امروز  جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱
تختی شهید نشد
محمدمهدی عبدخدایی
شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۹
 
روايتهاي مختلف از خودكشي تختي

نسبت به مرحوم تختی به‎عنوان یک ورزشکار و یک پهلوان سالم و پهلوانی که شاید نزدیکی به حاکمیت نداشته، علاقه دارم. البته عکس‎هایی از او وجود دارد که در باشگاه شعبان جعفری است و البته مدال‎هایی را هم از شاه گرفته است. ما این‎ها را به‎عنوان پهلوانی و افتخارهای ایران حساب می‎کنیم.

به این نتیجه نرسیده‎ام که تختی شهید شده
شایع است آقای تختی را شهید کردند، من به این نتیجه نرسیده‎ام. تختی آدم سالم و پاکی بود و برای ایران افتخارها و مدالهای خوبی آورد. زمانی‎که بسیاری از ورزشکاران ما به خارج از کشور می‎رفتند و آلوده می‎شدند، تختی از این مسایل مبرا بود. با آیت‎الله طالقانی نزدیک بود و بچه‎های خانی‎آباد از او تعریف می‎کردند. اما اشتباهی پیش آمده بود و اشتباه این بود که تختی با خانمی ازدواج کرد که لیسانس حقوق داشت؛ خانم شهلا توکلی، دختر صاحب اتو توکل بود. در زمان ازدواج آن‎ها شاید در ایران ۲۰ نفر زن لیسانس حقوق نداشتیم. مثلا یکی از آن‎ها همسر مرحوم حسین‎قلی راشد بود که مرحوم حسین‎قلی راشد، تحت تأثیر همسرش در سال ۱۳۳۲ اعلامیه‎ای داد که شرکت زنان در انتخابات منع شرعی ندارد؛ اما بعد آیت‎الله بروجردی و آیت‎الله حجت فتوا دادند که فعلا زنان در انتخابات شرکت نکنند. نه این‎که شرکت زنان در انتخابات را از اصل حرام می‎دانستند. زمان را مناسب برای این حضور نمی‎دانستند.

این دو نفر هماهنگی نداشتند
با این اوصاف خانم شهلا توکلی با تختی هماهنگی نداشت. او لیسانس حقوق بود و دختر یک ثروتمند تهرانی، اما آمد با یک بچه خانی‎آباد که با ورزش و کشتی شهرت جهانی به‎دست آورده بود، ازدواج کرد. قطعا فاصله فکری وجود داشت. تختی از بچه‎های پایین شهر بود، خوی پایین‎شهری داشت. زیاد در مسایل فکری و علمی دخالت نداشت و مقابل همسرش تحقیر می‎شد.

تختی معروف بود؛ اما...
معمولا کسانی‎که در انقلاب‎ها مؤثرند به‎وسیله رژیم‎ها از بین می‎روند. برای رژیم آن روز چون دیکتاتوری بود؛ خیلی اهمیت نداشت که مصاحبه کنند و تختی را اول محاکمه و بعد اعدام کنند.
نسبت به مرحوم کافی هم همین عقیده را دارم. بالأخره انقلابیون برای ضربه زدن به حاکمیت ظلم، نیاز داشتند مسایلی را پرورانده و شاخص کنند. مثلا چه‎کسی آمده در میدان ارگ از جنازه تختی تجلیل کرده؟ امامعلی حبیبی بوده. یا مثلا آقای احمد وفادار که در سال ۱۳۳۲ قهرمان کشور شد، سه سال بازوبند قهرمانی را گرفت و سال سوم، وقتی بازوبند را به او دادند، گفتند که بازوبند را اعطا کن به اعلی‎حضرت! اتفاقا من هم به نوعی در ماجرای این بازوبند نقش داشتم. چون احمد وفادار از علاقه‎مندان پدرم بود. در سال سوم قهرمانی گفتم بازوبند را به موزه امام رضا (علیه‎السلام) هدیه کند. این کار را انجام داد. چند سال از این جریان گذشت و به زندان رفتم و آزاد شدم. سال ۱۳۴۶ یا ۱۳۴۷ بود که در مشهد در خیابان امام رضا راه می‎رفتم دیدم تاکسی جلوی پایم توقف کرد. احمد وفادار بود و با ناراحتی به من گفت: بیا بالا، بنشین. تا نشستم؛ گفت: این نان را تو در دامن من گذاشتی! گفتم چرا؟ گفت: اگر من آن روز بازوبند را به اعلیحضرت تقدیم میکردم، زمینی، ملکی به من میدادند و حالا راننده تاکسی نمیشدم.
برای رژیم منزوی یا بدنام کردن، کاری نداشت، ایدئولوگ‎ها را اعدام یا مسموم نکرد. شخصیت‎هایی مثل آیت‎الله طالقانی، دکتر بهشتی مسموم نشدند.

جبهه ملی جلوتر از بقیه
قبل از انقلاب جبهه ملی اولین کسانی بودند که تیترهای کیهان و اطلاعات را درباره خودکشی تختی قبول کردند، چون می‎خواستند خودشان را تبرئه کنند؛ اما بعد از انقلاب او را به‎عنوان شهید مطرح کردند.
امام یک‎بار به پسر تختی فرمود: «برو پهلوان شو، نمی‎خواهد قهرمان شوی.» ما باید پهلوان‎ها را در حد خودشان ملاحظه کنیم. از پهلوان قهرمان نسازیم. تختی یک مرد سیاسی، یک متفکر سیاسی، یک ایدئولوگ سیاسی نبود. ایدئولوگ‎های سیاسی داشتیم مثل شهید مطهری، شهید بهشتی.
به اختلاف‎های خانوادگی تختی توجه کنید. پسر تختی هم تا حالا نگفته که ایشان را کشته‎اند، وقتی به این‎ها توجه داشته باشیم، باید از تختی تجلیل کرد، به‎عنوان یک پهلوان افتخارآفرین یک پهلوان سالم و معتقد به مذهب. اما متأسفانه از طرفی ما عکسهای او را با همسرش دیدهایم که بی‎حجاب است، این‎ها با مبانی ما تفاوت داشت.

سند نداریم
در اسناد باقی مانده از ساواک، سندی مبنی بر این‎که تختی را کشته باشند، وجود ندارد. به‎نظرم دلیل خودکشی این است که تختی به وسیله همسرش تحقیر می‎شد. بارها و بارها به او گفته بود که «این تنبک زورخانه مغز تو را خشک کرده! تو پهلوانی و بازوانی نیرومند داری، اما من مغزی توانمند دارم.»
این اختلاف‎ها جدی بود. پرونده‎های ساواک هم همین را می‎گویند.
این استنباط بیرونی ماست. فکر می‎کنم این استنباط بیرونی با مسایل داخلی ما انطباق دارد. تختی عکسی کنار شعبان بیمخ دارد و عکسی هم کنار آیتالله طالقانی، عملا این دو با هم همخوانی ندارند.

واکنش مردم
عده‎‎ای از مردم که ضد حاکمیت بودند، در بازار جمع شدند که تختی را بزرگ کنند. امامعلی حبیبی آمد و مسأله را حل کرد. آمد اجازه داد جنازه را بردند و دفن کردند.
این ادعا هم که شاه پس از فداییان اسلام به قتلهای بی سروصدا رو آورد؛ غلط است فاصله زمانی خیلی زیاد است. شهید نواب صفوی در سال ۱۳۳۴ شهید شد، اما مرحوم تختی در سال ۱۳۴۶ از دنیا رفت. یعنی ۱۲ سال فاصله است. تنها ادعایی که برای کشته شدن تختی وجود دارد این است که چون تختی در سالن هفت تیر وارد شده بعد شاپور علیرضا هم وارد شده و مردم فقط تختی را تشویق کردهاند، بههمین دلیل دستور کشتن تختی صادر شده؛ همه استدلالها همین است وگرنه هیچ سندی وجود ندارد

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 202785