هرچی دلت خواست بنویس!!!
اثرات عدم نظارت صحیح بر مطبوعات ورزشی
۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۴
عدم نظارت باعث شده مطبوعات ورزشی بیش از حد معمول قدرتمند بوده و بهراحتی چهرههای ورزشی را به عرش برده و یا به فرش برسانند. کم نیستند خبرنگارانی که بهراحتی قلم خود را میفروشند، ورزشکارانی که حاضرند برای پیشرفت به جای تلاش، از جیب خود مایه بگذارند و مدیرانی که با پول بیتالمال و سوءاستفاده از برخی خبرنگاران، رسانههایی را با خود همراه میکنند.
«بازیکن سابق استقلال که آخرین بار برای تیم شهرستانی پاس بازی میکرد و در گذشته یکی از ستارههای با اخلاق فوتبال ایران بود و دورهای برای تیم ملی (ب) به سرمربیگری ذوالفقارنسب بازی کرد، به جرم کشف 40 گرم کراک در خانهاش دستگیر شد و در آستانه اعدام است.»
این خبری بود که یکی از روزنامههای ورزشی منتشر و جامعه ورزش را حیرتزده کرد. کدهایی که روزنامه مذکور به آنها اشاره کرد، همه را به یک نام رساند: یدالله اکبری و این بازیکن نیز که قاعدتا طبق خبر فوق باید در زندان میبود، با سیل تماسهای خبرنگاران مواجه شد و در حالیکه در خانهاش به سر میبرد، مجبور به تکذیب چندباره خبر شد.
کمی بعد نام فوتبالیست دستگیر شده افشا شد و همه فهمیدند که علی اکبریان زندانی است. در واقع وجه تشابه این دو بازیکن کلمه اکبر در شهرت و سابقه حضور در تیم استقلال بود و به همین راحتی یک نشریه به خود اجازه داد با آبروی یک فوتبالیست بازی کند و او را تا آستانه اعدام هم پیش ببرد!
از این دست اشتباهات و اخبار ناصحیح بارها و بارها در نشریات ورزشی دیده شده و عجیب است که برخورد لازم نیز با آنها صورت نمیگیرد. چه بسیار بازیکنان و مربیانی که شوکه میشوند از خوانده شدن مصاحبههای رنگارنگ خود در مطبوعات، در حالیکه پاسخگوی هیچ خبرنگاری نبودهاند. درج کاریکاتورهای توهین آمیز، مصاحبههای خیالی با چهرههای مطرح داخلی و حتی ستارگان خارجی و تیترهایی از قبیل «فوتبالیست سرشناس ناخواسته پدر شد» و یا «درخواست از فلان دروازهبان برای رفتن به تیم رقیب در مراسم خواستگاری!» بیش از پیش نمایانگر عملکرد غیرحرفهای مطبوعات ورزشی است.
این عدم نظارت باعث شده مطبوعات ورزشی بیش از حد معمول قدرتمند بوده و بهراحتی چهرههای ورزشی را به عرش برده و یا به فرش برسانند. کم نیستند خبرنگارانی که بهراحتی قلم خود را میفروشند، ورزشکارانی که حاضرند برای پیشرفت به جای تلاش، از جیب خود مایه بگذارند و مدیرانی که با پول بیتالمال و سوءاستفاده از برخی خبرنگاران، رسانههایی را با خود همراه میکنند.
چنین فضایی باعث شده حتی طنزپردازان نیز بارها آن را دستمایه قرار داده و نحوه عملکرد مطبوعات ورزشی را به سخره بگیرند. چنانچه در سریال طنز مرد 2 هزار چهره، بازیگر نقش مربی تقلبی فوتبال با مدیر یک روزنامه ورزشی دیدار کرد و فهمید که مطبوعات با استفاده از تیترهای جهتدار علاوهبر جابهجا کردن بازیکن و مربی، در موفقیت یا شکست آنها تأثیر زیادی دارند، او نیز برای رسیدن به موفقیت باید پول بپردازد. مدیر روزنامه مذکور تأکید کرد در صورتی که مبلغ موردنظر پرداخت شود، تیترهای روزنامه به کفایت مربی اشاره خواهد کرد و در غیراینصورت بحثهای اخلاقی و پروندههای مالی مطرح میشود.
شاید بسیاری از اصحاب رسانه چنین مسائلی را نفی کنند اما حداقل دستگیری بسیاری از ورزشینویسان مطرح و باسابقه ثابت کرد که نمیتوان منکر حقایق شد. هرچند که تقریبا تمامی قلم به دستان ورزشی که به جرم فساد مالی و دیگر مسائل دستگیر شدند، امروز بهطور مستقیم و یا با نام مستعار دوباره به فعالیت خود در مطبوعات ورزشی ادامه میدهند تا مشخص شود برخوردها آنقدرها هم مؤثر نبوده است.
بیشک یکی از دلایل مهم ایجاد چنین فضایی، پایین بودن سطح دانش خبرنگاران و ورود آسان به عرصه مطبوعات ورزشی است. جالب است بدانید برخی از نشریات ورزشی بهصورت خانوادگی اداره میشوند و برای قلم زدن در آنها نیازی به گذراندن دورههای تخصصی روزنامهنگاری و یا داشتن سابقه مفید در رسانه ندارید، فقط کافی است یکی از اقوام مسئولان نشریه باشید! حقوقهای پرداختی به این خبرنگاران نیز برای امرار معاش کافی نیست و به همین دلیل در مواجهه با پیشنهادهای مالی برخی اهالی ورزش برای مورد حمایت قرار گرفتن، خیلی زود تسلیم میشوند.
غلامحسین شعبانی، مدیر مسئول هفتهنامه دنیای ورزش، که یکی از قدیمیترین نشریات ورزشی محسوب میشود، در اینباره میگوید: «متأسفانه سطح دانش خبرنگاران پایین است. از سوی دیگر، اهالی ورزش نیز چنین وضعیتی دارند و به نوعی ارتباط مستقیمی وجود دارد که نتیجه آن عدم پیشرفت ورزش ما را بههمراه دارد. بسیاری از خبرنگاران و مسئولان ورزشی یکشبه پا به عرصه میگذارند و تا زمانیکه این روند ادامه داشته باشد، نباید امیدی به بهبودی کیفیت رسانههای ورزشی و ورزش داشت.»
کارشناسان، تعدد روزنامههای ورزشی و تیراژ پایین آنها را یکی از عوامل پایین بودن سطح کیفی قلمداد میکنند. در بسیاری از کشورهایی که حرف اول را در ورزش دنیا میزنند، حتی یک روزنامه اختصاصی برای ورزش وجود ندارد؛ در برخی از آنها نیز در نهایت دو تا سه روزنامه ورزشی منتشر میشود اما در ایران که جایی در بین قدرتهای ورزشی جهان ندارد، تعداد نشریات تخصصی ورزش دورقمی است! حال بماند که سرانه روزنامهخوانی در بین مردم ما تا چه حدی است!
شعبانی در این مورد میگوید: «تأثیرگذاری یک نشریه قوی بسیار بیشتر از چند نشریه معمولی یا ضعیف است. وقتی روزنامهها احساس کنند به اندازه لازم تأثیرگذار نیستند، برای رسیدن به موفقیت و فروش بیشتر، دست به هر کاری میزنند و حتی انصاف را هم در نظر نمیگیرند. بیشک ورزش ما که رونق آنچنانی ندارد و حاشیههایش بیشتر از موفقیتهایش است، حق داشتن این تعداد نشریه ورزشی را ندارد.»
سئوال اینجاست با توجه به وضعیت نابهسامانی که در رسانههای ورزشی حاکم است و تخلفات گستردهای که انجام میشود، چرا نظارت لازم وجود ندارد و به همان اندازه که نشریات غیرورزشی در صورت انجام تخلف با برخورد قاطع مواجه میشوند، مطبوعات ورزشی در سایه چتر امنیتی به فعالیت غیرحرفهای و بهزعم بسیاری، زردنویسی خود ادامه میدهند.
مدیرمسئول هفتهنامه دنیای فوتبال در این خصوص میگوید: «مسئولان ما همواره شعارهای فرهنگی میدهند اما حداقل به مطبوعات ورزشی بیتوجه هستند. در واقع روزی حاضر به برخورد قاطع با این نشریات میشوند که آتش انتقادات و شایعات دامنگیر خودشان شود. بهعنوان مثال، فلان مربی فوتبال در طول چند سال بهطور مداوم علیه اهالی ورزش صحبت میکند و بدترین توهینها را نثارشان میکند و مانعی نیز مقابل خود نمیبیند اما به محض اینکه به یکی از مسئولان سیاسی اشاره میکند، با او برخورد میشود. در واقع ورزش بهدلیل اینکه چهرههای مطرح سیاسی زیادی در خود ندارد، از این امنیت بهره میبرد و کسی در این حوزه حساسیت به خرج نمیدهد.»
شعبانی اما به نوعی از همکاران خود در رسانههای ورزشی دفاع میکند و تمام تقصیرات را متوجه آنها نمیداند: «ورزشینویسها ضعف دارند اما نباید از ضعف اهالی ورزش نیز گذشت. بسیاری از ورزشکاران و مربیان بدترین الفاظ را در مورد یکدیگر بهکار میبرند و خیلی زود با یک جلسه آشتیکنان همهچیز را فراموش میکنند، گویی اتفاقی رخ نداده و آبرویی ریخته نشده است. پدیدههای اجتماعی زنجیروار به یکدیگر وصلند و اگر از نبود نظارت در نشریات ورزشی و پایین بودن سطح ادبیات آنها گلایه داریم باید از بیتوجه بودن مسئولان به گفتار مسئولان ورزشی و عملکرد آنها نیز خرده بگیریم. به عقیده من، ابتدا باید وضعیت ورزش کشور درست شود، بعد بهسراغ اصلاح شرایط حاکم بر نشریات ورزشی برویم.»
در این شرایط، نوک پیکان انتقادها بهسمت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و انتظار میرود همانگونه که شدیدترین برخوردها با روزنامههای غیرورزشی انجام میشود، برای مطبوعات ورزشی نیز خطوط قرمز لحاظ شود. هرچند اهمیت مسائل سیاسی با اخبار پیرامون ورزش قابل قیاس نیست اما بیشک نمیتوان از توجه مردم به ورزش و نقش آن در پویایی جامعه بهراحتی گذشت.

محمدعلی رامین، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چندی پیش در برنامه «ورزش بدون ویرایش» رادیو گفتوگو از تصمیمات جدی برای کنترل اوضاع مطبوعات ورزشی خبر داد و گفت: «تخریب ورزش از حدود 20 سال قبل در رسانههای کشور وجود داشته و علاوهبر برخی مطبوعات ورزشی، برخی برنامههای صدا و سیما هم در این جریان تخریبی ورزشی سهیم هستند، از مسایل پشت پرده برخی رسانههای ورزشی کاملا آگاهیم و برخی افراد و جریانات را با کمک دستگاههای ذیربط شناسایی و اطلاعات لازم را جمعآوری کردهایم؛ ولی تأکید ما ایجاد یک ساختار مناسب برای اصلاح وضعیت مطبوعات ورزشی است و در این راه از همه کسانیکه با حوزه ورزش آشنا هستند، یاری گرفتهایم: اساتید، روزنامهنگاران، مدیران مسئول، قهرمانان ورزشی و مدیران ورزش به ما مشورت میدهند و با آنها تعامل خوبی داریم و میخواهیم در یک روند منطقی، ساختار غلط مطبوعات ورزشی را اصلاح کنیم، الان وضع مطلوب نیست.»
در نخستین گام دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانهها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با دستور رامین، اقدام به تشکیل کمیتهای به نام کمیته نظارت، ارزشیابی و هدایت رسانههای ورزشی کرد تا به بررسی و نظارت، ارزشیابی و هدایت رسانهها و مطبوعات ورزشی بپردازد و نتایج بررسیهای خود را در اختیار معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد قرار دهد تا تصمیمات لازم اتخاذ شود؛ اما با وجود اینکه بیش از چهار ماه از زمان تشکیل این کمیته میگذرد، هنوز شاهد تغییرات خاص در نحوه برخورد با تخلفات مطبوعات ورزشی نیستیم و کماکان تیترهای جنجالی و اخبار و مصاحبههای خیالی در صفحه اول نشریات ورزشی خودنمایی میکند و جالب اینکه هر چقدر یک روزنامه بیشتر بهسمت زردنویسی میرود، مخاطبان بیشتری نیز جذب میکند و همین دلیل کافی است تا این نشریات تلاشی برای گام برداشتن حرفهای در مسیر روزنامهنگاری نداشته باشند.

البته از حق نباید گذشت که در مطبوعات ورزشی، خبرنگاران و عکاسان سالم و متخصص زیادی مشغول فعالیتند که با حقوقی کاملا معمولی و بدون اینکه حاضر به فروختن قلم خود شوند، در راه اعتلای سطح روزنامهنگاری ورزشی تلاش ميكنند و بسیاری از آنها با وجود سالها سابقه در مطبوعات ورزشی به آنچه استحقاقش را داشتهاند، نرسیدهاند و بالعکس برخی دیگر پس از گذشت مدتی کوتاه، با فراهم دیدن شرایط، بهدنبال افزایش درآمد خود از راههای نادرست رفته و حتی ماهیت خود را تغییر میدهند و بهجای اینکه یک خبرنگار ورزشینویس باشند، اقدام به دلالی بازیکن و مربی و... میکنند. متأسفانه عملکرد این قشر باعث شده تا تمام ورزشینویسان زیر سئوال بروند و تهمت زیادی را تحمل کنند و بسیاری از آنها مجبور به خداحافظی با این شغل شوند. باید منتظر ماند و دید در آینده تغییری در نظارت بر آنها صورت میگیرد یا خیر
منبع: هفته نامه پنجره/ شماره 70