امروز  جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰
انقلاب به هیچ‎كس بدهكار نیست
گفت‎وگویی تمثیلی با امام (ره)
دوشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۷
 
نفوذی‎ها بار‎ها اعلام كرده‎اند كه حرف خود را از دهان ساده‎اندیشان موجه می‎زنند. من بار‎ها اعلام كرده‎ام كه با هیچ‎كس در هر مرتبه‎ای كه باشد، عقد اخوت نبسته‎ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است...
بیست سال و ‎اندی از رحلت رهبر بزرگترین انقلاب قرن بیستم می‎گذرد. مردی كه در تمامی لحظات و ‎ایام‎ این‎ دوران طولانی همواره یاد و خاطره‎اش در دل‎های پیر و جوان‎، زن ومرد و كوچك و بزرگ، جریان داشت و دارد. در تمام‎ این‎ سال‎ها حضور‎ نظر امام(ره) را در عرصه‎های سیاسی، اجتماعی‎، اخلاقی‎، دفاعی و فرهنگی كشور و حتی منطقه و جهان شاهد بودیم. هربار كه در كشور انتخاباتی جریان داشت، هر وقت كه مشكلی پیش می‎آمد و تهدیدی داخلی یا خارجی پیش صورت می‎گرفت و هرگاه كه رویدادی ویژه رخ می‎داد، ناخودآگاه انسان به یاد رهنمود‎های آن یار سفركرده می‎افتاد و ما برای گره‎گشایی در مسایل گوناگون به‎ اندیشه‎ها و آثار امام رجوع می‎كردیم و هر بار در آثار ارزنده و صمیمی نكته‎های تازه و بدیع می‎یافتیم.

‎همیشه سخنان او برایمان تازگی داشته و دارد. هربار كه صحیفه سخنانش را تورق می‎كنیم و هر نوبت كه صدا و یا تصویر گیرا و دلنشینش را می‎شنویم و یا می‎بینیم، حس می‎كنیم كه همین‎امروز با ما سخن می‎گوید. تو گویی‎ امام عزیز زنده است و بر بام جماران مسئولان را به وحدت و مردم را به استقامت دعوت می‎كند.

هنوز‎ این‎ جمله آرامش بخش و سكینه‎افزای‎ امام در وصیتنامه سیاسی – الهی‎اش كه فرمود: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری ‎امیدوار به فضل الهی از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به‎سوی جایگاه ابدی سفر می‎كنم و...»1 طنین‎افكن گوش‎هایمان است و ما را به‎درستی راه و مسیر نهضت و انقلاب ‎امیدوار می‎كند و از نگرانی برخی ریزش‎ها و كاستی‎ها می‎رهاند.

اما سال 1388، سال دیگری در سال‎های پر تحرك و پویای انقلاب اسلامی است. در‎ این‎ سال بزرگترین انتخابات تاریخ انقلاب برگزار شد. انتخاباتی كه همه طرف‎های آن از‎ امام مایه می‎گذاشتند و همه بر یك محور تأكید داشتند و بر یك نكته دست می‎گذاشتند و آن عدالت‎خواهی‎ امام‎، ساده‎زیستی و مردمی بودن‎ امام و بازگشت به راه‎ امام و تاكید بر‎ اندیشه‎ها و آرمان‎های‎ امام بود. امام جمع همه خوبی‎ها بود و چه زیبا در زمان حیات طیبه‎ امام گفته می‎شد: «عشق به خمینی عشق به همه خوبی‎هاست.»

اگرچه همه برای رسیدن به رأی مردم، از‎ امام هزینه كردند و همه به‎دنبال رسیدن به مقصود و مراد خود بودند ‎ اما برخی بین گفتار و عمل آن‎چنان دچار تناقض‎گویی شدند كه برای گذر از آن راهی نیافته و در باتلاق خودساخته گرفتار آمدند. برخی هم به‎دلیل زیاده‎گویی دچار پریشان‎گویی‎‎هایی شدند كه راهی برای بازگشت نیافتند.

در‎ این‎ میان، به‎ضرس قاطع می‎توان از فرزند خلف‎ امام عظیم‎الشأن یاد كرد كه در همه حال راه و مرام‎ امام را محكم و بی‎بدیل در كلام و عمل پی‎گرفت و مردم نیز هماره به مقتدایشان اقتدا كردند و به همین دلیل است كه پس از سال‎های سال هنوز‎ این‎ سخن رهبر فرزانه، تازگی دارد و به‎درستی باور مردم و جریانات سیاسی است كه فرمودند: «راه امام، راه ما، هدف او هدف ما و سخن امام مشعل فراروی ماست.

از آن‎جا كه بیشتر افراد و جناح‎های سیاسی در موضع‎گیری‎ها و بیان اهداف و آرمان و جهت فعالیتشان‎ امام را ملاك و نقطه حركت خود معرفی می‎كنند؛‎ این‎ سئوال پیش می‎آید: كدام فرد و گروه در گفتار خود حقیقتا صداقت دارند؟

برای رسیدن به پاسخ چاره‎ای نداریم جز‎ این‎‎كه رفتار‎، كردار و گفتار افراد را در ترازوی‎ اندیشه‎های زلال و كلمات صمیمی و صادقانه‎ امام خمینی قرار دهیم. البته در‎ این‎ راه سعی وافر باید تا خدای ناكرده در‎ این‎ گشت و گذار در‎ اندیشه‎های‎ امام راه به تفسیر به‎رأی نبریم و خود گرفتار استفاده ابزاری از سخنان و پیام‎های پیر و مرادمان نشویم.

از سوی دیگر، توجه به‎ این‎ نكته ضروری است كه سخنان و پیام‎های‎ امام رنگ و بو و عطر و تازگی خود را دارد. با‎ این‎‎حال، به‎رغم آن‎كه بسیاری از رویداد‎های زمان‎ امام‎، امروز در حال تكرار شدن است ولی خطاب‎ امام در‎ این‎ سخنان مربوط به زمان‎ایراد آن است. با این توضیح، گفت‎وگویی كه در پی می‎خوانید گزیده‎ای از آرای خمینی كبیر درباره پاره‎ای از مسایل روز كشور است كه جهت بازخوانی امام(ره) به مانند مصاحبه ای تدوین و تنظیم شده است.

حضرت‎ امام! همواره در سخنرانی‎های حضرت‎عالی و بیانیه‎های شما، شاهد استكبارستیزی و حمله قاطع به اردوگاه استكبار بوده ایم. جمله مشهور شما در توصیف قدرت‎های ظالم كه فرمودید‎ آمریكا از شوروی بدتر شوروی از ‎آمریكا بدتر وانگلیس از هردوی آنها بدتر است را همواره در یادمان داریم.‎
اما‎ این‎ روز‎ها ما شاهدیم برخی از افراد مواضع متفاوتی اتخاذ كرده‎اند و شعار‎های تازه‎ای سر می‎دهند؛ شما دشمن اصلی جمهوری اسلامی را كدام كشور می‎دانید و چرا؟


آقا! تمام گرفتاری‎های شرق از‎ این‎ اجانب است؛ از‎ این‎ غرب است؛ از‎ این‎‎ آمریكاست.
الان تمام گرفتاری ما از‎ آمریكاست. تمام گرفتاری مسلمین از‎ آمریكاست. از‎ این‎‎ آمریكایی است كه صهیونیسم را آن‎طور تقویت كرده است و آن طور دارد تقویت می‎كند و برادر‎های ما را فوج فوج می‎كشند. (صحیفه امام، جلد 10، ص 391و392)

این‎ روز‎ها پس از فروپاشی شوروی و با وجود تك‎روی‎های‎ آمریكا در مسایل جهانی و حمله نظامی‎ آمریكا به عراق و افغانستان و حمایت مطلق از جنایات سبوعانه صهیونیزم، گاهی ما شاهدیم برخی افراد نشانه‎های غلط می‎دهند و حتی افراد جوان و كم تجربه را به جلو سفارت كشور‎های دیگر هدایت می‎كنند. نظر شما در‎ این‎ رابطه چیست؟

خط‎ این‎ بود كه اصلا‎ آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می‎كردند تا‎ آمریكا منسی بشود. (صحیفه امام جلد 15 ص29)

گاهی افراد از تبعات ‎ایستادگی در برابر زیاده‎خواهی‎ آمریكا می‎گویند و سعی می‎كنند مردم را بترسانند. جنابعالی چه می‎فرمایید؟


آمریكا هم هیچ غلطی نمی‎تواند بكند و جوان‎ها هم مطمئن باشند كه‎ آمریكا هیچ غلطی نمی‎تواند بكند...غلط می‎كند دخالت نظامی بكند.
نترسید، نترسانید، همین تعبیری كه جوان‎های ما از روی احساسات جوانی كردند كه اگر چنان‎چه‎ آمریكا بخواهد دخالت نظامی بكند، ما چه خواهیم كرد، اصلا‎ این‎ «اگر»ش را هم نباید بگویند.‎
آمریكا عاجز از‎ این‎ است كه دخالت نظامی در‎ این‎جا بكنند... (صحیفه امام، جلد 10، صص 516و517)

یك كسی، یك كشوری كه برای خدا قیام كرده است، فریادش ا...‎اكبر بوده، او را از چه می‎ترسانند‎ این‎ها؟ یك كشوری است كه جوان‎ها در میدان رفتند و با تانك‎ها مقابله كردند.
نه جوان‎ها، بچه‎ها، [در روز‎های قبل از پیروزی انقلاب] یكی از دوستان می‎گفت كه من خودم شاهد بودم كه یك موتور سواری، بچه‎ای ده، دوازده ساله‎ای حمله كرد به تانك و رفت زیر تانك. یك همچو مملكتی را نمی‎توانند‎ این‎‎ها خوف در آن ایجاد كنند. كی را می‎ترسانند؟

ماجرای شهادت شهید فهمیده در سال 1359 نیز شبیه همین موردی است كه جنابعالی فرمودید و اتفاقا در سال‎های جنگ ما شاهد صد‎ها مورد مشابه و حماسه‎های بی‎نظیر بوده‎ایم.در مورد حضور شما در جنگ به‎ویژه در دوران جوانی چه خاطراتی دارید؟


من از بچگی در جنگ بودم، تا حالا نگفتم. ما مورد هجوم «زلقی»‎ها(زلقی‎ها؛ طایفه‎ای یاغی در اواخر دوره قاجار بوده‎اند) بودیم.
مورد هجوم «رجبعلی»‎ها (رجبعلی نیز یكی از یاغیان معروف همان دوره بوده كه اصلا از چهار لنگ بخیتاری بوده و به‎همراه گروهی سوار در منطقه كمره و بلوك بختیاری به غارت اموال مردم بی‎پناه می‎پرداخته است) بودیم و خودمان تفنگ داشتیم و من در عین حالی كه تقریبا اوایل شاید بلوغم بود، بچه بودم دور‎ این‎ سنگر‎هایی كه بسته بودند در محل ما، و‎ این‎‎ها می‎خواستند هجوم كنند و غارت كنند، آن‎جا می‎رفتیم سنگر‎ها را سركشی می‎كردیم.

‎ این‎‎ها از چی ما را می‎ترسانند؟ ما برایمان مطرح نیست‎ این‎‎امر. ما شیعه آن‎ها هستیم كه بچه‎های كوچكشان را فدا كردند برای اسلام. ما از چه بترسیم؟ مملكت اسلام پیشمان مطرح است. هیچ چیزی مطرح نیست پیشمان جز اسلام. و یك ملتی فریاد می‎زنند، ‎ا... اكبر می‎گویند و جمهوری اسلامی را می‎خواهند. ما پیشمان چیز دیگر مطرح نیست.

ما نمی‎ترسیم از ‎ این‎كه‎ آمریكا توطئه كند، یا فرض كنید تهدید كند ما را.
ما از تهدید او نمی‎ترسیم، ملت ما هم نمی‎ترسند، آن كسی می‎ترسد كه‎ این‎ دنیا را دار قرار(جایگاه ثبات و ماندگاری) می‎داند. (صحیفه امام، جلد 11، صص 12و13)

حضرت‎عالی زمانی فرمودید «امروز غرب و شرق به‎خوبی می‎دانند كه تنها نیرویی كه می‎تواند آنان را از صحنه خارج كند، اسلام است. آن‎ها در‎ این‎ ده سال انقلاب اسلامی‎ ایران ضربات سختی از اسلام خورده‎اند و تصمیم گرفته‎اند كه به هر وسیله ممكن آن را در‎ ایران كه مركز اسلام ناب محمدی(ص) است، نابود كنند.
اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر و فرهنگ مبتذل خود و بیگانه كردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ‎كدام از ‎این‎‎ها نشد،‎ ایادی خودفروخته خود از منافقین و لیبرال‎ها و بی‎دین‎ها را كه كشتن روحانیون و افراد بی‎گناه برایشان چون آب خوردن است و در منازل و مراكز ادارات نفوذ می‎دهند كه شاید به مقاصد شوم خود برسند»‎ اما‎ امروز شاهدیم برخی از افراد به‎ظاهر موجه، حرف‎های دشمنان را در لوای پیروی از خط و راه شما بر زبان جاری می‎كنند! نظر شما درباره‎ این‎ افراد چیست؟ آیا ممكن است افرادی كه زمانی جزو بزرگان و یاران شما بودند و شما آن‎ها را مورد حمایت قرار می‎دادید‎، فریب دشمن را بخورند؟ آیا صرف نزدیكی یك فرد در زمان حیات مادی شما برای او ارزش است؟ وظیفه مردم در قبال‎ این‎ افراد چیست؟


میزان حال افراد است... من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‎ام كه واقعیات را در موقع مناسبش با آن‎ها در میان گذارم.
تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی كنند تحت تأثیر دروغ‎های دیكته شده كه‎ این‎ روز‎ها رادیو‎های بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‎كنند نگردند. از خدا می‎خواهم كه به پدر پیر مردم عزیر‎ ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از‎ این‎ دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از‎ این‎ نچشد.
ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود كه چیزی نداریم، هرچه هست اوست... . (صحیفه امام، جلد 21، ص 332)

نفوذی‎ها بار‎ها اعلام كرده‎اند كه حرف خود را از دهان ساده‎اندیشان موجه می‎زنند. (صحیفه امام، جلد 21، صص 326و 327) من بار‎ها اعلام كرده‎ام كه با هیچ‎كس در هر مرتبه‎ای كه باشد، عقد اخوت نبسته‎ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است... (صحیفه امام، جلد 21، صص 326و327) اگر ‎ایادی بیگانه و ناآگاهان گول‎خورده كه بدون توجه بلندگوی دیگران شده‎اند، از‎ این‎ حركات دست برندارند، مردم ما آن‎ها را بدون هیچ‎گونه گذشتی طرد خواهند كرد. (صحیفه امام، جلد 21، صص 326و327)

چنان‎چه افراد مدعی آرمان و راه شما اقداماتی كنند كه منجر به تضعیف نظام شده و دشمن شاد شد‎، چه باید كرد؟ شما چه توصیه‎‎هایی در‎ این‎‎باره دارید؟

... من به بعضی از مسئولین هشدار می‎دهم كه به‎شدت باید مراقب بود كه خدای ناكرده آب به آسیاب دشمنان نریزیم و آنان را با اقوال و جبهه‎گیری‎هایمان شادمان نگردانیم.... و اگر مصلحت نظام و اسلام سكوت است، دردمندانه سكوت كنید كه اجر سكوت برای پیشبرد اهداف نظام و اسلام به‎مراتب بیشتر از دفاع از اتهام وابستگی است....‎ این‎ مسئله كه نظام در اهداف خود جدی است و با هیچ‎كس شوخی ندارد و در صورت به خطر افتادن ارزش‎های اسلامی، با هر كس در هر موقعیت قاطعانه برخورد می‎نماید، باید به‎عنوان یك اصل خدشه‎ناپذیر برای تمامی دست‎اندركاران و مردم تبلیغ گردد. (صحیفه امام، جلد 21، صص 339 و 340)

اخیرا برخی طرفداران یك طیف سیاسی نیز شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای‎ ایران را سر دادند و خواستار تمركز بر مسایل داخلی به‎جای مسئله قدس شدند. این‎ شیوه عمل و موضع‎گیری را چگونه ارزیابی می‎فرمایید؟

باید بدانند كه انقلاب ما محدود به‎ ایران نیست. انقلاب مردم‎ ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنافداه ـ است... (صحیفه امام، جلد 21، صص 326و327) مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظه‎ای مسئولان را از وظیفه‎ای كه برعهده دارند منصرف كند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به‎دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید، ولی‎ این‎ بدان معنا نیست كه آن‎ها را از اهداف عظیم انقلاب كه‎ ایجاد حكومت جهانی اسلام است منصرف كند. (صحیفه امام، جلد 21، صص 326 و 327)

اساسا ملاك ما برای شناخت افراد چیست؟‎ آیا صرف نزدیك بودن یك فرد و یا حمایت حضرت‎عالی در مقطع زمانی خاص از او و جریان سیاسی وی كفایت از درستی‎ اندیشه و گفتار و رفتار او دارد؟

من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلام‎نمایی بعضی افراد ذكری از آنان كرده و تمجیدی نموده‎ام، كه بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شده‎ام. آن تمجید‎ها در حالی بود كه خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می‎نمایاندند، و نباید از آن مسایل سوءاستفاده شود و میزان در هر كس حال فعلی او است.
(صحیفه امام، جلد 21، ص 452 (آخرین فراز از وصایای حضرت امام(ره))

به‎نظر می‎رسد در كشور وضع طوری شده كه یك عده حقیقتا به‎دنبال حاكم كردن نظر اقلیت بر اكثریت هستند و در‎ این‎ راه برخلاف شعار‎های خودشان عمل می‎كنند. شما چه نظری دارید؟

... معنا ندارد كه یك اقلیتی بخواهد تحمیل كند به یك اكثریتی؛‎ این‎ خلاف دموكراسی است كه شما به او عقیده دارید، و خلاف آزادی است. خلاف همه انسانیت است كه بخواهند یك عدد معدودی ـ كه اقلیت هستند ـ تحمیل كنند بر یك عده [بیشتر]. ‎ این‎ همان است كه زمان رضاخان هم بود، كه یك عده معدودی بودند و با سرنیزه تحمیل می‎كردند به ملت یك چیز‎هایی را.
حال سرنیزه تبدیل شده به نطق، و تبدیل شده است به قلم، و تبدیل شده است به توطئه و‎ این‎ها. و‎ این‎‎طوری بخواهند كه به مردم اغفال كنند، تحمیل كنند،‎ این‎ صحیح نیست. (صحیفه امام، جلد 10، ص 322)

در ماه‎های اخیر برخی از افراد منتسب به انقلاب و نظام اتهامات اثبات نشده‎ای به نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد كردند و برای هفته‎ها و ماه‎ها خوراك تبلیغاتی برای دشمنان انقلاب فراهم كردند. اگرچه مردم و بسیاری از مسئولین خواهان برخورد قانونی و قاطع با‎ این‎ قبیل هتك حرمت انقلاب بزرگ شده‎اند، برخی نیز با استناد ‎ این‎كه ‎ این‎ فرد یا آن فرد در انقلاب سوابق دارد سعی در عدم اجرای عدالت و رسیدگی به تخلفات او را دارند. آیا اجرای عدالت خاص اقشار خاصی است یا همه را در بر می‎گیرد.‎ آیا استثنا قابل قبول است؟ شما در این زمینه چه رهنمودی دارید؟


از یك طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیات و اجرای حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژ‎های به‎دست دشمنان كار آسانی نیست. با‎ این‎كه در كشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیر آن ‎امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوش‎سابقه و بدسابقه برخورد شرعی و قانونی و جدی می‎شود، فورا باند‎ها فریاد می‎زنند كه چه نشسته‎اید، جمهوری اسلامی می‎خواهد آبروی روحانیت را ببرد... مردم عزیز‎ ایران باید مواظب باشند كه دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفین از به‎اصطلاح روحانیون سوء استفاده نكنند و با موج‎آفرینی و تبلیغات اذهان را نسبت به روحانیون متعهد بدبین نمایند. و‎ این‎ را دلیل عدالت نظام بدانند... اگر تخلفی از من هم سر بزند مهیای مؤاخذه‎ام. حال بحث‎ این‎ است كه برای جلوگیری از تكرار آن حوادث تلخ و رسیدن به اطمینان از قطع نفوذ بیگانگان در حوزه‎ها چه باید كرد؟ (صحیفه امام، جلد 21، ص 282)

در یكی دو سال اخیر، شاهد فرار و اقامت برخی از كسانی هستیم كه تا چند سال قبل در نظام پست وزارت و معاونت داشتند.
برخی از‎ این‎ افراد به عنوان بلندگوی رسانه‎های استكباری با‎ این‎ رسانه و آن رسانه مصاحبه می‎كنند و به تخطئه گذشته انقلاب می‎پردازند. یكی از‎ این‎ افراد،‎ این‎ روز‎ها همسو با قائم مقام معزولتان اشك تمساح بر اجرای حدود الهی و اعدام خائنین به ملت و جیره‎خواران صدام حسین عفلقی می‎ریزد و برخی ساده‎لوحانه نظام را متهم به ناتوانی در حفظ ‎این افراد می‎كنند.‎ آیا‎ این‎ نگاه به ریزش افراد سست‎ ایمان صحیح است؟


امروز هیچ تاسفی نمی‎خوریم كه آنان در كنار ما نیستند‎، چرا كه از اول هم نبوده‎اند. انقلاب به هیچ گروهی بدهكاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتماد فراوان خود را به گروه‎ها و لیبرال‎ها می‎خوریم‎، آغوش كشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه كسانی كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است، ولی نه به قیمت طلبكاری آنان از همه اصول، كه چرا مرگ بر‎ آمریكا گفتید! چرا جنگ كردید!

چرا نسبت به منافقین و ضد انقلابیون حكم خدا را جاری می‎كنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده‎اید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال كرده‎ایم و صد‎ها چرای دیگر و نكته مهم در‎ این‎ رابطه‎ این‎كه نباید تحت تاثیر ترحم‎های بیجا و بی‎مورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام به گونه‎ای تبلیغ كنیم كه احكام خدا و حدود الهی زیر سئوال برود. من بعض از‎ این‎ موارد را نه تنها به سود كشور نمی‎دانم كه معتقدم دشمنان از آن بهره می‎برند... (صحیفه امام، جلد 21، ص 286)

شما در دوران حیات پربارتان شاهد ریزش‎هایی در بین یاران و همراهانتان بودید و از همین‎امر چندین بار گله كردید و حتی از عملكرد یكی از نزدیكترین یارانتان از خدا طلب مرگ نمودید. امروز نیز انقلاب به همان افراد مبتلاست. عده‎ای كه خود را نزدیك به جنابعالی می‎دانستند و در زمان شما سعی در مطیع نشان دادن خود در برابر ولی فقیه داشتند،‎ امروز آشكارا راهی غیر از راه شما می‎روند. جوان‎ها را به خیابان‎ها می‎كشانند و در پیشرفت كشور اخلال می‎كنند. شما چه صحبتی با آن‎ها دارید؟

كسی كه در بین انقلاب با انقلاب مخالفت می‎كند‎، كسی كه در بین انقلاب شروع می‎كند چیز‎‎هایی را گفتن كه در‎ آمریكا عمال صهیونیزم می‎گویند –‎ این‎‎ها نیستند‎، من نمی‎گویم‎ این‎‎ها عمال او هستند، نفهم هستند بعضیشان! همان حرف‎هایی كه آن‎جا می‎زنند‎ این‎‎ها می‎زنند – خوب وقتی‎ این‎ انقلاب به آخر رسید، دیگر جای شما را نمی‎گذارند.

در‎ این‎ مملكت باشد و ما میل داریم شما كار بكنید توی‎ این‎ مملكت‎، چرا خودتان را در بین ملت ضایع می‎كنید؟ چرا خودتان را از ملت جدا می‎كنید؟ چرا یك نهضتی كه تا‎ این‎‎اندازه جلو رفته است، شما كاری می‎كنید كه حتی خدای نخواسته‎ این‎ توقف بكند، یا دیرتر به مقصد برسد؟ به مقصد می‎رسد، لكن ممكن است حرف‎های شما دیرتر‎ این‎‎ها را به‎مقصد برساند. چرا هر روز یك كاری می‎كنید كه جوان‎های غافل از شما متأثر بشوند و بروند در دانشگاه و نمی‎دانم بروند در خیابان‎ها و آن كار‎ها را بكنند كه خلاف مسیر ملت است؟ (صحیفه امام، جلد 10 ص 377)

شما بیش از هر كس برای اجرایی شدن تئوری ولایت فقیه كوشیدید و در‎ این‎ راه رنج‎ها و مرارت‎ها برده‎اید. تا جایی‎كه هر دو جناح سیاسی كشور تسلیم فرامین شما بودند و كسی به‎خود اجازه نمی‎داد در برابر حكم فقیه حاكم، نظر خلاف بدهد.
حتی در حیات با بركت جنابعالی یك جناح كه خود را نزدیك‎تر به شما می‎دانست، هر نوع نقد و تذكر به مسئولان اجرایی را هم هر چند خیرخواهانه بود، به مخالفت با ولایت فقیه ربط می‎داد و چوب تكفیر را بر سر منتقد و سئوال‎كننده می‎كوبید و حتی با پخش شبنامه و روزنامه! اسامی فلان نماینده مجلس كه در رأی اعتماد مجلس به نخست‎وزیر وقت رای مخالف و حتی ممتنع داده بود را افشا كرده و خواستار نابودی مطلق آن جماعت می‎شد و شما برعكس هرگاه یك جناح سعی در تندروی داشت، با حمایت از جناح دیگر، سعی در ‎ایجاد وحدت و حفظ یك‎پارچگی نظام داشتید.
سوال‎ این‎ است: پس از جنابعالی برخی افراد تندرو آن زمان، امروز با مسئله ولایت فقیه گزینشی برخورد می‎كنند و برخی حتی ابایی از ابراز مخالفت با ولی فقیه حاضر ندارند.‎ آیا ولایت فقیه مربوط به دوره خاصی است یا برای همیشه تاریخ تا قیام حضرت مهدی (عج)؟


ولایت فقیه برای مسلمین یك هدیه‎ای است كه خدای تبارك و تعالی داده است. ولایت فقیه برای شما یك هدیه الهی است... (صحیفه امام، جلد 10، ص 407) قضیه ولایت فقیه یك چیزی نیست كه مجلس خبرگان ‎ایجاد كرده باشد. ولایت فقیه یك چیزی است كه خدای تبارك و تعالی درست كرده است. همان ولایت رسول‎ا... هست و‎ این‎‎ها از ولایت رسول‎ا... هم می‎ترسند! شما بدانید كه اگر‎ امام زمان ـ سلام‎ا... علیه ـ حال بیاید، باز‎ این‎ قلم‎ها مخالف‎اند با او. (صحیفه امام، جلد 10، صص 308 و 309)

عده‎ای‎ امروز شعار مرگ بر دیكتاتور سر می‎دهند.‎ آیا با وجود حاكمیت ولی فقیه، بروز دیكتاتوری در كشور‎ امكان دارد؟ آیا دیكتاتوری تنها محدود به رفتار حاكمان است؟

ولایت فقیه مخالف دیكتاتوری است و پشتیبانی از آن، ضامن سلامت و آسیبناپذیری نظام است. اطمینان می‎دهم كه ‎امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر‎ این‎ مملكت نخواهد وارد شد. گویندگان و نویسندگان نترسند از حكومت اسلامی و نترسند از ولایت فقیه. ولایت فقیه آن‎طور كه اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده‎اند به كسی صدمه وارد نمی‎كند؛ دیكتاتوری به وجود نمی‎آورد، كاری كه برخلاف مصالح مملكت است انجام نمی‎دهد، كار‎هایی كه بخواهد دولت یا رییس‎جمهور یا كس دیگری بر خلاف مسیر ملت و برخلاف مصالح كشور انجام دهد، فقیه كنترل می‎كند، جلوگیری می‎كند. (صحیفه امام، جلد 10، ص 58)

حضرت‎ امام(ره)‎ این‎ روز‎ها صدای شعار «استقلال‎، آزادی‎، جمهوری‎ ایرانی» به‎گوش می‎رسد و سردمداران جریان مزبور هم در برابر‎ این‎ ساختارشكنی‎ها سكوت كرده‎اند. البته شاید آن‎ها موجی به پا كرده‎اند كه قدرت كنترل آن را ندارند. جنابعالی دلیل‎ این ‎امر را در چه چیزی می‎بینید؟

شما دیدید كه وقتی اعلام شد «جمهوری اسلامی» صدا درآمد كه ‎ای وای، اسلامیش را می‎خواهید چه كنید! همین «جمهوری» نخیر، «جمهوری دموكراتیك»‎،‎ این‎‎ها از اسلامیش می‎ترسند. از جمهوریش نمی‎ترسند.

خیلی‎جا‎ها هست. از جمهوری دموكراتیكش هم نمی‎ترسند. دموكراسی غربی كه واردات است.‎ این‎‎ها از اسلامش می‎ترسند. حال یا واقعا اسلام را نشناخته‎اند و آن‎طوری‎كه غربی‎ها با نقشه‎های شیطانی خودشان اسلام را معرفی كرده‎اند، و مع‎الاسف بسیاری از جوان‎های ما و غیر جوان‎ها گول خوردند. یا خودشان اشخاصی هستند كه گول نخورده‎اند، جزو همان تیپی هستند كه نقشه می‎كشند برای‎ این‎كه اسلام را كنار بگذارند. (صحیفه امام، جلد 10، صص 178-179 (8 مهر 1358)

حضرت امام، با توجه به وقایع سال‎های اول انقلاب، تحولات اخیر در دانشگاه‎ها را چگونه ارزیابی می‎نمایید و راه و رسم عدم ایجاد تنش و حتی تنش‎زدایی را در چه می‎دانید؟

شما از این به بعد ان‎شاء‎اللَّه وقتی كه دانشگاه‎ها باز بشود، مبتلای به این مسایل هستید و باید با هوشمندی و با مطالعه و با مشورت بین خودتان افرادی را كه می‏بینید یا به اسم آزادی و نمی‏دانم این حرف‎ها، كه می‏خواهند یك آزادی خاصی در كار باشد، دلبخواهی در كار باشد، نه آزادی مطلق، یا به اسم دمكراسی و امثال ذلك، الفاظ جالبی كه در هیچ‎جای دنیا معنایش پیدا نشده تا حالا، هركس برای خودش یك معنایی می‏كند، به این‎طور چیزها گرفتار هستید كه این‎ها می‏خواهند عمل كنند و شما باید با كمال توجه و بدون هیچ درگیری - درگیری صحیح نیست، نباید ما به آن‎ها یك صورت حق‎به‎جانبی بدهیم.

وقتی درگیری شد و اكثریت شما دارید و فرض كنید كه آن‎ها را كتك زدید و چه كردید، این به‎نظر شاید اشخاصی بیاید به این‎كه این‎ها حجتی نداشتند، كتك زدند، متوسل به زور شدند – این‎ها هركدامشان آمدند در دانشگاه و گفتند، یك مطلبی را گفتند، بروید جلویش بگویید: چه می‏گویید؟

یك‎وقت می‏خواهد هیاهو كند، كه اكثرا این‎طوری هستند، این‎ها را سرانشان كه وادار می‏كنند به هیاهو، جمع بشوید دورش بگویید؛ آقا بنشین صحبت‎هایت را بكن. ببینید هیچ صحبت ندارد، فقط همین است كه یك تشنجی ایجاد كند و نگذارد دانشگاه باز بشود و نگذارد دانشگاه عمل خودش را انجام بدهد. بدون این‎كه با آن‎ها جنگ و نزاع داشته باشید، با آن‎ها به این نحو مقابله كنید. یا آن‎ها اگر یك اجتماع صد نفری، هزار نفری، می‏كنند، شما ده، بیست هزار نفر را اجتماع كنید، مسایل خودتان را بگویید، دعوا هم نكنید؛ این باید انجام بگیرد. (صحیفه امام، جلد 10، ص 69، 29 شهریور 1358)

در خاتمه اگر رهنمودی دارید بفرمایید؟

خداوند تبارك و تعالی پشتیبان شما و پشتیبان ما، پشتیبان ملت‎های اسلامی، پشتیبان ملت‎ ایران باشد. همه با هم به پیش بروید و گرفتاری‎ها را ان‎شاءا... رفع كنید.

قدرتمند باشید. هیچ از‎ این‎ حرف‎هایی كه زده می‎شود و از‎ این‎ قلمفرسایی‎هایی كه می‎شود و از‎ این‎ چیز‎هایی كه مثلا در بعضی مكتوبات گفته می‎شود... هیچ از‎ این‎‎ها نترسید.

هیچ خبری نیست. قدرت دست خودتان است و مملكت هم دست خودتان است و‎ این‎ چهار نفری هم كه مفسده می‎كنند،‎ این‎‎ها به قبرستان فرستاده می‎شوند، شما ان‎شاءا... باقی هستید و باقی بمانید.
(صحیفه امام، جلد 10، ص 344)

منبع: هفته نامه پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 87422