قیام مختار بارها در تاریخ اسلام آمده و مردم کم و بیش درباره آن چیزهایی میدانند، اما بعد از پخش «مختارنامه» میرباقری، قیام مختار و شخصیت او بهصورت جدی میان مردم مطرح شد و چند هفتهای است که مختار شخصیت محبوب خانوادههاست.
حجتالاسلام والمسلمین ارفع در گفتگویی با «پنجره» گفت: «داوود میرباقری ویژگیهای مثبت مختار را به قدر کافی در سریال نشان میدهد، بهتر است ما لغزشها و نقاط ضعف او را هم بررسی کنیم.»
این گفتگو با این سؤال شروع شد که:
حرف و سخن درباره شخصیت مختار و قیام او زیاد است. ما هم نمیخواهیم به یک نتیجه قطعی مثبت یا منفی برسیم، اما تحلیل شما از قیام مختار و برخورد او با عاملان حادثه کربلا چیست؟ مختار چهجور آدمی بود؟ انسانها از نظر انگیزه و انتخاب راه متفاوت هستند. بعضی از انسانها اعم از مسلمان و غیرمسلمان، مقدمه خوبی برای هدف و کارخودشان انتخاب میکنند که 100 درصد الهی است و حکایت از اخلاص و انگیزه الهی میکند. تردیدی در این نیست که کاری را هم که انجام میدهند، همراه با انگیزه خوب و پاکیزهشان است که نتیجه مطلوبی هم در پی دارد. ولی بعضی از انسانها هستند که کارهای خوبی انجام میدهند، کارهایی که ممکن است دل امام زمانشان هم شاد شود، اما وقتی به انگیزه و نهاد آنها مراجعه میکنیم، الهی نیست و مورد تأیید امام زمانشان نیست. یکی از شخصیتهایی که در تاریخ بهعنوان قهرمان معرفی شده، ولی باید درباره آن تأمل کرد و با درنگ قضاوت کرد، مختار ثقفی است. مختار شخصیتی در تاریخ اسلام است که هدفمند کار کرده، دنبال اهدافی بوده، متأسفانه با انگیزههایی که اخلاص در نیت و اطاعت از امام زمانش را خدشهدار کرده. از نظر گفتاری و رفتاری وقتی انسان تاریخ مختار را مطالعه میکند به این نکته میرسد که مختار قصد قربهالیالله نداشته. مختار میخواست خودش را راضی کند. استرضای نفس داشت. اگرچه رفتار و حرکتهایش برای شیعه دلخوشکننده بود.
به همین دلیل بیشتر به پیروزی فکر میکند تا نتیجه کارهایش؟ بله. بر همین اساس مردم باید آگاه باشند که اگر بخواهند دنیا و آخرتی شایسته داشته باشند، هم باید مخلص باشند و برای خدا کار کنند و هم باید مطیع امام زمانشان باشند. انسان نباید کاتولیکتر از پاپ باشد و از امام جلو بیفتد. نباید برای امام، خط و خطوط معین کند. یا اینکه بگوید اگر من با امام مشورت کنم، امام رأی مرا عوض میکند. اینها نشان میدهد که من تابع امام نیستم. خودم مطرح هستم. این جریان متأسفانه در تاریخ تکرار میشود و مختص به دوران مختار نیست. در عصر خود ما هم انسانهایی پیدا میشوند چه در فاز امامت و ولایت و چه در سطح پایینتر، ولایت فقیه و مرجعیت حرف دارند. میان شیعیان هستند کسانیکه میگویند از بین قوانین اسلامی فلان قانون را قبول ندارم و مقابل حکم قطعی قرآن یا معصوم میایستند. این «مختارگونه» عمل کردن است. مختار فراز و نشیبهایی در زندگی داشت و ادعای حب امیرالمؤمنین را هم داشت. امیرالمؤمنین در جنگ، عمروبن عبدود را به خاک میزند و چیزی نمانده که عبدود را به آن دنیا بفرستد؛ اما عبدود خدو انداخت بر روی علی/ افتخار هر نبی و هر ولی، آب دهان بهصورت مولا انداخت. حضرت علی (علیهالسلام) ناراحت شد، اما خشمش را فرو خورد و بعد از چند لحظه او را کشت. همان لحظه او را نمیکشد چون مخلص است و کارش
” مختار قصد قربهالیالله نداشته. مختار میخواست خودش را راضی کند. استرضای نفس داشت. اگرچه رفتار و حرکتهایش برای شیعه دلخوشکننده بود “
را فقط برای خدا انجام میدهد. نمیخواهد کوچکترین خدشهای به اخلاصش وارد شود. برخاست که خشمش فروکش کند. اگر مختار واقعا تابع امیرالمؤمنین بود، باید مثل ایشان با خدا معامله میکرد. نیتش را خدایی میکرد، نه اینکه با کینه بجنگد و در مقام انتقام برخیزد. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در مدت کوتاه خلافت، با هیچیک از دشمنان بر اساس عداوت و کینه ستیز نمیکند. معیار برای او، رضای خدا است و اینکه اسلام از مسیر صراط مستقیم جدا نشود و خط انحرافی خوارج، خط ستمگری صفین و فتنه جمل و خط انحرافی فتنه بهوجود نیاید. برابر اینها میایستد، نه برای خودش، برای اسلام و قرآن. برای زحمتهای پیامبر و اعتلای مکتب جوانی که در مخاطره انحرافهای عقیدتی و فکری قرار گرفته است. مختار اگر دنبالهرو اهلبیت (علیهمالسلام) بود، باید اولین سنگ ساختمان حرکت خود را بر پایه اخلاص میگذاشت، اما متأسفانه مختار آدم مخلصی نبود.
نکته دوم که اهمیت آن کمتر از نکته اول نیست، عدم اطاعت از امام معصوم است. ممکن است عوام بگویند قتله کربلا را به سزای عملشان رساند. وقتی حرمله کشته شد، امام سجاد (علیهالسلام) خوشحال شدند. اتفاقا در همین چند هفتهای که این سریال پخش میشود، مراجعههایی داشتم و بعضی نظرخواهی میکردند. به آنها گفتم: آیا ملت ایران و ملت عراق و همه کسانی که در جنگ هشت ساله ایران و عراق آسیب دیدند، از افتادن طناب دار به گردن صدام خوشحال نشدند؟ همه خوشحال شدند که صدام بهسزای عملش رسید، اما - در مثال مناقشه نیست - چهکسی او را بهسزای عملش رساند؟ یک نفر از خودش بدتر! اصل عمل خوشحالکننده بود. کشتار قتله کربلا هم خوشحالکننده امام است و هم مأموم، اما به اذن چهکسی این کار انجام شد؟ آیا ایشان در خروج و آغاز قیام با امام زمان خود مشورت کرد؟ حتی انگیزه دیگری هم برای رسیدن به حکومت داشت. اگر عمرسعد ملک ری را میخواست، مختار حکومت همه عراق را میخواست و از آرزوها و حسرتهایش این بود که یک روز بر عراق حاکم شود. این در اعترافهای خودش هم هست.
سریال مختارنامه نکتههای مثبت زیادی دارد. همه کار را تخریب نمیکنیم و انصاف این است که زحمت، کشیده شده است و جنبههای مثبت زیادی دارد. اما جنبههای منفی کار هم باید بازگو شود. تابلویی که با آن کیفیت از امام حسن مجتبی (علیهالسلام) نشان داده شد، اصلا شایسته نبود. اما نقش زن در عاشورا در بخش زهیر بن قین به خوبی مطرح شد. اینکه زن باعث شود یک مرد عثمانی مذهب از یاران امام حسین (علیهالسلام) شود و تا مرز شهادت برسد، خیلی ارزشمند است. صحنههای زیبایی از مبارزه و شهادت زهیر بن قین نشان دادند. این کار قابلتقدیر است، اما بهتر است که کارشناسی بیشتری شود و با اهل خبره درباره موضوع بحث شود. جامعه ما باید بداند مختار در عین اینکه برای شیعه یک شخصیت محترم تاریخی است، چند نقطه منفی دارد که خیلی حساس و اعتقادی و ریشهای است. اول اینکه اخلاص او محل تأمل است. خود او نیز اعتراف میکند که من کینه دارم.
در ابتدا که مختار بهکاروان امام حسین (علیهالسلام) نپیوست، این ضعف شفاف است، اما زمانیکه برای انتقام قیام کرد، چطور؟ آن موقع هم اخلاص نداشت و از سر کینه شخصی بود؟
بله و دلیل ادامه کینه را این میدانم که نوع کشتنهای مختار، اسلامی نبود. اسلام مثله کردن را هیچجا جایز نمیداند. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) یک ضربت میخورد، به امام حسن (علیهالسلام) میگوید: به ابن ملجم یک ضربه بزن و بر این مسأله تأکید میکند. مثله کردن مربوط به زمان جاهلیت و عصر حجر است. در اسلام ما اجازه نداریم این کار را کنیم. فکر میکنم اگر بخواهند در سریال
” در کربلا تابلوهای زیبایی هست که باید برای مردم ترسیم شود. نباید فقط از اذیت و آزار و سختیهای کربلا گفت. “
آنطور که مختار عمل کرده، مسأله را نشان دهند، زحمتهایشان به باد میرود. چون مردم عاطفه و احساس دارند و میگویند یک درگیری شد، یکی زد و یکی خورد و یکی هم انتقام گرفت.
یعنی میشود یک تسویهحساب.
بله و انگیزه امام حسین (علیهالسلام) در این میان گم میشود. چیزی که امام حسین (علیهالسلام) برایش قیام کرد، اطاعت خدا و رسول و امر به معروف و نهی از منکر و احیای نماز بود. امام حسین (علیهالسلام) نجات غریق است. آمده که انسانها را از جاهلیت نجات دهد، بعد ما بگوییم حرکت مختار با این شکل 100 درصد قابل تأیید است؟ انگیزه نوع کشتنهای مختار تداوم همان انتقامجویی و کینه است وگرنه میتوانست همه قاتلان کربلا را قصاص کند. قرآن صراحتا میگوید: «الاذن بالاذن، العین بالعین و...» این قانون اسلام است و ما حق نداریم یک قاتل را اینطور بکشیم.
بعضی جاها در روایتهای معصومان داریم که میفرمایند خدا رحمت کند مختار را که انتقام شهدای کربلا را گرفت... بله، اما عملش را تأیید نمیکنند.
میخواهیم بدانیم در رد این افراط و انتقامجویی و مثلا نوع کشتن قتله کربلا هم نکتهای از امامان معصوم(علیهمالسلام) آمده است؟ درباره مختار روایتهایی هست که گفتن آن خیلی جایز نیست. از نظر اعتقادی حب مختار به امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، حبی نبوده که او را تابع کند. به همین دلیل میبینیم که اذن امام در کارهایش نیست. هر نهضت و هر حرکتی باید به اذن ولی فقیه یا امام باشد. مختار اسم با مسمایی دارد، مختار! یعنی صاحب اختیار، یعنی کسی که خودش کارها را گزینش میکند و با کسی مشورت نمیکند. این میتواند برای ملت ما بصیرت ایجاد کند که کسی حق ندارد بدون اذن حاکم شرع، سیلی بهصورت کسی بزند. ما باید تابع ولی فقیه و امام زمان باشیم. به همین دلیل حرکتهایی مثل قیام توابین و قیام زید که با اجازه و اذن امام نبوده مردود است و دلیل باطل بودن این حرکتها همین بود که در نتیجه چهار امامی و پنج امامی شدند، و نتوانستند بارشان را سالم به منزل برسانند.
اما وقتی تاریخ آن مقطع را مرور میکنیم، ظاهرا مختار نسبت به خیلی از آدمهای برجسته زمان خودش از نظر اعتقادی بهتر و کاملتر بوده و تشخیصهای بهتری دارد. اتفاقا تشخیص مختار غلط بود، چون وقتی میخواست نظر بدهد نظر خودش را میگفت. حتی ابتدای امر گفت شناخت من نسبت به مردم کوفه از امام مجتبی (علیهالسلام) بیشتر است. این جلو افتادن از امام است. در داستان کربلا هم همینطور است. در همین سریال نشان داد، وقتی گفتند چرا با امام سجاد (علیهالسلام) برای قیام صحبت نکردی؟ گفت: ترسیدم سراغ ایشان بروم و نظرم را عوض کند! خب این چه معنی دارد؟ یعنی من خودم ایدئولوگ هستم.
یعنی با عقل خودش استدلال میکرد و نتیجه میگرفت و آن را بر گفته امام ترجیح میداد؟ بله. دقیقا همینطور است.
اما مختار بههرحال تشخیص داد که حق با امام حسین (علیهالسلام) است و برای دفاع از او قیام کرد، این نکتهای بود که خیلی از بزرگان کوفه به آن نرسیدند. بله. نتیجه کار مثبت است. خداوند در قرآن وعده داده ما جمعیتی را توسط جمعیتی از بین میبریم. آمریکا را میفرستیم، صدام و بعث را سرکوب کند و از بین برود. در دوره جنگ و حتی بعد از آن کسی باورش نمیشد نظام بعثی سرنگون شود. اما اارده خدا تعلق گرفت و شد. این اتفاقها در تاریخ میافتد که بشر بداند اگر خدا بخواهد، حتی به دست افرادی که 100 درصد الهی نیستند، اهل باطل و جنایتکاران را سرکوب میکند. اما آیا کسی که این انتقامجویی را انجام داده، 100 درصد مورد تأیید امام زمانش است یا نه؟ مسأله این
” اگر عمرسعد ملک ری را میخواست، مختار حکومت همه عراق را میخواست و از آرزوها و حسرتهایش این بود که یک روز بر عراق حاکم شود. این در اعترافهای خودش هم هست. “
است. این باید در جامعه جا بیفتد که ممکن است حرکت افراد به ظاهر مثبت باشد، اما ریشه کار، الهی و مورد تأیید نباشد، حتی خود عمل. ما در اسلام قطع عضو، مثله کردن و سوزاندن در آتش نداریم. این حرکتها مورد تأیید رسول الله نیست که «رحمه للعالمین» است. قاتل باید بهسزای قتلش برسد. عبدالمالک ریگی چه قدر از مردم را کشت و سرشان را برید؟ ما چه کردیم؟ نمیتوانستیم سرش را ببریم؟ این نشانه کرامت و بزرگواری اسلام است. در کربلا تابلوهای زیبایی هست که باید برای مردم ترسیم شود. نباید فقط از اذیت و آزار و سختیهای کربلا گفت. حضرت زینب (سلامالله علیها) در حالیکه آن همه داغ دیده، از آن سفر سخت و اسارت به مجلس ابن زیاد آمده، با خونخوار زمان و قاتل عزیزانش روبهرو میشود، ولی وقتی آن ملعون میگوید: کربلا را چگونه دیدی؟ میگوید: «و ما رأیت الا جمیلا» ندیدم جز زیبایی. باید اسلام را اینطور معرفی کنیم، در این صورت قشری که با تحریک دشمن رو برگردانده، بهسمت دین میآید. میگوید اسلام دین عزیزی است، برای انسان کرامت قائل است.
اگر مختار مشکل داشت، چرا امام حسین (علیهالسلام) به مسلم گفت به خانه مختار برو؟ فقط بهدلیل پیوند خویشاوندی نعمان و مختار؟ بله آنها قوم و خویش بودند. این کارجنبه سیاسی داشت. مسلم در خانه مختار بهدلیل همان پیوند خویشاوندی امنیت بیشتری داشت وگرنه میدانستند که مختار از نظر عقیدتی خیلی محکم نیست. همانطورکه دیدیم مختار در قضیه کوفه و مسلم تا آخر همکاری نکرد، هانی پای کار ایستاد، ولی مختار گرایشش را عوض کرد و محافظه کاری کرد. با محافظه کاری جان خودش را خرید.
پس بهنظر شما مهمترین نقطه ضعف مختار ولایت پذیر نبودن او است؟ بله. مهم همین است و این نکته باید در جامعه جا بیفتد. مردم بفهمند کار مختار مثبت بود، اما تابع امام زمان خودش نبود. مردی از اصحاب امام صادق (علیهالسلام) میگوید: من هر وقت کنار امام صادق نشستم، دیدم امام نام سلمان را میبرد و میگوید: «سلمان! خدا رحمتت کند.»دلیلش را پرسیدم و اعتراض کردم که آقا چه قدر اسم سلمان را میبرید؟ امام فرمودند: تو سلمان را نمیشناختی و نمیشناسی. او ویژگیهای زیادی داشت اما مهم ترینش ولایتمدار بودن او است. سلمان کسی بود که وقتی امیرالمؤمنین راه میرفت، نگاه میکرد امام پایش را کجا میگذارد، دقیقا پایش را همانجا میگذاشت. سر دوراهیها مینشست - این را دقیقا با عمل مختار مقایسه کنید - خواست امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و خواست خودش را در نظر میگرفت، خواست خودش را زیر پا میگذاشت و خواست امام را بر آن ترجیح میداد. دلیل اینکه اسم سلمان را زیاد میبرم، این است که تابع محض علی بن ابیطالب (علیهالسلام) بود این بیان امام صادق است.
میشود خاستگاه لغزشهای مختار را در گذشته او پیدا کرد؟
خب مختار در جوانی هم آدم متعبدی نبود. اینکه انسان به نماز و عبادت و تبعیت از امام زمان از اول جوانی فکر کند، خیلی مهم است. چرا حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و شهدای کربلا به اینجا رسیدند؟ چون از اول مخلصانه در خانه اهلبیت (علیهمالسلام) بودند. اما مختار را به این سمت هل دادند. به این سمت کشانده شد. انگیزه مختار مشکل داشت. وگرنه اگر عبد صالح و بنده مخلص پروردگار بود، باید در رکاب امیرالمؤمنین و امام حسن حرکت میکرد. او با امام حسن (علیهالسلام) رسما فاصله داشت و خط خودش را بر خط او مقدم میدانست.
_________________________________
در همین زمینه بخوانید:
مختار اشرافیت عرب را در هم کوبید/ محمدحسین رجبی
این کارها برای ما مولا نمی شود/ سید امیر صدیقی
مختار تأثیر تاریخی در نسلهای بعد ندارد/ گفتوگو با صادق کرمیار
جنگجوی روز و پارسای شب/ امین کمالزاده
قرار نیست شخصیت مختار برابر واقعیت باشد /گفتگو با محمد بیرانوند
انگیزه مختار و قیام عاشورا از یک جنس نیست/ مهدی همازاده