امروز  جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱
برگي از سلوك زهرايي
جواد محدثي
شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۵۹
 
وقتي در برابر «آينه كمال» مي‎ايستيم، به كمبودهاي خويش پي مي‎بريم.
«فاطمه»، همان آينه كمال است.

اسوه مكتبي «زن مسلمان» و سرمشق عفاف و تلاش و خلوص و خدمت است. سطر سطر كتاب زندگي‎اش خواندني و الگو گرفتني است.

اين چند سطر را مرور مي‎كنيم:
آن‎قدر شيفته عبادت بود و عاشقانه به نماز مي‎ايستاد، كه قدم‎هايش ورم مي‎كرد. اشك‎هاي نيمه شبش، دعاها و تعقيبات خاص و ذكرهاي ويژه‎اش، نشانه‎اي از عشق به عبادت بود.

اهل كار و تلاش بود. كارهاي خانه را انجام مي‎داد، گاهي دستانش تاول مي‎زد. اسوه حجاب و عفاف و حيا و متانت بود. بر اين باور بود كه بهترين چيز براي زن آن است كه نه مردان نامحرم او را ببينند، نه او مردان نامحرم را.
از «خود» رسته بود، چه در پيشگاه خدا، چه در رابطه با مردم. گاهي شب‎هاي جمعه، تا صبح به نماز و دعا پرداخته و براي ديگران دعا مي‎كرد، براي خود چيزي نمي‎خواست. وقتي علت را مي‎پرسيدند، مي‎فرمود: اول همسايه، سپس خانه!

وارسته از تعلقات و تكلفات بود. سازده‎زيستي شعار عملي او بود و از تجملات پرهيز داشت. سختي‎هاي زندگي دنيا را تحمل مي‎كرد، تا به شيريني‎هاي آخرت برسد.

وسايل زندگي‎اش ساده و مهريه‎اش اندك بود. يك‎بار پارچه‎اي را كه داشت، نزد حضرت رسول فرستاد. آن حضرت آن را تكه‎تكه كرد و به تعدادي از اسيران بي‎لباس داد كه خود را بپوشانند.

ادب نسبت به پدر، خصلت او بود. هرگاه پيامبر خدا نزد فاطمه مي‎رفت، وي برمي‎خاست، پدر را مي‎بوسيد، احترام مي‎كرد و او را در جاي خود مي‎نشاند. وي نزد پيامبر بسيار محبوب بود.

در چشم و دل پيامبر، يادگار حضرت خديجه بود. زهد و عبادتش، ياد خديجه كبري را نزد پيامبر اكرم زنده مي‎كرد و حالاتش شبيه مادر بود.

حضور در صحنه، خصلت ديگرش بود. در جنگ احد حضور داشت و به امدادگري و مداواي زخم‎هاي رسول خدا (صلي‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم) مشغول بود. در جنگ خندق هم حضور داشت. «مسجد فاطمه»، در منطقه مساجد سبعه مدينه، به ياد آن حضور و شركت، بنا شده است.

گاهي در خانه غذايي نبود و بچه‎ها گرسنه بودند، اما فاطمه زهرا (عليها‎السلام) چيزي به حضرت علي نمي‎گفت و چيزي از او نمي‎خواست. بيم داشت كه علي (عليه‎السلام) نتواند خواسته‎اش را تأمين كند و شرمنده شود.
روزهاي دوشنبه و پنج‎شنبه به دامنه كوه أحد، سر مزار شهدا مي‎رفت و قبر حضرت حمزه را زيارت مي‎كرد و به ترسيم صحنه جنگ براي ديگران مي‎پرداخت و مي‎فرمود: اين‎جا پيامبر بود و آن‎جا مشركان بودند و... .

باشد كه همه افراد جامعه ولايي ما از او سرمشق بگيرند، به‎خصوص زنان و دختران، كه مدال محبت او را بر سينه دارند.

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 167470