| تقریب مذاهب زمینهساز بیداری اسلامی |
| آیتالله تسخیری |
| شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۱۸ |
آیتالله محمدعلی تسخیری فرزند مرحوم آیتالله علیاکبر تسخیری، در سال ۱۳۲۳ هجری شمسی چشم به جهان گشود. از صفحات درخشان زندگی خانواده ایشان شهادت برادر بزرگوارشان، محمدحسین تسخیری و جانبازی سه برادر دیگر ایشان بوده است. تحصیلات مقدماتی و دروس حوزوی را تا مرحله درس خارج در محضر اساتید بزرگی نظیر آیات عظام شهید صدر، خویی، حکیم، شیخ جواد تبریزی، شیخ کاظم تبریزی، صدرا بادکوبی و شیخ مجتبی لنکرانی سپری كرده و در کنار آن، دروس دانشگاهی را نیز در رشته ادبیات عرب و فقه و اصول در دانشکده معروف فقه نجف اشرف فراگرفت.
ایشان همزمان با تحصیل در حوزه علمیه نجف اشرف به تدریس دروس رایج حوزوی نیز اشتغال داشت و در نتیجه مجاهدتهای سیاسی، مدتی در سیاهچالهای رژیم بعث زندانی شد. بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران ایشان با قبول مسئولیتهای اجرایی و شرکت در همایشهای بینالمللی و داخلی، تمامی تلاش خویش را صرف امور فرهنگی و تبلیغی در داخل و خارج کشور ساخت. آنچه در ادامه خواهید خواند حاصل گفتوگوی ما با ایشان درباره تقریب مذاهب، وحدت اسلامی و تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر این دو مسأله است.
جناب تسخيري شما از چه زمانی وارد حوزه تقریب شدید؟
من در حوزه نجف از شاگردان مرحوم شهید بزرگوار سید محمد باقر صدر بودم و یکی از ویژگیهای مکتب این شهید، همین مسأله تقریب و کوشش برای تحقق وحدت اسلامی بود و به همين خاطر از آن زمان در مسیر تقریب قرار گرفتم.
شما اگر بخواهید آیتالله تسخیری را تعریف کنید چه میگویید؟
بنده یک طلبه عادی هستم که در حوزه علمیه نجف اشرف شروع به تحصیل کرد، هم تحصیل حوزوی و هم تحصیل شبه آکادمیک در دانشکده معروف فقه اسلامی که سران بزرگ حوزه در آن مکان تدریس میکردند.
و همان مسیر طلبگی را تا به امروز، هم در حوزه علمیه نجف و هم در حوزه علمیه قم ادامه دادهام و فقط مقداری دست به قلم برده و چند کتاب تألیف کرده و در کنفرانسهای بینالمللی حضور يافتهام. من معتقدم هنوز آنگونه كه بايد انجام وظيفه نكردهام!
از بین تألیفات خودتان، به کدام کتاب علاقه بیشتری دارید؟
از بین تألیفات خود، بیشتر به کتاب تفسیر مختصر که به دستور استاد بزرگوار شهید صدر، در مدت ۳۰ سال تألیف شد، علاقه دارم. بعد از مسأله تفسیر کتابی دارم در رابطه با ویژگیهای عمومی اسلام، کتابی در رابطه با اقتصاد اسلامی و کتابی دیگر در رابطه با شرح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
آیا کتابی از تألیفات شما در حوزه و دانشگاهها تدریس میشود؟
در برخی از کشورها، برخی از این کتابها تدريس میشود، از جمله در افغانستان كه کتاب اقتصاد اسلامی تدريس شده و در برخی کشورهای دیگر هم از این کتابها بهعنوان مرجع استفاده میشود.
در مجمع تقریب تا به امروز چه مسیری طی شده است و چه بحرانها و سختیهایی از شروع بهکار مجمع تقریب تا به امروز وجود داشته است؟
ما در این مسیر موفقیتهای زیادی داشتهایم، اما در عينحال موانع زیادی هم پيشپاي ما بوده؛ منشأ بعضی از این موانع از داخل کشور و برخی دیگر از خارج بوده است. اگر بخواهم به بعضی از این موارد اشاره کنم؛ یکی از آنها مسأله تشکیک است که شک را بهوجود میآورند که هدف این حرکت چیست؟ اینکه هدفش توحید مذاهب است و یا اینکه هدف عقبنشینی در رابطه با مذهب تشیع بوده و همچنين اینکه هدف آن سیاسی است یا خیر. این تشکیکات خیلی ما را اذیت کرده، چراكه هدف ما غیر از این بوده است. یکی از موانع بزرگ انجام حرکتهایی است که در نتیجه آن طرحهای ما نقش بر آب میشود. بهعنوان مثال اهانت به بزرگان و صحابه از طرف برخی مؤسسات جاهل شیعه و اهانت به تشیع از طرف برخی از شخصیتهای اهل سنت، سبب درگیری، بدبینی و کند شدن حرکت تقریب شده است.
یکی از موانع بزرگ مسأله تکفیر است، این مسأله از طرف علمای شیعه، مشاهده نشده است، اما برخی از علمای برادران اهل سنت، بهخصوص وهابیون افراطی، مسأله تکفیر را مطرح میکنند و خودشان هم میدانند که اسلام کاملا ضدمسأله تکفیر است، حتی در روایتی از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) آمده است که «من قَالَ لِأَخِیهِ یَا کَافِرُ فَقَدْ بَاءَ بِها أَحَدُهُمَا» یعنی هر کس به برادر خود بگوید: ای کافر! در حقیقت به خدا و بهواقع یکی از این دو صفت کافر را میگیرد. اینها مهمترین موانعی است که در پيشروي ما بوده است؛ با اينحال معتقدم، موفقیتهای ما آنچنان زیاد است که این موانع در قبال آنها ناچیز است.
بسیاری از جوانانی که وارد عرصه تقریب میشوند، از ترس این تهمتهایی که برای عقبنشینی از مواضع شیعی به آنها نسبت داده میشود، دیگر ادامه راه نمیدهند، شما چه توصیهای برای آنها دارید؟
من معتقدم کسی که به یک راه ایمان پیدا کرده و آگاهی خوبی درباره آن بهدست آورده است، باید ثابت قدم پیش برود و نباید اشکالات مانع پیشرفت کار او بشود، ما نگاهمان به خودمان همین است، ما معتقدیم، تقریب مقدمه وحدت امت اسلامی است، و وحدت امت اسلامی یک مطلب قرآنی و کامل بهحساب ميآيد؛ حتی قرآن گاهی تفرقه را مساوی کفر دانسته و دعوت به وحدت کرده است، ما معتقدیم که راهمان راه قرآنی، نبوی و راه اهلبیتیست و لذا این راه مقدس است و در راه تحقق اهداف، هر فداکاری كه لازم است، باید انجام بگیرد و إنشاءالله ما بهسمت این هدف حرکت خواهیم کرد و این موانع ما را متوقف نخواهد کرد.
دستآوردهای مجمع تقریب از ابتدای فعالیتهایش تا به امروز چه بوده، آیا آن اهداف اولیهای که شما برای آغاز چنین حرکتی داشتید، تاکنون محقق شده است؟
خود حرکت تقریب از قاهره، در سالهای دهه ۴۰ قرن بيستم میلادی شروع شد و توانست دلها را به هم نزدیک کند و خیلی از علمای بزرگ به این حرکت ملحق شدند و خیلی از محصولات جانبی منتشر شد، چه مجله رساله الاسلام و چه تفسیر مجمع البیان و حدیث الثقلین که در قاهره به چاپ ميرسید و اين حركتها اجمالا دلهای خیلیها را به هم نزدیک کرده است. اما بزرگترین دستآوردها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است و بعد از تشکیل مجمع جهانی تقریب مذاهب، بهواسطه دستور مقام معظم رهبری دامه ظله.
ما اقبال عظیم علمای جهان بر مسأله تقریب و امضای منشور وحدت اسلامی را دیدیم که تاکنون ۲ هزار و ۵۰۰ عالم آن را امضا کردهاند و ما توقع داریم خیلی بیشتر بشود و خیلی از کشورها سمینارهای تقریب مذاهب برپا کردند، خیلی از مراکز بزرگ جهان اسلام این ایده را قبول کردند، مانند مجمع فقه اسلامی بینالمللی که مرکزش جده است و یک کمیته ویژهای برای تقریب تأسیس کرده است، مانند سازمان بزرگ اهلبیت در اردن و سازمانهای دیگر و بالأخره در اجلاس سران کشورهای اسلامی که برای طراحی برنامه ۱۰ ساله برای فعالیتهای این کشورها منعقد شده بود نيز رسما به مسأله تقریب اشاره و آن را قبول کردند و اجمالا استقبال علمایی و هم استقبال رسمی از این ایده صورت گرفت و کتابهایی در این زمینه تألیف شده است. ما خودمان در رابطه با تقریب طرحهای زیادی را انجام دادیم؛ که بهعنوان مثال طرح روایات مشترک بین شیعه و سنی که حتی منابع آن ذکر و تا به حال ۳۰ کتاب از این طرح منتشر شده است و طرح راویان مشترک که هم اهل سنت قبول دارند و هم شیعه و همچنين طرح احکام مشترک.
(تقریبا ثابت کردیم که بیش از ۹۰ درصد احکام بين مذاهب اسلامي مشترک است) دشمنان افراد ساده را تحریک میکنند که مسأله ۵ درصد اختلاف طبیعی بين مذاهب را سبب درگیری و تکفیر و امثال اینها قرار بدهند. من معتقدم گامهای بلندی در این رابطه برداشته شده و یکی از زمینههای فراهم شدن این بیداری اسلامی همین فعالیتهای تقریبی بوده است و گسترش ویژگیهای انقلاب اسلامی ایران به کل جهان اسلام.
بهنظر شما تقریب چه تأثیری در بقا و صدور اهداف انقلاب اسلامی داشته است؟
بسيار مؤثر بوده است. برای اینکه یکی از اهدافی که دشمن داشت ایجاد فاصله بین کانون انقلاب اسلامی ایران و کل امت اسلامی بود و سعی میکردند که القا کنند که این انقلاب شیعی و ایرانی و فارسی و منطقهای است و ربطی به کل جهان اسلام ندارد. یکی از ایدههای انقلاب اسلامی مسأله تقریب است و وقتی تودههای جهان اسلام گامهای جمهوری اسلامی در رابطه با تقریب را ارزشمند دیدند، مجبور شدند بیایند و ویژگیهای دیگر انقلاب اسلامی را کشف کنند و بهطور طبیعی آن شایعات استکباری خنثی شد. البته آنها شاید توانستند ۳۰ سال مسأله گسترش انوار انقلاب اسلامی را به عقب بیندازند، ولی دیدیم که كشورهاي منطقه در ماجراي بیداری اسلامی، کلا از انقلاب اسلامی ايران درس گرفتند و حتي رهبران این حرکتهای اسلامی گفتند که ما از انقلاب اسلامی ایران ایده گرفتیم. من امیدوارم روز به روز انوار انقلاب بیشتر گسترش پیدا کند و ملتها حضور بیشتری پیدا کنند و بهسمت آن وحدت امت اسلامی پیش بروند که امروز راه نجات امت اسلامی همین وحدت است.
ما در ایران قویا اعتقاد داریم که این حرکتهایی که در منطقه بهوجود آمد در ادامه اهداف انقلاب اسلامی بوده است، اما خیلی از نویسندگان و فرهیختگان و حتی توده مردم در کشورهای عربی این نكته را قبول ندارند و حرکتشان را جدا از این میبینند.
مشكل اين نویسندگان است! بسیاری از آنهایی که آمدند، مانند دکتر «کمال هلياوی»، نماینده اخوانالمسلمین، صریحا اعلام كردند که ما مولود انقلاب اسلامی ایران هستیم. همه افرادی که واقعنگر بوده و مرتبط با دوایر استعماری نیستند، این حقیقت را قبول دارند. ما در اینجا با هیأتهای زیادی از مصر، تونس، یمن و بحرین که میگویند که ما از انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی (رحمتاللهعلیه) الهام گرفتهایم، دیدار کردهایم.
با توجه به سفرها و رفت و آمدهای شما به این کشورها، مردم این کشورها در این مورد چه نظری دارند؟
تا به حال صدها سفر رفته و در حدود ۷۰۰ اجلاس بینالمللی حضور پیدا کرده و نماینده جمهوری اسلامی بودهام. هرجا که رفتهام شاهد این حقیقت بودهام که مردم، متأثر از این انقلاب و فرمایشات رهبر انقلاب هستند و حتی وقتي در یک کشور بزرگ آسیای میانه، سخنرانی میکردم، همه و حتی از ادیان دیگر، میگفتند که ایدههای امام (رحمتاللهعلیه) ایدههایی ناب است و مردم را بهسوی تحول هدایت میکنند.
یکی از ویژگیهایی که برای شما برشمردهاند این است که شما انسان سختکوشی هستید و سفرهای زیادی میکنید ، اما خسته نمیشوید، در حاليكه شاید یک انسان عادی نتواند در سن شما، این ساعتهای طولانی سفر را تحمل کند. شما با چه انگیزهای توانستهاید، سختیهای سفرهای متعدد و کارهای پشت سر هم را تحمل کنید؟
انگیزه من عشق به این انقلاب و شناخت مسئولیت بوده است. من معتقدم اگرچند برابر این فعالیتها را هم انجام میدادیم، هنوز حق این انقلاب را ادا نكرده و هنوز نتوانستهایم مسئولیت سنگینی را که انقلاب بر دوش ما گذاشته، حمل کنیم، ما واقعا احساس میکنیم که این انقلاب داراي انواري است كه افرادی باید آن را به دلهای جهانیان برسانند و امیدواریم که ما یک سرباز کوچک این نبرد باشیم و حامل کوچکي كه این انوار را به دیگر جاها ميرسانند.
آینده تقریب را چگونه میبینید؟ چه کمبودهایی در مسیر تعالی تقریب وجود دارد و چه اقداماتی باید صورت بگیرد که به نتیجه لازم برسیم؟
من البته اقرار میکنم که موانع زیاد است و بزرگترین مانع را استکبار جهانی و دشمنان اسلام در مقابل ما قرار میدهند و تعصبها، افراطگریها، منافع شخصی، حکومتها و برخی افرادی که عوام فریبی میکنند، اين موانع را تقويت ميكند. ولی من به آینده خیلی امیدوارم و فكر ميكنم با وجود اين، دستآوردهای خوبی بهدست آمده است، تا جاییکه حتی بدترین دشمنان وحدت هم نمیتوانند بگویند تقریب چیز بدی است، شاید تشکیک كنند و بگویند هدف سیاسی است یا بگویند تقریب امکانپذیر نیست؛ اما وقتی توضیح میدهیم، نمیتوانند در برابر توضیحاتمان ایستادگی کنند. ما میگوییم که نه میخواهیم مذاهب را یکی کنیم و نه میخواهیم که پیروان یک مذهبی از مذهب خود عقبنشینی کنند، ما نمیخواهیم یک مذهب ترکیبی داشته باشیم و فقط میگوییم همه مذاهبمان را نگه میداریم و دفاع میکنیم، ولی بیاییم آن دایره مشترک فی مابین مذاهب را کشف کنیم و آن را مورد تأکید قرار بدهیم. اختلافات ميان مذاهب فرعی است و این اختلافات فرعی نباید ما را از اینکه يكديگر را بپذیریم و در چهارچوب یک امت اسلامی واحد حرکت كرده و اهداف بزرگ این امت را دنبال کنیم، باز دارد. ما این را میگوییم که بیایید این موارد را بررسی کنیم. ما در اصول اعتقادات با هم شریکیم و در ۹۰ درصد فقه اشتراك داريم، در تمدن و اخلاق هم ما ۱۰۰ درصد شریک هستیم و این نمیشود که افرادی که تا این اندازه اشتراک دارند، يكديگر را از چهارچوب امت خارج كرده و تکفیر کنند و با هم (بهنفع دشمن) بجنگند. به این حرف ما نمیتوان پاسخ منطقی داد و آن را رد کرد و باید تسلیمش شد.
از نظر شما چه نهادها و گروههایی میتوانند در ایجاد تقریب بین مذاهب مؤثر باشند؟
بزرگترین گروهی که میتواند مؤثر باشد، علما هستند، زیراکه بر عقلانیت اسلام آگاهي داشته و از تأکید اسلام بر وحدت و اخوت اسلامی، گفتوگوی منطقی و آزادی اجتهاد، مطلع هستند. در مرحله بعدی نویسندگان مخلص و آگاه، اساتید دانشگاهها، و حوزهها كه در دانشجویان مؤثرند و از آنجا باید ایدههای تقریب به تودهها رسيده و فرهنگ شده و نهايتا فرهنگ تقریب، عمومی بشود. من مقصودم از فرهنگ تقریب این است که هر مسلمانی به مسلمان دیگر بهعنوان یک برادر نگاه كند و باید هم در خوشحالی و هم در مصیبت شریک يكديگر باشند و این مسأله هم دور نیست. ما میبینیم که علمای شیعه وقتی که اسم اهل سنت میآید، میگویند برادران سنی و خیلی از علمای سنت وقتی که اسم شیعه میآید، میگویند برادران شیعه، یعنی این برادری را باید تعمیم بدهیم و آگاهی از يكدیگر را بیشتر کنیم. من معتقدم یکی از موانع بزرگ تحقق این فرهنگ نا آگاهی است. برخی از اهل سنت فکر میکنند که ما شیعیان به همه صحابه اهانت میکنیم و این کار دروغی است، ما به برخی از صحابه انتقاد داریم و برخی از شیعهها معتقد هستند که همه اهل سنت به اهلبیت اعتقاد ندارند و دشمن اهلبیت هستند و این هم دروغ محض است. ما امروز در کل جهان یک نفر سنیای که دشمن اهلبیت باشد نداریم، گذشت آن زمانیکه ناصبیها بودند و حتی این وهابیون تکفیری، وقتیکه اهلبیت اسمشان میآید صلوات میفرستند و تعریف میکنند.
پس این سریالهایی که درباره امام حسن (علیهالسلام) و امام حسین (علیهالسلام) و... ساخته میشود، توسط چه کسانی ساخته میشود؟
ما به دو مورد از این سریال اشکال وارد میکنیم. یکی در آوردن تصویر امام حسن (علیهالسلام) و امام حسین (علیهالسلام) و اینکه اینها شخصیتهای مقدسی هستند و نباید به تصویر کشیده شوند. دوم اینکه در چنين سریالهايي بعضی از خرافات تاریخی ديده ميشود، مانند خرافی بودن شخصیت غيرواقعي عبدالله بن سباء که در این سریال شیعیان را به این فرد نسبت دادهاند.
این كار پذیرش خرافات بیاصل است و نه دشمنی با اهلبیت. شايع است که عبدالله سبا تفرقه بین شیعه و سنی را بهوجود آورده، اما میگوییم که اصلا این شخصیت موهوم است و ارزش پرداختن ندارد. پس اینها دشمنی با اهلبیت نیست.
اعتقاد بسیاری بر این است که علمای شیعه در برابر این سریال کوتاهی کردهاند؛ چرا آنها را تحریم نکردهاند و واكنشي نشان ندادند؟
اعتراضاتی صورت گرفته و گفته شده است. من معتقدم اين یک نکته بدی است که از طرف ما هم رخ داده است و آن سریالهایی نظیر مختارنامه است و يا سریالهای دیگري که انبیا به تصویر کشیده شدهاند.
يعني شما میگویید که این سریال جواب آن سریالهایی است که ما قبلا ساخته بودیم!
من نمیگویم جواب به آن سریالهاست؛ اما این بابی است که ما باز کردیم. باید توبه کنیم، زیرا نباید چهره پیامبران را به تصویر بکشیم. تصویر چهره پیامبران اهانت به پیغمبران است.
آیا تا به حال در ادیان دیگر مسأله تقریب وجود داشته است که مثلا کاتولیکها بخواهند به پروتستانها نزدیک بشوند؟
اتفاقا اخیرا یکی از مسئولان واتیکان به من خبر داد که من در واتیکان، یک مجمع التقریبی تشکیل دادم تا بین مذاهب مسیحی تقریب کند و این حرکت، حرکت خوبی است. گامهای تقریبی زیادی بین مسیحیان برداشته شده و آنها بسيار تمايل دارند که یک تقریبی بین مذاهبشان انجام بشود.
نکتهای که باید به آن اشاره کنم این است که ما اگر هشت مذهب داریم، مسیحیان بیش از ۵۰۰ مذهب دارند و بيش از ما به تقریب و مشتركات نیازمند هستند. تقریب نه فقط ديني بلكه یک حرکت انسانی است. آدم از روز اول وقتیکه میخواست با دیگری گفتوگو کند، سعياش این بود که آن زمينه مشترک را از راه زبان و از راه اشاره کشف کند.
در مذهب شیعه هم فرق متفاوتی وجود دارد، آیا میتوان مسأله تقریب را در این مورد مطرح کرد؟
این دیگر از باب اولی است. ما بین اثنی عشری و زیدی در چهار امام و خیلی از اصول مشترک هستیم و با شش امامیها کوششهای زیادی داریم برای ایجاد تقریب و آنها در شش امام تا امام صادق (علیهالسلام) با ما مشترک هستند.
آیا چنین کاری نیز از اهداف مجمع تقریب است؟
خیر این از اهداف مجمع جهانی اهلبیت است، ما از خدا میخواهیم که وارد بشویم و در محدوده کارمان هم هست، اما کار ما بیشتر تقریب بین سنی و شیعه است.
یک مفهومی است بهعنوان نزدیکی بین ادیان، که برای این هدف سمینارها و همایشهایی برگزار میشود تا همه ادیان را یکی و شبیه به هم نشان بدهد.
دو حرکت وجود دارد، سالم و ناسالم.
بهنظر میرسد که این حرکت ناسالم است و بیشتر در کشورهایی که جمعیتهای مسلمان دارند، این کار انجام میگیرد. مانند استرالیا، کانادا و کشورهای چند فرهنگی.
حرکت سالم همین گفتوگوی ادیان است و این گفتوگو میتواند به کمک صلح، همکاری و هم شناخت مشترک باشد و اتفاقا این قرآنی است، قرآن میفرماید: «قل یا أَهْلَ الْکتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَی کلَمَه سَوَاء بَینَنَا وَبَینَکم» یعنیای پیامبر بگو ای اهل کتاب بیایید کلمه سوا را بین خودمان برقرار کنیم، «أَلاَ نَعْبُدَ إِلاَ اللهَ وَلاَ نُشْرِک بِهِ شَیئا وَلاَ یتَخِذَ بَعْضُنَا بَعْضا أَرْبَابا مِن دُونِ اللهِ» یعنی بیاییم آن دایره مشترک را کشف کنیم، پس این منطق قرآنی است. ما حتی به این آیه استدلال میکنیم و میگوییم پس از باب اولی باید مسلمانان مشترکات را بین خودشان کشف کنند و منطق منحرف این است که میگویند بیایید تساهل و تسامح کنیم و ادیان را کنار بزنیم و یک دین واحدي، مثلا به نام دوستی بسازیم، یعنی کاری که بهاییها و يا برخی از یهودیها مطرح میکنند. این حرکت منحرف، باطل، مشکوک و مورد تنفر ادیان است.
در روابط ایران و عربستان، بسیاری از کشورهای استعمارگر ميخواهند که روابط ميان اين دو كشور متشنج باشد. آيا بهنظر شما یکی از دلایلی که میخواهند این کار را بکنند، تفرقه بین یک کشور نماد شیعه (یعنی ایران) و یک کشور نماد سنی یا وهابی (عربستان) است؟ چه باید بکنیم که این مسائل خنثی بشود؟
این یک سیاست استعماری است که درگیری بین کشورهای اسلامی بهوجود بیاید تا بتوانند هدفهایشان را محقق کنند. من معتقدم که باید کوشش زیادی صورت بگیرد تا ضمن اینکه هرکشور دیدگاههای خود را حفظ كنند، رفتار مسالمتآمیز و محبتآمیز بین کل کشورهای اسلامی نيز برقرار بشود.
ما در این رابطه تا چه اندازه باید کوتاه بیاییم؟ شنیده شده است که میخواهند مثلا مراسم برائت از مشرکین را ممنوع کنند...
خیر اینگونه نیست، اینها اوایل موسم حج همیشه یک بیانیه میدهند اما اینگونه نیست و این مراسم در عرفات برگزار میشود و کسی هم نمیتواند جلوگیری کند. کشورها نبايد کاری بکنند که تفرقه بیشتر بشود و ما باید بهسمت تفاهم بیشتر برویم و این بهنفع امت اسلامی است.
در بين همایشهای بسياري که شما تشریف بردهاید، آیا تا به حال اتفاق ویژهای رخ داده است که بخواهید جریانش را بازگو کنید؟
خیلی از این اتفاقات افتاده است. ما یک اجلاس بزرگی در رابطه با سلمان رشدی رفتیم در عربستان و با اینکه رابطه سیاسی برقرار نبود و خیلیها میگفتند که ما موفق نخواهیم بود، بالاترین سطح موفقیت را به دست آوردیم، وقتی که ایدههای حضرت امام (رحمتاللهعلیه) را تشریح کردیم.
مربوط به چه سالی بود؟
سال بعد از فاجعه مکه بود که وقتی ما ایدههای حضرت امام (رحمتاللهعلیه) را تشریح کردیم همه کشورهای اسلامی بالاجماع ایران را و فتوای امام را تأیید کردند و این کاری است که هیچکس توقعش را نداشت، اما اخلاص امام (رحمتاللهعلیه) و واقعیت ایشان به این مسأله کمک کرد.
یک سال هم به قاهره رفتیم برای بررسی سند ملل متحد در رابطه با جمعیت و توسعه که یک سند خطرناکی و برای اشاعه روابط آزاد بین جوانان بود، ما به تشویق مقام معظم رهبری رفتیم و توانستیم ۸۰ لفظ و موقعیت از یک سند بینالمللی را تغییر بدهیم و کل جهان غرب را شکست بدهیم و این پیروزی بزرگی بود برای جمهوری اسلامی ایران.
چه توصیهای برای انقلابیون کشورهای اسلامی که متحول شدهاند، مانند مصر و تونس و لیبی دارید؟
من یک توصیه دارم. آن اینکه حرفهای امام خمینی (رحمتاللهعلیه) را خوب بفهمند. اخلاق، اهداف، ویژگیها، دعوتها و صحبتهای امام (رحمتاللهعلیه) برای ساختن یک انسان انقلابی واقعا ضروری است و جمهوری اسلامی باید این افکار امام و همچنین افكار مقام معظم رهبری را گسترش بدهد، زیرا مقام معظم رهبری دقیقا همان خطی را که امام (رحمتاللهعلیه) ترسیم کردند، تبیین میکنند در اين صورت خواهند دید که راه سعادت از همین طریق است.
منبع: پنجره