| از ماست که برماست |
| علیرضا زاکانی |
| دوشنبه ۲۷ تير ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۱۷ |
بیشک قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، یکی از بزنگاههای این نهضت الهی است که شناخت ابعاد آن راهگشای خوبی برای طریق پیشرو خواهد بود، بهویژه که حضرت امام (رحمتاللهعلیه) در پیام سالگرد کشتار زائران حرم امن الهی فرمودند: «اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتا مسأله بسیار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصا براى من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجراى آن مىدیدم؛ ولى بهواسطه حوادث و عواملى که از ذکر آن فعلا خوددارى مىکنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه بهنظر تمامى کارشناسان سیاسى و نظامى سطح بالاى کشور، که من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتشبس موافقت کردم؛ و در مقطع کنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مىدانم. و خدا مىداند که اگر نبود انگیزهاى که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانى شود، هرگز راضى به این عمل نمىبودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حقتعالى گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود.» و در ادامه تأکید کردند: «من باز مىگویم که قبول این مسأله براى من از زهر کشندهتر است؛ ولى راضى به رضاى خدایم و براى رضایت او این جرعه را نوشیدم.» به راستی چه مصلحتی سبب قبول قطعنامه و نوشیدن زهر توسط روح خدا شد و چه حوادث و عواملی زمینهساز آن گردید و این قطعه تاریخ چه درسهایی برای ما داشت. اینجانب بهعنوان کمترین رزمنده دوران دفاع مقدس گواهی میدهم که قبول قطعنامه برای ما اسباب حیرت فراوان را فراهم آورد اما کوچکترین تردیدی را نسبت به درستی تصمیم حضرت امام برنینگیخت، چراکه روحالله را باور داشتیم و به پیوستگی ایشان به حق، ایمان. ولی امروز بعد از بیش از دو دهه از این تصمیم خدایی، با مشاهده برکات بسیاری که در سایه لطف الهی و بهواسطه اخلاص معمار کبیر انقلاب نصیب مسلمانان و مظلومان جهان و بهخصوص ملت شهیدپرورمان شد، به واکاوی آن ایام میپردازیم تا در پرتو آن و با دقت در چرایی این تصمیم، آموزههای بسیاری را برای استمرار و پویایی حرکت رو به جلوی خویش، در ساختن کشوری الگو و تحقق تمدن اسلامی در سراسر جهان کسب کنیم.
با توجه به نکات زیر معتقدیم عواملی که سبب تغییر در سیاست مواجهه با متجاوز شد، بیشتر آسیبهای درونی بود تا تهدیدات بیرونی. البته شرایط و عوامل خارجی را نیز در نظر میگیریم و به هیچ وجه شرایط منطقهای و جهانی و لشکرکشی علنی عناصر نظام سلطه بهویژه آمریکا به خلیجفارس و ددمنشی آنها در زدن هواپیمای ایرباس و تهدیداتشان را نادیده نمیگیریم و یا افسارگسیختگی صدام در جنایات حلبچه و زدن شهرهای ایران را کتمان نمیکنیم؛ اما آنها را اصل برای تصمیمگیری در قبول قطعنامه نمیدانیم و بر این باوریم که اساس قبول قطعنامه به شرایط داخلی بازمیگشت تا به مؤلفههایی که از خارج از مرزها به ما تحمیل میشد. نکاتی که امروز نیز محل تأمل و عبرت است:
۱- وحدت، از رموز اصلی پیروزی و بقای انقلاب اسلامی است. متأسفانه اولین روزنه آسیبپذیری ما، از عدم توجه به همین امر حیاتی در دعواهای دو جناح آن روز کشور در انتخابات مجلس سوم رقم خورد. دغدغه رزمندگان در صحنه نبرد، وجود وحدت و یکدلی در بین مسئولان و جناحهای سیاسی کشور بود، چیزی که در آن ایام مخدوش شد و نگرانی زیادی را فراهم آورد تا جاییکه حضرت امام (رحمتاللهعلیه) در پیام بازگشایی مجلس سوم با تأکید بر وحدت فرمودند: «ما هم نباید خلوص عمل و جامعه اسلامى خودمان را به زنگار کدورتها و اختلافات آلوده کنیم و رقابتهاى گذشته انتخاباتى هم هرگز نباید موجبات تفرقه و جدایى را فراهم کند. من احتمال مىدهم که عوامل و دستهاى ناپاکى بخواهند از رقابتهاى انتخاباتى در رسیدن به آرزوهاى خود استفاده کنند و با طرح مسائل پوچ و بىمعنا دلها را از یکدیگر جدا سازند. مردم عزیز ایران، بعد از فراغت از انتخابات همچون گذشته به پشتیبانى مادى و معنوى خود از جبهههاى نبرد و رزمندگان ادامه دهند و سپاهیان نور را حمایت نمایند و همه آنان و رزمندگان عزیز بدانند که سرنوشت جنگ در جبههها رقم مىخورد، نه در میدان مذاکرهها.» این پیام مربوط به هفتم خرداد ۶۷ یعنی کمتر از دو ماه قبل از قبول قطعنامه است که امام به صراحت خواستار وحدت و توجه به صحنههای نبرد هستند، امری که کمتر مورد توجه قرار گرفت و ضربه خودش را به سرنوشت جنگ زد. امروز نیز در دوران جهاد اکبر و صحنههایی بسیار سختتر از سال ۶۷ هستیم و امسال سال برگزاری انتخابات دهم مجلس؛ از اینرو نیازمند وحدت و یکدلی میان آحاد جامعه بهخصوص مسئولان کشوریم تا در پرتو آن از مشکلات موجود و دسیسهها عبور کنیم و البته این شدنی نیست الا اینکه همه مسئولان وجه همت خویش را در خدمت صادقانه مصروف سازند.
۲- دومین مشکل ما، غرور و توجه به توانمندیهای خویش بدون دقت در الطاف الهی بود. توفیقات سالهای ۶۴ تا ۶۶ ما را دچار غفلت کرد، هم از کید دشمن غافل شدیم و هم با فراموشی حضرت حق، میزان و ملاکمان در نبرد با اجانب بیش از توجه به خدا به حسابهای دو دوتا چهارتای مادی معطوف شد و یادمان رفت سالهای اولیه جنگ را چگونه میجنگیدیم و پیروز میشدیم. نتیجه این غفلت چیزی جز حمله برقآسای عراق در فروردین سال ۶۷ و از دست دادن مناطق فتح شده فاو، شلمچه و جزایر مجنون و... نبود تا جاییکه بالاجبار بخشهایی از پیشرویمان در شمال عراق را نیز با عقبنشینی واگذار کردیم. البته عدو سبب خیر شد و این کوتاهی دستاندرکاران، با حمله و هجوم ناجوانمردانه عراق پس از قبول قطعنامه توسط ایران و با حضور حضرت آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی) بهعنوان امام جمعه تهران در جبهههای نبرد و سرازیر شدن سیل مشتاقان جهاد و شهادت جبران شد و در پاسخ به پیام خمینی کبیر (رحمتاللهعلیه) که فرموده بود به فرزندان بسیجیم بگویید متر به متر با دشمن بجنگند؛ فرزندان آن پیر سفر کرده در نیمروزی صدها تانک و نفربر را در اطراف جاده اهواز - خرمشهر در آتش قهرشان سوزاندند و اسباب فرار بعثیان از خدا بیخبر را مهیا کردند. آیا امروز آفت خودخواهی و غرور دامنگیرمان نشده است؟ پاسخ مثبت است و تا از این بلیه خانمانسوز رهایی نیابیم، راه را برای عبور از دوگانگیها و رسیدن به همدلی و وحدت هموار نکردهایم، بیاییم به رهبر فرزانه انقلاب تأسی کنیم و با تبعیت از ایشان، منیتها را فراموش کنیم تا دست خدا را در امور مشاهده کنیم که تا منیتها باشد از لطف خدا محروم خواهیم بود.
۳- بیتوجهی به اهداف انقلاب و کوتهنظری سبب شد که با تشکیل محافل تحمیلگر با ارایه برآوردها و گزارشات خاص از اوضاع و احوال کشور، شرایطی فراهم آورند که تنها راه را قبول قطعنامه مینمایاند. خالی کردن صحنه کار و تلاش و شانه خالی کردن از مسئولیتهای بزرگ در عرصه هدایت و تحمل بار انقلاب با عدم درک منطق حضرت امام در افق گذاری دفاع مقدس و فهم عمیق نقطهنظرات آن یگانه دوران در چگونگی مواجهه با دشمن با توجیهات متفاوت از جمله در تقابل با ناوهای جنگی آمریکا در خلیجفارس، راه را بهجایی برد که ادامه کار غیرممکن و تنها راه، نوشیدن جام زهر شد. امری که دشمن از راههای گوناگون و با دنبالهها، ابزارها و تجارب زیاد خود، در روزگار پس از امام نیز بهدنبال تحمیل به رهبر فرزانه انقلاب بود که به مدد الهی ناکام ماند، ولی آنچه مهم بهنظر میآید عدم غفلت از کید دشمن و وسوسه خناسانی است که در لباس دوست، دانسته و یا از سر ناآگاهی راه را بر اغیار باز میکنند و در سر، سودای ایجاد فشار برای تحمیل اغراض نادرست خویش را دارند. لذا باید هوشیار بود و راه تحمیل و در تنگنا قرار دادن را بر آنها بست.
۴- یکی دیگر از آسیبها کمرنگ شدن حضور داوطلبان در صحنههای نبرد بود که راهی جز قبول قطعنامه را فراروی حضرت امام نمیگذاشت. دفاع مقدس، عرصه امتحان خدا بود وگذشت و اینک کمفروشی در آن دیگر قابلجبران نیست. در آن سالها فقر حضور عناصر داوطلب کاملا مشهود بود، گرچه حضور مردم در صحنههای دفاع از انقلاب همیشه سبب جاری شدن لطف خداوند بزرگ را فراهم کرده است و اگر در جنگ تحمیلی نیز این حضور نبود مقاومت ما به چند ماه هم نمیکشید اما در سال ۶۶ کار سخت شد یا مسئولان نتوانستند نیاز جبههها را بهجامعه منتقل کنند و یا از سر روزمرگی، کسانیکه امکان حضور در جبهه داشتند، تعلل کردند. در اهمیت حضور همین بس که هجوم داوطلبان در روزهای پایانی جنگ، صحنه نبرد را تغییر اساسی داد ولی ایکاش این حضور قبل از قبول قطعنامه رقم میخورد تا از سر کشیدن جام زهر جلوگیری کند. با درس گرفتن از آن ایام، بحمدالله در سالهای اخیر ملت باوفای ایران که به تعبیر زیبای حضرت امام، جز در برههای از صدر اسلام بیمانند است؛ بارها بلوغ خویش را به رخ دشمنان کشاند و آنان را ناکام گذاشت تا جاییکه در فتنه سال ۸۸ با حضور در ۹ دی و ۲۲ بهمن در دفاع از اسلام و رکن رکین آن ولایت فقیه، نشان داد که از معرفت، بصیرت و غیرت مثالزدنیای برخوردار است، پس باید در صحنه بود و از درنگ لحظهها پرهیز کرد که هر درنگ، فردای اسارتباری را نمایان میسازد و مایه رخنه و نفوذ بدخواهان را فراهم میآورد.
۵- در آن سالها جنگ تبدیل به امری دسته دوم شده بود و مسئولان کشور بهویژه عناصر بخش اقتصادی، امکانات کافی کشور را به جبههها اختصاص نمیدادند. در مثال مناقشه نیست؛ خوب دقت کنید آن اولویتی که دشمن ما صدام برای بسیج همه امکانات خویش در جنگ داشت، به هیچوجه توسط مسئولان ما برای کمک به جبههها دنبال نمیشد لذا کاستی فراوانی در عرصه نبرد مشاهده میشد که خود آسیب بزرگی را ایجاد میکرد. با عبرت آموزی از روزهای سخت جنگ و هوشیاری نسبت به شرایط روز، درک این موضوع که امروز جنگ نرم پیچیدگی صدچندان نسبت به دوران دفاع مقدس دارد و نظام سلطه با همه تجارب و امکانات خویش به تقابل با انقلاب اسلامی آمده است؛ سخت نیست، حال ما نباید اولا امکانات درخور مقابله با این عرصه را به میدان بیاوریم - گرچه متأسفانه عناصر فتنهگر و انحرافی، مشترکا در این عرصه آب به آسیاب دشمن میریزند - و ثانیا تمام روزنههای امید بدخواهان انقلاب را در ابعاد مختلف کور کنیم.
۶- تدبیر نادرست جنگ نیز در قبول قطعنامه بیتأثیر نبود. تغییر عرصه نبرد به غرب کشور با عملیات والفجر ۱۰ و کمبود نیرو و امکانات برای دفاع در برابر هجوم نیروهای عراقی در ابتدای سال ۶۷ در فاو، شلمچه و جزایر مجنون؛ راه را بر ترکتازی بعثیون باز کرد و آن شد که نمیبایست میشد. امروز نیز برخی از مسئولان با بیدقتی و بیمسئولیتی خویش و تغییر نادرست صحنه نبرد راه را برای دشمن و دنبالههایش هموار میکنند. ما بیش از هر زمانی امروز نیاز به آرامش، وحدت و یکدلی در خدمت و کار و تلاش داریم؛ بهخصوص که آمریکا و اذنابش بهدنبال ایجاد تفرقه و تنگنا در کشورند و بهویژه سعی میکنند با بحرانسازی و ایجاد مشکلات معیشتی، نهتنها مانع رشد و پیشرفت جامعه شوند بلکه فراتر از آن در کمین یأس مردم و رویگردانی آنها نشستهاند. از این منظر نیز ضروریست، امسال را که توسط رهبر حکیم و روشن ضمیرمان سال جهاد اقتصادی نام گرفته، جدی بگیریم و با تمام وجود، به جهاد در عرصه اقتصادی بپردازیم و فراموش نکنیم که هرچه ما را از این مهم غافل کند خواست دشمن است که میبایست از آن پرهیز کرد
منبع:هفته نامه پنجره