| بي گناه در زندان گرفتار شدهام |
| گفتگو با شهرزاد ميرقلي خان |
| دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۱۳ |
وحيد عسگري
شهرزاد ميرقليخان عليرغم اينكه سه سال را به دليل اتهامات واهي در زندانهايامريكا گذرانده ولي گويا تازه نام و نشان او آن هم با ابتكار والدينش بر سر زبانها افتاده است. نام و نشاني كه گويا هنوز هم به دستگاه ديپلماسي ما نرسيده است. شرايط بد و بسيار سخت زندان و اتفاقاتي كه در اين سه سال بر ميرقليخان گذشته است، كار را به جايي رسانده كه هر شب پدر و مادر درماندهاش منتظر خبري از زنده ماندن او هستند؛ چراكه معتقدند هر آن ممكن است طي يك اتفاق تصادفي(!) براي هميشه از ديدن فرزندشان محروم بمانند.
خانواده شهرزاد ميرقليخان بهصورت ماهيانه مبلغ قابل توجهي را براي غذا و مكالمه تلفني با او كه به همه زندانيان تعلق دارند، هزينه ميكنند ولي نتيجه آن تهيه عمدي غذاهاي پر از حشرات و كنسروهاي تاريخ گذشته براي آزار وي بوده است. تماسهاي تلفني او هم براساس نظر مسئولان زندان صورت ميگيرد.
گفتوگوي پنجره با شهرزاد ميرقليخان زماني اتفاق افتاد كه خبرنگار ما براي مصاحبه در منزل پدري او حضور داشت و توانست بهواسطه تماس او با منزل مصاحبهاي با وی انجام دهد.
مروری بر این گفتگوی تلفنی خالی از لطف نیست!
خانم شهرزاد ميرقليخان چه خواستهاي از ما بهعنوان همميهنان خود و چه خواستهاي از مسئولان كشور برای رفع گرفتاري خود در كشوري ديگر داريد؟
من فقط از شما ميخواهم كه پيام مرا به ملت و همميهنان عزيزم برسانيد كه از من پشتيباني كنند؛ چراكه من واقعا بيگناه در زندان گرفتار شدهام. از مردان و زنان هموطنم ميخواهم كه از من حمايت كنند و هر چه ميتوانند براي آزاديام تلاش كنند تا بتوانم هرچه سريعتر نزد خانواده و بهويژه دو دختر نوجوانم كه سه سال است آنها را نديدهام، بازگردم.
من از مقامات دولتی تقاضا دارم که توجه کنند به این نکته که وضعیت پرونده من در حال حاضر یک فرصت فوقالعاده طلایی برای دولت ایران است تا به دنیا و جهانیان نشان دهد که دولت آمریکا چگونه برای افراد بیگناه پروندهسازی کرده و علیرغم سر دادن دفاع از حقوق بشر بدیهیترین حقوق افراد را نادیده میگیرد.
الان فرصت مناسبی است تا دولت جمهوری اسلامی نیز از آن استفاده کرده و به افکار عمومی جهانی نشان دهد که دولت آمریکا چگونه همه را جاسوس میبیند. رسانهها و مقامات باید از این فرصت استفاده کرده و به همه نشان دهند که دولت آمریکا چگونه سعی دارد با گرفتار کردن من در زندان از من علیه کشورم اعترافاتی گرفته و با آنها علیه ایران تبلیغات کند.
من از دولت کشورم درخواست دارم که پرونده مرا در محاکم قضایی بینالمللی مطرح کرده و دولت آمریکا را بابت دروغهایی که به من و کشورم بسته است و بهخاطر مظالمی که به من به جرم آنچه مرتکب نشدهام وارد آورده است، محاکمه کند و مجالی فراهم کنند تا دنیا واقعیت دولت ایالات متحده و چهره بینقاب این کشور را ببیند.
معنی این حرفهای شما این است که مقامات آمریکایی از شما میخواهند که علیه ایران اعترافاتی را انجام دهید؟
ببینید، دولت آمریکا ادعا دارد که شوهر سابق من آقای محمود سیف برای دولت ایران کار میکند و اینها من را بازداشت کرده و طعمه قرار دادهاند تا وی را از ایران بیرون کشیده و او را دستگیر کنند. اینها از من خواستهاند که اینجا علیه آقای سیف و دولت ایران اعترافاتی انجام دهم و از سوی دیگر، کاری کنم که شوهر سابقم از ایران خارج شود تا دولت آمریکا به منظور خود برسد. ببینید اصلا این کار در دولت آمریکا به یک رویه و روال تبدیل شده است که یک نفر را میگیرند و حتی میربایند میآورند اینجا به زندان میاندازند و به او میگویند که اگر این اتهامات را که ما علیه تو مطرح میکنیم قبول نکنی، ما مثلا 80 سال حکم زندان برایت صادر میکنیم تا در زندان بپوسی و از بین بروی و او را تحت فشار میگذارند تا این افراد بیایند و برای اینکه از زیر بار روانی این مسائل خلاص شوند، بروند و با دولت آمریکا همکاری کنند و اتهامات مطرح شده از سوی آنها را قبول کنند که این خود آغاز ماجرایی تازه خواهد بود.
من البته از ابتدا هم هرچه اینها بر من فشار آوردند، حاضر به همکاری با آنها نشدم و گفتم که من با شما همکاری نمی کنم و اگر میگویید شوهر سابق من کاری کرده است بروید و او را بازداشت کنید.
من مخفیکاری بلد نیستم و اگر میگویید که من شاهد به اصطلاح تخلفات شوهر سابقم بودهام، خوب اشکالی ندارد. من هرچه را دیدهام روی کاغذ میآورم و بعد شما اگر راست میگویید، براساس اعترافات من عمل کنید. خوب مستقیم بروید سراغ شوهر سابق من. چرا آمدهاید مرا دستگیر کردهاید و بعد هم دائما از من میخواهید که مخفیانه با شما همکاری کنم و جاسوسبازی دربیاورم و با فریب و نیرنگ شوهر سابقم را از ایران خارج کنم به اینجا بکشانم تا شما او را بازداشت کنید و هرچه علیه او مطرح میکنید هم تأیید کنم و بگویم که من شاهد همه اینها بودهام.
شما در مدت بازداشت با شکنجه جسمی هم مواجه بودهاید؟
ببینید اینها نمیآیند شما را بزنند و آشکارا کسی را شکنجه کنند اما بهعنوان مثال من را از ساعت چهار صبح میبردند در سلولهای انفرادی که باید زندانی در آنها منتظر بماند تا به دادگاه برود و در این سلولها عرض نشیمن گاه صندلی که برای شما قرار دادهاند کمتر از 20 سانتیمتر است و دمای هوای این سلولها نیز در بهترین حالت 10 درجه سانتیگراد بالای صفر است و زندانی را با یک لباس نازک و نامناسب داخل این سلول میگذارند که فرد در آن تقریبا فریز میشود. اصلا از سرما و نشستن روی یک صندلی که کلا 20 سانتیمتر نشیمنگاه دارد خود به خود ستون فقرات فرد به هم میپیچد.
از ساعت چهار تا هفت و نیم صبح من را در چنین محیطی نگه میداشتند و بعد تازه ساعت هفت و نیم صبح زنجیرهای سنگین دور کمر و پاهای زندانی میبستند تا من را به دادگاه ببرند. برای من هر بار که میخواستند مرا به دادگاه ببرند، این زنجیرهای سنگین را چنان محکم میبستند که من هربار که به دادگاه میرفتم و بازمیگشتم، تمام نقاط بدنم که زنجیر به آنها بسته شده بود از دست و پا گرفته تا کمر همه خونین و مالین بود؛ جورابهای من در پاهایم پاره میشد تا دوباره به زندان بازگردم. شاید برای بسیاری از زندانیان این زنجیرها را کمی شلتر میبستند اما برای من زنجیرها را چنان محکم میبستند که من همیشه چند روز بعد از روز برگزاری دادگاه نیز دست و پا و کمرم بهشدت مجروح بود.
وضعیت آسیبی که ستون فقرات شما دیده بود، چگونه است؟
اولا که مرا بدون دلیل یکبار فرستادند به یک زندان دیگر آن هم با یک اتوبوس که فقط من داخل آن بودم و در حین انتقال هم باز با زنجیر مرا بسته بودند آن هم خیلی محکم. این نقل و انتقال خیلی به من فشار وارد کرد. وقتی هم برگشتم، مسئولان زندان بدون دلیل از من خواستند که کمدی را که مواد غذاییام را داخل آن نگهداری میکردم، عوض کنم و مرا مجبور کردند که خودم این کمد را از طبقه پایین به طبقه بالا برده، عوض کنم و بازگردانم که این کار بهشدت به کمر من آسیب رساند و من از شدت درد فریاد میزدم اما اینها به من اجازه رفتن نزد دکتر ندادند و 11 روز مانع از آن شدند که من حتی یک سیتیاسکن از کمرم انجام دهم. بعد از 11 روز هم وقتی من خیلی بیتابی کردم، به من گفتند که برو و تست حاملگی بده. شما تصور کنید در زندانی که همه زن هستند؛ حالا بماند از اتفاقاتی که آنجا میافتاد. چگونه این تصور منطقی بهنظر میآید که درد کمر من ناشی از حاملگی باشد. خیلی در زندان از این بلاها بر سر من آوردهاند. شکنجهها دیگر به شکل قدیمی نیست و اینها به این طرق مرا شکنجه میدهند.
وضعیت پرونده شما الان چگونه است؟ بلاتکلیف هستید یا وضعیتتان مشخص شده است؟
من درخواست تجدیدنظر دارم ولی ببینید سیستم قضایی و وضعیت حاکم بر دادگاههای آمریکا از بیخ و بن و از ریشه خراب است. ببینید اینجا افبیآی میآید یک پرونده برای کسی درست میکند و یک دادگاه فرمالیته بهصورت علنی برگزار میکنند اما قبل از اینکه شما به دادگاه بروید، حکم دستوری از افبیآی روی میز قاضی هست و اصلا برای او مشخص شده که اگر زندانی میخواهد از خود دفاع کند، چقدر وقت دارد و چه اتفاقاتی باید در دادگاه رخ دهد. ببینید اینجا همه چیز نمایش است و سناریوی آن از قبل تهیه و تدوین شده است.
اگر الان شما امکان بیابید و بیایید به زندانهای آمریکا سر بزنید، میبینید که بسیاری از زنهایی که اینجا زندانی هستند کسانیاند که بیگناه دستگیر شدهاند تا طعمه قرار بگیرند که مثلا شوهرشان را تحویل دولت امریکا بدهند. الان بهعنوان مثال یک زن سنگاپوری اینجا هست که شوهر او نیز متهم به تهیه لوازم چرخبال برای ایران است.
در آمریکا قانونی هست که میگوید اگر کسی به اندازه یک کلمه از موضوعی که در قوانین امریکا تخلف یا جرم محسوب میشود اطلاعی داشته است و به دولت اطلاع نداده، متهم و محکوم است.