نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » سیاسی

روایت ابطحی از بهترین سرگرمی در زندان

۲۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۶

محمد علي ابطحي در وبنوشت خود چنين نوشته است : بعد از زندان بهترين سرگرمي من در بيکاري و بي حوصلگي موجود، خواندن رمان هست .

متن کامل نوشته جديد ابطحي به اين شرح است: از در يکي دو ماه آخر زندان، رمان خواني شروع کرده بوديم. هريک از خانواده ها براي ماها کتاب رمان مي آوردند و ما همگي همه آنها را ميخوانديم. قبلا خيلي علاقمند به خواندن خاطرات بودم وتقريبا هرچه خاطره به فارسي چاپ شده خوانده ام. اما رمان کمتر مي خواندم. حالا فهميده ام چه چيز بزرگي را از دست داده ام که رمان نمي خواندم. هر وقت رماني را ميخواندم يک يادداشت هم در باره آن مي نوشتم که شايد به تناسب آن را روي وبلاگم که احتمالا بيشتر ادبي شود، بگذارم. بعد از زندان هم بهترين سرگرمي من در بيکاري و بي حوصلگي موجود، خواندن رمان هست. چند وقت پيش سري زدم به کتابفروشي هاي کريمخان. در انتشارات گويا چند نفر از نويسندگان فاضل حاضر بودند. يکي از آنان کتاب سرزمين گوجه هاي سبز را معرفي کرد. برنده ي جايزه نوبل ادبيات شده است. ديروز آن را تمام کردم. کتاب قشنگي بود. نويسنده آن هرتامولر است که توسط آقاي غلامحسين ميرزا صالح ترجمه شده است. کتاب مربوط به دوران خفقان کمونيستي چائوشسکو است. يادم آمد که آخرين سفر اين ديکتاتور به ايران بود که بعد از بازگشت به روماني اعدام شد و در سياست خارجي ايران، اقاي ولايتي که آن موقع وزير خارجه بود، توسط مجلس شوراي اسلامي خيلي مورد انتقاد و در شرف استيضاح قرار گرفت. قهرمان داستان مرتب با تهديدات ديکتاتور روبرو مي شود و دوستانش يا خودکشي مي کنند و يا خيانت. همه هم در آرزوي فرار به آلمان هستند. شيوه نگارش بيشتر ادبياتي و شاعرانه است تا داستاني. خيلي لذت بردم. کتاب را انتشارات مازيار منتشر کرده است. از زيبائي هاي کتاب اين است که جمله اوليه و جمله آخر کتاب يک جمله است: وقتي لب فرو مي بنديم و سخني نميگوئيم، غير قابل تحمل ميشويم و آنگاه که زبان مي گشائيم از خود دلقکي مي شازيم. وقتي رمان ميخوانيم و در حس آن فرو ميرويم، بهترين شرايطي است که از دنياي اطراف بيرون مي آئيم. شايد به اين دليل انساني است که در همه دنيا، رمان خواني مرسوم ترين و بيشترين حجم کتاب خواني را به خود اختصاص داه است. خوشبختانه در ايران نهضت ترجمه رمان به خوبي و به سرعت انجام مي شود. دست مترجمان قدرتمند ايران درد نکند که ايرانيان را با ادبيات دنيا آشنا مي کنند. بيشتر از آنها دست رمان نويسان ايراني که رمانهايي در طراز رمان هاي دست اول دنيا مي آفرينند درد نکند.