امروز  جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱
بررسی نظریه "هزینه فرصت"
گروه مطالعاتی «عهد»
شنبه ۱۸ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۹
 
برای ارزیابی هر موضوعی باید آن مسأله را از ۲ جنبه مورد بررسی قرار داد؛ یکی از جنبه­ انسجام درونی و دیگری هم از جنبه انسجام بیرونی.

بررسی اصول موضوعه، پیش فرض های یک مدل در ارزیابی انسجام درونی قرار گرفته و مطابقت نتایج گرفته شده از این فروض با واقعیت های بیرونی میزان انسجام بیرونی را مشخص می کند.

طبق تعریفی که از علم اقتصاد در کتب اقتصادی وجود دارد یعنی «نیازهای نامحدود و منابع کمیاب و محدود»، می‌توان اولین برداشت از این تعریف را در تخصیص بهینه منابع عنوان کرد؛ منابع کمیاب در این تعریف با خود تفکری را به همراه دارد که عنوان می کند برای استفاده از یک منبع باید از سایر منابع گذشت. این موضوع در زندگی روزمره ما بارها و بارها اتفاق افتاده و می افتد. باید بدانیم طبق این الگو هر انتخابی فرصت انجام سایر کارها را از ما خواهد گرفت، برای مثال می توان محدودیت های زمانی و مالی را در این زمینه مطرح کرد.

اقتصاددانان برای تبیین موضوع اساسی علم اقتصاد یعنی کمیابی (Scarcity) از مفهمومی به عنوان هزینه فرصت استفاده می کنند. مفهوم هزینه فرصت برای اولین بار در آثار اقتصاددانان ابتدای قرن ۱۹ به چشم می خورد. اولین فردی که به این معنا اشاره کرده است جان استوارت میل است. این طرز نگرش در مقابل هزینه واقعی به سرعت مورد توجه قرار گرفته و به یکی از موضوعات اساسی اقتصاد کلاسیک و نئوکلاسیک تبدیل شده است.

استفاده از ادبیات هزینه فرصت باعث شده است که مفهوم ارزش نسبی در ادبیات اقتصادی وارد شده و طبق تعریف این مفاهیم و نتایجی که از آن گرفته می شود کارآیی را به عنوان یک اصل اساسی در انتخاب ها وارد کرده و در فرآیند تصمیم گیری و انتخاب از شاخص های آن استقاده می شود.

طبق این نگرش اقتصاددانان در سه باب با مشکل مواجه می شوند:

۱- انتخاب پروژه های اقتصادی

۲- بودجه ریزی

۳- عدالت

ابن نوع نگاه به مسائل اقتصادی باعث می شود در هر یک از این موضوعات معیارهایی را برای شاخص بندی و تصمیم گیری با بیشترین کارآیی انتخاب کنند که شاید با مبانی فکری و فلسفی آنچه که ما درباره آن صحبت می کنیم ناسازگاری عظیمی داشته باشد.

آن چه که اقتصاددانان لیبرال به عنوان شاخص ارزیابی در نظر می گیرند آن است که با کمترین هزینه و بالاترین بازدهی مسائل را اولویت بندی کنند.

اما ممکن است این معیارها از جنبه انسجام درونی شرایط خوبی داشته و در مدل مشکلی به نظر نرسد ولی باید دید این مدل با واقعیت های بیرونی سازگاری دارد یا نه؟

آنچه که ما به دنبال آن هستیم مدلی است که عدالت اصیل به عنوان اصل اساسی آن فرض شده و به اجرا در آمده باشد. مثلا برای تبیین هزینه فرصت باید دید که علاوه بر هزینه های پولی آیا متغیرهای دیگری که بر این موضوع تاثیرگذار است در آن لحاظ شده است یا خیر؟

به نظر می رسد متغیرهای فرهنگی و اجتماعی به عنوان تأثیرگذارترین عواملی باشند که که اگر با نگاه اقتصاد متعارف به آن نگریسته شود نادیده گرفته خواهند شد. مثلا در پروژه های اقتصادی فقط به مسائل مالی نگاه کرده و تغییرات فرهنگی و اجتماعی را در نظر نمی گیریم و می خواهیم مسائل مادی، با این کار بر فرهنگ مردم تاثیر گذار هم نباشد.

به عنوان مثالی دیگر می توان گفت در فرآیند بودجه ریزی نگاه ها به مسائل کلان و پرهزینه است و عدالت به طور کلی نادیده گرفته می شود؛ شاید پرسیده شود بی عدالتی این موضوع کجاست؟ در نتیجه این نوع نگاه برنامه های کوچک با هزینه های کم، برای مناطق محروم در بودجه نادیده گرفته می شود؛ زیرا هزینه های اجرایی آن را به دلیل عدم وجود زیرساخت ها بالا می دانیم.

در مسئله آخر یعنی عدالت سخن ها بسیار گفته شده است، ولی برای آن که نگاه جدیدی به موضوع داشته باشیم می توان از منحنی امکانات تولید (PPF) که برای نشان دادن هزینه فرصت تولید کالاها و خدمات و میزان کارآیی انتخاب ها در اقتصاد متعارف کشیده می شود را برای عدالت و تبعیض اجتماعی رسم کرده تا ببینیم که این مسئله که افراد کمتر به سمت اجرای عدالت می روند و خواهان ماندن در وضع موجود هستند به این علت است که فرض می کنند از ابتدا تبعیض در جامعه نهادینه شده، پس رفتن به سمت عدالت هزینه زا خواهد بود و برای این موضوع عدالت را به عنوان مسئله ثانویه می انگارند.



در این منحنی هر چه که از محور تبعیض به سمت محورعدالت برویم هزینه ای را که برای این موضوع باید بپردازیم افزایش می باید و افراد کمتر به این نوع حرکت می پردازند.

در پایان باید گفت موضوع هزینه فرصت که در ادبیات اقتصاد متعارف به عنوان یک موضوع منتج شده از اصول موضوعه و فروض ابتدایی این اقتصاد است و خود به عنوان یک پیش فرض برای سایر نتیجه گیری ها در نظر گرفته می شود و با عنوان این که برای انتخاب هر چیزی باید علاوه بر هزینه پولی باید هزینه از دست دادن سایر انتخاب ها را نیز در نظر بگیریم مطرح می شود.

مفهومی که از هزینه فرصت برداشت می شود مسائل مادی و مالی را مد نظر قرار داده، ولی باید بدانیم که علاوه بر مسائل مالی مسائل دیگری از قبیل متغیرهای فرهنگی و اجتماعی را نیز باید در نظر داشته و بر اساس آن دست به انتخاب و تصمیم گیری بزنیم.
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 152277