نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » اقتصادی

اختلاس اعتماد جنایتی علیه انقلاب

محسن اسماعیلی

۱ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۸

نگاهی به یکی از ابعاد مغفول فساد مالی بزرگ اخیر

فساد بزرگ و تکان دهنده‎ای که اخیرا کشف و به اختلاس ۳ هزار میلیارد تومانی معروف شد، از ابعاد گوناگون شایسته تأمل و تدبر و درس آموزی است. اما به‎نظر می‎رسد هنوز هم یک بُعد مهم از ابعاد آن مغفول مانده است، و آن ظلم مضاعفی است که مخصوصا در این حادثه، بر آرمان‎‎های انقلاب و نظام اسلامی رفته است. من این گفته را قبول نداشته و ندارم، و از گفته و گوینده آن در شگفتم که: «در کشور ۷۰ میلیونی، اتفاق اختلاس طبیعی است»!

امثال این جنایت در هر کجای جهان که باشد، ظلم به قانون، ظلم به مردم، ظلم به بانک‎داری و اقتصاد است. اما در کشور ما علاوه‎بر همه این‎ها خیانت به اعتماد مردم و نظامی است که به تنزه از چنین مفاسد ننگ‎آوری شناخته می‎شد. همه می‎دانند که برقراری عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد، یکی از اصلی‎ترین هدف‎‎های انقلاب اسلامی بوده و هست. اهمیت این شعار و جایگاه ویژه آن در میان آرمان‎‎های انقلاب، ناشی از ماهیت آن بود؛ انقلابی که از جنس نهضت انبیا و دنباله آن‎ها به شمار رفته و می‎رود. تأکید‎‎های مکرر بنیان‎گذار نظام جمهوری اسلامی ایران و نیز اصرار مقام معظم رهبری بر تداوم و تشدید مبارزه با فساد اداری و مالی، به‎ویژه در دستگاه‎‎های عمومی، نشان از جایگاه راهبردی آن در منظومه تفکر دینی و سیاسی ما دارد.

فساد بی‎نظیر اخیر از آن جهت که برخی بوق‎‎های دشمن را شادمان ساخت و بعضی دل‎های ساده را لرزان، خیانتی بزرگ و نابخشودنی در حق مبانی فکری و دینی ما بود، و خدا کند که با پاسخی در خور و آشکار روبه‎رو شود.

بی‎تردید یکی از دلایل قیام شکوهمند مردم ایران علیه نظام منحرف و منحط پهلوی، گسترش فساد اداری و اقتصادی بود که به‎صورتی چِندش آور و باور نکردنی در میان سردمداران و رؤسای نظام شاهنشاهی مشاهده می‎شد. این واقعیتی است که ممکن است در اثر گذشت زمان فراموش شود؛ و البته دستگاه‎‎های تبلیغی و رسانه‎‎های نظام باید خود را موظف به یادآوری آن، خصوصا برای نسل‎‎های نو، بدانند. مروری بر گزارش‎‎های تاریخی و خاطرات منتشر شده رجال سیاسی، که حتی به‎گونه‎ای طرفدارانه و برای توجیه و تطهیرِ ناممکنِ پهلوی‎ها نوشته شده، نشان می‎دهد که سوء‎استفاده از مناصب دولتی و غارت اموال عمومی تا چه اندازه عادی و آشکار صورت می‎گرفته است؛ تو گویی رقابتی رسمی در این زمینه برقرار بوده است!

امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) به‎عنوان سلسله جنبان و رهبر این قیام الهی بار‎ها و بارها، چه قبل و چه بعد از پیروزی، بر این نکته تأکید می‎کرد و با انتقاد از آلودگی سیاسی و اقتصادی کارگزاران شاه، آن را مغایر با معارف و آموزه‎‎های دینی می‎دانست. ایشان برای نمونه از سیره حکومتی پیامبر خاتم و امیر مؤمنان (سلام الله علیهما و آلهما) یاد می‎کرد و آنان را به زیر پا نهادن این سنت‎ها متهم و محکوم می‎ساخت.

امام، آن‎گاه که با طرح نظریه حکومت اسلامی و «ولایت فقیه» در نجف اشرف، رسما به لزوم براندازی شاه و تبیین الگوی مطلوب نظام اسلامی همت گماشت، به این نکته نیز تصریح فرمود که: «ما باید جلو این غارت‎گری‎ها و حرام خوری‎ها را بگیریم. همه مردم موظف به این کار هستند؛ ولی علمای دینی وظیفه‎شان سنگین‎تر و مهم‎تر است. ما باید پیش از سایر افراد مسلمان به این جهاد مقدس و این وظیفه خطیر اقدام کنیم. ما به‎خاطر مقام و موقعیتی که داریم بایستی پیش‎قدم باشیم. اگر امروز قدرت نداریم که جلو این کار‎ها را بگیریم و حرام‎خواران و خائنین به ملت و دزدان مقتدر و حاکم را به کیفر برسانیم، باید کوشش کنیم این‎ قدرت را به دست بیاوریم.

و در عین‎حال، به‎عنوان حداقل انجام وظیفه، از اظهار حقایق و افشای حرام‎خوری‎ها و دروغ‎پردازی‎ها کوتاهی نکنیم. وقتی قدرت به دست آوردیم، نه تنها سیاست و اقتصاد و اداره کشور را درست می‎کنیم؛ بلکه حرام‎خور‎ها و دروغ‎پرداز‎ها را شلاق می‎زنیم و به کیفر می‎رسانیم.»

امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) فساد حاکم بر حاکمیت سلسله پهلوی را بزرگ‎ترین منکری می‎دانستند که باید برای از بین بردن آن به‎پا خواست و به‎عنوان گلایه از بعضی کوته نظری‎ها می‎فرمودند: «از آن‎جا که دایره فکر عده‎ای از دایره همین مسجد تجاوز نمی‎کند و جولان و گسترش ندارد، وقتی گفته می‎شود «اَکلِ سُحت»، یعنی حرام‎خواری، فقط بقالِ سر کوچه به‎نظرشان می‎آید که، العیاذ بالله، کم فروشی می‎کند! دیگر آن دایره بزرگ حرام‎خواری و غارت‎گری به‎ نظر نمی‎آید که یک سرمایه بزرگ را می‎بلعند؛ بیت‎المال را اختلاس می‎کنند؛ نفت ما را می‎خورند؛ به نام نمایندگی کمپانی‎‎های خارجی کشور ما را بازار فروش کالا‎های گران و غیر ضروری بیگانه می‎کنند، و از این راه پول مردم را به جیب خود و سرمایه داران بیگانه می‎ریزند.

نفت ما را چند دولت بیگانه پس از استخراج برای خود می‎برند؛ و مقدار ناچیزی هم که به هیأت حاکمه هم‎دستِ خودشان می‎دهند، از طرق دیگر به جیب خودشان بر می‎گردد. و اندکی که به صندوق دولت می‎ریزد، خدا می‎داند صرف کجا می‎شود. این یک «اَکلِ سُحت» و حرام‎خواری در مقیاس وسیع و در مقیاس بین‎المللی است. منکرِ وحشتناک و خطرناک‎ترین منکرات همین است.»

این‎گونه نقد‎ها و نظر‎ها به‎طور مکرر ادامه یافت و حتی امام (رحمت‎الله‎علیه) درمصاحبه با خبرنگاران خارجی، دلیل نهضت و برنامه آینده حکومت مطلوب خود را چنین معرفی می‎کرد: «ما با تکیه بر دستورات اسلامی و اجرای مقررات آن در همه زمینه‎‎ها تلاش خواهیم کرد که از سویی دست عناصر فاسد کوتاه شود و از طرفی انگیزه‎‎های فاسد‎کننده نابود شود. و دیگر این‎که عموم مردم را موظف می‎دانیم که انحراف از مسیر اسلامی را در هر کجا که می‎بینند از پایین‎ترین و بالاترین مقامات بلافاصله جلوگیری کنند. و بدین ترتیب از رشد فساد جلوگیری می‎شود و مجال بر عناصر فاسد نیز بسته می‎ماند.»

بر همین اساس، پس از پیروزی انقلاب و استقرار نظام مبارک جمهوری اسلامی هم، لزوم سلامت اداری و اقتصادی مسئولان، اجتناب آنان از امتیاز طلبی و ضرورت ساده زیستی، به‎گونه‎ای شگفت مورد تأکید آن بزرگوار بود و همواره توصیه می‎کردند که مسئولان کشور ساده زیستی را پیشه کنند و به‎خصوص روحانیون «زی طلبگی» خود را فراموش نکنند.

پس از ارتحال بنیان‎گذار نظام جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیت‎الله خامنه‎ای (مدظله العالی) نیز از هر فرصتی برای تأکید بر این امر مهم استفاده کرده‎اند. ایشان که انصافا الگوی ساده زیستی بوده و بار‎ها از سوی دوست و دشمن به این ویژگی توصیف و تحسین شده‎اند، در یکی از مهم‎ترین فرمان‎‎های خویش در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۸۰ که به «فرمان ۸ ماده‎ای درباره مبارزه با مفاسد اقتصادی» معروف شده است، خطاب به رؤسای سه قوه چنین فرموده‎اند: «امروز کشور ما تشنه فعالیت اقتصادی سالم و ایجاد اشتغال برای جوانان و سرمایه‎گذاری مطمئن است و این همه به فضایی نیازمند است که در آن سرمایه گذار و صنعت‎گر و عنصر فعال در کشاورزی و مبتکر علمی و جوینده کار و همه قشر‎ها از صحت و سلامت ارتباطات حکومتی و امانت و صداقت متصدیان امور مالی و اقتصادی مطمئن بوده و احساس امنیت و آرامش کنند. اگر دست مفسدان و سوء‎استفاده‎کنندگان از امکانات حکومتی قطع نشود و اگر امتیازطلبان و زیاده خواهان پرمدعا و انحصارجو طرد نشوند، سرمایه گذار و تولید‎کننده و اشتغال طلب همه احساس ناامنی و نومیدی خواهند کرد و کسانی از آن به استفاده از راه‎‎های نامشروع و غیر قانونی تشویق خواهند شد.

خشکانیدن ریشه فساد مالی و اقتصادی و عمل قاطع و گره گشا در این‎باره، مستلزم اقدام همه‎جانبه به‎وسیله قوای سه گانه مخصوصا دو قوه مجریه و قضاییه است. قوه مجریه با نظارتی سازمان یافته و بی‎اغماض، از بروز و رشد فساد مالی در دستگاه‎ها پیش‎گیری کند و قوه قضاییه با استفاده از کارشناسان و قضات قاطع و پاک‎دامن، مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالی کشور بردارد. بدیهی است که نقش قوه مقننه در وضع قوانین که موجب تسهیل راه‎کار‎های قانونی است و نیز در ایفای وظیفه نظارت، بسیار مهم و کار‎ساز است.»

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بند هفتم این فرمان تصریح فرموده‎اند: «در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچ‎کس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهاد نمی‎تواند با عذر انتساب به این‎جانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حساب کشی معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.»

ایشان از آن تاریخ تا‎کنون به هر مناسبتی بر این مهم تأکید کردند، و حتی در آخرین روز‎های ماه مبارک رمضان در دیدار با فعالان اقتصادی توصیه کردند: «بی‎رحمانه با فساد اقتصادی در دستگاه‎ها برخورد کنید». رهبر انقلاب اسلامی مبارزه با مفاسد اقتصادی را بسیار مهم و یک رکن اساسی نامیدند و خطاب به مسئولان دولتی تأکید کردند: «باید نسبت به بروز و نفوذ کوچکترین فساد اقتصادی در دستگاه‎های دولتی به‎شدت حساس باشید و با آن بی‎رحمانه و بدون هیچ ملاحظه‎ای برخورد کنید چراکه در غیر این صورت مفاسد اقتصادی همچون بیماری واگیر سریعا گسترش خواهد یافت».

بدون تعارف باید گفت که نه تنها به این وظیفه عمل نشد، بلکه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی به‎گونه‎ای و بعضا توسط کسانی اداره شد که... . ! ! بگذریم. در هر حال کار به این‎جا کشید که پس از افشای خیانت اخیر، رهبری انقلاب فرمودند: «من توصیه‎‎های مؤکدی راجع به مقابله با فساد اقتصادی به مسئولین کشور کردم؛ استقبال هم کردند؛ اما خب، اگر عمل می‎کردند، دیگر این فساد بانکی اخیر... پیش نمی‎آمد. وقتی عمل نمی‎کنیم، دچار این حوادث می‎شویم».

ایشان البته دستور دادند: «مسئولین قضائی هم که بحمدالله حالا دنبال این مسأله را با جدیت گرفته‎اند، اطلاع‎رسانی کنند و در موارد خود به مردم اطلاع بدهند؛ مردم هم بدانند که دارد کار پیش می‎رود. و به بدکاره و خراب‎کار و مفسد هم نباید ترحم کنند». ببینیم چه می‎کنند.

منبع: پنجره