| تلاش براي منكوب كردن خط بيداري اسلامي |
| گفتگو با دكتر زاكاني شاهد کشتار زوار ايراني در حج |
| يکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۸ |
بعد از نماز همانجا نشستيم و نيروهاي ضدشورش عربستان نيز سريعا در مقابل ما صفآرايي كردند. حدود ساعت 10 شب نيروهاي امنيتي عربستان اعلام كردند مي توانيم از پياده رو از كنار اجساد شهدا عبور كنيم بدون اينكه حق داشته باشيم به پيكر مطهر شهدا نزديك شويم.
فرقه وهابيت بهعنوان جرياني انحرافي در دنياي اسلام، از ابتداي تاسيس بهدست محمد بن عبد الوهاب، به ضديت با شيعيان برخاسته و در بروز خصومتها و دشمنيهاي خود عليه تشيع، همواره همسو با سياستهاي كشورهاي غربي گام برداشته است.
در دوران معاصر نيز مهمترين تجلي اين عنادورزي و دشمني وهابيان را ميتوان در جنگ ايران و عراق و اوج آن را در كشتار زوار ايراني در حج ابراهيمي سال 1366 شمسي ديد. براي بررسي حادثه خونين آن سال، بيان خاطرات شاهدان عيني اين واقعه داراي اهميت زيادي است.
از اينرو هفته نامه پنجره به سراغ دكتر عليرضا زاكاني از حجاج سال 1366 كه در صحنه حضور داشته رفته تا ابعادي ديگري از اقدام وهابيان را موردبررسی قرار دهد.
دكتر زاكاني كشتار حجاج ايراني، در آن سال را تلاش براي منكوب كردن خط بيداري اسلامي ميداند كه جمهوري اسلامي پرچمدار آن در دنياي اسلام است.
علل و ريشههاي بهوجود آمدن وهابيت را در ميان مسلمان ناشي از چه عواملي ميدانيد؟
كشورهاي استعمارگر براي رسيدن بهمنافع خود همواره در اديان و مذاهب مختلف به جعل و ترويج عقايد انحرافي پرداختهاند، بهطور مثال در ميان شيعيان بابيت و بهاييت را جعل و ترويج كردهاند.
در بين برادران اهل تسنن هم وهابيت شكل گرفت تا با عقايد انحرافي عاملي براي تخدير و پيروي بيچون و چراي ملتهاي مسلمان از سردمداران وابسته قرار گيرد و با ايجاد زمينه دشمني و مباح شمردن ريختن خون مسلمين بهويژه شيعيان، شرايط برادركشي و درگيريهاي مذهبي را فراهم كرده و با توجه به اعتقادات بيپايه و خلاف عقل وهابيون و خشونتها و آدمكشيهاي وحشيانه آنها از اسلام، چهرهاي بيمنطق و خونريز را در منظر جهانيان بنمايند تا از اين طريق هم روح استقلالخواهي مسلمانان و مجاهدتهاي آنها را تعطيل كرده و هم از توانشان با درگيريهاي مذهبي كاسته و ضمنا از رجوع تشنگان حقيقت در سراسر جهان به اسلام با نشان دادن چهره زشتي از آن و با اسلامهراسي جلوگيري كنند.
لذا اگر ريشه اين مسايل را از اين ناحيه تحليل كنيم، افراطيگري عناصر وهابي در نفي ساير مذاهب اسلامي اعم از شيعه و سني كاملا طبيعي است و در اين راستا، دشمني اين فرقه انحرافي بهخصوص با شيعيان از اين جهت كه آنها را عاملي براي گسترش بيداري اسلامي در ميان مسلمانان ميدانند مشخص ميشود.
با توجه به اشارهاي كه به نقش عوامل خارجي در بهوجود آمدن تفكر وهابيت در جهان اسلام كرديد، اين نقش را بيشتر از سوي چه كشورها و ادياني مي دانيد؟
وقتي صحبت از استعمار و استكبار در سدههاي گذشته ميشود و پير استعمار، انگليس، نقش افزونتري از ديگران دارد. در اين مورد هم بنابر اسناد و دلايل تاريخي منتشرشده، ثابت شده است كه ايجاد اين فرقه مستقيما بهدستور وزارت بريتانيا و براي خدمت به فراماسونري و اهداف سلطهگرايانه جهانخواران بوده است.
همانگونه كه گفتيد، بررسي عملكرد فرقه وهابيت از بدو تاسيس تاكنون، اين نكته را آشكار ميكند كه در برهههاي مختلف هماهنگي خاصي بين مواضع و عملكرد اين فرقه با مطامع و اهداف كشورهاي استعمارگر، در جهت مخدوش كردن چهره اسلام، وجود داشته است. از نظر شما دليل اين همراهي چيست؟
فرقه وهابيت شعار اخلاص در توحيد و جنگ با شرك و بت پرستي را ميدهد، اما عملا خشونت و كشتار مسلمانان و تعطيلي عقل و تبعيت بيچون و چرا از سران وابسته را ترويج ميكند و كاري غير از فتنهگري ندارد.
با ترويج وهابيت به بهترين وجهي، هم اهداف استعمارگران تامين ميشود و هم سران خودكامه و علماي دنياپرست آنان بهرهمند ميگردند.
شما دقت كنيد تعطيلي و بياعتبارسازي عنصر عقل و انديشه و جايگزيني آن با پيروي از اسلاف و گذشتگان و تبعيت محض از همه آنان بهويژه جنايتكاراني مثل معاويه و يزيد كه به اسم اسلام، روي تاريخ را سياه كردهاند و همچنين تاكيد بر قتل و خونريزي از يكسو و از طرفي اطاعت مطلق از ولي امر، بدون توجه به صلاحيتهاي او، شرايطي را براي وهابيت فراهم كرده كه همه اهداف نظام سلطه جهاني و دنبالههاي منطقهاي آن را تامين خواهد كرد.
چهچيزي بهتر از آنكه با ترويج وهابيت هم روح اسلام را تخريب كرده و هم اهداف متعالي دين را به فراموشي ميسپارند؟
علاوهبراين، چهرهاي از اسلام به نمايش ميگذارند تا هيچ عاقلي فكر مسلمان شدن را نكند، زيرا مسلماني از منظر وهابي بيعقلي و بيمنطقي در كنار پيروي از حاكمان دونصفت و تلاش براي ترويج خشونت و كشتار ديگران در نهايت قضاوت و سنگدلي است. لذا توجه جهانخواران به اين مسلك جعلي بهزعم خودشان براي منكوب كردن حق و حقيقت و بهيغما بردن سرمايههاي معنوي و مادي مسلمين است.
بازبيني تاريخ سياسي حكومت وهابيان و آل سعود در عربستان، اين نكته را نمايان ميكند كه آنان از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون بيشترين تضاد و مخالفت را با انقلاب اسلامي و شيعيان داشتهاند؛ علت بروز رفتارهاي اينچنيني از سوي وهابيون، ناشي از چه عواملي است؟
اين تقابل را ميتوان در حوزههاي مختلف بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران تحليل كرد. حوزه اول تجلي حقانيت اسلام ناب محمدي (ص) و معلوم كردن رسالت واقعي دين بهخصوص در ابعاد اجتماعي آن و مسئوليتهايي است كه اسلام واقعي از همه مسلمانان طلب ميكرد.
همچنين پيام انقلاب اسلامي، دعوت مسلمانان جهان به همگرايي و وحدت، فراتر از بخشينگري بود كه در پرتو آن، پيروان اسلام اعم از سني و شيعه رسالتهاي مشتركي مييافتند و در كنار يكديگر برادرانه زندگي ميكردند و تحقق اهداف دين در سايه رشد و آگاهي و برجستگي جريان بيداري اسلامي در جوامع را مشتركا پيگيري ميكردند.
نكته ديگر قيام براي اقامه احكام الهي، مبارزه با خرافه، بدعت، التقاط و خودباختگي و نفي جور و ظلم به انحاء مختلف آن بود و توجه به قابليتها و توانمنديهاي كشورهاي اسلامي كه در پس تبليغات و سيطره استكبار نسبت به آن غفلت شده بود.
اولين پيامد گسترش تفكر اسلام ناب محمدي همگرايي مسلمانان و مسدود شدن راههاي سلطه بر آنان بود.
گسترش بيداري اسلامي، آغاز اضمحلال استكبار و سلطه مستكبران بر كشورهاي اسلامي و كوتاه كردن دست چپاولگر حاكمان دستنشانده را نويد ميداد.
حوزه دومي كه در اين رابطه قابلتحليل است، خود جريان وهابيت بهعنوان ابزاري براي نظام سلطه در سطح جهان بود كه با پيروزي انقلاب اسلامي نقش آن معلومتر شد و تشت رسوايي افكار غلط و انحرافي آنان و اهداف شوم سران آن، بيش از بيش مشخص گرديد.
لذا اصل استقلال ملتها و تاكيد بر رسالتهاي فردي و اجتماعي دين اسلام و تلاش براي تحقق جامعه اسلامي دقيقا با مقاصد اين جريان انحرافي در تضاد بود، همچنين عامل اصلي مخالفتها از آنجا سرچشمه ميگرفت كه بيداري اسلامي باعث برهمزدن نقشه هاي جهانخواران و دستنشاندگان آنها در منطقه و جهان ميشد.
از اينرو همه آنها با هم به تقابل با انقلاب اسلامي و جوانههاي آن در اقصي نقاط جهان پرداختند و اين امر بهويژه توسط آل سعود كه خود را خادمالحرمين و سرآمد كشورهاي اسلامي ميدانستند، تشديد شد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نطقه اوج تقابل جريان وهابيت و انقلاب، كشتار حجاج ايراني در سال 1366 بود؛ علت اصلي وقوع اين وحشيگري از سوي وهابيون را چه مي دانيد؟
حج ابراهيمي محلي براي تعامل و پيوستگي ملتهاي اسلامي حول شعار وحدت و يكدلي با تمسك به حبلالمتين الهي است. حج، نمايش شكوه و عظمت مسلمين و عامل محركي براي ايجاد پيوستگي ملتهاي مسلمان براي احقاق حقوق و شكستن بت نفس در كنار بهزير كشيدن طاغوتهاي زمانه بوده و مراسم برائت از مشركين نيز اسباب بيداري اسلامي و تجلي آموزههاي سياسيعبادي حج و همگرايي بيش از بيش مسلمانان است. اما كشتار حجاج در سال 1366 تلاش براي منكوب كردن خط بيداري اسلامي بود كه جمهوري اسلامي پرچمدار آن در دنياي اسلام است.
فكر مي كنيد اقدام وهابيون در كشتار حجاج ايراني، كاملا تصميمي از سوي دولت عربستان بوده يا اينكه تحريكات خارجي هم در آن دخيل بوده است؟
آل سعود بهعنوان مجريان اين جنايت اجراي دستور كردند، حكومت عربستان كاملا وابسته است و استقلالي براي تصميمگيري ندارد. لذا بهطور قطع، اراده عناصر استكبار و در راس آن صهيونيستها را بايد در پس اين حوادث جست.
با توجه به اينكه شما خود در آن سال از نزديك شاهد آن فجايع بوديد كمي در مورد آن كشتار توضيح دهيد؟
در سال 1366 كه به حج مشرف شدم، كاروان ما مدينه بعد بود، لذا ما بيمقدمه بعد از محرم شدن در جحفه به مكه مشرف شديم. شرايط در اين سال كه مصادف با سال 1407 (هـ ق) بود، حكايت از برخورد مناسب دولت عربستان در مدينه با حجاج داشت. من كه در آن زمان جوان 21 سالهاي بودم، ذهنيتم اين بود كه مراسم برائت از مشركان در آن سال پررنگتر خواهد بود.
مراسم برائت از مشركين چه زماني آغاز شد؟
بعدازظهر ششم ذيحجه در مقابل بعثه مقام معظم رهبري با سخنراني آقاي كروبي مراسم برائت از مشركان آغاز شد و اين در حالي بود كه ما در قالب يكي از كاروانهايي كه بهسمت اين محل ميرفتيم، با كمال تعجب با خودروهاي عربستاني مواجه ميشديم كه سعي مي كردند رعب و وحشت براي تظاهركنندگان ايجاد كنند.
در مسير رسيدن به بعثه مقام معظم رهبري نيز احساسمان اين بود كه خيابانهاي همجوار تخليه شده است و فكر ميكرديم اين عمل بهخاطر تمهيدات رفاهي دولت عربستان براي حجاج تظاهركننده است. اما با تعجب بعد از رسيدن به تجمعكنندگان مقابل بعثه، مشاهده كرديم كه در حين سخنراني آقاي كروبي از هتل روبهروي بعثه مقام معظم رهبري آيينه هايي را نصب كرده و بازتاب آنها را بر روي چشمان ايشان ميانداختند تا مزاحم سخنراني وي شوند.
دقيقا چه زماني حمله وهابيون به حجاج ايراني آغاز شد؟
پس از پايان سخنان كروبي، زمانيكه در حال عزيمت به خانه خدا بوديم، خبر سقوط يكي از هليكوپترهاي آمريكايي در خليجفارس، هيجان و شور وصفناپذيري در همگان را فرا گرفت و حجاج در كمال نظم بهسمت خانه خدا در حركت بودند كه بهناگاه مشاهده كردم عده اي را با صورت زخمي از جلوي جمعيت به عقب منتقل ميكنند، با كمي تامل معلوم شد از بالاي ساختمان پاركينگ چهارطبقهاي كه در مسير حرم قرار داشت، وهابيون سنگ، كلوخ، چوب و آهن و حتي كپسول گاز بر سر تظاهركنندگان پرتاب مي كنند تا جلوي جمعيت گرفته شود.
سپس نيروهاي امنيتي عربستان راه جمعيت را سد كردند و اجازه حركت به جلو را نمي دادند و در ضمن خيابانها و كوچههاي مجاور را نيز بسته بودند. در اين هنگام وقتيكه يكي از زخمي ها را به كمك ديگران به عقب جمعيت انتقال دادم، مشاهده كردم انتهاي جمعيت را نيز نيروهاي امنيتي عربستان سعودي بسته اند و تمامي كوچه هاي مابين هتلها نيز مسدود شده است و جمعيت بسيار متراكمي در يك محدوده بسيار كم حضور داشتند.
در اين بين، مجبور شديم با حضور 40 و 50 نفر از جوانان در انتهاي جمعيت از حجاج محافظت كنيم و با عوامل امنيتي عربستان كه قصد تعرض به جمع را داشتند، درگير مي شديم.
دولت عربستان سعودي دو كمربند امنيتي را دور جمعيت بسته بود كه اگر از كمربند امنيتي اول عبور مي كرديم با سنگ و كلوخ ما را ميزدند و هرگاه جلوتر ميرفتيم و از كمربند امنيتي دوم عبور مي كرديم، نيروهاي امنيتي عربستان با سلاح گرم به ما شليك ميكردند.
در كنار خود بنده نيز عزيزاني تير خوردند. در تهاجمي كه آنها ميكردند، هم بهخاطر ازدحام جمعيت، افراد مسن و بانوان زير دست و پا خفه ميشدند و هم اگر فردي بهدست آنها ميافتاد، در زير ضرباتشان به شهادت ميرسيد.
علاوهبراين، نيروهاي عربستان با استفاده از گازهاي اشكآور و چيزهاي ديگر زمينه آسيبرساني به حجاج را بيشتر فراهم ميكردند. گرچه قبل از اذان مغرب درب برخي هتلهاي مجاور خيابان را باز كردند و بخشي از جمعيت را بهداخل راه دادند، اما اين وحشيگري عمال آل سعود تا اذان مغرب ادامه داشت.
در اين لحظه با سردادن اذان به هر مصيبتي كه بود با بيان «الصلاه الصلاه» اعلام كرديم قصد نمازخواندن داريم و سعي داشتيم مانع از حمله مجدد نيروهاي امنيتي عربستان به جمعيت شويم.
سپس بعد از نماز همانجا نشستيم و نيروهاي ضدشورش عربستان نيز سريعا در مقابل ما صفآرايي كردند. حدود ساعت 10 شب نيروهاي امنيتي عربستان اعلام كردند مي توانيم از پياده رو از كنار اجساد شهدا عبور كنيم بدون اينكه حق داشته باشيم به پيكر مطهر شهدا نزديك شويم.
تعداد شهداي اين حادثه به چند نفر رسيد؟
402 نفر از حجاج كه بيشتر آنها از خواهران و سالخوردگان بودند، البته 275 تن از آنان ايراني بودند و الباقي از ساير مليتها بودند كه در تظاهرات شركت كرده بودند. برابر آمار اعلام شده 649 نفر نيز زخمي داشتيم.
با اين اوصاف، آيا وهابيون براي اين كشتار برنامهريزي قبلي داشتند؟
ما در اين روز هرگونه وحشيگري را از آنها ديديم و كاملا مشخص بود كه دولت عربستان از قبل كاملا براي اين كشتار مهيا شده بود و روز بعد نفربرهاي جنگي و خودروهاي پليس عربستان آژيركشان در خيابانهاي مكه گشت مي زدند تا با ايجاد محيط امنيتي و پليسي، جو ارعاب و تهديد را فراهم آورند تا كسي به اين جنايت اعتراضي نكند.
آيا نكته ويژهاي بهنظرتان ميرسد كه در آخر بازگو كنيد؟
فرداي بعد از اين جنايت براي نماز مغرب با چهار نفر از حجاج قصد رفتن به خانه خدا را داشتيم. در ماشين اجارهاي استيشني كه سوار شديم، بعد از سئوال راننده از مليت ما، با تاثر فراوان به ما گفت ديشب بعد از رفتن شما وهابيون روي پيكر شهدا پاكوبي ميكردند و راننده سعي ميكرد با بيان نكات تكاندهندهاي كه خود مشاهده كرده بود با ما همدردي كند.
بعد از حضور در صحن مسجدالحرام به ديوار چاه زمزم تكيه زده بودم و خانه خدا را نظاره ميكردم كه به ناگاه در كنارم يكي از حجاج غيرايراني را مشاهده كردم كه مثل شيعيان نماز ميخواند.
بعد از اتمام نماز از مليتش سئوال كردم و فهميدم اهل منطقه قطيف عربستان است. او در وصف حادثه جنايتبار آلسعود چند كلمه بيشتر نگفت، او گفت من در هتلي مجاور پل حجون بودم و اين جنايت را مشاهده كردم و ادامه داد عاشورا عاشورا عاشورا كربلا كربلا كربلا...