| انقلاب به هیچكس بدهكار نیست |
| گفتوگویی تمثیلی با امام (ره) |
| دوشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۷ |
نفوذیها بارها اعلام كردهاند كه حرف خود را از دهان سادهاندیشان موجه میزنند. من بارها اعلام كردهام كه با هیچكس در هر مرتبهای كه باشد، عقد اخوت نبستهام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است...
بیست سال و اندی از رحلت رهبر بزرگترین انقلاب قرن بیستم میگذرد. مردی كه در تمامی لحظات و ایام این دوران طولانی همواره یاد و خاطرهاش در دلهای پیر و جوان، زن ومرد و كوچك و بزرگ، جریان داشت و دارد. در تمام این سالها حضور نظر امام(ره) را در عرصههای سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، دفاعی و فرهنگی كشور و حتی منطقه و جهان شاهد بودیم. هربار كه در كشور انتخاباتی جریان داشت، هر وقت كه مشكلی پیش میآمد و تهدیدی داخلی یا خارجی پیش صورت میگرفت و هرگاه كه رویدادی ویژه رخ میداد، ناخودآگاه انسان به یاد رهنمودهای آن یار سفركرده میافتاد و ما برای گرهگشایی در مسایل گوناگون به اندیشهها و آثار امام رجوع میكردیم و هر بار در آثار ارزنده و صمیمی نكتههای تازه و بدیع مییافتیم.
همیشه سخنان او برایمان تازگی داشته و دارد. هربار كه صحیفه سخنانش را تورق میكنیم و هر نوبت كه صدا و یا تصویر گیرا و دلنشینش را میشنویم و یا میبینیم، حس میكنیم كه همینامروز با ما سخن میگوید. تو گویی امام عزیز زنده است و بر بام جماران مسئولان را به وحدت و مردم را به استقامت دعوت میكند.
هنوز این جمله آرامش بخش و سكینهافزای امام در وصیتنامه سیاسی – الهیاش كه فرمود: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل الهی از خدمت خواهران و برادران مرخص، و بهسوی جایگاه ابدی سفر میكنم و...»1 طنینافكن گوشهایمان است و ما را بهدرستی راه و مسیر نهضت و انقلاب امیدوار میكند و از نگرانی برخی ریزشها و كاستیها میرهاند.
اما سال 1388، سال دیگری در سالهای پر تحرك و پویای انقلاب اسلامی است. در این سال بزرگترین انتخابات تاریخ انقلاب برگزار شد. انتخاباتی كه همه طرفهای آن از امام مایه میگذاشتند و همه بر یك محور تأكید داشتند و بر یك نكته دست میگذاشتند و آن عدالتخواهی امام، سادهزیستی و مردمی بودن امام و بازگشت به راه امام و تاكید بر اندیشهها و آرمانهای امام بود. امام جمع همه خوبیها بود و چه زیبا در زمان حیات طیبه امام گفته میشد: «عشق به خمینی عشق به همه خوبیهاست.»
اگرچه همه برای رسیدن به رأی مردم، از امام هزینه كردند و همه بهدنبال رسیدن به مقصود و مراد خود بودند اما برخی بین گفتار و عمل آنچنان دچار تناقضگویی شدند كه برای گذر از آن راهی نیافته و در باتلاق خودساخته گرفتار آمدند. برخی هم بهدلیل زیادهگویی دچار پریشانگوییهایی شدند كه راهی برای بازگشت نیافتند.
در این میان، بهضرس قاطع میتوان از فرزند خلف امام عظیمالشأن یاد كرد كه در همه حال راه و مرام امام را محكم و بیبدیل در كلام و عمل پیگرفت و مردم نیز هماره به مقتدایشان اقتدا كردند و به همین دلیل است كه پس از سالهای سال هنوز این سخن رهبر فرزانه، تازگی دارد و بهدرستی باور مردم و جریانات سیاسی است كه فرمودند: «راه امام، راه ما، هدف او هدف ما و سخن امام مشعل فراروی ماست.
از آنجا كه بیشتر افراد و جناحهای سیاسی در موضعگیریها و بیان اهداف و آرمان و جهت فعالیتشان امام را ملاك و نقطه حركت خود معرفی میكنند؛ این سئوال پیش میآید: كدام فرد و گروه در گفتار خود حقیقتا صداقت دارند؟
برای رسیدن به پاسخ چارهای نداریم جز اینكه رفتار، كردار و گفتار افراد را در ترازوی اندیشههای زلال و كلمات صمیمی و صادقانه امام خمینی قرار دهیم. البته در این راه سعی وافر باید تا خدای ناكرده در این گشت و گذار در اندیشههای امام راه به تفسیر بهرأی نبریم و خود گرفتار استفاده ابزاری از سخنان و پیامهای پیر و مرادمان نشویم.
از سوی دیگر، توجه به این نكته ضروری است كه سخنان و پیامهای امام رنگ و بو و عطر و تازگی خود را دارد. با اینحال، بهرغم آنكه بسیاری از رویدادهای زمان امام، امروز در حال تكرار شدن است ولی خطاب امام در این سخنان مربوط به زمانایراد آن است. با این توضیح، گفتوگویی كه در پی میخوانید گزیدهای از آرای خمینی كبیر درباره پارهای از مسایل روز كشور است كه جهت بازخوانی امام(ره) به مانند مصاحبه ای تدوین و تنظیم شده است.
حضرت امام! همواره در سخنرانیهای حضرتعالی و بیانیههای شما، شاهد استكبارستیزی و حمله قاطع به اردوگاه استكبار بوده ایم. جمله مشهور شما در توصیف قدرتهای ظالم كه فرمودید آمریكا از شوروی بدتر شوروی از آمریكا بدتر وانگلیس از هردوی آنها بدتر است را همواره در یادمان داریم.
اما این روزها ما شاهدیم برخی از افراد مواضع متفاوتی اتخاذ كردهاند و شعارهای تازهای سر میدهند؛ شما دشمن اصلی جمهوری اسلامی را كدام كشور میدانید و چرا؟
آقا! تمام گرفتاریهای شرق از این اجانب است؛ از این غرب است؛ از این آمریكاست.
الان تمام گرفتاری ما از آمریكاست. تمام گرفتاری مسلمین از آمریكاست. از این آمریكایی است كه صهیونیسم را آنطور تقویت كرده است و آن طور دارد تقویت میكند و برادرهای ما را فوج فوج میكشند. (صحیفه امام، جلد 10، ص 391و392)
این روزها پس از فروپاشی شوروی و با وجود تكرویهای آمریكا در مسایل جهانی و حمله نظامی آمریكا به عراق و افغانستان و حمایت مطلق از جنایات سبوعانه صهیونیزم، گاهی ما شاهدیم برخی افراد نشانههای غلط میدهند و حتی افراد جوان و كم تجربه را به جلو سفارت كشورهای دیگر هدایت میكنند. نظر شما در این رابطه چیست؟
خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح میكردند تا آمریكا منسی بشود. (صحیفه امام جلد 15 ص29)
گاهی افراد از تبعات ایستادگی در برابر زیادهخواهی آمریكا میگویند و سعی میكنند مردم را بترسانند. جنابعالی چه میفرمایید؟
آمریكا هم هیچ غلطی نمیتواند بكند و جوانها هم مطمئن باشند كه آمریكا هیچ غلطی نمیتواند بكند...غلط میكند دخالت نظامی بكند.
نترسید، نترسانید، همین تعبیری كه جوانهای ما از روی احساسات جوانی كردند كه اگر چنانچه آمریكا بخواهد دخالت نظامی بكند، ما چه خواهیم كرد، اصلا این «اگر»ش را هم نباید بگویند.
آمریكا عاجز از این است كه دخالت نظامی در اینجا بكنند... (صحیفه امام، جلد 10، صص 516و517)
یك كسی، یك كشوری كه برای خدا قیام كرده است، فریادش ا...اكبر بوده، او را از چه میترسانند اینها؟ یك كشوری است كه جوانها در میدان رفتند و با تانكها مقابله كردند.
نه جوانها، بچهها، [در روزهای قبل از پیروزی انقلاب] یكی از دوستان میگفت كه من خودم شاهد بودم كه یك موتور سواری، بچهای ده، دوازده سالهای حمله كرد به تانك و رفت زیر تانك. یك همچو مملكتی را نمیتوانند اینها خوف در آن ایجاد كنند. كی را میترسانند؟
ماجرای شهادت شهید فهمیده در سال 1359 نیز شبیه همین موردی است كه جنابعالی فرمودید و اتفاقا در سالهای جنگ ما شاهد صدها مورد مشابه و حماسههای بینظیر بودهایم.در مورد حضور شما در جنگ بهویژه در دوران جوانی چه خاطراتی دارید؟
من از بچگی در جنگ بودم، تا حالا نگفتم. ما مورد هجوم «زلقی»ها(زلقیها؛ طایفهای یاغی در اواخر دوره قاجار بودهاند) بودیم.
مورد هجوم «رجبعلی»ها (رجبعلی نیز یكی از یاغیان معروف همان دوره بوده كه اصلا از چهار لنگ بخیتاری بوده و بههمراه گروهی سوار در منطقه كمره و بلوك بختیاری به غارت اموال مردم بیپناه میپرداخته است) بودیم و خودمان تفنگ داشتیم و من در عین حالی كه تقریبا اوایل شاید بلوغم بود، بچه بودم دور این سنگرهایی كه بسته بودند در محل ما، و اینها میخواستند هجوم كنند و غارت كنند، آنجا میرفتیم سنگرها را سركشی میكردیم.
اینها از چی ما را میترسانند؟ ما برایمان مطرح نیست اینامر. ما شیعه آنها هستیم كه بچههای كوچكشان را فدا كردند برای اسلام. ما از چه بترسیم؟ مملكت اسلام پیشمان مطرح است. هیچ چیزی مطرح نیست پیشمان جز اسلام. و یك ملتی فریاد میزنند، ا... اكبر میگویند و جمهوری اسلامی را میخواهند. ما پیشمان چیز دیگر مطرح نیست.
ما نمیترسیم از اینكه آمریكا توطئه كند، یا فرض كنید تهدید كند ما را.
ما از تهدید او نمیترسیم، ملت ما هم نمیترسند، آن كسی میترسد كه این دنیا را دار قرار(جایگاه ثبات و ماندگاری) میداند. (صحیفه امام، جلد 11، صص 12و13)
حضرتعالی زمانی فرمودید «امروز غرب و شرق بهخوبی میدانند كه تنها نیرویی كه میتواند آنان را از صحنه خارج كند، اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خوردهاند و تصمیم گرفتهاند كه به هر وسیله ممكن آن را در ایران كه مركز اسلام ناب محمدی(ص) است، نابود كنند.
اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر و فرهنگ مبتذل خود و بیگانه كردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچكدام از اینها نشد، ایادی خودفروخته خود از منافقین و لیبرالها و بیدینها را كه كشتن روحانیون و افراد بیگناه برایشان چون آب خوردن است و در منازل و مراكز ادارات نفوذ میدهند كه شاید به مقاصد شوم خود برسند» اما امروز شاهدیم برخی از افراد بهظاهر موجه، حرفهای دشمنان را در لوای پیروی از خط و راه شما بر زبان جاری میكنند! نظر شما درباره این افراد چیست؟ آیا ممكن است افرادی كه زمانی جزو بزرگان و یاران شما بودند و شما آنها را مورد حمایت قرار میدادید، فریب دشمن را بخورند؟ آیا صرف نزدیكی یك فرد در زمان حیات مادی شما برای او ارزش است؟ وظیفه مردم در قبال این افراد چیست؟
میزان حال افراد است... من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بستهام كه واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم.
تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی كنند تحت تأثیر دروغهای دیكته شده كه این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش میكنند نگردند. از خدا میخواهم كه به پدر پیر مردم عزیر ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد.
ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود كه چیزی نداریم، هرچه هست اوست... . (صحیفه امام، جلد 21، ص 332)
نفوذیها بارها اعلام كردهاند كه حرف خود را از دهان سادهاندیشان موجه میزنند. (صحیفه امام، جلد 21، صص 326و 327) من بارها اعلام كردهام كه با هیچكس در هر مرتبهای كه باشد، عقد اخوت نبستهام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است... (صحیفه امام، جلد 21، صص 326و327) اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گولخورده كه بدون توجه بلندگوی دیگران شدهاند، از این حركات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچگونه گذشتی طرد خواهند كرد. (صحیفه امام، جلد 21، صص 326و327)
چنانچه افراد مدعی آرمان و راه شما اقداماتی كنند كه منجر به تضعیف نظام شده و دشمن شاد شد، چه باید كرد؟ شما چه توصیههایی در اینباره دارید؟
... من به بعضی از مسئولین هشدار میدهم كه بهشدت باید مراقب بود كه خدای ناكرده آب به آسیاب دشمنان نریزیم و آنان را با اقوال و جبههگیریهایمان شادمان نگردانیم.... و اگر مصلحت نظام و اسلام سكوت است، دردمندانه سكوت كنید كه اجر سكوت برای پیشبرد اهداف نظام و اسلام بهمراتب بیشتر از دفاع از اتهام وابستگی است.... این مسئله كه نظام در اهداف خود جدی است و با هیچكس شوخی ندارد و در صورت به خطر افتادن ارزشهای اسلامی، با هر كس در هر موقعیت قاطعانه برخورد مینماید، باید بهعنوان یك اصل خدشهناپذیر برای تمامی دستاندركاران و مردم تبلیغ گردد. (صحیفه امام، جلد 21، صص 339 و 340)
اخیرا برخی طرفداران یك طیف سیاسی نیز شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را سر دادند و خواستار تمركز بر مسایل داخلی بهجای مسئله قدس شدند. این شیوه عمل و موضعگیری را چگونه ارزیابی میفرمایید؟
باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنافداه ـ است... (صحیفه امام، جلد 21، صص 326و327) مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولان را از وظیفهای كه برعهده دارند منصرف كند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را بهدنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست كه آنها را از اهداف عظیم انقلاب كه ایجاد حكومت جهانی اسلام است منصرف كند. (صحیفه امام، جلد 21، صص 326 و 327)
اساسا ملاك ما برای شناخت افراد چیست؟ آیا صرف نزدیك بودن یك فرد و یا حمایت حضرتعالی در مقطع زمانی خاص از او و جریان سیاسی وی كفایت از درستی اندیشه و گفتار و رفتار او دارد؟
من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلامنمایی بعضی افراد ذكری از آنان كرده و تمجیدی نمودهام، كه بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شدهام. آن تمجیدها در حالی بود كه خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار مینمایاندند، و نباید از آن مسایل سوءاستفاده شود و میزان در هر كس حال فعلی او است.
(صحیفه امام، جلد 21، ص 452 (آخرین فراز از وصایای حضرت امام(ره))
بهنظر میرسد در كشور وضع طوری شده كه یك عده حقیقتا بهدنبال حاكم كردن نظر اقلیت بر اكثریت هستند و در این راه برخلاف شعارهای خودشان عمل میكنند. شما چه نظری دارید؟
... معنا ندارد كه یك اقلیتی بخواهد تحمیل كند به یك اكثریتی؛ این خلاف دموكراسی است كه شما به او عقیده دارید، و خلاف آزادی است. خلاف همه انسانیت است كه بخواهند یك عدد معدودی ـ كه اقلیت هستند ـ تحمیل كنند بر یك عده [بیشتر]. این همان است كه زمان رضاخان هم بود، كه یك عده معدودی بودند و با سرنیزه تحمیل میكردند به ملت یك چیزهایی را.
حال سرنیزه تبدیل شده به نطق، و تبدیل شده است به قلم، و تبدیل شده است به توطئه و اینها. و اینطوری بخواهند كه به مردم اغفال كنند، تحمیل كنند، این صحیح نیست. (صحیفه امام، جلد 10، ص 322)
در ماههای اخیر برخی از افراد منتسب به انقلاب و نظام اتهامات اثبات نشدهای به نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد كردند و برای هفتهها و ماهها خوراك تبلیغاتی برای دشمنان انقلاب فراهم كردند. اگرچه مردم و بسیاری از مسئولین خواهان برخورد قانونی و قاطع با این قبیل هتك حرمت انقلاب بزرگ شدهاند، برخی نیز با استناد اینكه این فرد یا آن فرد در انقلاب سوابق دارد سعی در عدم اجرای عدالت و رسیدگی به تخلفات او را دارند. آیا اجرای عدالت خاص اقشار خاصی است یا همه را در بر میگیرد. آیا استثنا قابل قبول است؟ شما در این زمینه چه رهنمودی دارید؟
از یك طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیات و اجرای حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژهای بهدست دشمنان كار آسانی نیست. با اینكه در كشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیر آن امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوشسابقه و بدسابقه برخورد شرعی و قانونی و جدی میشود، فورا باندها فریاد میزنند كه چه نشستهاید، جمهوری اسلامی میخواهد آبروی روحانیت را ببرد... مردم عزیز ایران باید مواظب باشند كه دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفین از بهاصطلاح روحانیون سوء استفاده نكنند و با موجآفرینی و تبلیغات اذهان را نسبت به روحانیون متعهد بدبین نمایند. و این را دلیل عدالت نظام بدانند... اگر تخلفی از من هم سر بزند مهیای مؤاخذهام. حال بحث این است كه برای جلوگیری از تكرار آن حوادث تلخ و رسیدن به اطمینان از قطع نفوذ بیگانگان در حوزهها چه باید كرد؟ (صحیفه امام، جلد 21، ص 282)
در یكی دو سال اخیر، شاهد فرار و اقامت برخی از كسانی هستیم كه تا چند سال قبل در نظام پست وزارت و معاونت داشتند.
برخی از این افراد به عنوان بلندگوی رسانههای استكباری با این رسانه و آن رسانه مصاحبه میكنند و به تخطئه گذشته انقلاب میپردازند. یكی از این افراد، این روزها همسو با قائم مقام معزولتان اشك تمساح بر اجرای حدود الهی و اعدام خائنین به ملت و جیرهخواران صدام حسین عفلقی میریزد و برخی سادهلوحانه نظام را متهم به ناتوانی در حفظ این افراد میكنند. آیا این نگاه به ریزش افراد سست ایمان صحیح است؟
امروز هیچ تاسفی نمیخوریم كه آنان در كنار ما نیستند، چرا كه از اول هم نبودهاند. انقلاب به هیچ گروهی بدهكاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتماد فراوان خود را به گروهها و لیبرالها میخوریم، آغوش كشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه كسانی كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است، ولی نه به قیمت طلبكاری آنان از همه اصول، كه چرا مرگ بر آمریكا گفتید! چرا جنگ كردید!
چرا نسبت به منافقین و ضد انقلابیون حكم خدا را جاری میكنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی دادهاید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال كردهایم و صدها چرای دیگر و نكته مهم در این رابطه اینكه نباید تحت تاثیر ترحمهای بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام به گونهای تبلیغ كنیم كه احكام خدا و حدود الهی زیر سئوال برود. من بعض از این موارد را نه تنها به سود كشور نمیدانم كه معتقدم دشمنان از آن بهره میبرند... (صحیفه امام، جلد 21، ص 286)
شما در دوران حیات پربارتان شاهد ریزشهایی در بین یاران و همراهانتان بودید و از همینامر چندین بار گله كردید و حتی از عملكرد یكی از نزدیكترین یارانتان از خدا طلب مرگ نمودید. امروز نیز انقلاب به همان افراد مبتلاست. عدهای كه خود را نزدیك به جنابعالی میدانستند و در زمان شما سعی در مطیع نشان دادن خود در برابر ولی فقیه داشتند، امروز آشكارا راهی غیر از راه شما میروند. جوانها را به خیابانها میكشانند و در پیشرفت كشور اخلال میكنند. شما چه صحبتی با آنها دارید؟
كسی كه در بین انقلاب با انقلاب مخالفت میكند، كسی كه در بین انقلاب شروع میكند چیزهایی را گفتن كه در آمریكا عمال صهیونیزم میگویند – اینها نیستند، من نمیگویم اینها عمال او هستند، نفهم هستند بعضیشان! همان حرفهایی كه آنجا میزنند اینها میزنند – خوب وقتی این انقلاب به آخر رسید، دیگر جای شما را نمیگذارند.
در این مملكت باشد و ما میل داریم شما كار بكنید توی این مملكت، چرا خودتان را در بین ملت ضایع میكنید؟ چرا خودتان را از ملت جدا میكنید؟ چرا یك نهضتی كه تا ایناندازه جلو رفته است، شما كاری میكنید كه حتی خدای نخواسته این توقف بكند، یا دیرتر به مقصد برسد؟ به مقصد میرسد، لكن ممكن است حرفهای شما دیرتر اینها را بهمقصد برساند. چرا هر روز یك كاری میكنید كه جوانهای غافل از شما متأثر بشوند و بروند در دانشگاه و نمیدانم بروند در خیابانها و آن كارها را بكنند كه خلاف مسیر ملت است؟ (صحیفه امام، جلد 10 ص 377)
شما بیش از هر كس برای اجرایی شدن تئوری ولایت فقیه كوشیدید و در این راه رنجها و مرارتها بردهاید. تا جاییكه هر دو جناح سیاسی كشور تسلیم فرامین شما بودند و كسی بهخود اجازه نمیداد در برابر حكم فقیه حاكم، نظر خلاف بدهد.
حتی در حیات با بركت جنابعالی یك جناح كه خود را نزدیكتر به شما میدانست، هر نوع نقد و تذكر به مسئولان اجرایی را هم هر چند خیرخواهانه بود، به مخالفت با ولایت فقیه ربط میداد و چوب تكفیر را بر سر منتقد و سئوالكننده میكوبید و حتی با پخش شبنامه و روزنامه! اسامی فلان نماینده مجلس كه در رأی اعتماد مجلس به نخستوزیر وقت رای مخالف و حتی ممتنع داده بود را افشا كرده و خواستار نابودی مطلق آن جماعت میشد و شما برعكس هرگاه یك جناح سعی در تندروی داشت، با حمایت از جناح دیگر، سعی در ایجاد وحدت و حفظ یكپارچگی نظام داشتید.
سوال این است: پس از جنابعالی برخی افراد تندرو آن زمان، امروز با مسئله ولایت فقیه گزینشی برخورد میكنند و برخی حتی ابایی از ابراز مخالفت با ولی فقیه حاضر ندارند. آیا ولایت فقیه مربوط به دوره خاصی است یا برای همیشه تاریخ تا قیام حضرت مهدی (عج)؟
ولایت فقیه برای مسلمین یك هدیهای است كه خدای تبارك و تعالی داده است. ولایت فقیه برای شما یك هدیه الهی است... (صحیفه امام، جلد 10، ص 407) قضیه ولایت فقیه یك چیزی نیست كه مجلس خبرگان ایجاد كرده باشد. ولایت فقیه یك چیزی است كه خدای تبارك و تعالی درست كرده است. همان ولایت رسولا... هست و اینها از ولایت رسولا... هم میترسند! شما بدانید كه اگر امام زمان ـ سلاما... علیه ـ حال بیاید، باز این قلمها مخالفاند با او. (صحیفه امام، جلد 10، صص 308 و 309)
عدهای امروز شعار مرگ بر دیكتاتور سر میدهند. آیا با وجود حاكمیت ولی فقیه، بروز دیكتاتوری در كشور امكان دارد؟ آیا دیكتاتوری تنها محدود به رفتار حاكمان است؟
ولایت فقیه مخالف دیكتاتوری است و پشتیبانی از آن، ضامن سلامت و آسیبناپذیری نظام است. اطمینان میدهم كه امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملكت نخواهد وارد شد. گویندگان و نویسندگان نترسند از حكومت اسلامی و نترسند از ولایت فقیه. ولایت فقیه آنطور كه اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرمودهاند به كسی صدمه وارد نمیكند؛ دیكتاتوری به وجود نمیآورد، كاری كه برخلاف مصالح مملكت است انجام نمیدهد، كارهایی كه بخواهد دولت یا رییسجمهور یا كس دیگری بر خلاف مسیر ملت و برخلاف مصالح كشور انجام دهد، فقیه كنترل میكند، جلوگیری میكند. (صحیفه امام، جلد 10، ص 58)
حضرت امام(ره) این روزها صدای شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» بهگوش میرسد و سردمداران جریان مزبور هم در برابر این ساختارشكنیها سكوت كردهاند. البته شاید آنها موجی به پا كردهاند كه قدرت كنترل آن را ندارند. جنابعالی دلیل این امر را در چه چیزی میبینید؟
شما دیدید كه وقتی اعلام شد «جمهوری اسلامی» صدا درآمد كه ای وای، اسلامیش را میخواهید چه كنید! همین «جمهوری» نخیر، «جمهوری دموكراتیك»، اینها از اسلامیش میترسند. از جمهوریش نمیترسند.
خیلیجاها هست. از جمهوری دموكراتیكش هم نمیترسند. دموكراسی غربی كه واردات است. اینها از اسلامش میترسند. حال یا واقعا اسلام را نشناختهاند و آنطوریكه غربیها با نقشههای شیطانی خودشان اسلام را معرفی كردهاند، و معالاسف بسیاری از جوانهای ما و غیر جوانها گول خوردند. یا خودشان اشخاصی هستند كه گول نخوردهاند، جزو همان تیپی هستند كه نقشه میكشند برای اینكه اسلام را كنار بگذارند. (صحیفه امام، جلد 10، صص 178-179 (8 مهر 1358)
حضرت امام، با توجه به وقایع سالهای اول انقلاب، تحولات اخیر در دانشگاهها را چگونه ارزیابی مینمایید و راه و رسم عدم ایجاد تنش و حتی تنشزدایی را در چه میدانید؟
شما از این به بعد انشاءاللَّه وقتی كه دانشگاهها باز بشود، مبتلای به این مسایل هستید و باید با هوشمندی و با مطالعه و با مشورت بین خودتان افرادی را كه میبینید یا به اسم آزادی و نمیدانم این حرفها، كه میخواهند یك آزادی خاصی در كار باشد، دلبخواهی در كار باشد، نه آزادی مطلق، یا به اسم دمكراسی و امثال ذلك، الفاظ جالبی كه در هیچجای دنیا معنایش پیدا نشده تا حالا، هركس برای خودش یك معنایی میكند، به اینطور چیزها گرفتار هستید كه اینها میخواهند عمل كنند و شما باید با كمال توجه و بدون هیچ درگیری - درگیری صحیح نیست، نباید ما به آنها یك صورت حقبهجانبی بدهیم.
وقتی درگیری شد و اكثریت شما دارید و فرض كنید كه آنها را كتك زدید و چه كردید، این بهنظر شاید اشخاصی بیاید به اینكه اینها حجتی نداشتند، كتك زدند، متوسل به زور شدند – اینها هركدامشان آمدند در دانشگاه و گفتند، یك مطلبی را گفتند، بروید جلویش بگویید: چه میگویید؟
یكوقت میخواهد هیاهو كند، كه اكثرا اینطوری هستند، اینها را سرانشان كه وادار میكنند به هیاهو، جمع بشوید دورش بگویید؛ آقا بنشین صحبتهایت را بكن. ببینید هیچ صحبت ندارد، فقط همین است كه یك تشنجی ایجاد كند و نگذارد دانشگاه باز بشود و نگذارد دانشگاه عمل خودش را انجام بدهد. بدون اینكه با آنها جنگ و نزاع داشته باشید، با آنها به این نحو مقابله كنید. یا آنها اگر یك اجتماع صد نفری، هزار نفری، میكنند، شما ده، بیست هزار نفر را اجتماع كنید، مسایل خودتان را بگویید، دعوا هم نكنید؛ این باید انجام بگیرد. (صحیفه امام، جلد 10، ص 69، 29 شهریور 1358)
در خاتمه اگر رهنمودی دارید بفرمایید؟
خداوند تبارك و تعالی پشتیبان شما و پشتیبان ما، پشتیبان ملتهای اسلامی، پشتیبان ملت ایران باشد. همه با هم به پیش بروید و گرفتاریها را انشاءا... رفع كنید.
قدرتمند باشید. هیچ از این حرفهایی كه زده میشود و از این قلمفرساییهایی كه میشود و از این چیزهایی كه مثلا در بعضی مكتوبات گفته میشود... هیچ از اینها نترسید.
هیچ خبری نیست. قدرت دست خودتان است و مملكت هم دست خودتان است و این چهار نفری هم كه مفسده میكنند، اینها به قبرستان فرستاده میشوند، شما انشاءا... باقی هستید و باقی بمانید.
(صحیفه امام، جلد 10، ص 344)
منبع: هفته نامه پنجره