| انسان میان دو بینهایت |
| جواد محدثی |
| شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۵۱ |
تنها ساختمان پیچیده و ظریف و مجهز چشم و گوش و قلب و دستگاه تنفس و سلسله اعصاب و مویرگها نیست که هرکدام یک «کتاب معرفت» است و تأمل برانگیز، بلکه دنیای شگفت درون، جاذبههای بسیار و محورهای متعددی برای توجه و تأمل دارد.
اگر «چشم دل» باز باشد، هزاران «نادیدنی» دیده میشود. به قول هاتف اصفهانی
چشم دل بازکن که جان بینی / آنچه نادیدنی است آن بینی
کششهای روحی، حالتهای مختلف، ویژگیهای ظاهر و باطن، شگفتیهای جسم و روح، برگهایی از همان کتاب معرفت هستند که یاد شد.
از ریزترین اجزای عالم مادی تا عظیمترین مجموعههای حیرتانگیز عالم خلقت، هرکدام یک آیه و یک نشانه است.
در چشمانداز ما، فراوان «دفتر آیات» گشوده میشود.
اگر قرآن، از «آیات انفسی و آیات آفاقی» سخن میگوید، برای گشودن چشمها بر روی هزاران آینه «آیهنما»ست که به سبب تکرار و عادت روزمرگی، در نظرمان عادی و معمولی جلوه میکند.
باید گامهایی برداشت، برای رسیدن به افقهای نوین معرفت، قرآن این گامها را به ما آموخته است. یک گام عبارت است از دعوت به «بصیرت»، گام دیگر، دعوت به «تفکر»، گام سوم، دعوت به «عبرت». و همه اینها راهنماهایی به سمت و سوی حقیقت. قرآن، گله از آنان دارد که «بصر» دارند، ولی «بصیرت» ندارند، عقل دارند ولی «تفکر» نمیکنند. مایههای عبرت را میبینند اما اهل «اعتبار» نیستند، و تابلوهای روشن و شفاف را میبینند ولی به حقیقت نمیرسند. اگر از زاویه دید قرآنی به انسان بنگریم، انسان موجودی است بین «اعلی علیین» و «اسفل سافلین»، یعنی رسیدن به اوج اعتلا و سقوط به حضیض پستی. هم بعد لجنی و «حمأمسنون» دارد، هم بعد خلیفه اللهی و نفحه ربوبی. هم «هدایت الهی» در کار است و نور افشانی میکند، هم «اختیار انسانی» در کار است و تعیین سرنوشت میکند.
اگر سر به فلک ساییم که خداوند، بندگان را مورد «خطاب» قرار داده، به جاست. و اگر زمین دهان گشاید و از شرم، در شکاف زمین رویم، که کارمان «عصیان» است، رواست.
فاصله از هیچ تا همه، از حلقه به گوشی شیطان تا خلیفه اللهی، بسیار است. باید این فاصله را پیمود، با پای اراده، با عصای عزم، با توشه بصیرت و با همراهی خود.
آیا میتوان گفت ضعفهای ما به آن «ریشه خاکی» میرسد، ولی کمالهای ما به «بعد افلاکی»؟ شاید اگر انسان را آنگونه که باید بشناسیم، از «غرور» و «غفلت» به در آییم!
زیانکار، کسی است که «قیمت انسان» را نداند!
منبع: پنجره