نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » گفتگو » فرهنگ و هنر

جريان شبه روشنفكري؛ انحراف سینمای جنگ

گفتگو با مسعود ده‌نمكي

۱۰ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۵۶


 
شاهد پيوند

مسعود ده‌نمكي متولد 1348 شهرستان اهر و فارغ‌التحصيل رشته علوم سياسي از دانشگاه آزاد است. وي مدت‌ها سردبير و مديرمسئول نشريه‌هاي شلمچه و جبهه بوده ‌و تاكنون چند فيلم را كارگرداني كرده ‌است. از آثار هنري او مي‌توان به ساخت سريال دارا و ندار (۱۳۸۸)، دو فيلم سينمايي اخراجي‌ها – قسمت اول (۱۳۸۶)، اخراجي‌ها – قسمت دوم (۱۳۸۷) و دو فيلم مستند فقر و فحشا (۱۳۸۲) و كدام استقلال؟ كدام پيروزي؟ (۱۳۸۵-۱۳۸۳) اشاره كرد. 

در یکی از روزهای هفته نامه دفاع مقدس «پنجره» ساعاتی را با ده نمکی به بحث و گفتگو نشست تا از سینمای ایران و دفاع مقدس بگوید. شنیدن حرف های ده نمکی خالی از لطف نیست:

جناب آقاي ده‎نمكي! تعريف شما از سينماي جنگ به‎عنوان كسي كه نام دو فيلم پرفروش دفاع مقدسي را در كارنامه هنري خود به ثبت رسانده، چيست؟
جنگ، في‎نفسه چيز بدي است، يعني به‎عنوان يك ارزش تلقي نمي‌شود؛ مگر اين‌كه حالت دفاع به خودش بگيرد و در اين حالت، دفاع هم اسمش جنگ است. مي‌گويند اگر صلح مي‌خواهي هميشه براي جنگ آماده باش. در نگاه ايدئولوژيك و ديني ما هم واژه جهاد براي جنگ در نظر گرفته شده كه با منويات بشر واهداف زياده خواهانه بشر خيلي تفاوت دارد؛ پس نمي‌شود به صرف يك اشتراك لفظي و اسمي به نام جنگ، همه را يكي دانست. اما در ژانر جنگي، فيلمي كه به مضمون جنگ مي‌پردازد، حال چه مستقيم به جنگ پرداخته شده باشد و چه مضامين ضد جنگي داشته باشد، سينماي جنگ گفته مي‌شود. 

عموما سينماي ضدجنگ در جامعه هنري كشوري شكل مي‌گيرد كه جنگ در آن تجاوزكارانه بوده باشد؛ آن‌جا مي‌آيند براي نفي پديده مذموم جنگ، آثاري توليد مي‌كنند كه به نوعي بتوانند اراده سياست‎مداران يا اراده غلط آن‎ها را زير سئوال ببرند؛ ولي سينماي دفاع مقدس از نوعي نيست كه بشود در آن هم سينماي ضدجنگ داشت و هم سينماي جنگ. سينماي دفاع مقدس به روايت تاريخي دفاع مردم ما در برابر تجاوز دشمن مي‌پردازد و آن نگاهي كه به اسم نفي پديده جنگ بيايد وارد سينماي دفاع مقدس بشود، در اصل ضددفاع مقدس است؛ يعني از همان حرف‌هاي خائنانه برخي افراد در دوران دفاع مقدس كه حاضر بودند زمين بدهند، زمان بگيرند و حاضر بودند مثل تركمنچاي و گلستان امتياز بدهند، اين‌جا هم با يك ادبيات ديگري به صرف مذموم بودن پديده جنگ و پناه گرفتن و پنهان شدن پشت اين حقيقت، واقعيت و بزرگي جنگ را كتمان مي‌كنند. من فكر مي‌كنم اين تفاوت اساسي و اصلي سينماي جنگ با سينماي دفاع مقدس است. 

ارزيابي جناب‎عالي از وضعيت سينماي دفاع مقدس در دو دهه گذشته چگونه است؟
شايد بشود گفت دهه اول، يك دوره سينماي دفاع مقدس بود و دو دهه بعدش يعني 70 و 80 يك دوره ديگر و آينده هم كه افق رو‎به‎رو است و مي‌تواند آينده‌اي باشد كه بايد مورد بررسي قرار بگيرد. دهه اول ويژگي‌هاي خاص خودش را داشت؛ سينماي پروپاگاندا و تبليغاتي براي جنگ، لازمه آن دوران بود و مردم هم اقبال نشان مي‌دادند؛ درباره اين‌كه كيفيت اين سينما چگونه بود و آيا آثار توانستند آن روحيه بسيج ملي را در مردم ايجاد كنند يا نه، نقدهايي وجود دارد كه در جاي خودش بايد به آن پرداخت؛ اما غير از بحث مضمون كه نگاه تبليغاتي به جنگ بود و تهييج مردم براي رفتن به جبهه‌ها، فكر مي‌كنم شرايط براي توليد فيلم‌هاي جنگي در آن دهه بسيار متفاوت بود، يعني امكانات نظامي در اختيار فيلم‎سازان ما قرار مي‌گرفت تا بتوانند فيلم‌هاي دفاع مقدسي بسازند و دست و بال مسئولين بازتر بود؛ يگان‌هاي نظامي، همكاري ويژه‌اي با گروه‌هاي هنري داشتند و صرف اطمينان متقابل، باعث توليد آثار اكشن در آن مقطع مي‌شد. ولي تقريبا بعد از تمام شدن جنگ، ادامه همان نگاه قبلي (پروپاگاندا) به جنگ و يا نگاه تك بعدي به جنگ باعث روي‎گرداني مخاطب از سينماي جنگ شد؛ به طوري‌كه يكي از كم‎مخاطب‌ترين و پر‎خرج‌ترين گونه‌ها همين سينماي جنگي شد و چرايي اين مسئله هم به آسيب‌شناسي اين دوران بازمي‌گردد. شايد به دليل اين‌كه از دوران جنگ و برخورد مستقيم، گذر كرده و وارد دوره جديدي شده بوديم كه سياست‎مداران مي‌خواستند جامعه، حال و هواي سازندگي و جديدي را در پيش بگيرد. پاك كردن شعار و شعائر جنگ از در و ديوار و نوع جديدي از زندگي كه مي‌خواستند به‎عنوان الگوي توسعه در جامعه وارد كنند، بي‌مهري به سينماي جنگ را به‎دنبال داشت. 

همچنين مي‌شود گفت كم شدن ارتباط يگان‌هاي نظامي با گروه‌هاي هنري براي توليد آثار جنگي و محدود شدن و كاناليزه شدن امكانات جنگي، به دليل تمام شدن دوران جنگ و يا حتي تكرار در مضمون سينماي جنگ و يك سري ماجراهاي قابل پيش‌بيني براي مخاطب در سينما، باعث شده بود كه تماشاگران، اقبال كمتري به سينماي دفاع مقدس نشان دهند. البته از اين حقيقت هم نبايد غافل بود كه سياست‎گذاران سياسي و فرهنگي ما هم به نوعي با بي‌مهري به بازماندگان دوران جنگ و دفاع مقدس نگاه مي‌كردند كه باعث شده بود تا هنرمندان، رغبتي‌ براي توليد چنين آثاري نداشته باشند. ولي به هرحال فكر مي‌كنم اتخاذ بعضي از سياست‌هاي رسمي بر عدم توليد چنين آثاري و عدم لزوم توليد فيلم‌هاي دفاع مقدسي به بهانه ارتباط خوب با كشورهاي همسايه و غيره هم مزيد بر علت شد. 

امروز هم كه به هر حال در سال‌هاي پاياني دهه سوم انقلاب هستيم، بعضي از فيلم‌ها و استقبال مخاطب از آن‎ها نشان داد كه اگر به مضامين غير تكراري برسيم، سينماي جنگ مي‌تواند هنوز مخاطب خودش را داشته باشد؛ كما اين‌كه از لحاظ تكنيكي هم سينماي جنگ پيشرفت‌هاي خوبي داشته و تكنولوژي و جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي وارد سينماي جنگ شده است. بدين ترتيب، اميد مي‌رود كه در دهه بعد حتي اگر تعداد محدودي از آثار توليد بشود، اما آن‌ها از لحاظ بصري و تكنيكي آثار قوي‌تري نسبت به دهه‌هاي قبل باشد. 

شما اعتقادي به وجود انحراف در سينماي دفاع مقدس داريد، انحرافي كه براي سينماي دفاع مقدس خطراتي را ايجاد كند؟
بله معتقدم؛ به‎نظر من يكي از خطرات مهمي كه اين سينما را تهديد مي‌كند، حاكميت و غلبه جريان شبه روشنفكري بر سينماي جنگ است؛ يعني جرياني كه در دوره جنگ هم با نگاه ضد جنگ و ضددفاع مقدس، خودش را در پستوها حفظ كرده بود، امروز از غفلت برخي از مسئولين ما، استفاده كرده و با توليد آثاري كه مضمون آن به سينماي ضد دفاع مقدس نزديك‌تر است تا به سينماي دفاع مقدس، به اسم سينماي دفاع مقدس وارد رگ و پيكره جامعه شده است. جامعه‌اي كه بايد به گذشته خودش افتخار بكند امروز با پلان‌هايي از سينماي دفاع مقدس از آن بازخواست مي‌شود كه چرا اصلا جنگيدي. 

البته اين موضوع تنها محدود به سينماي دفاع مقدس نيست، بلكه در مورد انقلاب هم به همين صورت است؛ ما امروزه فيلم‌هايي مي‌بينيم كه انقلاب را به محاكمه مي‌كشند و در سي‎امين سالگرد آن، گذشته را به نقد و نفي مي‌كشانند كه چرا اين‎گونه شد، چرا جنگيديد، مي‌خواستيد نرويد كه بجنگيد. حرف‌هايي را كه آن موقع ضدانقلاب مثل زخم زبان بر تن نحيف و رنجور رزمنده‌ها وارد مي‌كرد، امروز در قالب هنر طرح مي‌شود و متأسفانه با عدم شناخت از ظرافت‌هاي هنري توسط برخي، اين آثار معمولا مورد تقدير هم واقع مي‌شوند. برخي‌ها تازه خوشحال هم مي‌شوند كه ما جريان روشنفكري را هم جذب سينماهاي جنگ كرديم و آن‎ها مي‌آيند و آثار دفاع مقدسي توليد مي‌كنند؛ در حالي‎كه آن‎ها ذكاوت و هوشمندي خودشان را داشتند و آثاري كه توليد كردند در خدمت انديشه دفاع مقدس نبوده، بلكه در جهت نفي آن و يا حتي برانگيختن لايه‌هاي دروني احساسات و عواطف مخاطب بوده كه اصلا چرا جنگيدي! حرفي كه سياست‎مداران پشيمان از انقلاب مي‌گفتند كه جنگ ما برادركشي بود، امروز در آثار اين‎ها متجلي است. همچنين من فكر مي‌كنم در يك مقطع زماني، در مضمون، با نگاه تك بعدي به آدم‌هاي جنگ نگريسته شد، شهدا و رزمندگان را اسطوره‌هايي دست‎نيافتني براي نسل امروز خودمان معرفي كرديم و در يك مقطعي براي اين‌كه اين كليشه شكسته شود، فيلمي مثل اخراجي‌ها توليد شد تا بگويد جبهه، دانشگاه آدم‌سازي است و بودند آدم‌هايي كه مي‌آمدند آن‌جا و اصلاح مي‌شدند، اما الگوبرداري يا به‎نوعي افراط از اين طرف نيز باعث توليد آثاري مي‌شود كه آن ويژگي از درونش بيرون نمي‌آيد و به ضد خودش تبديل مي‌شود. 

شما چه كسي را در اين موضوع مقصر مي‌دانيد؟
اگر چه سينماگر يكي از ضلع‌هاي اين مثلث است، اما سياست‎گذار است كه بايد در جهت حمايت و هدايت اين سينما استراتژي داشته باشد. ولي اين تلورانس توليد انبوه و يا عدم توليد در برخي از سال‌ها، نشان مي‌دهد كه ما استراتژي توليد هم نداشته‌ايم و دستخوش جابه‎جايي قدرت در احزاب شده‌ايم. يعني سينماي جنگ ما هم توسط مديران منصوب در ارشاد در يك مقطعي دستخوش برخوردهاي سليقه‌اي شده بود. 

سينماي دفاع مقدس براي بعضي از افراد، يك سكوي پرش بود، يعني بعضي از آدم‌ها مي‌آمدند در اين سينما ياد مي‌گرفتند و وارد ژانرهاي ديگر سينما مي‌شدند؛ نه اين‌كه الزاما سينماگر نبايد وارد ژانرهاي ديگر بشود، بلكه منظورم اين‌است‌كه در يك مقطعي امكانات به وفور در اختيار عده‌اي قرار مي‌گرفت تا تجربه كنند؛ نگاتيو و پوزيتيوهاي فراوان در اختيار قرار مي‌گرفت تا عده‌اي بيايند مثل آزمايشگاه اين سينما را تجربه بكنند و ياد بگيرند و وارد بدنه سينماي حرفه‌اي بشوند. حفظ نكردن نيروها و يا عدم تربيت نيروهاي متخصصي كه در اين ژانر بمانند و در حوزه كارگرداني و به صورت دائم تخصص‎شان سينماي جنگ باشد، يكي از آسيب‌هايي بود كه اين سينما را تهديد مي‌كرد. 

به نظر من سينماي جنگ را تنها كساني مي‌تواند كار كنند كه به آن اعتقاد داشته باشند؛ يعني اعتقاد به دفاع داشته باشند؛ اعتقاد به منافع ملي داشته باشند؛ اعتقاد به شهدا و آرمان‌هاي آن‎ها داشته باشند؛ اين‌كه ما كسان ديگري را بياوريم و دلخوش بكنيم كه تكنسين هستند و آن چيزي را كه ما مي‌خواهيم به آن عمل مي‌كنند، در عمل نشان داده‌اند، اين‎گونه نيست. آن‎ها چيزي را مي‌سازند كه شما حتي متوجه نمي‌شويد چه مي‌خواستند بگويند. معتقدم كه عموما فيلم‌هاي ضدجنگ را كساني كار مي‌كنند كه يا از گذشته خودشان پشيمان هستند يا اين‌كه واقعا از اول هم عناد داشته‌اند و امروز در آثارشان اين عناد را به خوبي مي‌بينيد. 

از خطرات و تهديدات موجود صحبت شد، انصاف حكم مي‌كند كه از فرصت‌هاي اين ژانر نيز بگوييم.
من فكر مي‌كنم بزرگ‎ترين فرصت و گنجينه‌اي كه براي سينماي دفاع مقدس وجود دارد، خاطرات و اتفاقاتي است كه در بستر دفاع مقدس اتفاق افتاده و مي‌تواند منبع نگارش فيلم‎نامه‌ها و داستان‌ها براي سينما و تلويزيون ما باشد. يعني خيلي جاها براي خلق فيلم‎نامه احتياج به تخيل دارند ولي اتفاقات دفاع مقدس ما آن‎چنان بكر و منحصربه‎فرد است كه فكر مي‌كنم نويسنده را فارغ از تخيل مي‌كند. اگر بتوانيم ارتباط صاحبان خاطرات را با فيلم‎نامه‎نويسان برقرار كنيم، مي‌شود اميدوار بود كه فيلم‌هاي خوبي خلق شود. 

آقاي ده‌نمكي شما باور داريد كه سينماگران به ساخت فيلم‌هاي دفاع مقدس بي‌توجه هستند؟
من فكر مي‌كنم لازمه كار در سينماي دفاع مقدس اعتقاد است، يعني شرط لازم، داشتن اعتقاد است. يعني اگر كسي اعتقاد به اين مقوله نداشته باشد، تن به سختي‌ها و مرارت‌ها نمي‌دهد و اساسا بعيد مي‌دانم با صرف نگاه كردن به كارگردان به‎عنوان يك تكنسين و در اختيار دادن متن خوب، بتوانيم روح دفاع مقدس را در آن فيلم ببينيم. از سوي ديگر، كار سينماي جنگ و دفاع مقدس هزينه‎بر بوده و از عهده بخش خصوصي تقريبا خارج است؛ يعني مثل فيلم‌هاي آپارتماني نيست كه بخش خصوصي با اراده خودش بتواند در اين زمينه فيلم بسازد. يك بخش ديگر آن به تربيت نيرو در اين حوزه باز مي‌گردد. سهل‌الوصول نبودن امكانات لجستيك براي سينماي جنگ و عدم ورود فن‌آوري نوين در جلوه‌هاي ويژه ميداني و كامپيوتري از دلايل ديگري است و شايد بشود گفت كه سياستگذاري هم مؤثر است. 

به هر حال من فكر مي‌كنم آن كاري كه تا حالا انجام شده به نوعي به همت، اعتقاد و باور سينماگران جنگ و مديراني كه در اين حوزه استخوان خرد كرده‌اند، باز مي‌گردد؛ يعني براساس يك برنامه مدون، سينماي جنگ مديريت نمي‌شود. البته نبايد تقصير را به گردن متوليان انجمن سينماي دفاع مقدس انداخت؛ چون انجمن، آن چيزي را كه دارد، هماني است كه هست؛ وضع موجودش همين است. 

آيا نيروهاي مسلح در توليد سينماي دفاع مقدس مشاركت مي‌كنند؟
يكي از خلاء‌هايي كه وجود دارد همين است؛ يعني خود نيروهاي مسلح سينماگران را براي توليد آثار سينماي دفاع مقدس ترغيب نمي‌كنند. البته شايد اصلا رسالت آن‎ها اين نيست. 

مقوله طنز در جنگ چه حد و حدودي دارد؟
ببينيد، طنز به‎خصوص كمدي جنگي در سينماي دنيا رايج است؛ هيچ سقفي هم برايش قائل نمي‌شوند؛ يعني خط قرمز طنز هجو دشمن است تا هجو منافع ملي و يا خود رزمندگان، و براي آن‎ها اين حد و مرز وجود ندارد؛ ولي دفاع مقدس ما چون غير از بعد جنگي و نظامي يك بعد معنوي هم دارد، اين طنز اگر در جهت كم‎مايه نشان دادن بعد معنوي جنگ و دفاع مقدس قرار بگيرد، به نظر من لطمه است، يعني در فيلم اخراجي‌ها اگر هم طنزي هست، طنز در خدمت بعد معنوي دفاع مقدس است، نه در جهت زايل كردن آن و مهم برآيند است. در فيلم ممكن است يك سكانسي مسئله‌اي داشته باشد يا در سكانسي غلبه شعار بر فرم باشد يا در سكانس ديگري كارگردان دستخوش فرم زدگي شده باشد، ولي برآيند فيلم يعني تأثيري كه روي مخاطب مي‌گذارد، مهم است. 

به نظر شما آيا تمام واقعيت‌هاي جنگ را مي‌شود در سينماي دفاع مقدس نشان داد؟
ببينيد، تعادل، شرط لازم اين كار است؛ يعني پرهيز از يك‎جانبه‎نگري؛ مثلا اگر همه فيلم‌هايي كه مي‌سازيم منوط به پيروزي رزمندگان ما باشد يا دشمن را چنان زبون نشان بدهيم كه با الله‎اكبرهاي ما همان شب فرار مي‌كردند، آن وقت نسل امروز مي‌گويد اگر دشمن اين‎قدر ترسو بوده پس چرا اين جنگ، هشت سال طول كشيده است؟ يعني ما براي نشان دادن عظمت كاري كه رزمندگان كردند، اگر دشمن را ضعيف نشان دهيم، به ضد خودش تبديل مي‌شود. به عبارتي ما تا دشمن را به شكل واقعي خودش تعريف نكنيم، عظمت كاري كه بچه‌ها شب‌هاي عمليات انجام مي‌دادند، نشان داده نمي‌شود. ما اگر ترس را كنار شجاعت نشان ندهيم، قابل باور نخواهد بود. 

زندگي در جنگ اگر درست نشان داده بشود، آن وقت نسل امروز ارتباط بهتري با آن برقرار مي‌كند. مثلا در بحث فيزيك جنگ، از هر 10 تا عمليات ما به علت پوشش اطلاعاتي كه آمريكا توسط آواكس‌هاي خودش به عراقي‌ها مي‌داد، عموم عمليات‌هاي ما لو مي‌رفت؛ يعني فقط دشمن زمان عمليات را نمي‌دانست، بلكه محل‌هاي تجمع ما را شناسايي مي‌كرد. ما از 15، 16 كشور ديگر اسير گرفتيم. خب اگر اين موضوعات خوب تبيين شود، آن‎وقت نسل امروز افتخار خواهد كرد به كاري كه در دفاع مقدس انجام شد. من فكر مي‌كنم اين بايدها و نبايدها، نبايد سليقه‌اي تعبير بشود.