط هاي بسيار با كمپاني هاي خارجي هم در بازار كن و هم در كانادا وارد مذاكره شده ايم و اين كمپاني ها اعلام كرده اند در صورتي كه فيلمنامه نهايي مورد موافقت قرار گيرد، مشاركت در توليد را آغاز مي كنند. البته از كم و كيف فيلمنامه بازنويسي شده مطلع هستند اما در نهايت بايد آنچه را مورد تصويب مديران پروژه در ايران است بپذيرند. يكي از شروط كمپاني هاي خارجي براي توليد اين فيلم حضور چند بازيگر خارجي است به ويژه اينكه پيشنهاد داده اند بازيگر نقش لاله را از بازيگران هاليوودي انتخاب كنيم كه اين نقطه نظر با مخالفت شديد مركز مواجه شده است. از همين رو در نظر داريم از يك بازيگر غيرحرفه يي كه چهره و فيزيكش تا اندازه يي شبيه به خانم لاله صديق، رالي باز ايراني، است، استفاده كنيم چراكه بازيگران حرفه يي از جهت چهره يا فيزيك به اين نقش نمي خورند.»جواد شمقدري هم چندي پيش در گفت وگو با راديو گفت وگو درباره توليد اين فيلم اظهار داشته بود: «از آغاز انقلاب تاكنون فيلم هاي بسياري عليه جمهوري اسلامي در اسراييل، مراكش يا در امريكا ساخته شده و همه شخصيت ها ايراني هستند، ولي انگليسي صحبت مي كنند كه ضريب نفوذ فيلم را بالامي برد. پس از ساخت فيلم هايي چون «بدون دخترم هرگز» كه در رابطه با موضوع لانه جاسوسي ساخته شد، تصميم گرفتيم اثري توليد كنيم كه حتي الامكان بازيگران آن ايراني نباشند و سوژه يي كاملاارزشي و افتخارآفرين مد نظر قرار گيرد.»

 
او فيلم «لاله» را پروژه يي ملي و افتخارآفرين خواند و ادامه داد: «تبليغات مسموم عليه ما در دنيا بسيار و يكي از محورهاي آن زن است، اين در حالي است كه غرب اسلام و انقلاب را متهم مي كند كه با زن رابطه يي خشن دارد و ميان زن و مرد تفاوت قائل است. مخاطب اين فيلم بينندگان انگليسي زبان هستند و به دنبال آن هستيم كه پخش خارج از كشور نيز داشته باشيم. او در پاسخ به منتقدان فيلمنامه «لاله» و تخصيص هزينه ميلياردي براي اين فيلم، گفت: «متاسفانه عادت بدي وجود دارد كه برخي رسانه ها به آن دامن مي زنند، حرف بي ربطي از جايي نشات مي گيرد و همان انعكاس داده مي شود و عاملان بيشتر به دنبال تصويه حساب شخصي و سياسي هستند. بازيگران نقش يك خارجي با هزينه ميليوني كار نمي كنند، در صورتي كه گاه با يك ميليارد حاضر به بازي در پروژه ها مي شوند.» حالاچندي است كه پيگيران اخبار سينمايي و اهالي سينما به ماجراي «لاله » و بازگشت نيك نژاد با يك فيلم بين المللي به سينماي ايران مي پردازند و حدس و گمان ها درباره نتيجه اين كار در شرايطي كه اين حجم از خبرسازي درباره يك فيلم و نوشتن درباره آن در رسانه هاي مختلف چندان مرسوم نيست، اوج گرفته است كه بيش از هرچيز جوسازي براي جلب توجه ها و غفلت از موضوعات ديگر به نظر مي آيد.

 
اساسنامه نويسي براي اصناف


ماجراي درگيري معاونت سينمايي و خانه سينما خود يكي از مهم ترين موضوعات انحرافي است: درگير كردن همه اهالي صنوف و بزرگان سينما به تصميمي مبني بر پايان دادن به حيات جامعه صنفي سينماي ايران آنقدر موضوع سنگين و پراهميتي بود كه بتواند مدت ها همه نگاه ها را معطوف به خود كند و در صدر اخبار رسمي سينمايي قرار بگيرد و مهم تر اينكه همه بحث ها و صحبت هاي بزرگان سينما به جاي آنكه خود سينما، ساخت فيلم و اكران و ارتقاي توليدات باشد، در خلوت ها و جلسات به موضوع خانه سينما معطوف شد. اين ماجرا با استراتژي گرفتن بديهي ترين حق از يك گروه و بعد گروكشي با آن و در ادامه بازگرداندن آن در ابعاد و شكلي ديگر و مدعي شدن براي ايجاد تحولي بزرگ صورت گرفت. ابتدا بودجه خانه سينما از سوي معاونت سينمايي قطع شد تا پولي براي دوام نداشته باشد كه سرمايه گذار از راه رسيد و اين مشكل برطرف شد و در ادامه مديران دولتي سينما و فرهنگ و هنر به خاطر آوردند كه اساسنامه خانه سينما تغييراتي كرده كه نبايد مي كرده و اين مي تواند دستمايه يي براي به خطرانداختن وضعيت آن باشد و بعد شكايتي شد و در ادامه بهتر به نظر رسيد همه چيز به شكل شخصي و دور از فضاي قانونمند دادگاه و قوه قضاييه حل و فصل شود و حكم انحلال خانه سينما صادر شود تا زلزله يي عظيم سينماي ايران را فرابگيرد و همه چيز در بحراني جدي فرو رود تا خيلي چيزها به حاشيه رانده شود و بسياري اشتباهات ديده نشود و كارنامه معاونت سينمايي جواد شمقدري و گروه همراهش در جشنواره سي ام و فيلم هايي كه توليد كرده اند در سايه وضعيت آشفته خانه سينما قرار بگيرد تا كمتر مورد ارزيابي واقع شوند.

 
همچنان موضوع و نام خانه سينما با وجود تعطيلي چند باره آن براي اهالي اصلي سينماي ايران داراي احترام و ارزشي است كه هر چيز مرتبط با آن مي تواند دغدغه يي جدي به وجود آورد و اين بار نوبت به نوشتن اساسنامه تيپ رسيده كه هر يك از اصناف ملزم به خواندن آن و ارائه پيشنهادها براي تغيير هستند. اساسنامه يي كه كميته دست نشانده جواد شمقدري آن را تنظيم كرده و حالااو در مقام پيش برنده همه اين ماجراها و كسي كه در كارنامه خود زدن مهر تعطيلي بر در خانه سينماي ايران را ثبت كرده، به عنوان فاتح اين ماجرا از تنظيم اساسنامه و اقدام اصناف براي اصلاح آن مي گويد: كاري كه به تعبير او مي تواند به صلاح اعضاي صنوف باشد و از نگاه اهالي صنف امري غيرعملي است.

 
روي رينگ با حوزه هنري


بي تدبيري در چينش اكران نوروز 1391، عملامهم ترين ضربه يي بود كه مي شد به سينما زد تا همه چيز بيش از پيش بر هم ريزد: پاي آدم هاي جديد به سينما باز شود و تريبون ها در دست افرادي بيفتد كه صداي اعتراض شان هر روز بلند و بلندتر مي شود و همه از خود مي گويند و كسي كليت سينما را نه مي نگرد نه نسبت به نفس گرفته آن حساسيت دارد.

 
مساله سازي در زمينه اكران فيلم ها در سينماهاي حوزه هنري نيز از همين جا كليد خورد و چنان پيش رفت كه تا دو هفته متكلم الوحده سينما محسن مومني شريف، رييس حوزه هنري بود. او در جلسات دروني حوزه، جلسه با دانشجوها و با مديران زيرمجموعه اش، در سينما آزادي، در تلويزيون در گفت و گو هاي بعد از جلسات، در گفت و گو هاي اختصاصي و هر جايي كه تريبوني به دست آمد و رسانه و دوربين و قلمي، از ايده آل ها و آرزوهايش براي سينما گفت و همچنين چندين و چند بار تاكيد كرد 15 فيلم با اسامي اعلام نشده اما معلوم را در سينماهايشان نشان نخواهند داد و سالن سينما دارند و براي اين سينماها برنامه و توليدات فعلي سينماي ايران را نمي پسندند و هدف شان روشن است و اين هدف با مديريت كنوني سينما و توليدات همخواني ندارد، تا اين بار سينما ابزاري براي مطرح شدن برخي مسائلي شود كه شايد ساير بخش هاي مرتبط با حوزه هنري اين فضا را براي رييس آن فراهم نمي كرد. در نتيجه همين دعواها بود كه سينما آزادي مدتي براي نمايش فيلم، از شوراي صنفي نمايش حواله دريافت نمي كرد و موضوع آنقدر ابعاد پيدا كرد تا اينكه وزير ارشاد وارد ميدان شد و حكم پايان دعوا و همكاري با حوزه را صادر كرد.

به هر حال بعد از فروكش كردن موج دعواها با خانه سينمايي ها بخش ديگري براي معاونت سينمايي پيدا شد تا همچنان رويكرد اين بخش در تداوم درگيري ها ادامه داشته باشد.

 
از نامه به گونتر گراس تا درگيري با نيروي انتظامي


جواد شمقدري سابقه نامه نگاري با خارجي ها را پيش از حضور در ساختمان معاونت سينمايي داشت: زماني كه با اليور استون هم وارد گفت وگو شده بود تا فيلمي درباره رييس جمهور بسازد و تقريبا در سال 1386 هر دو هفته يك بار خبري از اين نامه نگاري ها منتشر مي شد و در نهايت نيز پسر اليور استون به ايران آمد و مسلمان شد و پدرش نيامد تا مستندي هم در اينجا بسازد.

 
شمقدري با ژيل ژاكوب، مدير جشنواره كن هم صحبت هايي داشت و آن صحبت ها را بسيار ثمربخش مي دانست و پس از آن نامه يي براي فون تريه نوشت و از مسوولان جشنواره كن براي كنار گذاشتن فيلم فون تريه به خاطر ادبيات او در جلسه مطبوعاتي و صحبت هايي كه اظهار كرده بود، انتقاد كرد و نتيجه عذرخواهي فون تريه از مسوولان جشنواره بود. اين ماجرا امسال نيز در شكل ديگري اتفاق افتاد و شمقدري به گونتر گراس نامه يي نوشت كه آن هم ماجراساز شد و نشان داد اين مدير بدون خواندن شعر گراس كه گفته شده بود ضدصهيونيستي است اين متن را نوشته و از قلم اين نويسنده تقدير و تشكر كرده كه در ادامه مشخص شد او فقط رژيم صهيونيستي را مورد انتقاد قرار نداده و ماجرا به شكل ديگري بوده. از اين نامه نگاري ها گرفته تا وارد چالش شدن با نيروي انتظامي و پلمب كردن سينماها توسط اين بخش و بسياري موضوعات ديگر دست در دست هم داده اند تا كاهش جدي مخاطب، وضعيت بد توليدات، بي هدف بودن سينما، بي برنامه بودن اقدامات و خيلي كاستي هاي ديگر در غبار حاشيه ها پنهان شود تا معاون امور سينمايي كه در اصل بحران ايجاد مي كند و امور را پيش مي برد بتواند بگويد حال سينماي ايران خوب است.
کد مطلب: 234890
Share/Save/Bookmark