در غرب، آزار جنسی زنان در محیط کار به یک بحران تبدیل شده است
۱۵ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۰
به گفته گیدنز آزار جنسي بخش بزرگي از زنان شاغلِ حقوق بگير را مستقيماً تحت تأثير قرار ميدهد. از جهتي همه زنان قربانيان تجاوز جنسي هستند، زيرا ناچارند احتياطهاي خاصي براي حفاظت خود به عمل آورند و با ترسِ تجاوز جنسي زندگي كنند.
به گزارش سرویس زنان جهان؛ گيدنز، آزار جنسي زنان را در محيط كار در غرب، پديدهاي «بسيار معمول» دانسته است. به گفته او، آزار جنسي بخش بزرگي از زنان شاغلِ حقوق بگير را مستقيماً تحت تأثير قرار ميدهد. از جهتي همه زنان قربانيان تجاوز جنسي هستند، زيرا ناچارند احتياطهاي خاصي براي حفاظت خود به عمل آورند و با ترسِ تجاوز جنسي زندگي كنند.
«ژ . درويل» G . Derville به همين علت در تلخيص كتاب «سرمايه»، زنان شاغل در جوامع غربي را «حيوان لوكس يا جوان باركشِ» جوامع مدرن معرفي ميكند.
حضور و مشاركتِ برابرِ زنان در محيطهاي كارِ بيرون از خانه و قرار گرفتن در كنار همكاران مرد، از جمله مقولههايي بوده و هست كه همواره از سوي ديدگاههاي فمينيستي ترويج شده است. جوامع صنعتي غرب نيز در حركتي هماهنگ، با ناديده انگارىِ تفاوتهاي زيستي و غريزي زنان و مردان، فرصتهاي مساوي و متعددي براي اشتغال زنان ـ حتي در كارهايي مانند معماري، مهندسي، معدن، بنّايي، ارتش و.. كه تا پيش از اين به مردان اختصاص داشت ـ فراهم آوردند. اما تفاوتهاي واقعي ناديده گرفته شده، معادله را به نفع مردان و به ضرر زنان تغيير داد. قدرت برتر جسماني و تمايلات شديد غريزىِ مردانه از يك سو، و زيبايي و ضعف جسماني زنان در مقايسه با مردان از سوي ديگر، موجب شد اذيت و آزار زنان از سوي مردان در محيط كار به وقع بپيوندد. عمده گونههاي اين آزار جنسي به شرح ذيل بود:
۱. تحقير زنان و توهين به آنها از طريق واگذاري كارهاي حاشيهاي و پست به آنان؛
۲. تحقير زنان از طريق پرداخت حقوق و مزاياي كمتر به آنها در مقايسه با مردان؛
۳. آزارها و خشونتهاي جنسي مردانِ همكار؛
۴. ضرب و شتم و قتل زنان به دستِ مردانِ همكار.
فرنچ، در بحث «جنگ با زنان در محل كار» به بررسي پيامدهاي زيانبار ديدگاههاي برابرنگري در محل كار ميپردازد و اطلاعات و آمار ارزشمندي در اين باره ارائه ميدهد. به گفته او، در آمريكا با آنكه ۵۵ درصد از زنان در مقابل دريافت دستمزد كار ميكنند، ولي همه آنها با تبعيض روبهرو هستند. بنيادها و مؤسسات بازرگاني ادعا دارند كه هيچ مانعي در راه پيشرفت زنان قرار ندادهاند، با وجود اين، شمار اندكي از زنان ترفيع ميگيرند و كساني كه در مشاغل تخصصي و مديريتي هستند به مراتب كمتر از همتاي مردِ خود، حقوق دريافت ميكنند. اين پديده در همهجا، در مؤسسات بازرگاني، بنيادهاي علمي ـ حقوقي و پزشكي به چشم ميخورد.
در حال حاضر رسانههاي گروهي و افكار عمومي در غرب به «بازگشت زنان به خانه» ابراز تمايل ميكنند. روزنامه انگليسي زبان «ملت و جهان» در مقالهاي با همين عنوان: «بازگشت زنان به خانه» مينويسد: در ايالات متحده آمريكا، بسياري از زنان، مشاغل خود را رها كرده و به مادران تمام وقت تبديل شدهاند. ديويد بالنكن هوان رئيس مؤسسه ارزشهاي امريكا اين رويكرد جديد را «مكتب جديد طرفداري از خانواده» ناميده است.