| اخلاق نبوی/ گشاده رویی و مردمی زیستن |
| چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۵۴ |
پیامبر اسلام (ص) هنگام دست دادن با مسلمانان، آنقدر دست خود را در دست طرف مقابل نگه می داشتند كه او دست خود را عقب بكشد و با چنین صمیمیتی در برخورد، در دل ها محبت و جاذبه می آفریدند.
مردمی زیستن
حضرت محمد (ص) با آنكه اولین شخصیت جهان آفرینش و افضل انبیا و دارای آن موقعیت دینی، علمی، اجتماعی و سیاسی بودند، اما رفتار و زندگی آن حضرت كاملا مردمی و با مردم و كنار مردم و همدرد و همداستان با مردم بود و تواضع و فروتنی حضرت بی نظیر بود.
قرآن درباره ایشان، از زبان آن حضرت می فرماید 'أنا بشرٌ مِثلكم' واقعا خود را مثل دیگران می دانستند و برای خود امتیاز خاصی قائل نبودند.
پیامبر خدا (ص) در میان مردم، حلقه وار می نشستند و هنگامی كه وارد مجلسی می شدند، هر جا كه ممكن بود می نشستند، روی زمین غذا می خوردند، مثل بندگان روی زمین می نشستند، به تشییع جنازه و عیادت مریض می رفتند، با فقیران و بینوایان همنشین و هم غذا می شدند.
با آنكه روح بلند و افكار عالی و قرب به خدا داشتند، اما در زندگی عادی مثل دیگران بودند و حركات خاصی نداشتند.
'زید بن ثابت' یكی از یاران آن حضرت می گوید: ما هر گاه در حضور پیامبر بودیم، اگر در باره آخرت و یاد قیامت سخن می گفتیم، با ما در باره همان موضوع هم صحبت می شد و اگر از دنیا می گفتیم، حرف دنیایی می زد و اگر از خوردنی و نوشیدنی صحبت می كردیم، آن حضرت هم با ما درباره همین ها حرف می زد و بر هر چه كه ما می خندیدیم، یا از هر چه كه تعجب می كردیم، آن حضرت هم می خندید و تعجب می كرد.
یار باوفای آن حضرت 'ابوذر غفاری' نقل می كند: پیامبر خدا (ص) میان اصحاب می نشست، گاهی فردی كه غریب و ناشناس بود، می آمد و آن حضرت را به شخص نمی شناخت، می پرسید كه پیامبر كدام یك از شماست؟ این بود كه از آن حضرت خواستیم، اجازه دهد تا جایگاهی برایش بسازیم كه آنجا بنشیند تا افراد غریبه او را بشناسند و آن حضرت موافقت فرمود. دكه و سكو مانندی از گل درست كردیم و پیامبر روی آن می نشست، ما هم در دو طرف او می نشستیم.
در سفرها، حضرت رسول(ص) در انتهای گروه راه می رفتند، به دیگران كمك می كردند و آنان را بر مركب خویش سوار كرده و راهنمایی می كردند.
پیامبر اعظم (ص) در قید و بند مركب خاص برای تردد نبودند. گاهی سوار اسب یا استر می شدند، گاهی هم سوار بر الاغ می شدند و كسی را هم همراه خود سوار می كردند. گاهی اگر وسیله ای نبود، پیاده و پابرهنه و بدون عبا و عمامه رفت و آمد می كردند.
در یكی از سفرها برای تهیه غذا، هر كسی به كاری پرداخت. پیامبر (ص) هم به جمع آوری هیزم مشغول شدند. هر چه اصحاب می خواستند ایشان را از این كار بازدارند، آن حضرت نپذیرفتند و با آنان در آماده سازی غذا مشاركت كردند. ایشان در جنگ خندق نیز در حفر خندق دوشادوش دیگران به تلاش مشغول بودند.
در سخن گفتن نیز ساده حرف می زدند و با آنكه عقل كل و گنجینه معارف والا بودند، زبانی مردمی داشتند و در سطح مردم سخن می گفتند. به فرموده
امام صادق(ع) فرمودند: پیامبر خدا (ص) هرگز با نهایت عقل خویش با مردم سخن نگفت. چون آن حضرت فرموده است كه 'ما پیامبران ماموریم كه با مردم به اندازه عقل هایشان صحبت كنیم.'
گشاده رویی
چهره و برخورد اولیه، یا كمند جذب و محبت است، یا عامل دفع و گریز. پیامبر خدا (ص) گشاده رو و خندان بودند و رفتاری پرجاذبه داشتند. جز در حالتی كه قرآن نازل می شد، یا موعظه می كردند، اغلب خندان و متبسم بودند. در حدیث است كه آن حضرت از همه مردم بیشتر خنده رو بودند و در چهره اصحابش لبخند می زدند.
گاهی پیامبر اكرم (ص) با دیگران مزاح و شوخی می كردند، با این هدف كه آنان را مسرور و خرسند كنند.
اخلاق آن حضرت چنان بود كه به هر كسی می رسید ـ حتی كودكان ـ سلام می دادند و با هر مسلمانی كه برخورد می كردند، دست داده و مصافحه می كردند و هنگام دست دادن، آنقدر دست خود را در دست طرف مقابل نگه می داشتند كه او دست خود را عقب بكشد و با چنین صمیمیتی در برخورد، در دل ها محبت و جاذبه می آفریدند.