امروز  جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱
فرزند کمتر یا بیشتر؟ حق با احمدی‌نژاد است؟
محمدصادق زمانی
شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۵
۲ نظر ۲ نظر
پس از روی کار آمدن دولت سازندگی، سیاست کنترل جمعیت با شعارهای «فرزند کمتر، زندگی بهتر» و «دو بچه کافی است» به اجرا در آمد و تبلیغ پی در پی این شعارها به مرور از سیاست کنترل جمعیت امری مقدس ساخت. این سیاست چنان تقدسی به دست آورد که حتی بر آموزه های دینی ترغیب کننده به ازدواج و تولید نسل هم ترجیح داده شد!

دکتر محمود احمدی نژاد روز چهارشنبه بیستم آبانماه بار دیگر از اشتباه بودن سیاست کنترل جمعیت سخن گفت و آن را سیاستی مورد نظر غربی ها دانست. این اظهارنظر که برای چندمین بار است از سوی احمدی نژاد تکرار می شود، معرکه ای جنجالی از نظرات مخالف و موافق برپا کرده است.

سال 86 بود که نشریه تایمز در مطلبی با عنوان «صدای گریه باید از اروپا بلند شود، لطفا بچه بیشتر به دنیا بیاورید» به انتقاد از سیاست های کنترل جمعیت در اروپا پرداخت و آن را تهدیدی برای آینده این قاره دانست. این سیاست ها در کشوری مانند انگلیس سبب شده که 40 درصد دختران این کشور در سن 35 سالگی حتی یک بچه هم نداشته باشند. طی سال های اخیر، غرب به نادرست بودن سیاست «زندگی بهتر با فرزند کمتر» پی برده است.

در کشور ما هم پس از روی کار آمدن دولت سازندگی، سیاست کنترل جمعیت با شعارهای «فرزند کمتر، زندگی بهتر» و «دو بچه کافی است» به اجرا در آمد و تبلیغ پی در پی این شعارها به مرور از سیاست کنترل جمعیت امری مقدس ساخت. این سیاست چنان تقدسی به دست آورد که حتی بر آموزه های دینی ترغیب کننده به ازدواج و تولید نسل هم ترجیح داده شد!

آیا حق با احمدی نژاد است؟
برای پاسخ به این پرسش که آیا ایده احمدی نژاد در مورد اشتباه بودن کنترل جمعیت درست است یا اشتباه، ابتدا باید روشن شود که آیا
زن و شوهری که تا به امروز دو نفر بوده اند و خدا به عنوان عقل مطلق رزق دو نفر را به آنها می داده، مگر می شود بچه‌دار شوند و خدا رزق افراد جدید را محاسبه نکند؟ فرق مسلمان و مشرک در ایمان به همین نکات ظریف است.
این ایده ابتکار خود اوست یا نه. پاسخ روشن است؛ این ایده برگرفته از آموزه های دینی است که در شفاف ترین مورد آن، قرآن تصریح می کند: «فرزندانتان را از ترس فقر نکشید». بنابراین، این دیدگاه، نظر شخصی یک فرد نیست بلکه یک دیدگاه دینی است.

فردی را می شناسم که پیرو اثرات تلقینی سیاست کنترل جمعیت، با وجود آن که 8 سال از ازدواجش می گذشت جرأت بچه‌دار شدن را نداشت. روزی در مجلسی، یک پیرمرد بی سواد سخنی گفت که ترس این فرد را برای همیشه از بین برد. پیرمرد گفت: «ما آدم‌ها که مخلوق خداییم و عقلمان نسبت به خدا ناقص است، وقتی برای خریدن نان به نانوایی می رویم تعداد افراد خانواده را محاسبه کرده، ضرب در تعداد نان مصرف شده توسط هر نفر در روز می کنیم؛ سپس به تعداد مورد نیاز نان می‌خریم. زن و شوهری که تا به امروز دو نفر بوده اند و خدا به عنوان عقل مطلق رزق دو نفر را به آنها می داده، مگر می شود بچه‌دار شوند و خدا رزق افراد جدید را محاسبه نکند؟ فرق مسلمان و مشرک در ایمان به همین نکات ظریف است.»

سه ایراد اساسی به سیاست کنترل جمعیت
یک: سیاست کنترل جمعیت یکی از عوامل بی میلی جوانان به ازدواج و ترس آنان از تشکیل خانواده است. در کشورهای غربی بعد از اجرای سیاست های کنترل جمعیت، جوانان به سمت روابط آزاد رفته و دیگر تشکیل خانواده را امری ضروری نمی دانند. رد پای شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» را در 65 هزار و 505 مورد طلاق رخ داده در شش ماهه نخست سال جاری می توان یافت. رد پای این شعار را در ترس جوانان از ازدواج، دوستی های نامشروع و فسادهای ناشی از آن هم می توان جست.

دو: سیاست دو بچه کافی است که در عمل به «یک بچه بس است» منتهی شده، تبعات مخرب عاطفی در پی دارد و خانواده ها به ویژه نسل برآمده از این سیاست را
خانواده شبیه یک ساعت است؛ همان‌گونه که کمبود هر کدام از وسایل ساعت (عقربه، ثانیه شمار، پاندول، شماره ها) در کارآیی درست آن مؤثر است و ایجاد نقص می کند، فقدان هر کدام از اعضای یک خانواده نیز در روند تکامل فردی و اجتماعی آن اثر منفی بر جای گذاشته و ایجاد خلأ می کند.
به سمت انزوا و تنهایی سوق می دهد. خانواده کامل خانواده ای است که به مثابه یک سیستم، هر نسبتی از برادر، خواهر، عمو، عمه، خاله و دایی در آن حضور داشته باشند.

خانواده شبیه یک ساعت است؛ همان‌گونه که کمبود هر کدام از وسایل ساعت (عقربه، ثانیه شمار، پاندول، شماره ها) در کارآیی درست آن مؤثر است و ایجاد نقص می کند، فقدان هر کدام از اعضای یک خانواده نیز در روند تکامل فردی و اجتماعی آن اثر منفی بر جای گذاشته و ایجاد خلأ می کند. بر اساس تحقیقات روانشناسان، رفتارهای پسری که خواهر دارد به‌هنجارتر از رفتارهای پسری است که خواهر ندارد.

نقش های اصلی (خواهر و برادر) برای رشد به‌هنجار در ابعاد عاطفی، عقلی و رفتاری نیازمند حضور نقش های مکمل (عمو، عمه، دایی، خاله و فرزندان این نقش ها) هستند. فقدان هر کدام از این نقش ها، هارمونی خانواده و اجتماع را به هم می ریزد؛ خانواده بدون هارمونی به شدت آسیب پذیر و شکننده است.

سه: سیاست کنترل جمعیت و ترساندن مردم از بچه‌دار شدن به خاطر مسائل اقتصادی، برخلاف آموزه های دینی و وحیانی است. جامعه اسلامی زمانی جامعه اسلامی می شود که ریز و درشت آموزه های دینی در آن به اجرا درآید؛ نه این که هر بخش از دین را که دوست داشتیم اجرا کرده و هر بخشی را که به نفعمان نبود نادیده بگیریم.

یک تلنگر به ایده رئیس جمهور
هر چند سیاست کنترل جمعیت و ایجاد دلهره «بچه بیشتر، زندگی بدتر» در اجتماع ایرادهای اساسی دارد، اما دولت‌ها هم موظف هستند شرایط مطلوب رفاه و امنیت را برای خانواده ها فراهم کنند. سنگینی این وظیفه برای دولت ها در جوامع اسلامی دوچندان می شود؛ به ویژه اگر آن دولت از مخالفان کنترل جمعیت باشد.

بنابراین، دولت دکتر احمدی نژاد که موافق تولید نسل بیشتر است باید در کنار ترویج این ایده، شرایط اقتصادی، آموزشی، پرورشی و رفاهی را برای خانواده های ایرانی بهبود بخشد. توجه به این مهم هم ضروری است که بهبود شرایط یاد شده با شعار و تبلیغات محقق نمی شود بلکه «به عمل کار برآید».
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 144050  
۱۳۸۹-۰۸-۲۸ ۱۷:۰۰:۲۵
     
من به عنوان یک دختر امروزی، مبنای مقاله نویسنده محترم رو قبول دارم. به نظر من آقای زمانی به نکته ظریفی اشاره کرده اند و آن این است که ما دیدگاه توحیدیمان را از دست داده ایم. هرجا به نفعمان است دین را می پذیریم و هرجا به نفعمان نیست نمی پذیریم.

۱۳۸۹-۰۸-۲۲ ۱۶:۴۷:۱۷
     
مبنای این بحث که نویسنده به آن اشاره کرده کاملا درست است. اما سئوالم این است که آیا با شرایط امروز اقتصادی ایران، می توان دل به دریا زد و چند بچه به دنیا آورد؟ البته اگر بخواهیم قرانی به موضوع نگاه کنیم، تشکیک من بی ربط است.