| چشم انداز آينده جريان سبز در پايان سال 88 |
| وبلاگ "محرمانه " |
| شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۹ |
واقعيت اين است كه اگر جريان سبز تا آذر ماه امسال در قامت يك جريان و ظرفيت "فعال " سياسي ظاهر شده بود، هم اينك در حال تبديل شدن به يك ظرفيت "تاكيتكي " و تغيير نقش از "عامل " به "متغير " است.
محمدهادي حميدي نويسنده وبلاگ "محرمانه "، مطلبي را با عنوان "چشم انداز آينده جريان سبز در پايان سال 1388 " در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است:
جريان سبز به عنوان مهمترين مولود حركت هاي اعتراضي سال 1388 در پايان اين سال در چه وضعيتي است؟
واقعيت اين است كه اگر جريان سبز تا آذر ماه امسال در قامت يك جريان و ظرفيت "فعال " سياسي ظاهر شده بود، هم اينك در حال تبديل شدن به يك ظرفيت "تاكيتكي " و تغيير نقش از "عامل " به "متغير " است.
راهپيمايي اعتراض آميز 25 خرداد كه به صورت خودجوش صورت گرفت، سپس حضور در مناسبت هاي ملي و مذهبي، شعار نويسي ها و فعاليت در فضاي مجازي و ...اهم فعاليت هاي فعالانه جريان سبز در طول مقطع زماني مذكور بود.
جريان سبز عملا در ايران فراگير نشد و به دليل ماهيت و خصلت خاص اقتصادي و اجتماعي، فرهنگي و محدوديت هاي موجود، در مرحله "اعتراض "متوقف و نتوانست در قامت يك "جنبش فراگير " به طبقات مختلف اجتماعي پيوند بخورد و آنان را با خود همراه كند، جريان سبز همچنين به همين دلايل از وارد شدن به مرحله "اعتصاب " (به عنوان گامي عملي و عيني فراتر از "اعتراض هاي مجازي و خياباني ") ناتوان بود.
ابهامات هويتي جريان سبز، رهبران اين جريان را (كه بعضا دنباله روي بدنه آن بودند)عملاً به وضعيتي پيچيده و سخت هدايت كرد، بايد پذيرفت كه هم اكنون ماهيتي بين "اصلاح طلبي و براندازي " دارد كه همين رهبري واحد و تعريف شده بر آن را با دشواريهاي شديد و حتي محال پيش ميبرد.
نكته ديگري كه ميتوان نتيجه گرفت اين است كه ظرف زماني "9 ماه " تقريبا تمام ظرفيت نقش آفريني جنبش خرده بورژواتيك شهري در ايران، انرژي و توان طبقه متوسط شهري در معادلات سياسي ايران بود،به نظر مي رسد به دليل خصلت هاي اجتماعي و اقتصادي و شرايط موجود،طبقه متوسط (كه طبقه اي تحصيل كرده، جوان و مرتبط با نهادهاي بوركراسي حاكميت است) ديگر توان ادامه بازي را ندارد.
از ماههاي پاياني سال 1388 با شارژ و گشوده شدن مجدد جبهه هستهاي عليه جمهوري اسلامي و پايان ظرفيت اعتراضهاي خياباني جريان سبز، به نظر ميرسد فضاي چالشهاي داخلي و از جمله جريان سبز تا حد زيادي تحت الشعاع اين جبهه جديد خارجي قرار گرفته و بازهم اين روند تسريع خواهد شد.
حتي اين احتمال وجود دارد كه جريان سبز به دلايلي كه در بالا توضيح داده شد، خواسته يا ناخواسته "متغيري " از بازي غرب در ايران شود.
ضمن اينكه نبرد اطلاعاتي و رسانهاي بين جمهوري اسلامي ايران و غرب نيز كاملاً مشهود است(كه ممكن است زمينه و مقدمهاي براي نبرد و برخورد سخت هم باشد) معادلات را در سال آتي كاملاً تحت الشعاع قرار خواهد داد.
با اين اوصاف ميتوان گفت حذف كامل جريان سبز از معادلات سياسي ايران بعيد به نظر ميرسد اما به نظر ميرسد اين جريان در حالت انفعالي و به اصطلاح به صورت "آتش زير خاكستر " منتظر نقش آفرينيهايي در "بزنگاهها " خواهد شد، بخشي از اين جريان هم به دنبال فعاليتهاي زيرزميني رفته يا ميرود و از سوي ديگر هم با توجه به اينكه الگوي رقابتهاي سياسي درون نظام با حضور دو جناح هم فعلاً مخدوش است، بر پيچيدگي هاي اوضاع افزوده خواهد شد.