| چرا می گوییم اردو کشی خیابانی و زور آزمایی خیابانی |
| خط انقلاب |
| چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۴۹ |
حامد در وبلاگ خط انقلاب نوشت:
فرق است بین تظاهرات مسالمت آمیز و قانونی با اردو کشی خیابانی و زور آزمایی خیابانی. زور آزمایی خیابانی و اردو کشی خیابانی به معنای زیر است:
عده ای بر اساس یک ادعای اثبات نشده هواداران خود را به همراه افراد اغتشاش گر به خیابان ها بکشانند و با اغتشاشات خیابانی و تظاهرات و تجمعات غیر قانونی با "فشار از پائین" بخواهند نظام را وادار به پذیرش خواسته های غیرقانونی خود بکنند. در چنین اردوکشی خیابانی اغتشاش گران عمدتاً سازماندهی شده با پوشش حضور بخشی از مردم در خیابان ها سعی در برهم زدن امنیت شهر می کنند و تلاش می کنند مردم را نیز همراه خود سازند تا با زور آزمایی خیابانی بتوانند مراکز امنیتی و سازمان های دولتی را اشغال کنند یا حد اقل با اقدامات خود به نظام فشار آوردند.
در زور آزمایی و اردوکشی های خیابانی ممکن است اقدامات زیر انجام بپذیرند. تمامی این اقدامات در سال ۸۸ توسط برخی از هوادارن و افراد موسوی و ضد انقلاب انجام گرفتند:
تخریب اموال عمومی مانند آتش زدن سطل های زباله، ایستگاه های اتوبوس و تلفن های عمومی. آتش زدن بانک ها و مغازه های مردم. آتش زدن پایگاه بسیج و مسجد و حمله به چند پایگاه بسیج یا مرکز نظامی و دولتی. حمله به مأموران و بسیج به روش های مختلف از جمله سنگ پرانی، پرتاب مواد آتش و تیراندازی. ضرب و شتم مأموران و مردم عادی و بعضا به قتل رساندن آنها با اسلحه سرد و گرم. هتک هیثیت مردم. بستن خیابان ها و سنگر بندی. آتش زدن خودروها، موتورها و کانکس های پلیس. اقدام برای محاصره چند سازمان دولتی. ترور برخی از افراد خاص و انداختن آن به گردن مأموران. سر دادن شعارهای ساختار شکنانه علیه اصول قانون اساسی و دموکراسی.
البته ما شاهد بودیم ریاکاران دروغ گو در سال ۸۸ مدعی تظاهرات مسالمت آمیز و تظاهرات سکوت بودند. اما فیلم ها و عکس ها داستان را به شکل دیگری بازگو می کنند. و صد البته که مردم از نزدیک شاهد این مسائل بودند. هر چند حتی یک تظاهرات کاملا مسالمت آمیز نیز غیر قانونی و بر خلاف اصول دموکراسی بود. زیرا اگر بعد از هر انتخاباتی بازنده های انتخابات بخواهند طرفداران خود را به خیابان بکشانند و بر این اساس بخواهند به هر روشی از جمله اغتشاشات یا حتی صرفاً نشان دادن تعداد خود بر طبل ابطال انتخابات بکوبند دیگر انتخابات و مردم سالاری و قانون معنایی نخواهد داشت و قانون جنگل حاکم خواهد شد. در حالی که روش های قانونی و روشنی برای اعتراض به نتیجه ی انتخابات وچود دارند. که البته دستان خالی مدعیان موجب شد آنها به هیچ عنوان راه های قانونی را انتخاب نکنند و بخواهند با گردن کلفتی و زور آزمایی خیابانی اهداف خود را پی گیری کنند. برای توضیح این مسئله فرض کنید اکثر هوادارن موسوی در تهران یعنی حدود دو میلیون نفر بخواهند زور تظاهرات کنند. در این صورت قطعا جمعیت عظیمی شکل خواهد گرفت. آیا این می تواند دلیل بر حقانیت آنها باشد؟ خیر. زیرا این تعداد صرفاً نشان دهنده همان تعداد آرای به نفع موسوی ریخته شده در صندوق است، همان آرای اعلام شده. مردمی که قطعا توسط موسوی تحریک شده اند بر اساس تصور خود و اعتماد به حرف موسوی به خیابان آمده اند هیچ برتری بر مردمی که به احمدی نژاد رأی داده اند و چون نتیجه انتخابات را پذیرفته اند در خانه های خود نشسته اند ندارند.
بنابر این فرق است بین یک تظاهرات مسالمت آمیز (مانند ۲۲ بهمن و نهم دی) و یک اردوکشی و زورآزمایی خیابانی. البته مدعیان دروغ گو ادعا می کنند که بسیج و پلیس بودند که مردم را می کشتند و به آنها حمله می کردند و مردم نیز مقابله می کردند. اما این ادعا نیز مانند تمام ادعاهای آنها دروغ هایی فاش شده هستند. ما هم از نزدیک شاهد بودیم و هم فیلم ها و عکس ها را دیده ایم. یکی از اغتشاش گران برای نگارنده این چنین تعریف می کرد که هیچ گاه شاهد نبوده است که مأموران به سمت مردم حمله کنند. و هموراه این اغتشاش گران بودند که به مأموران حمله می نمودند و در برخی موارد مأموران مقابله به مثل می نمودند. یا مأموران زمانی با اغتشاش گران برخورد می نمودند که آنها را در حال تخریب اموال عمومی می یافتند. و همین اغتشاش گر خود خاطرات زیادی از ضرب و شتم مأموران و بسیج توسط اغتشاش گران را برای نگارنده تعریف نموده است که البته فیلم ها نیز همین مسئله را نشان می دهند. هر چند در یک شرایط رادیکالی امکان اشتباه و تخلف نیز وجود دارد و کسی ادعا نکرده است که مأموران در هیچ جایی تخلفی نداشته اند. اما اینها صرفاً مسائل فرعی هستند. مانند این که فردی برای دزدی وارد خانه ی کسی شود و ادعا کند که یکی از افراد داخل خانه فوحشی به او داده است!
اصولا اگر مأموران در حال کتک زدن مردم باشند چگونه ممکن است تظاهرات میلیونی (در حقیقت چند صد هزار نفری) و ساکت و آرام ادعایی فتنه گران شکل بگیرد؟ پس می بینیم در صورت پذیرفتن ادعای فتنه گران مبنی بر شکل گیری تظاهرات میلیونی آرام (یا چند صد هزار نفری همراه با اغتشاشات) در روزهای بعد از انتخابات ادعای آنها مبنی بر مقابله مأموران با مردم باطل می شود. زیرا اصولا نمی توان با چنین جمعیتی مقابله امنیتی و پلیسی نمود. البته در چند چند تظاهرات که همه ی آنها همراه با اغتشاشات بودند شاهد حضور چند صد هزار نفر از مردم طرف دار موسوی بودیم که به هیچ وجه مسئله ی عجیبی نبوده و در مقایسه با بیش از دو میلیون رأی دهنده به کاندیدای شکست خورده انتخابات ۸۸ عددی محسوب نمی شود و ادعاهای دروغ فتنه گران مبنی بر تقلب در انتخابات را ثابت نمی کند. اما نکته ی مهمی که باید به آن توجه نمود این است که با دور شدن از جو هیجانی و رادیکالی انتخابات و بعد از سخنرانی رهبر انقلاب در نماز جمعه همین هوادارن نیز پی به اشتباه خود بردند و اکثریت آنها میدان را خالی نمودند و تقریباً فقط معاندان و اغتشاش گران مانند. و بعد از مدتی کار به جایی رسید که بعد از حصر خانگی موسوی و کروبی هیچ کس به حمایت از آنها تظاهرات نکرد. همین مسئله نشان دهنده ریزش شدید هوادارن کاندیدای شکست خورده است.
بنا بر این در یک کشور دموکراتیک اردوکشی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست و برخورد با آن قطعاً ضروری و منطقی است. زیرا زورآزمایی خیابانی امنیت کشور و اصول دموکراسی را نشانه رفته است. البته باید برای مدعیان دروغین خط امام (ره) خاطر نشان کنیم که امام (ره) خود با تظاهرات غیر قانونی، اردوکشی خیابانی و زورآزمایی خیابانی مخافلت نموده و دستور برخورد با آن را صادر نمودند.