| مستمع بايد به اعتراض برخيزد |
| گفت و گو با ماشاا... عابديفرد، ذاکر اهل بيت |
| پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۴۹ |
سحرگاه همان پنجشنبه اي كه براي اولينبار او را در منزلي حوالي خيابان ايران ديدم، دانستم كه اهل يك گفت وگوي فانتزي با فيگورهاي مخاطب پسند نيست. تكيه داده بود به پشتي حسينيه و براي چند نفري كه آمده بودند تا بعد از نماز صبح، توسلي پيدا كنند، زيارت عاشورا مي خواند. سر از سجده كه برداشتيم، بي حاشيه سروقت دعا رفت و خيلي زود، مجلس را تمام كرد.
حاج ماشاا... عابديفرد، مردي كه از سال 1366 در مسجد شهداي تهران دعا مي خواند و مداحي مي كند، سرانجام پذيرفت كه يكي ديگر از معدود گفت وگوهايش را با «پنجره» انجام دهد و از سالهاي دور و شيوه دعاخواني و مداحي در يك دوره تقريبا نيم قرن گذشته سخن بگويد؛ از مسجد امين الدوله و آقاسيدعلي ميرهادي، استادش در مناجاتخواني، تا پيروزي انقلاب و سالهاي پس از آن كه دعاخواني گسترش يافت و شكل تازه اي بهخود گرفت.
مرد ميانسال با آن عباي آشنا، لحن آرام و كلمات اختصاصي، پيش از اين، معلم و مدير يك مدرسه بوده و اكنون، بسياري از دوستدارانش خود را نه يك شنونده كه شاگرد او مي دانند.
به قول خودش، لابد به اعتبار حرفهايي است كه گاهي لابه لاي دعا و مناجات به زبان مي آورد.حاج ماشاا...، البته نوحه خواني صاحب سبك است كه از گذشته كلاسهايي براي آشنايي مداحان نوپا با آداب مداحي و نيايشگري برگزار كرده است. علاوه بر اين، او از استادان كلاسهاي آموزش مداحي هيئت رزمندگان اسلام نيز هست كه مخاطبانش را با شعر و شيوه كارش آشنا مي كند.
پيش از اقامه نماز ظهر در مسجد فائق، يگانه مردي كه اغلب به دعاخواني مشغول است، حاج ماشاا... است. اوست و يك جلد مفاتيح الجنان و زمزمه هايي كه زير گنبد مسجد، هيچ انعكاسي ندارد. تنهاي تنها مينشيند به دعا. تا اينكه يكروز ما اين خلوت را به هم ميزنيم.
شما ارادت ويژهاي به سيدعلي آقاي ميرهادي، بهعنوان استاد خودتان داريد. مايلم از همان مقطعي كه او در تهران دعا مي خواند، شروع كنيم و به امروز كه حال و هواي ديگري در مجالس دعا و مناجاتخواني حاكم است، برسيم.
اساسا مناجات و نيايش با خدا از خلقت انسان آغاز مي شود. دعا و مناجات، امري فطري است و با سرشت آدمي همراه. در قرآن كريم، نمونه هايي از مناجات حضرت آدم(ع)، اولين مخلوق و اولين پيامبر و ساير انبياء آمده است. بنابراين ابتداي مناجات و دعا با خلقت انسان مصادف است. اما مناجاتخواني در سالهاي اخير با پيروزي انقلاب نضج گرفته و گسترش يافته است.
قبل از آن، مجالس ذكر، دعا و نيايش برگزار مي شد، اما به نسبت جمعيت آن زمان، بسيار كم و محدود بود. در يك قرن پيش، مرحوم آيت ا... ميرزا محمدعلي شاه آبادي، استاد امام راحل، مجلس دعا و مناجات برگزار مي كرد. او شبهاي جمعه، يكي دو ساعت قبل از اذان صبح در مسجدي كه نماز مي خواند، دعاي كميل را زمزمه مي كرد و تعداد كمي همراهياش مي كردند.
بعدها، مرحوم شيخ محمدحسين زاهد در مسجد امين الدوله، اين سنت را پي گرفت كه قبلش همين برنامه را در مسجد جمعه داشت. او در سي شب ماه مبارك رمضان برنامه دعاخواني و نيايش به درگاه خدا داشت، اما اگر مي خواستيم پي محفل مناجات بگرديم، همين يك مجلس را مي يافتيم.
در همين مجلس و در كنار شيخ زاهد، سيدعلي آقاي ميرهادي، مختصري مداحي مي كرد كه بعد از فوت او، خود ميرهادي مسئوليت برگزاري مجلس دعا را بهخصوص در شبهاي ماه مبارك رمضان به عهده گرفت. مردم تهران در آن سالها فقط مجلس مناجات و دعاي سيدعلي آقاي ميرهادي را در مسجد امين الدوله در محله مولوي مي شناختند و جاي ديگري سراغ نداشتند.
در سراسر تهران، هيچ مجلس دعا و مناجات شبانه اي نبود، که اگر بود، مخفي و با نفرات كم بهطور خصوصي برگزار مي شد. ميرهادي مي خواند و جمعيت كمي دور تا دور مسجد نشستند. از خصوصيات دعاخواندنش، اين بود كه حتما هر شب به بهانه اي يادي از استادش مي كرد.
وقتي انقلاب پيروز شد، محافل و مجالس ديني بهمرور مخصوصا در تهران گسترش يافت كه از جمله آن، مجالس دعا و ذكر بود. براي اينكه انقلاب ما يك انقلاب اسلامي بود و باعث رونق نيايش و دعا شد. كم كم مسجد امين الدوله از جمعيت مالامال شد و همين افرادي كه امروز مجلس دعا دارند، به آنجا مي آمدند.
اين مسجد در آن روزگار، محفل مهمي شده بود. من هم در دوره دانش آموزي و از زمان حكومت طاغوت در آنجا مي خواندم كه همپاي انقلاب، در حوزه كارهاي فرهنگي در آموزش و پرورش وارد شده بودم. در آن سالها گاهي بعد از سيدعلي آقا مي خواندم.
وقتي جنگ شروع شد، به مجالس دعا احساس نياز بيشتري پيدا شد و مجالس دعا رونق بيشتري گرفت. باز همان مسجد و مجلس، جمعيت بيشتري بهخود مي ديد. اين مجلس در شبهاي ماه مبارك رمضان ادامه داشت. آقاي ميرهادي همين يك جلسه را داشت و در همان مسجد بود.
البته در دهه دوم صفر هم مجلس زيارت عاشورا داشت كه در منزل آقاي لباني اجرا مي شد. اين برنامه ها تا كشيده شدن جنگ به شهرها و بمباران مردم ادامه يافت. از وقتي كه تهران زير موشكباران قرار گرفت، مجالس مداحي، وعظ و خطابه و دعا تعطيل شد. همه نگران بودند كه مردم در حملات هوايي صدمه ببينند.
اما در همان سالها، يك مجلس تشكيل شد و دوستان مسجد شهدا با اصرار فراوان به من گفتند كه در آن دعا بخوانم. اين مجلس در زيرزمين مسجد، يعني پناهگاه آن تشكيل شد؛ جايي كه همسايه هاي مسجد در آن استراحت مي كردند. اولين مجالس دعاخواني مسجد شهدا در همان پناهگاه تشكيل شد و مردم بهخوبي از آن استقبال كردند.
چند وقت پس از آن، مجلس ادامه يافت تا اينكه جنگ تمام شد و دوباره مجالس زيادي راه افتاد. اصرار كردم كه سيدعلي ميرهادي بيايد و دعا را بخواند، اما قبول نكرد و سال بعد از پايان جنگ، به فاصله كمي از ارتحال امام(ره) او هم از دنيا رفت. الان در سطح كشور مجالس دعا زياد شده و مردم هم بهخوبي استقبال مي كنند كه به گمان من، اين شور و گستردگي به بركت انفاس قدسي امام و خون شهداست.
براساس گفت وگوهاي قبلي، شما معتقديد كه مناجاتخواني با مداحي تفاوت دارد و البته هيچكدام نبايد بهعنوان شغل و حرفه انتخاب شود. اما با گسترش مجالس مناجات، آيا نياز به تربيت دعاخوان نداريم؟
دعاخواني و مديحه خواني دو مقوله جداگانه هستند و به اعتباري، قابل قياس نيستند. اعتبار هرکدام هم اين است كه مداح و مديحه خوان، نهايتا اشعار برجسته يك عالم ديني مثل آيت ا... غروي كمپاني را مي خواند. اما محتواي دعا، مفهومي است كه از زبان معصوم نقل مي شود.
دعاي كميل از حضرت امير(ع)، ابوحمزه از امام سجاد(ع) و دعاي افتتاح به اعتباري از زبان امام زمان(عج) نقل شده است. اميرالمومنين(ع) با هيچكس قابل قياس نيست، بنابراين حرف او با شعر يك انسان غيرمعصوم تفاوت اساسي دارد.
براي همين، دعاخواني بسيار بالاتر از مداحي است؛ نه اينكه دعاخوان بالاتر از مداح باشد. بر همين اساس، دعاخوان بايد ويژگيهاي خاصي داشته باشد و به اهلبيت(ع) نزديكتر باشد. به اعتقاد من، اكنون كه مجالس دعا رو به افزايش است، يك مداح خوب بايد بتواند دعاها را هم خوب و صحيح بخواند و محتواي آن را متوجه بشود.
خوب است كه او با زبان عربي آشنايي حداقلي داشته باشد. اينكه گفته ام كسي بهعنوان شغل، نبايد برود مداحي يا مناجاتخواني كند، معني اش اين است كه نبايد يك نفر به اين نيت برود دعاخواني ياد بگيرد كه نصفشب مردم را جمع كند و برايشان دعا بخواند.
اين، بنايي است كه خشت اولش كج گذاشته شده است. علماي اخلاق حتي ظريفتر از اين نظر داده اند. افرادي مثل امام(ره) مي فرمايند که اگر بروي حديثي را ياد بگيري كه به ديگران ياد بدهي، فايده ندارد. چون از درجه خلوص خارج مي شود، بلكه براي عمل كردن خودت بايد ياد بگيري.
حالا اگر به ديگران ياد دادي، خوب است. مداح بايد دعاها را بلد باشد، نه بهعنوان اينكه مردم را جمع كند، بلكه اگر وظيفه ايجاب كرد، بهعنوان تكليف اثر خودش را بگذارد. اين كار با شغل شدن مداحي يا دعاخواني فرق دارد. اگر يك مداح بگويد، شيفته امام حسين است و حالا كه شيفته اوست، به شرطي مي خواند كه فلان مقدار پول به او بدهند، با آموزه هاي اهلبيت(ع) مغاير است.
اگر شيفته اي، نبايد اين كار را بكني. البته اين حرف من به آن معنا نيست كه اگر كسي مداحي كرد و هديه دادند، نگيرد، بلكه مداح يا دعاخوان نبايد با قيد و بند پاكت كار كند. وظيفه مستمعين و مجلس گردانها هم چيز ديگري است. اگر كسي خدمتي كرد، بايد ارزش آن را بدانند.
اگر قرار است واعظ، سخنراني كند، بايد وقت بگذارد و كتاب بخواند. مداح هم بايد مطالعه كند و شعر خوب پيدا كند. دعاخوان هم بايد روي صحت قرائت دعا كار كند.
مرز مشخصي بين مداحي و دعاخواني ترسيم كرديد، اما به گمانم ما بايد مناجاتخوانان زبدهاي براي اين همه مراسم دعا در كشور آماده كنيم كه شايد فراتر از مداحي باشد. كلاسهاي آموزش مداحي هم كه عمدتا كاسبكارانه و تجاري شده است؛ در چنين شرايطي چه بايد كرد؟
موافقم كه قدم موثري برنداشته ايم، اما همچنان بر كار كردن مداحان روي دعاخواني پافشاري مي كنم. آنها موظف هستند كه دنبال شعر خوب بروند و دعاها را هم خوب ياد بگيرند. چون آنها عمدتا قرآن مي خوانند، پس دعا را هم بايد ياد بگيرند.
به بيان امام راحل، دعا، قرآن صاعد است. قرآن از آسمان نازل شده و دعا از زمين به آسمان، از طريق ائمه صاعد مي شود. اگر مداحان، قرآن را خوب ياد بگيرند، دعا را هم خوب ياد مي گيرند. بنابراين، بايد در محافل قرآني شركت كنند و قرآن را صحيح بخوانند. نبايد بهعنوان اينكه من مي خواهم دعاخوان بشوم، بروم دنبال اين كار.
بهعنوان يك مسلمان بايد بنشينم گاهي دعاي كميل، زيارت عاشورا و دعاي ابوحمزه يا افتتاح بخوانم. حالا اگر در جايي نياز شد و فنون مناجاتخواني را ياد گرفته بودم و خدا مقدر كرد كه در جمع بخوانم، با يك آمادگي مي خوانم.
مهمترين شاخصه شما، معلمي و آموزاندن است. خيلي از افراد، خودشان را شاگرد شما مي دانند؛ در حاليكه دعاخوان و روضه خوان هم نيستند. شخصا براي تربيت كساني كه توان اداره كردن يك مجلس دعا را داشته باشند، چه كارهايي كرده ايد؟
از سالهاي معلمي، كلاسهاي درس من، خالي از سفارش و يادآوري نبوده است. بالاخره با اشارات و كناياتي دانشآموزان را با نيايش آشنا مي كردم. همين برنامه هاي عمومي هم به تعبيري خالي از درس و بحث نيست. زماني ما پاي دعاخواني ميرهادي مي رفتيم و بهطور طبيعي استفاده مي كرديم.
او شخصا هيچ كلاسي نداشت كه عده اي را بهعنوان آموزش دعاخواني دور هم جمع كند. همه كساني كه ادعاي شاگردي او را مي كردند، فقط مي آمدند پاي دعاي او مي نشستند. در مجلس ما هم مي آيند و بهطور طبيعي، نكاتي در آنجا مطرح مي شود. در كنار آن مجالسي داريم كه نكته هاي اخلاقي درباره مداحي و دعاخواني گفته مي شود و به كمك دوستان، كارهايي درباره شعر و شعرخواني انجام مي دهيم.
اخيرا كلاسهايي از طرف هيئت رزمندگان برگزار مي شود كه چند دوره اش گذشته است. در اين كلاسها موضوعات مقتل، تاريخ اسلام، دستگاههاي موسيقي، شعر و شاعري و آداب مداحي گفته مي شود كه يك گوشه اش را به عهده من گذاشته اند تا در باب آداب مداحي و دعاخواني صحبت كنم.
قرار است تقريبا تمام كساني كه استعداد مداحي و دعاخواني دارند، در اين برنامه پوشش داده شوند كه گمان مي كنم گامهاي موثري برداشته شده است. اين كار، تقريبا شبيه آموزشهاي آكادميك است.
شما از جمله كساني هستيد كه معتقديد دعا بايد خالص و بي حاشيه خوانده شود، اما الان طيفي از نسل جوان ما بهدنبال شور و هيجاني هستند كه در سبكها و شيوه هاي جديد تعريف مي شود كه ناگزيريم آن را بهعنوان يك پديده در اين حوزه بپذيريم. با اين نوگراييها موافقيد؟
تغيير در اصل سبك و شيوه مداحي، اتفاقي طبيعي است. كسي نمي گويد فقط بايد شيوه هشتاد سال پيش را اجرا كرد. اگر بگوييم سبك جديد بهكار نبريد، حرف پسنديده اي نيست. ما هم كه مي خوانيم نسبت به پنجاه سال پيش جديد هستيم. آنها هم نسبت به پنجاه سال قبلتر جديد بوده اند.
بنابراين، اصل اينكه جديد بخوانيم، ناصحيح نيست، منتها در چگونگي اش بحث است. گاهي سبكهاي جديد از محتوا خالي است. قديم هم اگر اينطور مي خواندند، خلاف بود، حالا هم هست. اگر سبك جديد، داراي شعر پرمحتوا و صحيح باشد، خوب است.
نبايد سبكها متعلق به مجالس لهو و لعب باشد. علما هم مخالفند و موضع دارند. مقام معظم رهبري بارها فرموده اند كه اگر سبكها طاغوتي و مغاير با اهداف و مشي اهلبيت(ع) است، نبايد خوانده شود. بنابراين ما درباره محتواي مداحي حرف داريم. در شعر و شاعري، دامنه كار وسيع است.
رهبري فرموده اند، مداحان جوان محتواي كارشان را به يك شعرشناس نشان بدهند. نه هركس هر شعري را خواست بخواند. برخي محافل واقعا اشكال شرعي ندارد، اما از نظر سطح، پايين است. يكي از مداحان به رهبر فرزانه انقلاب گفته بود كه مردم اينطوري مي پسندند. آقا گفته بودند، شما شعرهاي خوب بخوانيد تا آنها بالا بيايند.
اگر اين نكته رعايت بشود، خيلي از مشكلات ما برطرف مي شود. معمولا سبكهاي سنتي، روح بهتري دارد و محتواي غنيتري در آنها پيدا مي شود. اتفاقا مي بينيد كه اين سبكها دوباره دارد رو مي آيد.
آنچه ارزش دارد، گريه و عزاداري براي امام حسين(ع) است.
گاهي يك مجلس، يكي ـ دو ساعت وقت مردم را مي گيرد، اما خالي از روضه و سوگواري است. مداح، شعري مي خواند كه براي خودش عشقبازي كند و از اهلبيت(ع) و معارف آنها چيزي نمي گويد. استاد شهيد ما، حجت الاسلام شيخ محمود غفاري، آدم مبارز و اهل اشك و عزاداري بود.
گاهي نكاتي را به من مي گفت. شعرهايي مي خواندم كه محتوايش اين بود كه ما عاشق كربلا و نجفيم. مي گفت: اينها براي عزاداري و مرثيه نيست. براي همين سينه نمي زد.الان محافل ما از عزاداري و مرثيه خالي است.
به بيانات رهبري اشاره كرديد. اينكه مداحان جوان به افراد شعرشناس مراجعه كنند. در شرايطي كه افرادي از نسل مرشد نصرا... خاضعين، مرشد اسماعيل مهجوري يا آخرين نفر از آن دسته افراد مثل احمد صالح، ديگر تكرار نشدهاند كه حوصله، وقت، انرژي و توان آموزش مداحان جوان را داشته باشند، چه بايد كرد؟
ديد من اين است كه بعد از انقلاب از همه جهت اوضاع و احوال بهتر از گذشته است. حتي از جهت مداحي كه بحث ماست. مداحي امروز بهمراتب برجسته تر از مداحي هاي زمان قديم است. مداحان امروز هم در مجموع از جهت خصوصيات مداحي برتر از مداحان زمان قديم هستند. البته استثنائاتي هست.
دليل اين ادعاي من، نمونه هايي است كه در دسترس همه ماست. دليل مهمتر، قرآن است. مي فرمايد: «مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ الله عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به [دست] فراموشى بسپاريم، بهتر از آن يا مانندش را مىآوريم؛ مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست؟)
كلاسها و محافلي در سراسر كشور برگزار مي شود كه يك طرفش آموزش، استاد و كلاس است، يك طرف هم شاگرد است و نمي شود مجبورش كرد. رهبري در طول بيست سال كه مداحان در سالگرد تولد حضرت زهرا(س) به ديدار ايشان مي روند، تمام مطالب را گفته اند. بايد اين حرفها را شنيد. اينكه شعر را بايد به آدم كاربلد نشان بدهند، شاگرد بايد اقدام كند.
اگر او نرفت، ديگران مقصر نيستند. مستمع هم بايد جلوي اين ضعف و نقصان را بگيرد. بايد از مداح مطالبه كند و بپرسد كه اين چه شعر يا نوحه اي بود كه خواندي. يا طوري از آن استقبال كند كه نشان دهنده اعتراض باشد؛ بهگونه اي كه مداحان ضعيف خودشان را جمع و جور كنند. آنچه بايد گفته شود، افراد مختلف در زمانهاي گوناگون و در جاهاي متعدد گفته اند.
منتها گيرايي كم بوده است. يكي از دلايلش اين است كه جوان مي بيند با اين شعرهايي كه مي خواند، عده اي دورش جمع مي شوند. اگر اين شعر و سبك را كنار بگذارد، ممكن است جمعيتش كم شود. براي همين، دست به تركيب كارش نمي زند.
مستمعين بايد بيدار بشوند و نبايد وقتشان را پاي هر منبر و روضه اي بگذارند. همان مرشد اسماعيل را كه شما مي گوييد، بسيار اهل تقوا، وارستگي و مراقبه بود. يادم هست در مجلسي تا قرار شد سيدجواد ذبيحي، مداح السلاطين بخواند، او و مرشد باقر معماري حاضر نشدند پاي منبرش بنشينند، چون ذبيحي، مداح دربار بود و دست آخر شاه را دعا مي كرد.
فضاهايي كه در سالهاي اخير بهوجود آمده، موجب بيان نظرات سياسي در مجالس دعا و مداحي از طرف مداحان و مناجاتخوانان شده و حتي به اتخاذ موضع سياسي آنان انجاميده است. درباره ورود مداحان به حوزه سياست چه نظري داريد؟
همانطور كه بزرگان ديني ما از جمله امام(ره) گفته اند، ديانت از سياست جدا نيست. بعد از پيروزي انقلاب، اينكه يك روحاني گوشه اي اختيار كند و كاري به كار نظام نداشته باشد، كمكم به فضيلت تبديل شده بود كه امام گفت، اين قضيه، فضيلت نيست. پيامبر و امامان ما به سياست كار داشتند و قرآن، يك كتاب سياسي است.
مي گويد: با كفار مقاتله كنيد. اما جواب شما؛ اصل اينكه مداح، روحاني و دعاخوان از سياست جدا باشد، صحيح نيست. بايد در اين وادي حضور داشته باشند. منتها از هركس يك توقعي دارند و از او حرفي را مي خرند.
از مداح جهت دهي و خط دهي را معمولا نمي پذيرند. او را بهعنوان يك روضه خوان قبول دارند. آنها بايد جهت دهي كلي داشته باشند و وارد جزييات نشوند. خط كلي را بگويند و مخاطبشان را به طرف حمايت از رهبري و نظام جمهوري اسلامي سوق بدهند.
اگر خلاف اين عمل كنند، حتي ممكن است مستمعين عكس آن را رفتار كنند. اگر انتخابات است، بايد مردم را به شركت در رأي گيري و فرمايشات مقام معظم رهبري سوق بدهند. اگر زماني مداحي بالاي چارپايه مي رفت و شاه را دعا مي كرد، تمام مردم با او مخالف بودند.
حالا اگر كسي مقيد باشد كه يك نفر برود بالا نه به جمهوري اسلامي كاري داشته باشد، نه رهبري را دعا كند و نه از شهدا ياد كند، خلاف خواسته جامعه است.